نثر بورژوایی، شعر سرمایهداری
نسیمآصف: «بورژوا در میانه تاریخ و ادبیات» عنوان کتابی است از فرانکو مورتی که مدتی پیش با ترجمه مهران مهاجر و محمد نبوی در نشر آگه منتشر شد. فرانکو مورتی یکی از مشهورترین منتقدان ادبی و از پژوهشگران تاریخ رمان است که آثار مختلفی درباره نقش و جایگاه رمان در تاریخ و فرهنگ اروپا نوشته است.
«بورژوا در میانه تاریخ و ادبیات» یکی از آثار مهم مورتی است که در آن به بررسی بورژوا در ادبیات مدرن اروپایی پرداخته و در بخشهای مختلف این کتاب تصویری از فرازوفرودهای فرهنگ بورژوایی ارایه کرده است. مورتی در این کتاب در میان سبکها و داستانها، بورژوا را جستجو و ترسیم میکند: «... گذشته فقط به میانجی فرم با ما سخن میگوید، به میانجی داستان و سبک: آری در داستانها و سبکها بود که من بورژوا را یافتم. بهویژه در سبکها... من انتظار داشتم وجه معرف ادبیات بورژوایی پیرنگهای نو و غیرمنتظره باشد، پیرنگهایی که به تعبیر الستر در مورد نوآوریهای سرمایهداری، تیری است در تاریکی. اما چنانکه در سده جدی گفتهام، قضیه عکس آن است: ابداع روایی بزرگ اروپای بورژوا نظم و ثبات بود».
«بورژوا در میانه تاریخ و ادبیات» در پنج فصل به همراه درآمدی مفصل نوشته شده که عناوین آنها عبارتند از: «درآمد: مفهومها و تناقضها»، «ارباب-کارگر»، «سده جدی»، «مه»، «کژدیسگی ملی: دگردیسی در نیمه- پیرامون» و «ایبسن و روح سرمایهداری». مورتی بررسیاش را با بورژوایی شروع میکند که هنوز به قدرت نرسیده است. فصل اول کتاب، ارباب- کارگر، گفتوگویی میان دفو و وبر است پیرامون مردی تنها در یک جزیره که از باقی انسانها جدا افتاده است. او البته مردی است که میخواهد الگویی را برای زندگی خود بیازماید و ضمنا میخواهد کلام درستی برای بیان آن پیدا کند.
مورتی در «سده جدی» به این میپردازد که جزیره به نیمقارهای بدل شده است: به لحظهای که بورژوا در اروپای غربی پروبال گسترده، و نفوذ خود را در بسیاری جهات گسترده است؛ به بیان مورتی این «هنریترین لحظه این تاریخ» است: «سربرآوردن ابداعات روایی، انسجام سبکی، شاهکارهای ادبی». در فصلهای بعدی کتاب، به تغییر چهره بورژوازی و تغییروتحولات آن توجه شده است: «در بریتانیای عصر ویکتوریا، مه داستان دیگری حکایت میکند: بورژوازی، پس از دههها موفقیت چشمگیر، دیگر نمیتواند صرفا خودش باشد؛ اینک استیلای او بر بقیه جامعه - هژمونی او- در دستور کار قرار گرفته است؛ و در همین لحظه، بورژوازی ناگهان از خود احساس شرم میکند؛ او به قدرت رسیده اما وضوح دید خود را - سبک خود را- از دست داده است.
این نقطه عطف کتاب و لحظه تصمیمگیری است: بورژوا درمییابد که در اعمال قدرت در حوزه اقتصاد بهتر عمل میکند تا در تثبیت حضور سیاسی و صورتبندی یک فرهنگ عمومی. سپس، خورشید بر سده بورژوازی تابیدن میگیرد: در مناطق جنوبی و شرقی این کژدیسگی ملی، و به واسطه مقاومت رژیم کهن، یک چهره بزرگ پس از چهرهای دیگر از پا درمیآید و به ریشخند گرفته میشود؛ درحالیکه در همان سالها، از ناکجاآباد تراژیک آثار ایبسن (البته یقینا این ناکجاآباد فراتر از نروژ است) انتقاد از خود فرجامین و رادیکال زندگی بورژوایی به گوش میرسد». بهاینترتیب، کتاب از ارباب- کارگر فصل ابتدایی به نقد بنیادی ایبسن بر فرهنگ بورژوایی در فصل آخر میرسد.
در بخشی از فصل پایانی کتاب، ایبسن و روح سرمایهداری، میخوانیم: «پیش از هر چیز، به جهان اجتماعی مجموعه آثار ایبسن بنگریم: کشتیسازان، صاحبان صنایع، صاحبان پول و سرمایه، بازرگانان، بانکداران، بسازبفروشها، رئیسان، قاضیان، مدیران، وکیلان، پزشکان، مدیران مدرسه، استادان دانشگاه، مهندسان، روحانیان، روزنامهنگاران، عکاسان، طراحان، حسابداران، کارمندان، چاپگران... هیچ نویسنده دیگری اینچنین مصمم به جهان بورژوایی نپرداخته است. البته توماس مان هست؛ در آثار مان دیالکتیک پیوستهای میان بورژوا و هنرمند وجود دارد (توماس و هانو، لیبک و کروگر، زایتبلوم و لورکین)، اما در آثار ایبسن زیاد به چنین چیزی برنمیخوریم؛ هنرمند بزرگ او - همان روبک مجسمهساز در ما مردگان که برمیخیزیم، که تا دم مرگ کار میکند و عاشق آن است که ارباب و صاحب مصالح کارش باشد- بورژوایی است عینا شبیه دیگران».
