|
کدخبر: 849130

زندگی ایمن بر پهنه‌های جنبا

پیش‌بینی‌پذیری رویداد زلزله توسط علم، قابل انکار نیست

زلزله یکی از شاخص‌ترین عوامل طبیعی به شمار می‌رود که همواره زندگی انسان‌ها را در معرض تهدید قرار داده است. خطرات زلزله بر اثر زلزله اصلی یا رویدادهای وابسته به آن (مثلا پس‌لرزه‌ها یا سونامی) می‌تواند طبقه‌بندی شود.

محمد طالبی*:زلزله یکی از شاخص‌ترین عوامل طبیعی به شمار می‌رود که همواره زندگی انسان‌ها را در معرض تهدید قرار داده است. خطرات زلزله بر اثر زلزله اصلی یا رویدادهای وابسته به آن (مثلا پس‌لرزه‌ها یا سونامی) می‌تواند طبقه‌بندی شود. مطالعات سال‌های اخیر نشان می‌دهند که در حدود نیم قرن گذشته، تقریبا 50 درصد از کل تلفات انسانی و 30 درصد از خسارات اقتصادی بر اثر وقوع زلزله بوده است. از‌این‌رو یکی از مهم‌ترین اهداف زلزله‌شناسی، پیش‌بینی کم‌وکیف رویداد زلزله است. البته در محافل علمی، از پیش‌بینی احتمالی زلزله که دربرگیرنده عدم قطعیت‌هایی است، با واژه پیش‌یابی زلزله نام برده می‌شود و واژه پیش‌بینی زلزله را به ادعاهای قطعی اطلاق می‌کنند.

تلاش‌های محققان نشان می‌دهند که در بسیاری از موارد، می‌توان میان رخداد یک زلزله بزرگ و الگوهای لرزه‌ای یا ناهنجاری‌های عوامل فیزیکی موجود در زمین یا خارج از جو زمین، ارتباط برقرار کرد. حتی مطالعات سال‌های اخیر نشان می‌دهند که میان رویداد زمین‌لرزه‌های بزرگ و مراحل تکامل چرخه ماه نیز همبستگی زمانی بسیار خوبی وجود دارد.

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردها در زمینه پیش‌بینی زلزله، حدس صحیح رویداد زمین‌لرزه 7.3 هایچنگ چین در سال 1975 است که باعث جلوگیری از کشته‌شدن حدود 200 هزار نفر شده است. جست‌وجو در متون تاریخی نیز بیان می‌کند که پیش‌بینی‌های موفق زلزله در گذشته از سوی برخی از حکیمان و منجمان ایرانی نیز صورت گرفته؛ بنابراین این تلاش‌ها، امر بدیعی به شمار نمی‌رود.

در هر حال، پیش‌بینی زلزله یک مبحث صرفا علمی نیست و دربرگیرنده تبعات اجتماعی و اقتصادی فراوان است. به‌همین‌دلیل مسئولیت فراوانی را متوجه محققان کرده است. در این راستا، مراکزی علمی نیز برای ارزیابی مدون عملکرد روش‌های پیش‌بینی زلزله بر برخی از نقاط جهان مانند آمریکا، نیوزیلند، ژاپن، ایتالیا و چین فعالیت می‌کنند.

در‌این‌میان سرزمین عزیز ایران یکی از مناطق فعال لرزه‌خیز در جهان است که بارها وقوع زلزله‌های نیرومند و مخرب را تجربه کرده و خسارات جانی و مالی فراوانی را متحمل شده است. عمده مطالعات علمی صورت‌گرفته در زمینه پیش‌بینی زمین‌لرزه در ایران مربوط به نیمه اول دهه 90 شمسی و سال‌های قبل از آن است. در این زمینه بارزترین مطالعات، مربوط به به‌کارگیری روش‌های آماری و احتمالی مانند CN,M8 الگوی اطلاعات و لرزه‌خیزی هموار شده است که عمده آنها در ذیل برنامه‌های مرکز ملی پیش‌بینی زلزله ایران انجام شده و در نوبه خود، دستاوردهای علمی فراوانی نیز به همراه داشته‌اند. در هر حال با اعمال برخی از رویکردهای غیرراهبردی که در چند سال اخیر در کشور در زمینه مطالعات بنیادی وجود داشته، فعالیت این مرکز علمی چندین سال است که کاملا متوقف شده است. البته اعمال این رویکردها، مختص به مرکز پیش‌بینی زلزله نبوده و در برخی دیگر از مراکز علمی نظیر مرکز تحقیقاتی نجوم و اخترفیزیک مراغه نیز باعث افول شدید فعالیت‌های آنها شده است.

اما نکته تأمل‌برانگیز برای مخالفان وجود چنین مراکز علمی آن است که اساسا فلسفه و کارایی علوم تجربی، پاسخ‌گویی به سؤالات و ابهامات جهان مادی است و اینکه تحقیق مستمر در گذر زمان، می‌تواند گره‌گشای بسیاری از مشکلات موجود در زمینه فناوری و نیز داده‌پردازی باشد. بنابراین پیش‌بینی‌پذیری رویداد زلزله توسط علم، انکارکردنی نیست.

