دهقانی فیروزآبادی: تنگه هرمز ابزار راهبردی جدید ایران است
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه جنگ نشان داد امنیت در خلیج فارس امری بههم پیوسته است، گفت: با توجه به تغییر بنیادین در امنیت ملی ایران در پی جنگ اخیر، شرایط ایجاب میکند بر تنگه هرمز اعمال حاکمیت داشته باشد و این ابزار راهبردی جدید راهبردی اکنون از عناصر قدرت ایران محسوب میشود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه جنگ نشان داد امنیت در خلیج فارس امری بههم پیوسته است، گفت: با توجه به تغییر بنیادین در امنیت ملی ایران در پی جنگ اخیر، شرایط ایجاب میکند بر تنگه هرمز اعمال حاکمیت داشته باشد و این ابزار راهبردی جدید راهبردی اکنون از عناصر قدرت ایران محسوب میشود.
«سیدجلال دهقانی فیروزآبادی» دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در تحلیل خود از شرایط کنونی منطقه با بیان اینکه ترامپ محاسبه دقیق و درستی از جنگ نداشت،گفت: اساسا ترامپ راهبرد مشخصی برای جنگ نداشت، مهمتر از آن راهبردی هم برای خروج ندارد. لذا، در هر دو مورد دچار سوء محاسبه شده است.
وی تصریح کرد: ترامپ نمیداند چگونه از این بحران و باتلاقی که ایجاد کرده خارج شود، به همین علت دچار تناقضگویی و اتخاذ مواضع متناقض هستند، در عین حال که ممکن است اتخاذ مواضع مبهم و متناقض از سوی ترامپ برای گیج کردن طرف مقابل و به نوعی تخلیه راهبردی ایران باشد. بنابراین ترامپ در وضعیت متناقضی قرار گرفته که به عقیده من از نظر او هزینه هر دو گزینه بیش از نفع آن است.
این استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه دو مسیر پیش روی ترامپ قرار دارد، گفت: این احتمال وجود دارد که مجددا دست به عملیات نظامی بزند و این موضوع با توجه به هزینههایی که در داخل آمریکا به ویژه بر روی اقتصاد این کشور و همچنین اقتصاد بینالمللی و منطقهای دارد، چندان مفید فایده نخواهد بود و ممکن است مواضع حداکثری خود را تعدیل کرده و دست از زیاده خواهی بردارد؛ یعنی از زورگویی و مطالبات حداکثری بپرهیزد. از این رو اکنون مردد بوده و در شرایط خاصی قرار گرفته که میان این دو باید انتخاب کند.
انجام یک تفاهم موقت بین ایران و امریکا تقویت شده
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی همچنین بیان کرد: انتخاب گزینه نظامی توسط ترامپ علیه ایران به این راحتی هم نیست، احساسم این است که ترامپ به این جمع بندی رسیده که مشکل و مسئله ایران راهحل نظامی ندارد. در واقع با توجه به تاب آوری خارق العادهای که ایران در زمان جنگ از خود نشان داد، ترامپ و آمریکا به این نتیجه رسیدند که نمیشود از نظر نظامی ایران را به تسلیم وا داشت.
وی با اشاره به آتش بس شکنندهای که میان ایران و آمریکا همچنان برقرار است گفت: طی هفتههای اخیر احتمال گزینه جنگ و توافق علی السویه بود و احتمال گزینه جنگ نسبت به توافق برابر بود. ولی در روزهای اخیر گزینه تفاهم موقت تقویت شده است. اصل را باید بر این بگذاریم که ممکن است این یک نوع تاکتیک از طرف ترامپ باشد. جنگ طلبان آمریکا و نتانیاهو تمام تلاششان را میکنند تا از حصول چنین توافقی جلوگیری کنند.