نسیمآصف: «بورژوا در میانه تاریخ و ادبیات» عنوان کتابی است از فرانکو مورتی که مدتی پیش با ترجمه مهران مهاجر و محمد نبوی در نشر آگه منتشر شد. فرانکو مورتی یکی از مشهورترین منتقدان ادبی و از پژوهشگران تاریخ رمان است که آثار مختلفی درباره نقش و جایگاه رمان در تاریخ و فرهنگ اروپا نوشته است.
«بورژوا در میانه تاریخ و ادبیات» یکی از آثار مهم مورتی است که در آن به بررسی بورژوا در ادبیات مدرن اروپایی پرداخته و در بخشهای مختلف این کتاب تصویری از فرازوفرودهای فرهنگ بورژوایی ارایه کرده است. مورتی در این کتاب در میان سبکها و داستانها، بورژوا را جستجو و ترسیم میکند: «... گذشته فقط به میانجی فرم با ما سخن میگوید، به میانجی داستان و سبک: آری در داستانها و سبکها بود که من بورژوا را یافتم. بهویژه در سبکها... من انتظار داشتم وجه معرف ادبیات بورژوایی پیرنگهای نو و غیرمنتظره باشد، پیرنگهایی که به تعبیر الستر در مورد نوآوریهای سرمایهداری، تیری است در تاریکی. اما چنانکه در سده جدی گفتهام، قضیه عکس آن است: ابداع روایی بزرگ اروپای بورژوا نظم و ثبات بود».
«بورژوا در میانه تاریخ و ادبیات» در پنج فصل به همراه درآمدی مفصل نوشته شده که عناوین آنها عبارتند از: «درآمد: مفهومها و تناقضها»، «ارباب-کارگر»، «سده جدی»، «مه»، «کژدیسگی ملی: دگردیسی در نیمه- پیرامون» و «ایبسن و روح سرمایهداری». مورتی بررسیاش را با بورژوایی شروع میکند که هنوز به قدرت نرسیده است. فصل اول کتاب، ارباب- کارگر، گفتوگویی میان دفو و وبر است پیرامون مردی تنها در یک جزیره که از باقی انسانها جدا افتاده است. او البته مردی است که میخواهد الگویی را برای زندگی خود بیازماید و ضمنا میخواهد کلام درستی برای بیان آن پیدا کند.
مورتی در «سده جدی» به این میپردازد که جزیره به نیمقارهای بدل شده است: به لحظهای که بورژوا در اروپای غربی پروبال گسترده، و نفوذ خود را در بسیاری جهات گسترده است؛ به بیان مورتی این «هنریترین لحظه این تاریخ» است: «سربرآوردن ابداعات روایی، انسجام سبکی، شاهکارهای ادبی». در فصلهای بعدی کتاب، به تغییر چهره بورژوازی و تغییروتحولات آن توجه شده است: «در بریتانیای عصر ویکتوریا، مه داستان دیگری حکایت میکند: بورژوازی، پس از دههها موفقیت چشمگیر، دیگر نمیتواند صرفا خودش باشد؛ اینک استیلای او بر بقیه جامعه - هژمونی او- در دستور کار قرار گرفته است؛ و در همین لحظه، بورژوازی ناگهان از خود احساس شرم میکند؛ او به قدرت رسیده اما وضوح دید خود را - سبک خود را- از دست داده است.
این نقطه عطف کتاب و لحظه تصمیمگیری است: بورژوا درمییابد که در اعمال قدرت در حوزه اقتصاد بهتر عمل میکند تا در تثبیت حضور سیاسی و صورتبندی یک فرهنگ عمومی. سپس، خورشید بر سده بورژوازی تابیدن میگیرد: در مناطق جنوبی و شرقی این کژدیسگی ملی، و به واسطه مقاومت رژیم کهن، یک چهره بزرگ پس از چهرهای دیگر از پا درمیآید و به ریشخند گرفته میشود؛ درحالیکه در همان سالها، از ناکجاآباد تراژیک آثار ایبسن (البته یقینا این ناکجاآباد فراتر از نروژ است) انتقاد از خود فرجامین و رادیکال زندگی بورژوایی به گوش میرسد». بهاینترتیب، کتاب از ارباب- کارگر فصل ابتدایی به نقد بنیادی ایبسن بر فرهنگ بورژوایی در فصل آخر میرسد.
در بخشی از فصل پایانی کتاب، ایبسن و روح سرمایهداری، میخوانیم: «پیش از هر چیز، به جهان اجتماعی مجموعه آثار ایبسن بنگریم: کشتیسازان، صاحبان صنایع، صاحبان پول و سرمایه، بازرگانان، بانکداران، بسازبفروشها، رئیسان، قاضیان، مدیران، وکیلان، پزشکان، مدیران مدرسه، استادان دانشگاه، مهندسان، روحانیان، روزنامهنگاران، عکاسان، طراحان، حسابداران، کارمندان، چاپگران... هیچ نویسنده دیگری اینچنین مصمم به جهان بورژوایی نپرداخته است. البته توماس مان هست؛ در آثار مان دیالکتیک پیوستهای میان بورژوا و هنرمند وجود دارد (توماس و هانو، لیبک و کروگر، زایتبلوم و لورکین)، اما در آثار ایبسن زیاد به چنین چیزی برنمیخوریم؛ هنرمند بزرگ او - همان روبک مجسمهساز در ما مردگان که برمیخیزیم، که تا دم مرگ کار میکند و عاشق آن است که ارباب و صاحب مصالح کارش باشد- بورژوایی است عینا شبیه دیگران».