رئالیسم در داستانهای ایرانی و عراقی
«رئالیسم در ادبیات داستانی ایران و عراق» عنوان کتابی است از عباس یوسف که به بررسی تطبیقی آثار سیمین دانشور و فواد تکرلی پرداخته است. فواد تکرلی از نویسندگان رئالیست عراقی است که در سال 1927 در بغداد متولد شد و در سال 2008 از دنیا رفت. او یکی از آخرین بازماندگان نسل نویسندگان پیشگام و برجستهترین داستاننویس عراق از جنبه ساختار فنی بهشمار میرود. تکرلی در ابتدا بهعنوان نویسنده داستانهای کوتاه شناخته شد هرچند خودش از آنچه در جوانیاش نوشته بود راضی نبود. او نویسنده کمکاری بهشمار میرود اما با همین آثاری که از او منتشر شده تاثیر زیادی از خود بهجا گذاشته است. سیمین دانشور نیز یکی از چهرههای مهم ادبیات داستانی معاصر ایران است و همعصر تکرلی بهشمار میرود. نویسنده کتاب در بخشی از مقدمهاش درباره این دو نویسنده نوشته است: «دانشور و تکرلی از بارزترین نویسندگان واقعگرای ایران و عراق به حساب میآیند. هر دوی آنها از نویسندگان دهه پنجاه میلادی بهشمار میروند، تقریبا همزمان - بعد از جنگ جهانی دوم- شروع به نوشتن رمان یا داستان کوتاه کردند. وقتی نگارنده به بررسی آثار واقعگرای دانشور و تکرلی پرداخت ملاحظه کرد
که عدهای از عوامل بر آنها و دیگر نویسندگان رئالیست تاثیر گذاشتهاند، از جمله در ایران پس از شهریورماه 1320ش - در جریان جنگ جهانی دوم- و سرنگونی رضاشاه، فضای سیاسی و فرهنگی نسبتا بازی در کشور ایجاد شد و تحرک جدیدی در ادبیات روی داد. چاپ و نشر کتاب رونق تازهای گرفت و ادبیات ایران به شکل مجله، روزنامه و کتاب، جریانهای جدیدی را از سر گذراند. در این سالها، نویسندگان - از جمله دانشور- با مکتبهای جدید ادبی و فکری آشنا شدند؛ امری که بر آثارشان تاثیر زیادی داشت. در عراق دوره پس از جنگ جهانی دوم و رویدادهای پیش از آن، روابط اجتماعی و طبقاتی، عراق را در قالب جدیدی درآورد. در این دوره، با آغاز فعالیت و اثربخشی جنبش ملی و نهادهای صنفی، سیاسی و فرهنگی، از شعارهای آزادی و استقلال ملی و از خواستههای قانونی تودهها و طبقات زحمتکش دفاع گردید. نویسندگان دهه پنجاه
- از جمله تکرلی- توانستند روش اختصاصی خود را برای بیان شعارهای آزادی به کار گیرند. و با توسعه تواناییهای فکری و فرهنگی خود از آثار داستانی جدید در جهان عرب و در دنیا و همچنین از گرایشهای فرهنگی و فکری و آثار هنری معاصر در زمینههای مختلف اطلاع یابند و سبب این امر رویآوردن بیشتر نویسندگان به واقعیت و دغدغههای جامعه عراقی بود». «رئالیسم در ادبیات داستانی ایران و عراق» در چهار فصل کلی نوشته شده و نویسنده در آن کوشیده که به بررسی تطبیقی مهمترین ویژگیهای رئالیسم در آثار دانشور و فواد تکرلی بپردازد و مهمترین تفاوتها و شباهتهای رئالیسم در آثار آنها را نشان دهد. دانشور و تکرلی هر دو در آثارشان توجه زیادی به وضعیت اجتماعی و تاریخیشان داشتهاند و نسبت به بسیاری از مسایل اجتماعی اطرافشان حساسیت داشتهاند. در بخشی از بخش پایانی کتاب در این مورد میخوانیم: «دانشور و تکرلی در آثارشان، با نگرشی انسانگرایانه و آرمانی به ترسیم سیمای ناهمگون و پیکره بیمار جامعه ایران و عراق در گذشته میپردازند. هر دوی آنها نویسندگانی متعهد و متبحر در داستانپردازیهای علمی و رئالیستی هستند و تلاش میکنند عوامل و ریشههای تبعیض