در هر صورت، با وقوع هر زلزله در کشور، در اذهان عموم سؤالاتی نظیر موارد زیر پیش می‌آید: آیا رخداد زلزله‌ای بزرگ‌تر در راه است؟ احتمال وقوع یک پس‌لرزه بزرگ چه میزان است؟ روند رویداد پس‌لرزه‌ها از نظر زمانی و مکانی چگونه است؟ محتمل‌ترین مکان‌های در معرض خطرات ثانویه ناشی از رویداد زلزله چه مناطقی هستند؟

با توجه به ویژگی‌های فنی و نیز نقاط ضعف و قوت مطالعات پیش‌بینی زمین‌لرزه، ضرورت و اهداف کاربردی این مطالعات تا حدودی متمایز از آن چیزی است که در ذهن عامه مردم می‌تواند وجود داشته باشد و در زمان فعلی عملا جواب‌گویی قاطع به این سؤالات میسر نیست؛ اما باید توجه داشت که نتایج مطالعات پیش‌بینی زلزله می‌تواند بر روی تصمیم‌گیری‌های کلان مدیریتی تأثیر بگذارد که از آن جمله می‌شود راهبرد طرح‌های توسعه‌ای نظیر برنامه‌های مقاوم‌سازی ساختمان‌ها برای کاهش خطرات زلزله، تنظیم آیین‌نامه‌های جدید ساخت‌وساز، تنظیم طرح‌های امدادرسانی، برنامه‌ریزی برای آمادگی‌های اضطراری، آماده‌باش نیروهای امدادی، توقف کار برخی از سامانه‌ها و تأسیسات نظیر سامانه گازرسانی و مترو را نام برد. به‌ طور مصداقی، هم‌اکنون در تدوین و بهبود مدل تحلیل خطر زلزله در آمریکا (که یک مدل کاملا عملیاتی برای ساخت‌وساز در آنجاست)، از مدل‌های پیش‌‌بینی احتمالی زمین‌لرزه‌ها نیز بهره‌جویی می‌شود.

از طرف دیگر، افول مطالعات علمی این حوزه باعث شده تا برخی از مسئولان و محققان، بدون پیشوانه علمی لازم و صرفا بر‌اساس جملاتی کلیشه‌ای (نظیر اینکه پیش‌بینی زلزله اصلا امکان‌پذیر نیست)، از تبیین صحیح مسائل و مشکلات مربوط به زلزله، شانه خالی کنند. این موضوع باعث شده تا حتی با وقوع یک زمین‌لرزه نسبتا کوچک در اطراف شهرهای مهم و پرجمعیت، بازار شایعات و مدعیان غیرتخصصی پیش‌بینی زلزله داغ شود. نکته درخور‌توجه آن است که معمولا این ادعاها همراه با نوعی مغلطه بوده و به گونه‌ای مطرح می‌شوند که در ظاهر همواره درست باشند، مثلا اعلام هشدار برای رخداد محتمل زلزله‌ای با بزرگای بیش از 3.1 در طی 2 تا 4 هفته آینده در سطح یک منطقه مانند استان هرمزگان یا در شعاع 250 کیلومتری یک مکان خاص.

حتی اگر از سفسطه ذاتی موجود در این نوع از ادعاها بگذریم، باید در نظر داشت که با توجه به فعالیت لرزه‌خیزی نسبتا زیاد در فلات ایران، محدوده بزرگای اعلام‌شده برای زلزله‌های آینده و نیز گستردگی سرزمین هدف این نوع از ادعاها، با یک حساب سرانگشتی می‌توان فهمید که شانس رخداد این‌گونه از گزاره‌ها به‌ طور پیش‌فرض از احتمال آمدن شیر یا خط در پرتاب یک سکه سالم (یعنی شانس 50 درصد) نیز بسیار بیشتر و در پاره‌ای از موارد در حدود صد درصد است. از سوی دیگر، این ادعاها عمدتا برای زلزله‌هایی با بزرگاهای کوچک صورت می‌گیرند؛ بنابراین می‌توان بیان کرد که هرچند پیش‌بینی زلزله‌های کوچک جزء مباحث عملی در جهان بوده و دستاوردهای پژوهشی را به همراه دارد؛ اما اعلام عمومی آن، حتی در صورت صحیح‌بودن، مفید نیست و تأثیری در کاهش سطح خطر یا ریسک زلزله نخواهد داشت. این مسئله، هم می‌تواند باعث ایجاد اختلال در نظم عمومی شده و هم در پاره‌ای از موارد منجر به نوعی فریب‌کاری مالی شود؛ زیرا گاهی برخی از افراد با استفاده از احساسات مردم، قصد دریافت کمک‌های مالی را برای ادامه روند پیش‌بینی‌های خود داشته‌اند. به عبارت دیگر، نبود سازوکاری منسجم و علمی در کشور برای بررسی موشکافانه و اعتبارسنجی به نتایج مدل‌های پیش‌یابی زلزله و نیز ادعاهای صورت‌گرفته در زمینه پیش‌بینی زلزله، خطر ورود «شبه‌علم» را در این حوزه بسیار زیاد کرده است.

در هر حال، پر واضح است که نفی مطلق مدعیان پیش‌بینی زلزله هم یک نوع خطاست؛ اما راه‌حل صحیح‌تر می‌تواند ایجاد زمینه لازم برای همه افراد صاحب‌نظر و مدعی باشد تا مستندات خود را در این زمینه ارائه دهند و نیز امکان در معرض قراردادن، مقایسه و ارزیابی نتایج خود را در یک قالب کاملا علمی و به دور از هیاهو داشته باشند؛ بنابراین از‌سرگیری مطالعات علمی پیش‌بینی زلزله در ایران ضرورتی است که از یک سو دارای دستاوردهای علمی فراوان است و از سوی دیگر، می‌تواند این امکان و زمینه را فراهم آورد.

* پژوهشگر پسادکتری پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله