ایران و آمریکا پس از 6 ماه جنگ
جنگ آمریکا با ایران ششماهگی خود را نیز پشت سر گذاشت، جنگی که قرار بود طی چند روز یا حداکثر چند هفته، ساختار سیاسی و اجتماعی ایران را نابود کند یا حداقل رهبران ایران را به تسلیم در برابر آمریکا و اسرائیل و پذیرش بیقیدوشرط خواستههای حداکثری این دو کشور وادار کند. اما فرایند جنگ برخلاف نظر تقریبا همه کارشناسان نظامی و استراتژیک به نحو متفاوتی پیش رفت و حال در شرایطی هستیم که آمریکا پس از دو جنگ، تهدیدات مکرر و کارزار سیاسی و تبلیغاتی مبنی بر نابودی ایران از طریق اقدامات نظامی، سرانجام به این نتیجه رسیده که گسترش تحریمهای اقتصادی بهترین راه به فروپاشی کشاندن ایران و مجبورکردن رهبران کشور به تسلیم در برابر آمریکاست هرچند ترامپ و دیگر سران ایالات متحده توسل به راهکارهای نظامی را نیز رد نکردهاند و میبینیم که علیرغم تأکید بر کارزار اقتصادی، زدوخوردهای دو طرف همچنان برقرار است. حال و پس از گذشت شش ماه از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، به نظر میرسد که موارد ذیل قابلتوجهترین موارد برای بحث و بررسی در شرایط فعلی باشند.
جنگ آمریکا با ایران ششماهگی خود را نیز پشت سر گذاشت، جنگی که قرار بود طی چند روز یا حداکثر چند هفته، ساختار سیاسی و اجتماعی ایران را نابود کند یا حداقل رهبران ایران را به تسلیم در برابر آمریکا و اسرائیل و پذیرش بیقیدوشرط خواستههای حداکثری این دو کشور وادار کند. اما فرایند جنگ برخلاف نظر تقریبا همه کارشناسان نظامی و استراتژیک به نحو متفاوتی پیش رفت و حال در شرایطی هستیم که آمریکا پس از دو جنگ، تهدیدات مکرر و کارزار سیاسی و تبلیغاتی مبنی بر نابودی ایران از طریق اقدامات نظامی، سرانجام به این نتیجه رسیده که گسترش تحریمهای اقتصادی بهترین راه به فروپاشی کشاندن ایران و مجبورکردن رهبران کشور به تسلیم در برابر آمریکاست هرچند ترامپ و دیگر سران ایالات متحده توسل به راهکارهای نظامی را نیز رد نکردهاند و میبینیم که علیرغم تأکید بر کارزار اقتصادی، زدوخوردهای دو طرف همچنان برقرار است. حال و پس از گذشت شش ماه از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، به نظر میرسد که موارد ذیل قابلتوجهترین موارد برای بحث و بررسی در شرایط فعلی باشند.
1- جنگ اقتصادی که دولت آمریکا بعد از شکست راهبرد نظامی در پیش گرفته، موضوعی است که به صورت کلی درباره موفقیت آن تردیدهای جدی وجود دارد چراکه موفقیت در این کارزار مستلزم پیشنیازهایی است که دولت ترامپ اصولا یا فاقد آنهاست یا امکانات مربوط به آنها را کاملا تضعیف کرده است. درواقع اگر سیاست اوباما در زمینه تحریم اقتصادی موفق شد، دلیل آن سیاست روشن و واقعبینانهای بود که اوباما و تیم سیاست خارجی او طراحی کردند و هدف آن نه نابودی یا تحقیر ایران که تغییر در سیاستهای کشورمان بود. در این چارچوب اوباما از یک طرف اهدافی را مد نظر قرار داده بود که در سطح جهانی درخصوص آنها اجماع نظر وجود داشت و از طرف دیگر طی مذاکراتی محرمانه با ایران خطقرمزهای حداقلی ایران را پذیرفته بود. اما تحریمهای ترامپ بهوضوح در شرایطی اعلام شده که آمریکا پس از ناموفقبودن عملیات نظامی عملا راهکار دیگری ندارد و مهمتر از آن آمریکای ترامپ طی نزدیک به دو سال با حرکات و تصمیمهای عجولانه موقعیت بینالملل ایالات متحده را تضعیف کرده است. در واقع برخلاف اوباما که تحریمها را با جلب همکاری روسیه و چین از تصویب شورای امنیت گذراند، آمریکا امروز نمیتواند از هیچ مشارکت بینالمللی حتی از طرف متحدان خود بهره گیرد. در این شرایط بدیهی است که اتخاذ سیاستهای طراحیشده توسط اوباما در شرایط سیاسی متفاوت از آن دوران، به اهدافی فراتر از دستاوردهای همان دوران منجر نخواهد شد. در واقع ترامپ در 9 اسفند عملیات نظامی را به این دلیل آغاز کرد که میدانست اهدافی را مد نظر قرار داده که با تحریمهای اقتصادی به آنها نمیرسد و در شرایط فعلی هم اعلام و تبلیغ بر روی جنگ اقتصادی یا تقاضا از مردم برای قیام علیه نظام سیاسی! نمیتواند معنی دیگری به جز سرپوشگذاشتن بر شکست استراتژی نظامی ترامپ در برابر ایران داشته باشد.