طبقات، فقر فرهنگی، ظلم و ستم، فقدان بینش لازم سیاسی و حتی وابستگیهای سیاسی کشور به استعمار جهانی را معرفی کنند. هر دو نویسنده، به ظلم و ستم طبقات جامعه، عوامل موثر در آن و استبداد طبقه اشراف و ثروتمندان پرداختند». در آثار دانشور و تکرلی، پیوندی عمیق با سیاست وجود دارد. دانشور در بسیاری از آثارش به مسئله استعمار و استقلال ملی و تلاشها و مبارزههای مردم در این راه توجه دارد. تکرلی در برخی از آثارش، از رژیم سیاسی حاکم در عراق انتقادات شدیدی کرده و مردم را به انقلاب علیه حکومت عراق و همچنین نظام سرمایهداری فراخوانده است. تبعیض و اختلاف طبقاتی، ظلم و ستم طبقات، فقر و محرومیت، سیاست و حضور بیگانگان، ویژگیهای اخلاقی و معایب جامعه و... از جمله مشابهتهایی است که به اعتقاد نویسنده این کتاب در آثار دانشور و تکرلی وجود دارد. نویسنده کتاب درباره مشابهتهای میان آثار این دو نویسنده نوشته است: «در باب شباهت میتوان گفت این شباهت در آثار دو نویسنده به سبب تلاقی آنها در ادبیات روسیه است به طوری که آنها زیر تاثیر مکتب ادبیات سوسیالیستی و نویسندگان روس قرار داشتند. ازاینرو، باید بگوییم ادبیات داستانی معاصر ایران و
عراق، ادبیاتی رئالیستی است».
«رئالیسم در ادبیات داستانی ایران و عراق» عنوان کتابی است از عباس یوسف که به بررسی تطبیقی آثار سیمین دانشور و فواد تکرلی پرداخته است. فواد تکرلی از نویسندگان رئالیست عراقی است که در سال 1927 در بغداد متولد شد و در سال 2008 از دنیا رفت. او یکی از آخرین بازماندگان نسل نویسندگان پیشگام و برجستهترین داستاننویس عراق از جنبه ساختار فنی بهشمار میرود. تکرلی در ابتدا بهعنوان نویسنده داستانهای کوتاه شناخته شد هرچند خودش از آنچه در جوانیاش نوشته بود راضی نبود. او نویسنده کمکاری بهشمار میرود اما با همین آثاری که از او منتشر شده تاثیر زیادی از خود بهجا گذاشته است. سیمین دانشور نیز یکی از چهرههای مهم ادبیات داستانی معاصر ایران است و همعصر تکرلی بهشمار میرود. نویسنده کتاب در بخشی از مقدمهاش درباره این دو نویسنده نوشته است: «دانشور و تکرلی از بارزترین نویسندگان واقعگرای ایران و عراق به حساب میآیند. هر دوی آنها از نویسندگان دهه پنجاه میلادی بهشمار میروند، تقریبا همزمان - بعد از جنگ جهانی دوم- شروع به نوشتن رمان یا داستان کوتاه کردند. وقتی نگارنده به بررسی آثار واقعگرای دانشور و تکرلی پرداخت ملاحظه کرد
که عدهای از عوامل بر آنها و دیگر نویسندگان رئالیست تاثیر گذاشتهاند، از جمله در ایران پس از شهریورماه 1320ش - در جریان جنگ جهانی دوم- و سرنگونی رضاشاه، فضای سیاسی و فرهنگی نسبتا بازی در کشور ایجاد شد و تحرک جدیدی در ادبیات روی داد. چاپ و نشر کتاب رونق تازهای گرفت و ادبیات ایران به شکل مجله، روزنامه و کتاب، جریانهای جدیدی را از سر گذراند. در این سالها، نویسندگان - از جمله دانشور- با مکتبهای جدید ادبی و فکری آشنا شدند؛ امری که بر آثارشان تاثیر زیادی داشت. در عراق دوره پس از جنگ جهانی دوم و رویدادهای پیش از آن، روابط اجتماعی و طبقاتی، عراق را در قالب جدیدی درآورد. در این دوره، با آغاز فعالیت و اثربخشی جنبش ملی و نهادهای صنفی، سیاسی و فرهنگی، از شعارهای آزادی و استقلال ملی و از خواستههای قانونی تودهها و طبقات زحمتکش دفاع گردید. نویسندگان دهه پنجاه
- از جمله تکرلی- توانستند روش اختصاصی خود را برای بیان شعارهای آزادی به کار گیرند. و با توسعه تواناییهای فکری و فرهنگی خود از آثار داستانی جدید در جهان عرب و در دنیا و همچنین از گرایشهای فرهنگی و فکری و آثار هنری معاصر در زمینههای مختلف اطلاع یابند و سبب این امر رویآوردن بیشتر نویسندگان به واقعیت و دغدغههای جامعه عراقی بود». «رئالیسم در ادبیات داستانی ایران و عراق» در چهار فصل کلی نوشته شده و نویسنده در آن کوشیده که به بررسی تطبیقی مهمترین ویژگیهای رئالیسم در آثار دانشور و فواد تکرلی بپردازد و مهمترین تفاوتها و شباهتهای رئالیسم در آثار آنها را نشان دهد. دانشور و تکرلی هر دو در آثارشان توجه زیادی به وضعیت اجتماعی و تاریخیشان داشتهاند و نسبت به بسیاری از مسایل اجتماعی اطرافشان حساسیت داشتهاند. در بخشی از بخش پایانی کتاب در این مورد میخوانیم: «دانشور و تکرلی در آثارشان، با نگرشی انسانگرایانه و آرمانی به ترسیم سیمای ناهمگون و پیکره بیمار جامعه ایران و عراق در گذشته میپردازند. هر دوی آنها نویسندگانی متعهد و متبحر در داستانپردازیهای علمی و رئالیستی هستند و تلاش میکنند عوامل و ریشههای تبعیض
طبقات، فقر فرهنگی، ظلم و ستم، فقدان بینش لازم سیاسی و حتی وابستگیهای سیاسی کشور به استعمار جهانی را معرفی کنند. هر دو نویسنده، به ظلم و ستم طبقات جامعه، عوامل موثر در آن و استبداد طبقه اشراف و ثروتمندان پرداختند». در آثار دانشور و تکرلی، پیوندی عمیق با سیاست وجود دارد. دانشور در بسیاری از آثارش به مسئله استعمار و استقلال ملی و تلاشها و مبارزههای مردم در این راه توجه دارد. تکرلی در برخی از آثارش، از رژیم سیاسی حاکم در عراق انتقادات شدیدی کرده و مردم را به انقلاب علیه حکومت عراق و همچنین نظام سرمایهداری فراخوانده است. تبعیض و اختلاف طبقاتی، ظلم و ستم طبقات، فقر و محرومیت، سیاست و حضور بیگانگان، ویژگیهای اخلاقی و معایب جامعه و... از جمله مشابهتهایی است که به اعتقاد نویسنده این کتاب در آثار دانشور و تکرلی وجود دارد. نویسنده کتاب درباره مشابهتهای میان آثار این دو نویسنده نوشته است: «در باب شباهت میتوان گفت این شباهت در آثار دو نویسنده به سبب تلاقی آنها در ادبیات روسیه است به طوری که آنها زیر تاثیر مکتب ادبیات سوسیالیستی و نویسندگان روس قرار داشتند. ازاینرو، باید بگوییم ادبیات داستانی معاصر ایران و
عراق، ادبیاتی رئالیستی است».