چین ضامن تفاهم احتمالی با ایران است
این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که پاکستان بهعنوان میانجی میان تهران و واشنگتن تاکنون رایزنیهای بسیاری را انجام داده، نمونه اخیر آن نیز حضور هیات عالی رتبه اسلام آباد در هفته گذشته در ایران بود، نقش پاکستان تا چه اندازه موفق و مهم ارزیابی میکنید؟ آیا چشم انداز روشنی برای رسیدن به یک توافق جامع وجود دارد؟ گفت: در مجموع میتوان گفت پاکستان در میانجیگری خود موفق بوده زیرا این مساله یکی از مهمترین و مشکلترین منازعاتی است که در سطح بینالمللی وجود دارد. منازعه میان ایران و آمریکا پیچیده، چند بُعدی و طولانی مدت بوده است. البته محدودیتهایی نیز داشته و دارد، که به خاطر همین محدودیت ها چین به طور غیر مستقیم در مذاکرات مشارکت داشت، به نوعی چین یکی از بازیگرانی است تفاهم احتمالی میان آمریکا و ایران را تضمین میکند.
دهقانی فیروزآبادی ادامه داد: پاکستان انگیزه ملی و شخصی (عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان) دارد و در این میان ارتباطات شخصی میان ترامپ و عاصم منیر مهم بود که در بُعد بینالمللی طبیعتا میتواند کمککننده باشد. به علاوه طرفین منازعه میانجیگر را باید بپذیرند. همچنین انگیزه ملی پاکستان برای کسب اعتبار بینالمللی در این رابطه قابل توجه است.
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی اظهار کرد: از نظر ایران رابطه میان پاکستان، عربستان و آمریکا این ظرفیت و قابلیت را به اسلامآباد میدهد که مورد اعتماد آنها باشد، همچنین با ایران هم ارتباط خوبی دارد که میتواند میانجیگری کند، از سوی دیگر حُسن اعتمادی که ایران بر حسب حُسن همجواری با پاکستان دارد در این رابطه موثر بوده است، از این رو در مورد پاکستان میتوانیم بگوییم با تمام بازیگران دخیل در این منازعه ارتباطات خوبی دارد.
این استاد دانشگاه در ادامه با بیان این که پاکستان بهعنوان میانجی انگیزه و ظرفیت آن را دارد تا به یک تفاهم میان ایران و آمریکا برسد، گفت: این مساله بستگی به دو طرف به ویژه آمریکاییها دارد، زیرا ترامپ و آمریکا باید از زیاده خواهیها و اهدافی که به معنای تسلیم است، دست بردارند. اکنون شرایط بهگونهای است که به نظر میرسد از نظر ترامپ گزینه تفاهم به تشدید تنش برتری دارد.
دهقانی فیروزآبادی همچنین درباره وضعیت کنترل تنگه هرمز و ملاحظات حقوقی آن؟ گفت: آمریکا و به تبع آن رژیم صهیونیستی تمام موازین حقوقی و بینالمللی را زیر پا گذاشته و نقض کردند، در حال حاضر نیز محاصره دریایی که خود یکی از مصادیق نقض حقوق بینالملل و عین تجاوز است را در پیش گرفتهاند، این بازیگران نه تنها قانونمند نیستند بلکه صراحتا اعتراف کرده و حتی به جنایت جنگی خود افتخار هم میکنند.
ایران و عمان تعیین کننده سرنوشت حقوقی تنگه هرمز هستند
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه وضعیت تنگه هرمز ماهیتا از محاصره دریایی متفاوت است، اظهار کرد: تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. طبق کنوانسیون 1982 که ما آن را امضا کرده اما تصویب نکردیم، در واقع رژیم ترانزیت را نپذیرفتیم، به عبارتی کشوری که طرف عضو کنوانسیون بینالمللی نیست ملزم به رعایت قوانین آن کنوانسیون هم نیست. به ویژه ایران حقوق دریاها را حقوق قراردادی میداند و نه عرفی. با این حال حتی بر اساس کنوانسیون 1982 هم ایران میتواند تحت عنوان ارایه خدمات و حفظ محیط زیست و عبور و مرور امن کشتیها و ناوبری، نظارت و کنترل برای تامین امنیت داشته باشد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: علاوه بر این کشور ساحلی میتواند در ازای خدماتی که به کشتیها ارائه میدهد، هزینهای دریافت کند. این موارد در زمان صلح حکمفرما است، و در شرایط جنگی که طبیعتا مساله با حساسیت بیشتر باید دنبال شود و طبیعی است در چنین وضعیتی ایران کنترل نظامی بر این آبراه خواهد داشت.
