جنگ رمضان و رویای اسرائیل بزرگ؛ از سلطه صهیونیستی تا ضرورت خودکفایی منطقهای
گفتوگوی اختصاصی انجمن راحل با دکتر محمدنظیف شهرانی، انسانشناس شهیر افغانستانی و استاد دانشگاه ایندیانا آمریکا
در تاریخ معاصر منطقه جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه)، جنگها همواره با نامهایی گره خوردهاند که گویای ماهیت و پیامدهای آنهاست. «جنگ رمضان» یا همان جنگ اکتبر ۱۹۷۳، نقطه عطفی در منازعات اعراب و اسرائیل بود؛ جنگی که با وجود تلفات سنگین، ابهت نظامی اسرائیل را شکست و معادلات منطقه را برای همیشه تغییر داد. امروز، نیم قرن بعد، بار دیگر این منطقه شاهد جنگی با همین نام است؛ جنگی که در ماه مبارک رمضان آغاز شد، اما این بار ایران در مرکز آن قرار دارد.حمله نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران که به شهادت رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، انجامید؛ نه فقط یک تهاجم نظامی، که یک نقطه عطف تاریخی در تحولات منطقه است. انجمن راحل، با تمرکز پژوهش علمی، کنشگری و فعالیت در حوزه مطالعات افغانستان و مهاجرین افغانستانی در ایران، در این مقطع حساس بر آن شد تا از نگاه نخبگان و شخصیتهای علمی افغانستانی، این رویداد تاریخی را روایت و تحلیل نماید. افغانستان به عنوان همسایه شرقی ایران، کشوری که خود روزگاری آماج حملات ابرقدرتها بوده و هنوز زخمهای جنگ بر پیکره آن باقی است، میتواند خوانشی متفاوت و عمیق از این تحولات ارائه دهد. هدف ما ثبت و ضبط تحلیلهایی است که نه فقط از منظر منافع ملی ایران، که از چشمانداز پیوندهای تاریخی-تمدنی و ریشهها و سرچشمههای مشترک دو کشور به این واقعه مینگرند. گفتوگوی اختصاصی این هفته انجمن راحل با دکتر محمدنظیف شهرانی، انسانشناس شهیر افغانستانی و استاد دانشگاه ایندیانا آمریکا، انجام گرفته است.
دکتر شهرانی این جنگ را در چارچوب «پروژه اسرائیل بزرگ» و تلاش برای حذف ایران به عنوان مانع اصلی سلطهطلبی صهیونیستی در منطقه تحلیل میکند. از نگاه وی، حمایت صهیونیستهای مسیحی در اداره کنونی آمریکا و همکاری آنها با صهیونیستهای یهودی اسرائیل، از عوامل کلیدی این تجاوز است. او با نقد واکنشهای دوگانه و مغرضانه کشورهای اروپایی (به استثنای اسپانیا)، بر این باور است که عدم عکسالملل مؤثر بینالمللی، نظام قانونمند جهانی را با بیاعتباری جدی مواجه ساخته است. شهرانی کشورهای منطقه را کاملاً وابسته به اقتصاد و سیاست غرب میداند و «اتحاد با یکدیگر و تلاش برای خودکفایی همراه با ایران» را تنها راه دستیابی به امنیت جمعی در برابر صهیونیسم و حامیان غربی آن معرفی میکند. وی با اشاره به ضرورت دریافت غرامات جنگی از دشمن و کسب مشروعیت مردمی بیشتر برای حکومت ایران و کشورهای منطقه، تأکید میکند که امنیت واقعی در اتحاد کشورهای اسلامی منطقه، خودکفایی در فناوری جنگی، اقتصاد غیروابسته و عدم وابستگی سیاسی به غرب استعمارگر نهفته است.