2- در تمام زمانهای پس از انعقاد تفاهمنامه با آمریکا عدهای از شخصیتهای سیاسی و تحلیلگران مرتبط با آنان از انعقاد تفاهمنامه بهشدت انتقاد کرده و دیپلماتها و شخصیتهای سیاسی دستاندرکار طراحی و امضای تفاهمنامه را مورد نقد و عتاب قرار دادهاند. در این چارچوب و با توجه به اینکه مفاد تفاهمنامه به صورتی آشکار در جهت منافع ایران تنظیم شده، اکثریت قریب به اتفاق مخالفان، دلیل رویکرد منفی خود را عدم صداقت آمریکا دانسته و اعلام میکنند که آمریکا در هر شرایطی دشمنی با ایران را رها نکرده و تفاهمنامه را اجرا نخواهد کرد، نکتهای که از منظر سیاست عملی و نظری عمیقا غیرقابل قبول تلقی میشود. روشن است که هر سیاستمداری در هر نقطه از جهان چشماندازهایی دارد که آرزو میکند به آنها نائل شود. اما پرواضح است که سیاستمدار تا حد مقدوراتش پیش میرود و در جایی متوقف میشود. بسیار بدیهی است که آمریکا سالها در ویتنام جنگ نکرده بود که به آن شکل تحقیرآمیز از این کشور فرار کند یا انگلستان و فرانسه اصلا نمیخواستند کنترل کانال سوئز را از دست بدهند و البته آلمان و ژاپن هم نمیخواستند که در پایان جنگ دوم جهانی به آن شکل نابود و تحقیر شوند. اما همه اینها اتفاق افتاده چون سیاستمداران همیشه به اهداف خود نمیرسند و مهمتر اینکه بزرگترین شکستها را سیاستمدارانی به کشورهای خود تحمیل میکنند که تصور میکنند میتوان با ماجراجویی نظامی به اهداف حداکثری دست یافت. در واقع امروز و پس از گذشت شش ماه از آغاز جنگ نهتنها خواستهای حداکثری ترامپ مبنی بر متلاشیشدن ساختار سیاسی و اجتماعی ایران یا حداقل تغییرات ساختاری و عمیق در سیاست خارجی ایران محقق نشده بلکه حالا حتی تعاملی برای نظارت بر برنامه هستهای ایران که نکته کانونی در سیاستهای آمریکا علیه ایران بوده، وجود ندارد. این در حالی است که موفقیت ایران در جنگ و متعاقب آن کنترل تنگه هرمز موجب شده که کشورمان تلاش کند با تسلط کامل بر این تنگه، محملی برای رفع دائمی تهدید آمریکا فراهم کرده، این کشور را مجبور به پذیرش تفسیر ایران از تفاهمنامه کند و در مقابل آمریکا نیز تلاش دارد تا اهرم تنگه هرمز را تا حد امکان بیاثر کند تا بتواند یا تفاهمنامه را باطل کند یا ایران را مجبور به پذیرش تفسیر آمریکا از بندهای تفاهمنامه کند.
در واقع متأسفانه باید گفت که نیروهای سیاسی مخالف با مذاکره و تفاهم با آمریکا اگرچه عموما ژستهایی به شدت ضد آمریکایی دارند، اما در عمل بهشدت مرعوب قدرت آمریکا بوده و با فرض قدرقدرتی این کشور مذاکره و توافق با آن را از پیش شکستخورده میدانند چراکه در نهاد خود آمریکا را شکستناپذیر تلقی میکنند. این در حالی است که در شرایط فعلی و پس از نبردی افتخارآمیز با آمریکا تمام نیروهای سیاسی باید درک کنند که ایالات متحده نیز یکی از کشورهای جهان و البته کشوری بسیار قدرتمند در عرصههای سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی است، اما ترامپ همچون بخش بزرگ دیگری از سیاستمداران افراطی و متوهم، با افراطیگری و ماجراجویی نظامی شرایطی را فراهم آورده که نهتنها ایالات متحده به هیچکدام از اهداف خود نرسیده، بلکه ایران را در موقعیت پیروزی و کسب منافع بیشتر قرار داده است. ایران ما نیز کشوری است با قدرت قابلتوجه اما قطعا محدودتر از آمریکا که ضروری است راهکار مذاکره و دیپلماسی را با قدرت و قاطعیت کامل ادامه دهد و البته در شرایط فعلی تداوم تعامل و دیپلماسی، شیوه مطلوبتری است که اعتمادبهنفس و اقتدار کشورمان را بیش از پیش نمایان ساخته و منافع مدنظر را محقق میکند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.