پیشبینی یک اصولگرا از آینده مذاکره ایران و آمریکا/ مذاکرات فعلی تنفس مصنوعی است
حسن بیادی، فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به تجربیات گذشته در برجام و جنگ ۱۲ روزه، مذاکرات فعلی را شبیه به یک تنفس مصنوعی برای حفظ دیپلماسی توصیف میکند که به تنهایی تضمینکننده یک توافق جامع نیست.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
آغاز مذاکرات جدید ایران و آمریکا، به بحثهایی درباره میزان تأثیر این روند بر وضعیت داخلی ایران دامن زده است. در حالی که بخشی از تحلیلگران بر نقش کلیدی رفع تحریمها در بهبود شرایط تأکید دارند، گروهی دیگر معتقدند بدون تغییر در سازوکارهای حکمرانی، توافقهای خارجی تأثیر پایداری نخواهند داشت.
حسن بیادی، فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به تجربیات گذشته در برجام و جنگ ۱۲ روزه، مذاکرات فعلی را شبیه به یک تنفس مصنوعی برای حفظ دیپلماسی توصیف میکند که به تنهایی تضمینکننده یک توافق جامع نیست. از نظر او، کاهش تحریمها تنها زمانی میتواند به عنوان یک شتابدهنده عمل کند که با اصلاحات ساختاری در اقتصاد و مبارزه با انحصار همراه باشد.
مشروح گفتگوی با این فعال سیاسی را در ادامه بخوانید؛
****
* مذاکرات ایران و آمریکا آغاز شده. شما چه چشماندازی برای این مذاکرات میبینید؟
با توجه به طولانی شدن نتایج منفی برجام و خروج چندینباره آمریکا در مذاکرات -مانند قبل از جنگ ۱۲ روزه که در حال گفتگو بودند که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند- و با توجه به ساختار تصمیمگیری در واشنگتن و فضای انتخاباتی پیش رو در تهران، بعید به نظر میرسد که به توافقی پایدار و جامع منجر شود. بنابراین نتایج کنونی بیش از آنکه شبیه پنجرهای رو به توافق نهایی باشد، شبیه به «تنفس مصنوعی» در دیپلماسی است.
* یعنی مذاکرات کنونی را گشایش در فضای سیاسی و اجتماعی کشور نمیبینید؟
گشایش در فضای سیاسی و اجتماعی لوازم خود را دارد و باید نتیجه پایدار داشته باشد. گشایش اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باید محصول «اعتماد حاکمیت به ملت» باشد و مذاکرات فقط میتواند یک «کاتالیزور» موقت باشد؛ چون فاصله ایجاد شده و معضلات اجتماعی، نتیجه و محصول ۴۰ ساله است. بنابراین چنانچه اراده جدی توسط حکمرانان برای اصلاح ساختارهای داخلی و مبارزه جدی با باندهای متصل به قدرت و ثروت وجود داشته باشد، کاهش تحریمها کمی میتواند به آن سرعت بخشد.
اما اگر اقتصاد و سیاست کشور همچنان بر مدار انحصار و ناکارآمدی بچرخد، حتی لغو کامل تحریمها هم گشایش پایدار ایجاد نخواهد کرد. چون ما نباید خودمان را گول بزنیم؛ اگر اندکی عاقل باشیم میفهمیم که در طول توافق برجام، ملت ایران تجربیات خوب و ارزشمندی را کسب کرده که توافق خارجی بدون «پیمان برای اصلاحات جدی داخلی» میان حاکمیت و جامعه، ماندگار و اثرگذار نیست و نخواهد بود.
