|

در نقد لیبرالیسم

جان استیوارت میل پسر ارشد جیمز میل اندیشمند و نظریه‌پرداز سیاسی انگلیسی است. نوآوری‌های فکری جان استیوارت میل، در چند موضوع مهم فلسفه و اندیشه سیاسی و نیز علم اقتصاد و اخلاق، بخشی مهم از ادبیات سیاسی کلاسیک جهان امروز است. یکی از نوآوری‌های مهم او حاصل انتقاد از اندیشه‌های لیبرالی اما محافظه‌کارانه پدرش است. وی از طریق آمیزش اندیشه‌های لیبرالی آزادی‌خواهانه با عدالت اجتماعی که برگرفته از نیازهای بنیادین جامعه وقت انگلستان و سرتاسر اروپا بود، مکتب «سوسیال‌لیبرالیسم» را بنیاد نهاد که امروزه منبع الهام‌بخش احزاب و گرایش‌های مدرن لیبرالی به شمار می‌آید.
جان استیوارت میل در رساله در باب آزادی که به سال ۱۸۵۹ نگاشته است با طرح این نکته که حکومت اکثریت می‌تواند به دیکتاتوری اکثریت منجر شود، بر اهمیت حفظ آزادی‌های فردی تأکید می‌کند. میل دامنه اختیارات حکومت را محدود به حفاظت افراد در برابر تعدی دیگران به آزادی‌های او می‌داند، و استفاده از قدرت حکومت در تحدید اراده فرد را در جایی که مزاحم آزادی‌های دیگری نیست رد می‌کند. بسیاری از نکاتی که او در نقد جامعه آن روز انگلستان در مورد حقوق مردم به‌ویژه اقلیت‌ها و دگراندیشان متذکر شده - از جمله حق زنان در مشارکت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- امروز در قوانین غرب اعمال شده است. میل معتقد بود که پیشرفت سیاسی و اجتماعی یک کشور و بهترشدن وضعیت و شهروندان آن، تنها در صورت دست‌یافتن تمام آحاد مردم به آزادی امکان‌پذیر است.
در کتاب «فلسفه سیاسی جان استیوارت میل» نظر رایج راجع‌به آثار جان استیوارت میل درباره آزادی، به پرسش کشیده شده است. از دیرباز نظر رایج درباره «رساله آزادی» این بوده که جان استیوارت میل در این رساله دست به کاری محال زده است، یعنی دفاعی فایده‌گرایانه از اولویت آزادی نسبت به سایر ارزش‌ها. در این دیدگاه معمول، می‌توان سه پایه و رکن شاخص برای این اعتقاد تشخیص داد که کار خطیری که میل در رساله آزادی در پیش گرفته بود از پیش محکوم به شکستی مفتضحانه بود. نخستین استدلال به منطق فایده‌گرایی در مقام اخلاقی تک‌اصلی متوسل می‌شود. میل می‌گوید: «آیینی که «فایده» یا «اصل بیشترین خوشبختی» را به‌عنوان پایه اخلاقیاتش می‌پذیرد بیانگر این اعتقاد است که هر عملی به نسبتی که می‌تواند خوشبختی را بیشتر کند درست است، و به نسبتی که ممکن است موجب بدبختی شود غلط است». (ص 15) رشته نخست از ایرادها منطق فایده‌گرایی را در مقام اخلاقی تک‌اصلی ملاک قرار می‌دهند حال آنکه رشته دوم ایرادها به این واقعیت اشاره می‌کنند که «اصل فایده» و «اصل آزادی» حافظ ارزش‌های متفاوت و غالبا متنافر هستند. «اصل آزادی» می‌گوید که ما نباید آزادی را فدا کنیم مگر در مواردی که امکان صدمه‌رسیدن به دیگران باشد، حال آنکه «اصل فایده» می‌گوید فقط خوشبختی یا خوشی و لذت است که ارزشی فی‌نفسه دارد. ایراد سوم و در نظر بسیاری از منتقدان حادترین ایراد وارد بر برنامه میل این است که «اصل آزادی» که او می‌خواهد بر اساس فایده‌گرایی از آن دفاع کند اصل استثناء‌کننده