خسارت غیرمستقیم جنگ ۸۰۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود
طی ۴۰روز بنا به گفته خانم مهاجرانی، سخنگوی دولت، ۲۷۰میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم ناشی از جنگ بوده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
منصور بیطرف نوشت: براساس برآوردها بین ۲ تا ۸سال - با در نظر گرفتن میزان سرمایهگذاری و رشد تولید ناخالص داخلی- زمان میبرد تا خسارت ۲۷۰میلیارد دلاری ناشی از جنگ جبران شود؛ یک برآورد نسبتا منطقی. اما بیاییم از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم. در واقع بیاییم از تجربیات جنگی کشورهای دیگر بهویژه کشورهایی که در دوران جنگ جهانی دوم شدیدترین آسیبها و خسارتها را دیدند، بهره ببریم. اما قبل از پرداختن به این موضوع نگاهی بیندازیم به مقایسه خسارت جنگ ۴۰روزه با جنگ ۸ساله تحمیلی عراق علیه ایران. طی ۴۰روز بنا به گفته خانم مهاجرانی، سخنگوی دولت، ۲۷۰میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم ناشی از جنگ بوده است.
گمان من با توجه به شدت آسیبها و بررسیهای غیررسمی این میزان در واقع خسارت مستقیم بوده است اگر این میزان خسارت مستقیم باشد، طبق برآوردها، میزان خسارت غیرمستقیم تقریبا سهبرابر رقم فوق میشود؛ یعنی معادل ۸۰۰میلیارد دلار. چرا به چنین عددی میرسیم؛ زیرا برای خسارت غیرمستقیم باید میزان از دست رفتن رشد اقتصادی را با میزان تخریب زیرساختها و نابودی سرمایهها و هزینه تخمینی بازسازی جمع کنیم که در این صورت شاید عدد فوق هم، همه آن نباشد. در طول جنگ ۸ساله خسارت مستقیم بنا بر برآورد سازمان برنامه و بودجه وقت معادل ۱۰۰میلیارد دلار و خسارت غیرمستقیم ۱۰۰۰میلیارد دلار بود. یعنی ۱۰ برابر؛ زیرا با افزایش زمان جنگ میزان خسارت غیرمستقیم هم افزایش مییابد. ۱۰۰میلیارد دلار زمان جنگ با دلار فعلی معادل ۲۴۰میلیارد دلار میشود. اما بازسازی تقریبا ۱۰سال زمان برد تا خسارتهای ناشی از جنگ جبران شود.
حال نگاهی بیندازیم به تجربه بازسازی کشورهای جنگی دیگر. ما در این یادداشت، چهار کشور آلمان، ژاپن، بریتانیا و فرانسه را مورد بررسی قرار میدهیم. در این بررسی مبنای دلار، ارزش برابری آن در سال۱۹۹۰ است. از کشور آلمان آغاز کنیم. براساس بررسیها و برآوردها خسارت اقتصادی آلمان در جنگ جهانی دوم بالغ بر ۱.۸ تا ۲.۵تریلیون دلار بود و بین ۲۰ تا ۳۰ درصد سرمایه مسکن آن نابود شد. اما چه مدت طول کشید تا آلمان رونق بگیرد: ۵ تا ۶سال!
ژاپن چطور؟ خسارت اقتصادی ژاپن هم حدود ۱.۵ تا ۲تریلیون دلار بود که شامل بمباران گسترده شهری و نابودی ۴۰درصد شهرها بود. دو شهر این کشور یعنی هیروشیما و ناکازاکی با بمب اتم ۱۰۰درصد نابود شدند. همچنین صنعت این کشور کاملا نابود شد. اما ۱۰سال طول کشید تا به رونق برگردد. کشور بعدی بریتانیا است. خسارت بریتانیا کمتر از دو کشور بالا بود. برآورد خسارت آن حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰میلیارد دلار بود. نکته مهم این است که بیشتر آسیب به زیرساختها بود و بدهی دولت بابت جنگ بود که به آن اضافه میشد. اما این کشور ۵ تا ۶سال طول کشید به اوضاع قبل از جنگ خود برگردد. البته در رشد بطئی آن جدایی مستعمرهها هم موثر بود. و آخرین کشور فرانسه است. خسارت اقتصادی کل این کشور حدود ۶۰۰ تا ۹۰۰میلیارد دلار بود که شامل نابودی حملونقل، تخریب صنعتی، اشغال و غارت اقتصادی توسط آلمان بود. اما زمان بازسازی و برگشت آن به قبل از جنگ کمتر از کشورهای دیگر بود و بین ۳ تا ۵ سال زمان برد.
نکته مهم برای بازسازی این کشورها کمکهای اقتصادی آمریکا بهویژه کمک معروف طرح مارشال بود؛ اما همین کمک اگر در چرخه فساد میافتاد بدون شک ثمرهای نداشت. مهمترین نکته در بازسازی این کشورها این بود که نهادها، ساختار خودشان را حفظ و نقش موثری در احیای اقتصادی کشور ایفا کردند. دیگر آنکه مردم و دولت، هر دو باهم میخواستند که کشور احیا شود. اما نکته آخر در واقع جنگ، فقط نابودکننده جان مردم و اقتصاد نیست، بلکه جنگ میتواند آینده یک کشور را با از بین بردن فرصتهای اقتصادی نابود کند. صندوق بینالمللی پول در آخرین گزارش خود، جنگ ۴۰روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران را دستمایه قرار داد و در دورنمای ۲۰۲۶ خود اثرات کلان آن را بر اقتصاد جهان برشمرده است.
بنا بر این گزارش، رشد اقتصادی جهان در سال۲۰۲۶ به ۳.۱درصد میرسد که نسبت به ۲۰۲۵ حدود ۰.۳درصد کاهش دارد. همچنین افزایش نرخ تورم در جهان و کشورهای اروپایی و ایران از دیگر موارد و اثرات جنگ است. همچنین گزارش آنکتاد درخصوص هزینههای جهانی این جنگ و تداوم بسته بودن تنگه هرمز حاکی از آن است که نه فقط قیمت انرژی بلکه قیمت محصولات کلیدی مانند کود اوره که برای کشاورزی جهان بسیار مهم است، افزایش یابد؛ بهطوریکه بر اساس گزارش تریدینگ اکونومیکس این افزایش بالغ بر ۸۰درصد است و از هر تن ۴۲۰دلار به بیش از ۷۰۰دلار میرسد که همین امر بنا بر گزارش «فائو» باعث تشدید گرسنگی در جهان بهویژه کشورهای فقیر و آسیبپذیر خواهد شد. و اما نکته مهم در تجربه بازسازی کشورهای جنگی. هیچکدام از این کشورها بدون کمک دیگر کشورها نتوانستهاند خود را احیا کنند. جذب سرمایهگذاری خارجی و استفاده از ابزارهای مالی و پولی از مهمترین عوامل احیا و رونق کشورهای جنگزده بوده است.