دهقانی فیروزآبادی با تاکید بر اینکه محاصره دریایی ماهیتا از انسداد تنگه هرمز در شرایط جنگی وکنترل و اعمال حاکمیت ایران متفاوت است، تصریح کرد: در زمان صلح نیز با توجه به اینکه عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ نیستیم، براساس آن میتوانیم اعمال کنترل و حاکمیت داشته باشیم. اساسا در اثر جنگ و استفاده تسلیحاتی که آمریکا از تنگه برای تجاوز به ایران کرد، شرایط تنگه هرمز تغییر و تحول بنیادین کرده و ماهیتی متفاوت از قبل دارد و طبیعی است که اکنون ایران باید بین امنیت ملی و آزادی کشتیرانی بینالمللی تعادل و توازن برقرار کند.
وی در ادامه درباره گفتوگوهای ایران و عمان برای رسیدن به چارچوبی در ارتباط با کنترل تنگه هرمز اظهار کرد: نیمی از تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران است و نیمی دیگر در عمان، اعتقاد ما این است که همکاری با عمان منافاتی با اعمال حاکمیت و اقتدار ما ندارد و در شرایط صلح باید بتوانیم در این چارچوب با عمان هماهنگی کنیم. با توجه به اینکه تنگه در آبهای ایران و عمان قرار دارد همکاری و هماهنگی با عمان میتواند تسهیل کننده تامین امنیت، اقتدار و کنترل ما بر تنگه هرمز باشد.
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی افزود: نهایتا ایران و عمان میتوانند تصمیم بگیرند هماهنگیها را چطور صورت دهند و این خیلی موثر است که بتوانیم منافع و امنیت ملیمان را تامین و با یکدیگر مشارکت داشته باشیم.
دهقانی فیروزآبادی در پاسخ به این پرسش که در پی وقوع جنگ و تحولات منطقه شاهد تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس هستیم، با وجود اینکه ایران در 47 سال گذشته تلاش کرد جنگی رخ ندهد اما این اتفاق افتاد، بنابراین موازنه قبلی بر اساس اینکه جنگی رخ ندهد دیگر مفید نیست، آیا موازنه جدیدی در حال شکلگیری است؟ گفت: در حال حاضر موازنه قدرت دچار تغییر و تحول شده و یک نمونه آن تنگه هرمز است که ایران با توجه به تغییر بنیادین در امنیت ملیاش ایجاب میکند تا اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز داشته باشد و این از ابزار راهبردی جدیدی است که ایران بالفعل کرده است و اکنون از عناصر قدرتش محسوب میشود.
وی خاطرنشان کرد: در شرایط کنونی ژئوپلیتیک منطقه تغییر کرده و تنگه هرمز هم کاملا یک موضوع ژئوپلیتیکی است. نظم امنیتی پیشین نظم مبتنی بر معادله نفت در مقابل امنیت بود که این مساله کاملا باطل شده است.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه آمریکا قادر به تامین امنیت برای اعراب نیست، گفت: این جنگ نشان داد که امنیت عاریتی پایدار نخواهد بود.
وی افزود: تحول عمده اخیر نشان داد نه تنها آمریکا نتوانست امنیت را تامین کند، بلکه معادله برعکس شد، آنها که از اسرائیل دفاع میکردند امنیتشان در خطر افتاده و در اثر جنگ کاملا مشخص شد امنیت در خلیج فارس بههم پیوسته است. نمیتوان جنگی را علیه ایران به راه انداخت، تحمیل کرد و بعد انتظار داشت امنیت در کشورهای منطقه حکمفرما باشد. جنگ نشان داد پیوستگی این مساله تاثیر مستقیمی بر امنیت ایران، منطقه و امنیت بینالمللی دارد. در واقع نظم امنیتی که قبل از جنگ وجود داشت، دگرگون شده و گزینههای دیگری برای آن وجود دارد. کشورهایی مانند امارات به سمت اتحاد و ائتلاف با رژیم صهیونیستی رفته و سعی دارند موازنه جدیدی ایجاد کنند و ترتیبات امنیتی دیگری شکل دهند. طبعا ایرانی که در یک جنگ نابرابر سربلند و شکست نخورده بیرون آمده با تهدیدها با قدرت برخورد خواهد کرد.
