از شکسپیر تا ایرج میرزا
شرق: شکی نیست که منظومه «زهره و منوچهرِ» ایرجمیرزا، شاعر خوشسخنِ معروف ما با منظومه «ونوس و آدونیس» شکسپیر نسبتهای آشکاری دارد. برخی از صاحبنظران همچون دکتر محمدجعفر محجوب معتقدند ایرجمیرزا، شاعر معروف و شیرینسخن ما نیز منظومه زیبای «زهره و منوچهر» خود را براساس منظومه «ونوس و آدونیس» شکسپیر سروده است. بااینحال برخی دیگر از صاحبنظران منظومه «زهره و منوچهر» سروده ایرجمیرزا را روایتی از افسانه «ونوس و آدونیس» شکسپیر میدانند یا به بیان دیگر آن را ترجمهای آزاد از اثر شکسپیر متناسب با روح ایرانی میخوانند. در این مورد درودیان معتقد است: «شکسپیر روایتی از افسانه ونوس و آدونیس را مطابق ذوق و سلیقه مردم زمانه خود از نو سرود و ایرجمیرزا آن را از شاعر انگلیسی وام کرده، قسمت نخست آن را به شعر پارسی درآورده است»1. منظومه «زهره و منوچهر» »را نمونه درخشان تغزل طنزآمیز» میخوانند که به تعبیر درودیان «ایرج، همه نیروى تخیل و طنز خود را با ظرافتها و نكتهسنجىهاى خاص در این اثر به كار برده و چنان خوب از عهده برآمده كه اگر كســى، اصل داستان را خوانده باشد،
به هنر او آفرین خواهد گفت».
گرچه برخی دیگر معتقدند منظومه ایرجمیرزا ریشههای ایرانی دارد و به همین دلیل معتقدند قرابت چندانی با «ونوس و آدونیس» اثر شکسپیر ندارد. به هر تقدیر امروز میدانیم که ایرجمیرزا مثنوی «زهره و منوچهر» خود را براساس منظومه «ونوس و آدونیس» اثر شکسپیر (۱۵۹۴) سروده است اما درمورد چگونگی دسترسی وی به آن منظومه ابهاماتی وجود دارد. به نظر میرسد ایرجمیرزا در سرایش مثنوی «زهره و منوچهر» نگاهی به ترجمه ناقص دکتر صورتگر از «ونوس و آدونیس» با عنوان «عشق ونوس» (در مجله «سپیدهدم»، بهار ۱۳۰۴) انداخته است اما علاوه بر آن، از مأخذ دیگر و همچنین احتمالا از تفسیرهای این منظومه نیز بهره برده است.
با توجه به اینکه ایرجمیرزا زبان فرانسه میدانسته، این نظر را میتوان قابلقبول دانست که او در بهار سال ۱۳۰۴ از طریق ترجمه صورتگر با منظومه «ونوس و آدونیس» شکسپیر آشنا شده، سپس متن ترجمهشده فرانسه این اثر را یافته و براساسآن شعر خود را سروده است اما دست اجل در اسفند ۱۳۰۴ امانش نداد تا کار ترجمه خود را به پایان برساند. دکتر امید طبیبزاده در روز یکشنبه هفدهم بهمن در نشست ویژه مؤسسه شهر کتاب درباره این اثر ایرجمیرزا خواهد گفت. عنوانِ این نشست که به صورت مجازی در ساعت 11 برگزار میشود، «از «ونوس و آدونیس» شکسپیر تا «زهره و منوچهر» ایرجمیرزا» است و علاقهمندان میتوانند آن را از طریق اینستاگرام مرکز فرهنگی شهر کتاب به نشانی ketabofarhan، همچنین کانال تلگرام bookcitycc و صفحه این مرکز در سایت آپارات پیگیری کنند. امید طبیبزاده که پیش از این آثاری از ویلیام شکسپیر با عنوانِ «غزلوارهها» و «ققنوس و قمری و شکایت عاشق» را ترجمه و منتشر کرده است، ترجمه دو اثر منظوم از شکسپیر را نیز در دست دارد که گویا ترجمه «ونوس و آدونیس» یکی از این آثار است که به سبک و سیاقِ دیگر آثار این مترجم و محقق با شرح و تفسیر مفصل
این آثار همراه است.