فایده از نوعی خاص است، یعنی اصلی است که مدعاهای اخلاقی سنگینی برای افراد قائل می‌شود. خلاصه، اصلی است که حقوق اخلاقی را توزیع می‌کند. اما چنین اصل اعطاکننده حقوقی را نمی‌توان به نحوی رضایت‌بخش به ریشه‌ای فایده‌گرایانه وصل کرد یا بر اساس اصول فایده‌گرایی از آن دفاع کرد. هر اصل فایده‌ای که بتوان آن را واقعا اصل فایده دانست باید شکل و صورتی تجمیعی داشته باشد یعنی موضوع آن باید جمع خوشبختی موجود یا خوشبختی مورد انتظار در نتیجه عمل باشد. از سوی دیگر، «اصل آزادی» آشکارا و به نحوی بارز خصلتی توزیعی دارد: این اصل حقوق را به صاحبان آنها برمی‌گرداند و از بیشینه‌کردن یا حتی فزون‌ترکردن هیچ ارزشی سخن به میان نمی‌آورد. به نظر می‌رسد اصل آزادی میل طبیعتا عنصری از نظریه عدالت باشد و نه عنصری از نظریه خیر. هدف نویسنده در این پژوهش این است که با تحلیل متن و بازسازی استدلال میل نشان دهد که دفاع فایده‌گرایانه او از اولویت آزادی نسبت به سایر ارزش‌ها، آن کار محالی نیست که منتقدان نشان داده‌اند و آموزه آزادی میل به‌خوبی درون فایده‌گرایی غیرمستقیم و نوعی لیبرالیسم کمال‌خواهانه می‌گنجد. جان‌ گری در این ویراست جدید فصلی به کتاب افزوده و آنچه را که خود رشته است پنبه کرده‌ و نه‌تنها لیبرالیسمِ میل بلکه همه لیبرالیسم‌ها را به باد انتقادی ویران‌کننده گرفته است. مترجم جوابیه‌ای از جورج کراودر به انتقادهای جان‌ گری نیز ضمیمه این کتاب کرده تا با برابرنهادن مواضع جان‌ گری و نقدهای جورج کراودر مایه‌ای برای تفکرات بعدی به خواننده بدهد.

جان استیوارت میل پسر ارشد جیمز میل اندیشمند و نظریه‌پرداز سیاسی انگلیسی است. نوآوری‌های فکری جان استیوارت میل، در چند موضوع مهم فلسفه و اندیشه سیاسی و نیز علم اقتصاد و اخلاق، بخشی مهم از ادبیات سیاسی کلاسیک جهان امروز است. یکی از نوآوری‌های مهم او حاصل انتقاد از اندیشه‌های لیبرالی اما محافظه‌کارانه پدرش است. وی از طریق آمیزش اندیشه‌های لیبرالی آزادی‌خواهانه با عدالت اجتماعی که برگرفته از نیازهای بنیادین جامعه وقت انگلستان و سرتاسر اروپا بود، مکتب «سوسیال‌لیبرالیسم» را بنیاد نهاد که امروزه منبع الهام‌بخش احزاب و گرایش‌های مدرن لیبرالی به شمار می‌آید.
جان استیوارت میل در رساله در باب آزادی که به سال ۱۸۵۹ نگاشته است با طرح این نکته که حکومت اکثریت می‌تواند به دیکتاتوری اکثریت منجر شود، بر اهمیت حفظ آزادی‌های فردی تأکید می‌کند. میل دامنه اختیارات حکومت را محدود به حفاظت افراد در برابر تعدی دیگران به آزادی‌های او می‌داند، و استفاده از قدرت حکومت در تحدید اراده فرد را در جایی که مزاحم آزادی‌های دیگری نیست رد می‌کند. بسیاری از نکاتی که او در نقد جامعه آن روز انگلستان در مورد حقوق مردم به‌ویژه اقلیت‌ها و دگراندیشان متذکر شده - از جمله حق زنان در مشارکت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- امروز در قوانین غرب اعمال شده است. میل معتقد بود که پیشرفت سیاسی و اجتماعی یک کشور و بهترشدن وضعیت و شهروندان آن، تنها در صورت دست‌یافتن تمام آحاد مردم به آزادی امکان‌پذیر است.
