شناخت مقدماتي هوسرل
ادموند هوسرل فیلسوف آلمانی-اتریشی تأثیرگذار قرن بیستم و بنیانگذار پدیدارشناسی است. او در آغاز تحت تأثیر روانشناسی توصیفی برنتانو بود ولی اندکی بعد، از منتقدان سرسخت اصالت روانشناسی شد و در نخستین اثر مهمش یعنی «پژوهشهای منطقی» به نقد آن پرداخت. اخیرا كتاب «هوسرل: راهنمای سرگشتگان» به قلم متیسون راسل و با ترجمه مجید مرادیسهده به همت انتشارات علمی و فرهنگی راهی بازار نشر شده است. كتاب همانطور از عنوان آن برمیآید كتابی مقدماتی است و حدود این مقدماتیبودن در ابتدای خود كتاب، یعنی در «مقدمه: رهیافتی به هوسرل» تعیین شده است. فلسفه «پدیدارشناختی» هوسرل دلمشغول آشكارسازی و توصیف آن جنبههایی از تجربه است كه ما معمولا از آن غفلت میكنیم و چنانكه خود هوسرل میگوید، ما در جهت این هدف، هیچگاه واژگانی كافی در اختیار نداشتهایم. به زعم او در چنین مواردی و در جهت این وظیفه، زبان باید یا ابداع شود یا با دقت از نو به تناسب درآید؛ و این خود عیانشدن اصطلاحاتی پیچیده در نوشتههای او نظیر «حضورآوری»، «تقلیل استعلایی» و «قصدیت متقاطع» را توضیح میدهد. نویسنده در مقدمه توضیح میدهد كه درآوردن فلسفه هوسرل در قالب نثری دلنشین ابدا آسان نیست، با این همه قصد او در این كتاب این است كه دستكم برخی از اصطلاحات كلیدی فلسفه او را فهمپذیر كند.رساله صلاحیت تدریس هوسرل، درباره مفهوم عدد: تحلیلهای روانشناختی، اساس نخستین اثر منتشرشده او، فلسفه حساب (1891) را شكل داد. با این وجود، اثر خطشكن او در 1900 و 1901 در دو مجلد و ذیل عنوان پژوهشهای منطقی بیرون آمد. به واسطه قوت این اثر، رفتهرفته شماری از فیلسوفان گرد او آمدند كه تحت عنوان «مكتب گوتینگن» در پدیدارشناسی معروف شدند؛ فیلسوفانی از جمله رومن اینگاردن و الكساندر كویره. هوسرل در 1913 و در همكاری با آدولف رایناخ، فیلسوفان مونیخی، موریتس گایگر و الكساندر پفندر، و نیز ماكس شلر از دانشگاه برلین، سالنامه فلسفه و تحقیق پدیدارشناختی را بنا گذاشت. هوسرل، با كمك همین سالنامه، ایدههایی راجع به یك پدیدارشناسی محض و یك فلسفه پدیدارشناختی را منتشر كرد؛ اثری كه برداشت «استعلایی» جدید او از پدیدارشناسی را به میان آورد. چنین اعلام شد كه دو مجلد دیگر این طرح منتشر خواهند شد اما هرگز چنین نشد. این دو مجلد كه معمولا به ایدههای 2 و ایدههاي 3 معروف شدهاند بر اساس یادداشتهای هوسرل، بعدها بازسازی و منتشر شدند. فقط شمار اندكی از دیگر آثار هوسرل در زمان حیاتش بیرون آمدند: پدیدارشناسی زمانآگاهی درونی در 1928 كه به دست هایدگر و ادیت اشتاین ویرایش شد؛ منطق صوری و استعلایی در 1929، تأملات دكارتی در 1931؛ و بحران علم اروپایی در 1936. تجربه و حكم نیز اندكی بعد از مرگ هوسرل در 1938 بیرون آمد. هوسرل مدام تدریس میكرد و در طول فعالیت كاری طولانیاش، سرسختانه تحقیقات پدیدارشناختی خاص خود را ادامه داد. در نتیجه انبوهی از دستنوشتهها بر جای گذاشت كه تقریبا به چهار هزار صفحه میرسد.