طبیبزاده معتقد است شکسپیر در زمان حیاتش به شهرت بسیار زیادی دست یافته بود اما این شهرت را بیش از آنکه مدیون نمایشنامههایش باشد، مدیون شعرهایش و مخصوصا منظومه «ونوس و آدونیس» (1593) بود. او میگوید: «این اثر در زمان حیات او چندین و چند بار منتشر شده بود و ناشران بیش از آنکه خواهان انتشار نمایشنامههای وی باشند، مایل بودند اشعار او را منتشر کنند.
آنطور که مرحوم دکتر محمدجعفر محجوب حدس زده است ایرجمیرزا، شاعر معروف و شیرینسخن ما نیز منظومه زیبای «زهره و منوچهر» خود را براساس منظومه «ونوس و آدونیس» شکسپیر سروده است. شیرینی و طراوتِ زیبایِ جوانی را هم در شعر شکسپیر میتوان احساس کرد و هم در شعر ایرجمیرزا: صبح نتابیده هنوز آفتاب/ وانشده دیده نرگس ز خواب. تازهگُلِ آتشیِ مُشکبوی/ شُسته ز شبنم به چمن دست و روی. منتظرِ حوله بادِ سَحَر/ تا که کُند خشک بدان رویِ تر. ماهرُخی چشم و چراغِ سپاه/ نایبِ اول به وجاهت چو ماه. صاحبِ شمشیر و نشان در جمال/ بنده مهمیزِ ظریفش هِلال. نجمِ فلک عاشقِ سردوشیاش/ زهره طلبکارِ همآغوشیاش... هر بار این منظومه ایرج را میخوانم، از صور خیالِ زیبا، زبان بسیار روشن و بلیغ و نیز وزن شاد آن به وجد میآیم؛ استاد شفیعیکدکنی همواره ایرجمیرزا را با سعدی مقایسه کرده و بهواقع نیز
که چنین است»2.
1. «سرچشــمههاى مضامین شــعر ایرجمیرزا»، ولىالله درودیان، نشر قطره.
2. «معنابخشیدن به بیمعنایی»، گفتوگو با امید طبیبزاده، روزنامه «شرق»، 19 آبان 1399.
شرق: شکی نیست که منظومه «زهره و منوچهرِ» ایرجمیرزا، شاعر خوشسخنِ معروف ما با منظومه «ونوس و آدونیس» شکسپیر نسبتهای آشکاری دارد. برخی از صاحبنظران همچون دکتر محمدجعفر محجوب معتقدند ایرجمیرزا، شاعر معروف و شیرینسخن ما نیز منظومه زیبای «زهره و منوچهر» خود را براساس منظومه «ونوس و آدونیس» شکسپیر سروده است. بااینحال برخی دیگر از صاحبنظران منظومه «زهره و منوچهر» سروده ایرجمیرزا را روایتی از افسانه «ونوس و آدونیس» شکسپیر میدانند یا به بیان دیگر آن را ترجمهای آزاد از اثر شکسپیر متناسب با روح ایرانی میخوانند. در این مورد درودیان معتقد است: «شکسپیر روایتی از افسانه ونوس و آدونیس را مطابق ذوق و سلیقه مردم زمانه خود از نو سرود و ایرجمیرزا آن را از شاعر انگلیسی وام کرده، قسمت نخست آن را به شعر پارسی درآورده است»1. منظومه «زهره و منوچهر» »را نمونه درخشان تغزل طنزآمیز» میخوانند که به تعبیر درودیان «ایرج، همه نیروى تخیل و طنز خود را با ظرافتها و نكتهسنجىهاى خاص در این اثر به كار برده و چنان خوب از عهده برآمده كه اگر كســى، اصل داستان را خوانده باشد،
به هنر او آفرین خواهد گفت».
گرچه برخی دیگر معتقدند منظومه ایرجمیرزا ریشههای ایرانی دارد و به همین دلیل معتقدند قرابت چندانی با «ونوس و آدونیس» اثر شکسپیر ندارد. به هر تقدیر امروز میدانیم که ایرجمیرزا مثنوی «زهره و منوچهر» خود را براساس منظومه «ونوس و آدونیس» اثر شکسپیر (۱۵۹۴) سروده است اما درمورد چگونگی دسترسی وی به آن منظومه ابهاماتی وجود دارد. به نظر میرسد ایرجمیرزا در سرایش مثنوی «زهره و منوچهر» نگاهی به ترجمه ناقص دکتر صورتگر از «ونوس و آدونیس» با عنوان «عشق ونوس» (در مجله «سپیدهدم»، بهار ۱۳۰۴) انداخته است اما علاوه بر آن، از مأخذ دیگر و همچنین احتمالا از تفسیرهای این منظومه نیز بهره برده است.