در کتاب «فلسفه سیاسی جان استیوارت میل» نظر رایج راجع‌به آثار جان استیوارت میل درباره آزادی، به پرسش کشیده شده است. از دیرباز نظر رایج درباره «رساله آزادی» این بوده که جان استیوارت میل در این رساله دست به کاری محال زده است، یعنی دفاعی فایده‌گرایانه از اولویت آزادی نسبت به سایر ارزش‌ها. در این دیدگاه معمول، می‌توان سه پایه و رکن شاخص برای این اعتقاد تشخیص داد که کار خطیری که میل در رساله آزادی در پیش گرفته بود از پیش محکوم به شکستی مفتضحانه بود. نخستین استدلال به منطق فایده‌گرایی در مقام اخلاقی تک‌اصلی متوسل می‌شود. میل می‌گوید: «آیینی که «فایده» یا «اصل بیشترین خوشبختی» را به‌عنوان پایه اخلاقیاتش می‌پذیرد بیانگر این اعتقاد است که هر عملی به نسبتی که می‌تواند خوشبختی را بیشتر کند درست است، و به نسبتی که ممکن است موجب بدبختی شود غلط است». (ص 15) رشته نخست از ایرادها منطق فایده‌گرایی را در مقام اخلاقی تک‌اصلی ملاک قرار می‌دهند حال آنکه رشته دوم ایرادها به این واقعیت اشاره می‌کنند که «اصل فایده» و «اصل آزادی» حافظ ارزش‌های متفاوت و غالبا متنافر هستند. «اصل آزادی» می‌گوید که ما نباید آزادی را فدا کنیم مگر در مواردی که امکان صدمه‌رسیدن به دیگران باشد، حال آنکه «اصل فایده» می‌گوید فقط خوشبختی یا خوشی و لذت است که ارزشی فی‌نفسه دارد. ایراد سوم و در نظر بسیاری از منتقدان حادترین ایراد وارد بر برنامه میل این است که «اصل آزادی» که او می‌خواهد بر اساس فایده‌گرایی از آن دفاع کند اصل استثناء‌کننده فایده از نوعی خاص است، یعنی اصلی است که مدعاهای اخلاقی سنگینی برای افراد قائل می‌شود. خلاصه، اصلی است که حقوق اخلاقی را توزیع می‌کند. اما چنین اصل اعطاکننده حقوقی را نمی‌توان به نحوی رضایت‌بخش به ریشه‌ای فایده‌گرایانه وصل کرد یا بر اساس اصول فایده‌گرایی از آن دفاع کرد. هر اصل فایده‌ای که بتوان آن را واقعا اصل فایده دانست باید شکل و صورتی تجمیعی داشته باشد یعنی موضوع آن باید جمع خوشبختی موجود یا خوشبختی مورد انتظار در نتیجه عمل باشد. از سوی دیگر، «اصل آزادی» آشکارا و به نحوی بارز خصلتی توزیعی دارد: این اصل حقوق را به صاحبان آنها برمی‌گرداند و از بیشینه‌کردن یا حتی فزون‌ترکردن هیچ ارزشی سخن به میان نمی‌آورد. به نظر می‌رسد اصل آزادی میل طبیعتا عنصری از نظریه عدالت باشد و نه عنصری از نظریه خیر. هدف نویسنده در این پژوهش این است که با تحلیل متن و بازسازی استدلال میل نشان دهد که دفاع فایده‌گرایانه او از اولویت آزادی نسبت به سایر ارزش‌ها، آن کار محالی نیست که منتقدان نشان داده‌اند و آموزه آزادی میل به‌خوبی درون فایده‌گرایی غیرمستقیم و نوعی لیبرالیسم کمال‌خواهانه می‌گنجد. جان‌ گری در این ویراست جدید فصلی به کتاب افزوده و آنچه را که خود رشته است پنبه کرده‌ و نه‌تنها لیبرالیسمِ میل بلکه همه لیبرالیسم‌ها را به باد انتقادی ویران‌کننده گرفته است. مترجم جوابیه‌ای از جورج کراودر به انتقادهای جان‌ گری نیز ضمیمه این کتاب کرده تا با برابرنهادن مواضع جان‌ گری و نقدهای جورج کراودر مایه‌ای برای تفکرات بعدی به خواننده بدهد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.