عباسمیرزا و نوزایی ایران
رضا سعیدیفیروزآبادی
عباسمیرزا ۱۸۸ سال قبل در چنین روزهایی درگذشت. از او بهعنوان یکی از پیشگامان دگرگونی و نوزایی در ایران یاد کردهاند. او در جریان جنگهای ویرانگر ایران و روس به برتری فنی و نظامی قوای روس پی برد و درصدد تحول نظام و قشون ایران برآمد. او تلاش کرد در این راه از اروپاییان کمک بگیرد. او کنجکاوانه در دیدار با فرستاده ناپلئون از وی پرسید: «نمیدانم این قدرتی كه شما (اروپاییها) را بر ما مسلط كرده، چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و فتحكردن و بهكاربردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنكه ما در جهل و شغب غوطهور و بهندرت آتیه را در نظر میگیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرقزمین از اروپا كمتر است؟ یا آفتاب كه قبل از رسیدن به شما به ما میتابد تأثیرات مفیدش در سر ما كمتر از شماست؟ یا خدایی كه مراحمش بر جمیع ذرات عالم یكسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمیكنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بكنم كه ایرانیان را هشیار نمایم». تمدن و فرهنگ ایران در طول هزاران سال تاریخ خود با ضربات سهمگینی مقابله کرده است ازجمله حمله اسکندر، عرب و مغول. اما در عصر حاضر، تفکری نو در قالب مدرنیته یا تجدد بحرانهای همهجانبهای را متوجه تمدن ایرانی کرده است؛ بهویژه پدیده جهانیشدن به علت گسترش ارتباطات و فناوری بر این مهم افزوده است؛ بهطوریکه فرهنگ و تمدن ایرانی را با چالشهایی جدی همراه کرده است. شاید یکی از اولین برخوردهای تاریخی تمدن ایران با این پدیده به جنگ چالدران برسد؛ جایی که شاهاسماعیل از استفاده از توپهای جنگی در نبرد با عثمانی خودداری کرد و آن را ناجوانمردانه خواند. تلاشهای عباسمیرزا و امیرکبیر در عصر قاجار در اصلاح امور و دستیابی به علوم و فنون جدید در ادامه چالش برخورد تمدن نو با تمدن ایران بوده است. اوج این روند را میتوان در تاریخ معاصر در جنبش مشروطه، جنبش ملیشدن صنعت نفت یا انقلاب دید. امروز ایران بیش از پیش به تفکری نو برای مواجهه با امواج سهمگین تجدد و جهانیشدن نیاز دارد؛ تفکری نو که باید با آن سنتهای کهن را پالایش داد و با آن آینده نو را برای فرزندانمان بسازیم. باید دیدی جدید به همراه استفاده از دستاوردهای نوین بشری و نه نفی آنان بسازیم. امروز جوانان ما تشنه این تفکر نو هستند که با کمک همگی بهویژه نخبگان باید آن را پروراند. تفکری که بر اساس هویت ایرانی، خردورزی و ایراندوستی باشد. امروز پس از حدود دو قرن از فوت عباسمیرزا راه
او همچنان ادامه دارد. پاینده ایران.
عباسمیرزا ۱۸۸ سال قبل در چنین روزهایی درگذشت. از او بهعنوان یکی از پیشگامان دگرگونی و نوزایی در ایران یاد کردهاند. او در جریان جنگهای ویرانگر ایران و روس به برتری فنی و نظامی قوای روس پی برد و درصدد تحول نظام و قشون ایران برآمد. او تلاش کرد در این راه از اروپاییان کمک بگیرد. او کنجکاوانه در دیدار با فرستاده ناپلئون از وی پرسید: «نمیدانم این قدرتی كه شما (اروپاییها) را بر ما مسلط كرده، چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و فتحكردن و بهكاربردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنكه ما در جهل و شغب غوطهور و بهندرت آتیه را در نظر میگیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرقزمین از اروپا كمتر است؟ یا آفتاب كه قبل از رسیدن به شما به ما میتابد تأثیرات مفیدش در سر ما كمتر از شماست؟ یا خدایی كه مراحمش بر جمیع ذرات عالم یكسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمیكنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بكنم كه ایرانیان را هشیار نمایم». تمدن و فرهنگ ایران در طول هزاران سال تاریخ خود با ضربات سهمگینی مقابله کرده است ازجمله حمله اسکندر، عرب و مغول. اما در عصر حاضر، تفکری نو در قالب مدرنیته یا تجدد بحرانهای همهجانبهای را متوجه تمدن ایرانی کرده است؛ بهویژه پدیده جهانیشدن به علت گسترش ارتباطات و فناوری بر این مهم افزوده است؛ بهطوریکه فرهنگ و تمدن ایرانی را با چالشهایی جدی همراه کرده است. شاید یکی از اولین برخوردهای تاریخی تمدن ایران با این پدیده به جنگ چالدران برسد؛ جایی که شاهاسماعیل از استفاده از توپهای جنگی در نبرد با عثمانی خودداری کرد و آن را ناجوانمردانه خواند. تلاشهای عباسمیرزا و امیرکبیر در عصر قاجار در اصلاح امور و دستیابی به علوم و فنون جدید در ادامه چالش برخورد تمدن نو با تمدن ایران بوده است. اوج این روند را میتوان در تاریخ معاصر در جنبش مشروطه، جنبش ملیشدن صنعت نفت یا انقلاب دید. امروز ایران بیش از پیش به تفکری نو برای مواجهه با امواج سهمگین تجدد و جهانیشدن نیاز دارد؛ تفکری نو که باید با آن سنتهای کهن را پالایش داد و با آن آینده نو را برای فرزندانمان بسازیم. باید دیدی جدید به همراه استفاده از دستاوردهای نوین بشری و نه نفی آنان بسازیم. امروز جوانان ما تشنه این تفکر نو هستند که با کمک همگی بهویژه نخبگان باید آن را پروراند. تفکری که بر اساس هویت ایرانی، خردورزی و ایراندوستی باشد. امروز پس از حدود دو قرن از فوت عباسمیرزا راه
او همچنان ادامه دارد. پاینده ایران.