* با توجه به وقایع اخیر و اینکه بسیاری از مردم معترض بودند و جامعه در حالت نارضایتی قرار گرفته، فکر میکنید این مذاکرات و نتیجه آن بتواند ترمیمکننده وضعیت کنونی باشد؟
مگر فکر میکنید نتیجه بغرنج و طولانی مذاکرات چند درصد میتواند نارضایتیها را ترمیم کند؟ چون این مقوله پیچیده است و باید اعتقاداً قبول داشته باشیم که نتیجه مذاکرات به تنهایی نمیتواند «ترمیمکننده» باشد. چون همانطور که گفتم نارضایتی عمومی ریشه عمیقتری دارد. زیرا نارضایتی مردم فقط در نداشتن «نان، سبزی، رب گوجه فرنگی، گوشت، مرغ و ماهی و…» نیست، که نفوذیهای داخلی و خارجی آدرس غلطی را به مردم القاء میکنند، بلکه چون مردم ما فرهنگی، دیندار و دوستدار نظام اسلامی هستند، توجهشان بیشتر به توهین به «کرامت»، نادیده گرفتن «حقوق شهروندی» و نیز «تعیین سرنوشت توسط خودشان» توسط بیتدبیری مجریان و باند فساد است.
مردم در دو سال اخیر نشان دادند که صرفاً به دنبال رفع تحریم نیستند، بلکه به دنبال اصلاح ساختار حکمرانی، پایان تبعیض و فساد، و پذیرش تنوع سلیقهها در عرصه عمومی هستند. مذاکره با آمریکا ممکن است فشار تحریم را کم کند که شاید منجر به یک حرکت اقتصادی شود، اما این شکافهای اجتماعی و ناکارآمدیهای مدیریتی را نمیتواند درمان کند. چون جراحی و اصلاحات نیاز به تصمیمسازان و تصمیمگیران و مدیران اجرایی مجرب و عاقل دارد؛ بنابراین هرچیزی بهجای خود.
* در شرایط کنونی چه کارهای دیگری حاکمیت باید انجام دهد تا نارضایتیهای عمومی کاهش پیدا کند؟
پذیرش واقعیتهای جامعه امری است ضروری که در این دولتمردان دیده نمیشود؛ چون تدبیر آنها برای رفع نگرانیها ماندگاری «دولت» است نه «مردم». پس اولین مرحله، عبور از نگاه «امنیتی» به مطالبات مردم -مخصوصاً بخش عظیم جوانان بیکار ولی مهربان و مستعد- میباشد و پذیرش این واقعیت که «اعتراض»، «خیانت» نیست، بلکه «هشدار» برای اصلاح است نه برای برکنار کردن یک جریان خاص. بنابراین، حاکمیت باید به جای تلاش برای ساکت کردن صدای منتقد، به فکر اصلاح فرآیندی باشد که این صداهای ناخوش را تولید میکند.
باید بفهمیم که مردم تفکیک «مقاومت» از «مدیریت» را ثابت کردهاند؛ که در برابر تهدید خارجی و نفوذ بیگانگان مقاوماند، اما این به معنای پذیرش مدیریت ناکارآمد داخلی نیست که پس از جنگ ۱۲ روزه بهجای «تشویق»، مردم را «تنبیه» کرد. حکمرانان باید بپذیرند باز کردن فضای سیاسی ضروری است، چون نارضایتی در فضای بسته انباشته میشود و به بیماریهای تنشی میانجامد. کاهش نارضایتی در کوتاهمدت از مسیر «آزادیهای قانون اساسی» و «وفاق ملی» میگذرد.
رسانهها و تشکلهای صنفی، مخصوصاً «احزاب فراگیر و دارای برنامه و هدف» باید به عنوان دریچههای تخلیه فشار اجتماعی به رسمیت شناخته شوند، نه به عنوان گروههای ضد امنیت و فرقههای نوظهور که بعضاً دشمنگونه با آنها برخورد شود. خداوکیلی چنانچه کسی در مراحل استخدام و گزینش بگوید من متعلق به فلان حزب هستم، قبولش میکنند؟ خداوکیلی مدیران و مسئولین ما در قوای سهگانه جرأت دارند که بگویند متعلق به کدام حزب هستند؟ پس…؟ بنابراین بفهمیم مردم ایثارگر و مهربان ایران از «زندگی خوب و شرافتمندانه» سخن میگویند، نه صرفاً «زندگی بدون جنگ». بنابراین، تا زمانی که این تفاوت درک نشود، هیچ توافقی با خارج قادر به بازگرداندن آرامش پایدار به داخل نخواهد بود.
آخرین اخبار سیاست را از طریق این لینک پیگیری کنید.