* تحلیل و نظر جنابعالی درباره جنگ کنونی چیست؟ این رویداد را در چه چارچوبی تحلیل میفرمایید و چه ارزیابیای از آن دارید؟
این جنگ را میتوان در زمره جنگهای فاقد هیچگونه دلیل موجهای معمول با پیشینه تاریخی در روابط بینالمللی امریکا و جهان دانست.عوامل ممکن اصلی جنگ عبارتاند از:- یک؛ عمل خصمانه اسرائیل جهت آماده ساختن شرایط برا عرض اندام اسرائیل بزرگ (Pax Judaica) از حیث یگانه قدرت در خاورمیانه با حذف قدرت ایران و بعدا ترکیه از منطقه به کمک امریکا و اروپا و تصاحب منابع طبیعی منطقه برای خود و همیاران غربیاش. رویا است و انشاءالله ناممکن ولی عامل تخریب زیر بناها در منطقه خواهد شد.- دیگر حمایت صهیونیستهای مسیحی طرفدار ترامپ در اداره کنونی امریکا برای این جنگ و همکاری آنها با صهونیستهای یهودی اسرائیل در حکومت کنونی اسرائیل و یک سلسله مسایل شخصی و سیاسی مربوط نتانیاهو و بعضی احزاب سیاسی در اسرائیل.- شرایط و اوضاع خاص نظام سیاسی در این مقطع زمان در امریکا و اسرائیل و هم برداشت نادرست این دو کشور خصوصا اسرائیل از روابط مردم ناراض[ناراضی] در ایران با حکومتشان وآروزی به میان آوردن تغیر نظام در ایران.
* واکنشهای بینالمللی و منطقهای به این جنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟ بهویژه موضعگیری کشورها و نهادهای مؤثر در این زمینه را چگونه میبینید؟
عدم عکسالعمل بینالمللی به صورت عموم تاثرآور است. عکسالعمل اروپاییها -به استثنای اسپانیا- مغرضانه، فاقد حقیقتبینانه و دو رویانه از احترام به قوانین بینالملی و نظام قانونمند جهانی میباشد خصوصا با مقایسه به مسایل اروپا چه جنگ اوکراین و یا معضل آیسلند.[این جنگ] برای امریکاییها و یا اروپاییان هم خلق سوالات [شده که] چرا اسرائیل تصمیمگیر درباره جنگها برای آنها شده و نقش اسرائیل در فضیحت[فضاحت] جزیره اپستین و ترامپ و دیگر سیاستچیان فاقد اخلاق و عقل.
* اثرات و پیامدهای منطقهای این جنگ، بهویژه در لایههای بازتعریف امنیت منطقهای و معادلات قدرت، از نگاه شما چگونه ترسیم میشود؟ (و ایضاً این جنگ چه تاثیراتی به نظرتان میتواند روی افغانستان داشته باشد؟)
جامعه مسلمان در منطقه کاملا وابسته به اقتصاد و سیاست امریکا و غرب بوده و فاقد مشروعیت مردمی و ترس و هراس از مقاومت در بربر دشمن دارند، ولی میبینند امید اینکه آمریکا حمایتشان را تامین کند دروغ بوده و امریکا از اسرائیل حمایت کرد. اعراب و خصوصا اعراب خلیج فارس. موقف ترکیه محتاطانه و پاکستان کاملا خود فروخته و مُمد دشمنان است و هراس از مردم خود دارند.اما درس مهمی میتوانند بیاموزند: اتحاد با هم و تلاش به خودکفایی مانند ایران و با ایران بهترین راه رسیدن به امنیت جمعی و یگانه راهیابی به امنیت جمعی در برابر صهیونیزمِ اسرائیل و حمایتگران آمریکایی و اروپاییشان میباشد. اگر منطقه این درک را پیدا کند و مردم باید این را به رهبریتشان[رهبرانشان] بفهمانند. اگر جنگ دوام کند و اقتصاد نفت و گاز فلج شود این جوامع از هم خواهند پاشید، چون کاملا وابسته به دشمنانشاناند.
* تحلیل و پیشبینی شما از آینده جنگ چیست؟ و در این زمینه چه راهکارها یا پیشنهادهایی برای مدیریت پیامدها و عبور از این بحران دارید؟
مردم امریکا و اروپا ممکن [است] از ناحیه اقتصادی بسیار زیاد از جنگ متضرر شوند و عامل توقف جنگ شوند. ایران باید تضمینات بهتر برای صلح از دشمن بگیرد و با طلب غرامات جنگی. و باید حکومتگران ایران و منطقه مشروعیت مردمی بیشتری پیدا کنند تا امنیت داشته باشند.امنیت واقعی در اتحاد کشورهای اسلامی منطقه و تلاش به خودکفایی، تکنولوژی جنگی، اقتصاد غیر وابسته و عدم وابستگی سیاسی به استعمارضداسلامی غرب باشند.