دهقانی فیروزآبادی در ادامه در پاسخ به این سوال که چرا در مذاکراتی که اکنون با میانجیگری پاکستان در جریان است، ایران اصرار دارد در این مرحله درباره مساله هستهای بحث نکند؟ ابراز عقیده کرد: مهمترین ملاحظه بیاعتمادی مطلق ما به آمریکا و سوابق عهدشکنی و نقض عهدی است که دولتهای مختلف آمریکا در سالهای گذشته داشتهاند، به ویژه شخص ترامپ کسی است که از توافقنامههای بینالمللی و حتی در مورد برجام که اعضاء دائم شورای امنیت آن را امضاء کرده بودند و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تایید کرده بود به راحتی خارج شد.
وی خاطرنشان کرد: طی یک سال اخیر جمهوری اسلامی ایران دو دور مذاکرات دیپلماتیک انجام داد اما در اثنای مذاکرات به ایران حمله کردند، ایران بر چه اساسی میتواند به آمریکا اعتماد کند، لذا در وضعیت کنونی اصل بر بیاعتمادی است، باید شرایطی ایجاد شود که طرف مقابل به راحتی نتواند نقض عهد کند و این تفاهم پایاپای، متقابل و گام به گام باشد.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه دو شرط میتواند در دستور کار قرار گیرد، گفت: در مرحله اول باید تجاوز و جنگ به طور قطعی پایان یابد و محاصره دریایی برداشته شود، در مقابل ما نیز تعهداتی داریم و تلاش میکنیم تا عبور امن از تنگه هرمز تضمین شود. اما اینکه میگویند تنگه هرمز باید بازگشایی شود، به این نکته توجه کنند که ما تنگه را نبستیم بلکه در اثر تجاوز آمریکا بسته شده است.
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی درباره حضور نیروهای آمریکایی در منطقه و روابط این کشورها با آمریکا و اسرائیل، اظهار کرد: مسائل منطقه ربطی به آمریکا ندارد. آمریکا باید نیروهای نظامی خود را از سواحل ایران دور کند. ما میتوانیم درباره مناسبات و تعاملات منطقهای با کشورهای منطقه صحبت کنیم. اگر تفاهمی صورت گیرد بهخصوص آمریکاییها نقض عهد نکنند و پس از پایان قطعی جنگ در فرصت دیگری در مورد مسایل هستهای با شرایط ایران میتواند صحبت شود.
دهقانی فیروزآبادی در ادامه تاکید کرد: در واقع آنچه مهم است اینکه تلاش ایران باید به این سمت باشد که گزینه تسلیم به توافق تبدیل شود. ترامپ همواره از تسلیم صحبت میکند، در حالی که آمریکا باید از این سیاست شکست خورده دست بردارد و توافق متوازن و منطقی و منصفانه را بپذیرد. چون مذاکره با دیکته فرق دارد. ایران ثابت کرده زیر بار زور نمیرود.
این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه چگونه گزینه تسلیم آمریکا باید به تفاهم تبدیل شود؟ اظهار کرد: ابتدا باید قدرت دفاعی حداکثری داشته و آماده دفاع از خود باشیم، حتی زمانی که مذاکرات صورت میگیرد. مولفه دوم تابآوری ملی است که در زمان جنگ، ایران از خود نشان داده یعنی دولت باید شرایط اقتصادی و معیشتی را به گونهای مهیا کند که مردم بتوانند شرایط و وضعیت جنگی را تاب آورند. تابآوری ملی یعنی تمام ملت و دولت تلاش کنند در شرایطی قرار گیریم که بتوان در برابر تجاوز مقاومت کنیم، چون برای دستیابی به یک توافق منطقی و منصفانه حمایت مردمی ضرورت راهبردی دارد؛ و نهایتا مولفه دیپلماسی خلاق بهعنوان ضلع سوم.
وی درباره اینکه چرا در دل مذاکرات یکسری موضوعات کلی مانند «برداشته شدن کلیه تحریمها»، «آزاد سازی تمام داراییهای بلوکه شده» یا «خروج تمام نیروهای آمریکایی از منطقه» که به نظر در این مرحله دور از دسترس است، مطرح میشود؟ گفت: معمولا در توافقات مرسوم است، ابتدا کلیات مطرح میشود، که به آن چارچوب اصول کلی گفته میشود، در صورت توافق بر کلیات وارد مرحله بعدی یعنی جزئیات میشوند. به نظرم فرآیند مذاکرات و توافق اینگونه است، یعنی ابتدا چارچوب کلی مورد بحث قرار گرفته و سپس وارد جزئیات میشوند.
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به اینکه تحریمهای آمریکا به چند نوع و دسته تقسیم میشود، تصریح کرد: یک نوع تحریمهای سازمان ملل است، یک نوع تحریمهای اولیه و ثانویه که در چارچوب مباحث هستهای است و بخشی نیز با اتهام تروریسم و یا حقوق بشر وضع شدهاند، لذا این مبحث خیلی نامتعارف نیست که کلیات تحریمها مشخص شود و بعد جزئیات مورد بررسی قرار میگیرد.
دهقانی فیروز آبادی همچنین درباره ترکیب تیم مذاکراتی و ساختاری که در این سه ماه شکل گرفته است؟ گفت: این مذاکرات بسیار سخت است، به ویژه با توجه به ماهیت موضوع و اقداماتی که آمریکا طی این سالها انجام داده است که دو بار در حین مذاکره به ایران حمله کردند از این رو شرایط بسیار سخت و موضوعاتی بسیار پیچیده و گسترده مطرح است. اینکه انتظار داشته باشیم در دو ماه این روند به نتیجه برسد هم غیر واقعبینانه است.
وی ادامه داد: تیم مذاکراتی ایران تیم موفقی بوده به ویژه به لحاظ سطح مذاکرات که در بالاترین سطح و با حضور شخصیتهای با تجربه و با سابقه، آن را مدیریت میکنند. البته عدم داشتن سخنگو، نقطه ضعفی بود که خوشبختانه برطرف شد تا روایت صحیحی منعکس شود. همچنین پیشنهاد میشود تیم حقوقی پشتیبان مذاکره تقویت شود. نکته حائز اهمیت این است که خوشبختانه شاهد هستیم همه ارکان نظام و حاکمیت از مذاکره کنندگان حمایت میکنند.
این استاد دانشگاه در ادامه درباره اینکه در زمان رهبر شهید عدهای بودند که به مذاکرات و مذاکرهکننده حمله میکردند هر چند تایید رهبری را داشتند و الان هم شاهد این برخوردها هستیم ؟ گفت: طبیعی است که جامعه متکثر و دارای دیدگاههای مختلف اختلاف نظر داشته باشند و افراد آزادانه نظرات خود را مطرح کنند، عموما جوامع دموکراتیک اینگونه هستند. اما آنچه مهم است اینکه اگر نظام به جمعبندی رسید، اجماع هم وجود داشته باشد. گاهی اوقات نقدها به اینکه روند مذاکراتی بهتر شود، کمک میکند.
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی خاطرنشان کرد: مهم است در مذاکرات چند زبانه و چندگانه عمل نکنیم، تمام نظام حرف واحدی مطرح کنند، البته فی نفسه بیان دیدگاههای مختلف بد نیست، اما باعث نشود که در صحنه بیرونی و خارجی در مذاکرات دچار تشتت شویم. این خوب نیست و همچنین مراکز متعدد تصمیمگیری ناهماهنگ، آسیبزا است.
دهقانی فیروزآبادی گفت: وحدت نظر و وحدت فرماندهی و نظری که مجموع نظام به آن رسیده، باید انجام شود، قاعدتا مذاکرات بدون موافقت شورای عالی امنیت ملی و مجوز مقام معظم رهبری صورت نمیگیرد. باید به تمام تصمیمگیرندگان اعتماد داشته باشیم. بیانیهای هم که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مناسبت سوم خرداد منتشر کرد، بسیار حائز اهمیت و قابل تقدیر است و یک پشتوانه مهم برای مذاکرهکنندگان. رزمندگانی که در میدان نظامی حماسه و شگفتی آفریدند اکنون از رزمندگان میدان دیپلماسی حمایت میکنند، چون در واقع میدان نظامی و میدان دیپلماسی دو روی یک سکه و دو تیغه یک قیچی هستند که منافع ملی را تامین میکنند.