نام هوسرل مترادف است با پدیدارشناسی؛ یعنی رهیافتی متمایز به فلسفه كه طی قرن بیستم تأثیری عظیم بر جهان فلسفی گذاشته است. ایده اصلی هوسرل این بود كه فلسفه «در بُعدی تماما جدید جای دارد» و «نیز محتاج عزیمتگاهی یكسر جدید و نیز روشی یكسر جدید است كه آن را، از اساس از هرگونه علم طبیعی متمایز میكند». او فلسفه را در دو محور از علم طبیعی متمایز میداند؛ و نباید این دو محور با یكدیگر خلط شوند. از یك سو، نزد هوسرل این علم جدید از طریق تعلیق «رویكرد طبیعی» به نفع «رویكرد پدیدارشناختی» یا «استعلایی» از «علم طبیعی» متمایز میشود. از سوی دیگر پدیدارشناسی خود را نه به امور واقع بلكه به ذوات معطوف میكند و پدیدارشناسی نوعی «علم ذوات» است. فصلهای طرحشده در بخش اول كتاب پیشرو، به شیوههای مختلف به پرسش «پدیدارشناسی چیست؟» میپردازند. با این همه، از آنجا كه پدیدارشناسی نزد هوسرل، پیش از هر چیز، نوعی روش برای فلسفهورزی است، این فصلهای آغازین رنگوبویی مشخصا روششناختی دارند. فصلهای طرحشده در بخش دوم به سراغ موضوعهای اصلی بحثشده در آثار منتشرشده برجسته هوسرل میروند و ترتیب زمانی فعالیت او را به شكلی تقریبی دنبال میكنند. از آغاز تا پایان این كتاب هر فصل بر فصل قبل ابتنا دارد و قصد نویسنده بر این است كه هر فصل در ترسیم تصویری همهجانبه از پدیدارشناسی هوسرل مساهمت داشته باشد. نقد روانشناسیگرایی، پدیدارشناسی و علوم ایدتیك، فلسفه استعلایی، تقلیل استعلایی، ساختار قصدیت، زمانآگاهی، تحلیل اگو، بیناسوبژكتیویته، بحران علوم و ایده «زیستجهان» از جمله رئوسی در گستره وسیع تفكر هوسرل هستند كه در این كتاب به آنها پرداخته میشود.
ادموند هوسرل فیلسوف آلمانی-اتریشی تأثیرگذار قرن بیستم و بنیانگذار پدیدارشناسی است. او در آغاز تحت تأثیر روانشناسی توصیفی برنتانو بود ولی اندکی بعد، از منتقدان سرسخت اصالت روانشناسی شد و در نخستین اثر مهمش یعنی «پژوهشهای منطقی» به نقد آن پرداخت. اخیرا كتاب «هوسرل: راهنمای سرگشتگان» به قلم متیسون راسل و با ترجمه مجید مرادیسهده به همت انتشارات علمی و فرهنگی راهی بازار نشر شده است. كتاب همانطور از عنوان آن برمیآید كتابی مقدماتی است و حدود این مقدماتیبودن در ابتدای خود كتاب، یعنی در «مقدمه: رهیافتی به هوسرل» تعیین شده است. فلسفه «پدیدارشناختی» هوسرل دلمشغول آشكارسازی و توصیف آن جنبههایی از تجربه است كه ما معمولا از آن غفلت میكنیم و چنانكه خود هوسرل میگوید، ما در جهت این هدف، هیچگاه واژگانی كافی در اختیار نداشتهایم. به زعم او در چنین مواردی و در جهت این وظیفه، زبان باید یا ابداع شود یا با دقت از نو به تناسب درآید؛ و این خود عیانشدن اصطلاحاتی پیچیده در نوشتههای او نظیر «حضورآوری»، «تقلیل استعلایی» و «قصدیت متقاطع» را توضیح میدهد. نویسنده در مقدمه توضیح میدهد كه درآوردن فلسفه هوسرل در قالب نثری دلنشین ابدا آسان نیست، با این همه قصد او در این كتاب این است كه دستكم برخی از اصطلاحات كلیدی فلسفه او را فهمپذیر كند.