با توجه به اینکه ایرجمیرزا زبان فرانسه میدانسته، این نظر را میتوان قابلقبول دانست که او در بهار سال ۱۳۰۴ از طریق ترجمه صورتگر با منظومه «ونوس و آدونیس» شکسپیر آشنا شده، سپس متن ترجمهشده فرانسه این اثر را یافته و براساسآن شعر خود را سروده است اما دست اجل در اسفند ۱۳۰۴ امانش نداد تا کار ترجمه خود را به پایان برساند. دکتر امید طبیبزاده در روز یکشنبه هفدهم بهمن در نشست ویژه مؤسسه شهر کتاب درباره این اثر ایرجمیرزا خواهد گفت. عنوانِ این نشست که به صورت مجازی در ساعت 11 برگزار میشود، «از «ونوس و آدونیس» شکسپیر تا «زهره و منوچهر» ایرجمیرزا» است و علاقهمندان میتوانند آن را از طریق اینستاگرام مرکز فرهنگی شهر کتاب به نشانی ketabofarhan، همچنین کانال تلگرام bookcitycc و صفحه این مرکز در سایت آپارات پیگیری کنند. امید طبیبزاده که پیش از این آثاری از ویلیام شکسپیر با عنوانِ «غزلوارهها» و «ققنوس و قمری و شکایت عاشق» را ترجمه و منتشر کرده است، ترجمه دو اثر منظوم از شکسپیر را نیز در دست دارد که گویا ترجمه «ونوس و آدونیس» یکی از این آثار است که به سبک و سیاقِ دیگر آثار این مترجم و محقق با شرح و تفسیر مفصل
این آثار همراه است.
طبیبزاده معتقد است شکسپیر در زمان حیاتش به شهرت بسیار زیادی دست یافته بود اما این شهرت را بیش از آنکه مدیون نمایشنامههایش باشد، مدیون شعرهایش و مخصوصا منظومه «ونوس و آدونیس» (1593) بود. او میگوید: «این اثر در زمان حیات او چندین و چند بار منتشر شده بود و ناشران بیش از آنکه خواهان انتشار نمایشنامههای وی باشند، مایل بودند اشعار او را منتشر کنند.
آنطور که مرحوم دکتر محمدجعفر محجوب حدس زده است ایرجمیرزا، شاعر معروف و شیرینسخن ما نیز منظومه زیبای «زهره و منوچهر» خود را براساس منظومه «ونوس و آدونیس» شکسپیر سروده است. شیرینی و طراوتِ زیبایِ جوانی را هم در شعر شکسپیر میتوان احساس کرد و هم در شعر ایرجمیرزا: صبح نتابیده هنوز آفتاب/ وانشده دیده نرگس ز خواب. تازهگُلِ آتشیِ مُشکبوی/ شُسته ز شبنم به چمن دست و روی. منتظرِ حوله بادِ سَحَر/ تا که کُند خشک بدان رویِ تر. ماهرُخی چشم و چراغِ سپاه/ نایبِ اول به وجاهت چو ماه. صاحبِ شمشیر و نشان در جمال/ بنده مهمیزِ ظریفش هِلال. نجمِ فلک عاشقِ سردوشیاش/ زهره طلبکارِ همآغوشیاش... هر بار این منظومه ایرج را میخوانم، از صور خیالِ زیبا، زبان بسیار روشن و بلیغ و نیز وزن شاد آن به وجد میآیم؛ استاد شفیعیکدکنی همواره ایرجمیرزا را با سعدی مقایسه کرده و بهواقع نیز
که چنین است»2.
1. «سرچشــمههاى مضامین شــعر ایرجمیرزا»، ولىالله درودیان، نشر قطره.
2. «معنابخشیدن به بیمعنایی»، گفتوگو با امید طبیبزاده، روزنامه «شرق»، 19 آبان 1399.