روایت علی مطهری از لحظه شهادت علی لاریجانی / بدنشان بسیار متلاشی شده بود / بعد از جنگ ۱۲ روزه از جابهجاییهای زیاد خسته شده بود
علی مطهری گفت: در خانهای در پردیس بودند که هدف بمب قرار میگیرد. تقریباً ساعت سه نیمهشبِ ۲۷ رمضان بود که به روایتی شب قدر است. احتمالاً ایشان در حال عبادت بودهاند؛ شاید ایستاده یا نشسته. چون بدنشان بسیار متلاشی شده بود. اما مرتضی خوابیده بود و بدنش نسبتاً سالمتر بود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی مطهری گفتوگویی درباره زندگی علی لاریجانی داشته است.
در بخشی از این گفتوگو آمده است؛
آخرین باری که آقای لاریجانی را دیدم، حدود یک ماه قبل از شهادتشان بود. ایشان بهصورت سرزده به منزل ما آمدند. تقریباً دو ساعت هم آنجا نشستند و صحبت کردند. احساس کردم که از این زندگی پنهان و اینهمه جابهجایی خسته شدهاند و آمدهاند تا گپی بزنند، تبادل نظری کنند و خستگی در کنند. زمانی که خواستند بروند، همسرم به ایشان گفت که اگر میخواهید، اینجا تشریف بیاورید؛ طبقه بالای ما تقریباً خالی است و جای مناسبی است که شما تشریف بیاورید. من هم به شوخی گفتم اینجا خوب نیست و همه کشته میشویم.
ایشان هم خنده عمیقی کردند و رفتند. بعد از آن دیگر ایشان را ندیدم. در آن جلسه که قبل از جنگ رمضان بود، صحبت شد و ایشان گفتند که احتمال جنگ وجود دارد و تلاش میکنیم جنگی رخ ندهد. دیدیم که ایشان خیلی فعال بودند و طرحی را به عمان بردند و مذاکرات را کاملاً نظارت و هدایت میکردند. اما به هر حال، آنها ناجوانمردانه در وسط مذاکره وارد جنگ شدند.
بعد از جنگ دوازدهروزه، هر لحظه احتمال حمله و ترور وجود داشت. طبیعی بود که به منزل خودشان نمیتوانستند بروند و دائماً جابهجا میشدند. خانواده در جای دیگری بودند و خودشان و مرتضی در جای دیگری؛ و این وضعیت دائماً تغییر میکرد.
آن مقداری که من اطلاع دارم، در خانهای در پردیس بودند که هدف بمب قرار میگیرد. تقریباً ساعت سه نیمهشبِ ۲۷ رمضان بود که به روایتی شب قدر است. احتمالاً ایشان در حال عبادت بودهاند؛ شاید ایستاده یا نشسته. چون بدنشان بسیار متلاشی شده بود. اما مرتضی خوابیده بود و بدنش نسبتاً سالمتر بود.