رساله صلاحیت تدریس هوسرل، درباره مفهوم عدد: تحلیلهای روانشناختی، اساس نخستین اثر منتشرشده او، فلسفه حساب (1891) را شكل داد. با این وجود، اثر خطشكن او در 1900 و 1901 در دو مجلد و ذیل عنوان پژوهشهای منطقی بیرون آمد. به واسطه قوت این اثر، رفتهرفته شماری از فیلسوفان گرد او آمدند كه تحت عنوان «مكتب گوتینگن» در پدیدارشناسی معروف شدند؛ فیلسوفانی از جمله رومن اینگاردن و الكساندر كویره. هوسرل در 1913 و در همكاری با آدولف رایناخ، فیلسوفان مونیخی، موریتس گایگر و الكساندر پفندر، و نیز ماكس شلر از دانشگاه برلین، سالنامه فلسفه و تحقیق پدیدارشناختی را بنا گذاشت. هوسرل، با كمك همین سالنامه، ایدههایی راجع به یك پدیدارشناسی محض و یك فلسفه پدیدارشناختی را منتشر كرد؛ اثری كه برداشت «استعلایی» جدید او از پدیدارشناسی را به میان آورد. چنین اعلام شد كه دو مجلد دیگر این طرح منتشر خواهند شد اما هرگز چنین نشد. این دو مجلد كه معمولا به ایدههای 2 و ایدههاي 3 معروف شدهاند بر اساس یادداشتهای هوسرل، بعدها بازسازی و منتشر شدند. فقط شمار اندكی از دیگر آثار هوسرل در زمان حیاتش بیرون آمدند: پدیدارشناسی زمانآگاهی درونی در 1928 كه به دست هایدگر و ادیت اشتاین ویرایش شد؛ منطق صوری و استعلایی در 1929، تأملات دكارتی در 1931؛ و بحران علم اروپایی در 1936. تجربه و حكم نیز اندكی بعد از مرگ هوسرل در 1938 بیرون آمد. هوسرل مدام تدریس میكرد و در طول فعالیت كاری طولانیاش، سرسختانه تحقیقات پدیدارشناختی خاص خود را ادامه داد. در نتیجه انبوهی از دستنوشتهها بر جای گذاشت كه تقریبا به چهار هزار صفحه میرسد.نام هوسرل مترادف است با پدیدارشناسی؛ یعنی رهیافتی متمایز به فلسفه كه طی قرن بیستم تأثیری عظیم بر جهان فلسفی گذاشته است. ایده اصلی هوسرل این بود كه فلسفه «در بُعدی تماما جدید جای دارد» و «نیز محتاج عزیمتگاهی یكسر جدید و نیز روشی یكسر جدید است كه آن را، از اساس از هرگونه علم طبیعی متمایز میكند». او فلسفه را در دو محور از علم طبیعی متمایز میداند؛ و نباید این دو محور با یكدیگر خلط شوند. از یك سو، نزد هوسرل این علم جدید از طریق تعلیق «رویكرد طبیعی» به نفع «رویكرد پدیدارشناختی» یا «استعلایی» از «علم طبیعی» متمایز میشود. از سوی دیگر پدیدارشناسی خود را نه به امور واقع بلكه به ذوات معطوف میكند و پدیدارشناسی نوعی «علم ذوات» است. فصلهای طرحشده در بخش اول كتاب پیشرو، به شیوههای مختلف به پرسش «پدیدارشناسی چیست؟» میپردازند. با این همه، از آنجا كه پدیدارشناسی نزد هوسرل، پیش از هر چیز، نوعی روش برای فلسفهورزی است، این فصلهای آغازین رنگوبویی مشخصا روششناختی دارند. فصلهای طرحشده در بخش دوم به سراغ موضوعهای اصلی بحثشده در آثار منتشرشده برجسته هوسرل میروند و ترتیب زمانی فعالیت او را به شكلی تقریبی دنبال میكنند. از آغاز تا پایان این كتاب هر فصل بر فصل قبل ابتنا دارد و قصد نویسنده بر این است كه هر فصل در ترسیم تصویری همهجانبه از پدیدارشناسی هوسرل مساهمت داشته باشد. نقد روانشناسیگرایی، پدیدارشناسی و علوم ایدتیك، فلسفه استعلایی، تقلیل استعلایی، ساختار قصدیت، زمانآگاهی، تحلیل اگو، بیناسوبژكتیویته، بحران علوم و ایده «زیستجهان» از جمله رئوسی در گستره وسیع تفكر هوسرل هستند كه در این كتاب به آنها پرداخته میشود.