از ناگویا تا فرغانه؛ دو زنگ خطری که بازهم شنیده نشد
سلام به سطح دو آسیا
نه زمین داریم، نه ورزشگاه، نه میزبانی؛ حالا حتی فاصله با رقبای آسیایی هم کمتر و کمتر شده است. فوتبال ایران در فاصله دو روز، دو بار زمین خورد؛ یک بار در ناگویا و یک بار در فرغانه. تیم امید در شرایطی که برای صعود از گروه خود در بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ فقط به یک امتیاز نیاز داشت، برابر کره شمالی 4 بر یک شکست خورد و حتی از مرحله گروهی عبور نکرد. یک روز بعد، تیم بزرگسالان هم در نخستین بازی تدارکاتی پس از جام جهانی، برابر ازبکستان 3 بر یک باخت؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سپهر خرمی: نه زمین داریم، نه ورزشگاه، نه میزبانی؛ حالا حتی فاصله با رقبای آسیایی هم کمتر و کمتر شده است. فوتبال ایران در فاصله دو روز، دو بار زمین خورد؛ یک بار در ناگویا و یک بار در فرغانه. تیم امید در شرایطی که برای صعود از گروه خود در بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ فقط به یک امتیاز نیاز داشت، برابر کره شمالی 4 بر یک شکست خورد و حتی از مرحله گروهی عبور نکرد. یک روز بعد، تیم بزرگسالان هم در نخستین بازی تدارکاتی پس از جام جهانی، برابر ازبکستان 3 بر یک باخت؛ شکستی که سومین باخت پیاپی ایران برابر این تیم در دوره امیر قلعهنویی بود. این دو نتیجه را نمیتوان صرفا دو شکست معمولی دانست. یکی درباره آینده فوتبال ایران و نسلی بود که قرار است سالهای بعد پیراهن تیم ملی را بپوشد و دیگری درباره تیمی که قرار است ویترین فوتبال کشور باشد. میان این دو نتیجه، یک تصویر مشترک شکل گرفت: ایران نهتنها در نتیجه، بلکه در کیفیت بازی، زیرساخت، برنامهریزی و حتی توان میزبانی از رقبا، با پرسشهای جدی روبهروست. فوتبالی که زمانی خود را قدرت اول منطقه میدانست، حالا باید توضیح بدهد چرا در دو روز، هم امیدهایش از کره شمالی چهار گل خوردند و هم تیم بزرگسالان مقابل ازبکستان سه گل دریافت کرد.
دو روز، دو شکست؛ از امیدی که نرسید تا تیمی که عقب ماند
شکست تیم امید برابر کره شمالی فقط یک حذف ساده نبود. شاگردان حسین عبدی در گروه B بازیهای آسیایی ناگویا، پیش از بازی آخر چهار امتیاز داشتند و برای صعود فقط به یک امتیاز نیاز داشتند، اما در مسابقهای که میتوانست مسیر آنها را به مرحله حذفی باز کند، 4 بر یک شکست خوردند و با چهار امتیاز در رتبه سوم گروه قرار گرفتند. ایران در دو بازی قبلی برابر امارات پیروز شده و مقابل چین به تساوی رسیده بود، اما در مسابقه تعیینکننده مقابل کره شمالی، بعد از گل امیرحسین حسینزاده، چهار بار دروازهاش باز شد. این شکست از آن رو مهمتر است که تیم امید قرار است بخشی از زنجیره تولید بازیکن برای آینده تیم ملی باشد. حذف از مرحله گروهی، آن هم با چنین نتیجهای، پرسش درباره کیفیت آمادهسازی، انتخاب بازیکنان، کار فنی و البته نگاه بلندمدت فدراسیون به فوتبال پایه را دوباره به سطح اول بحث برمیگرداند. اما هنوز جو شکست امیدها تمام نشده بود که تیم بزرگسالان در فرغانه، برابر ازبکستان قرار گرفت. تیمی که در سالهای اخیر بیش از گذشته به ایران نزدیک شده و این بار با فابیو کاناوارو روی نیمکت، سه گل زد و فقط یک گل دریافت کرد. ایران در این مسابقه ابتدا با اشتباه در خط دفاعی عقب افتاد، در نیمه دوم به گل تساوی رسید، اما دوباره با پنالتی و سپس یک ضدحمله در وقتهای تلفشده، بازی را از دست داد. نتیجه، 3 بر یک به سود ازبکستان بود؛ نتیجهای که از منظر روند تقابلهای اخیر، از خود عدد سه مهمتر است.
ازبکستان دیگر همان حریف سالهای گذشته نیست
هشتمین تقابل ایران و ازبکستان در دوره قلعهنویی، دوباره یک واقعیت را مقابل فوتبال ایران گذاشت: فاصلهای که زمانی در ذهن فوتبال ایران وجود داشت، در زمین مسابقه دیگر به همان شکل دیده نمیشود. در هشت بازی اخیر، ایران فقط یک بار مقابل ازبکستان برنده شده و در کنار آن، پنج تساوی و دو شکست ثبت شده است. شکست اخیر نیز سومین باخت پیاپی ایران برابر این تیم در دوره قلعهنویی محسوب میشود؛ آماری که برای تیمی با ادعای قدرت اول منطقه، قابل چشمپوشی نیست. اینجاست که جمله علیرضا جهانبخش، دو سال بعد، دوباره به فوتبال ایران برمیگردد. جهانبخش پس از تساوی بدون گل ایران و ازبکستان در تاشکند در مهر ۱۴۰۳، درباره مقایسه سطح بازیکنان دو تیم گفته بود چنین قیاسی خندهدار است. آن جمله در همان زمان بازتاب زیادی داشت، اما فوتبال در دو سال گذشته مسیر دیگری را طی کرده است. امروز ازبکستان نهفقط یک حریف سرسخت، بلکه تیمی است که در چند تقابل اخیر توانسته ایران را شکست دهد و از اشتباهات بازیکنان ما به بهترین شکل استفاده کند. مسئله، طعنه به جهانبخش نیست؛ مسئله این است که فوتبال ایران باید از خودش بپرسد چه اتفاقی افتاده که مقایسهای که زمانی از نگاه یکی از ملیپوشان خندهدار تلقی میشد، حالا دستکم در زمین مسابقه دیگر خندهدار نیست. ازبکستان برای فوتبال ایران فقط یک رقیب نیست؛ یک آینه است. تیمی که سرمایهگذاری روی نسل جدید، حضور بازیکنانش در فوتبال اروپا و ساختار منظمتر تیم ملیاش باعث شده در سالهای اخیر فاصلهاش با ایران کمتر شود.
قلعهنویی ماند، پرسشها هم ماندند
حالا شکست ازبکستان در شرایطی رقم خورده که بحث ادامه حضور امیر قلعهنویی روی نیمکت تیم ملی هنوز از فضای رسانهای خارج نشده است. فدراسیون فوتبال در شهریورماه قرارداد سرمربی تیم ملی را تا پایان جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ تمدید کرد. امیرمهدی علوی، سخنگوی فدراسیون، پس از جلسه هیئترئیسه اعلام کرد قرارداد قلعهنویی تا پایان جام ملتها تمدید شده و برنامه آمادهسازی تیم ملی نیز بررسی خواهد شد. اما چند روز بعد، حجت کریمی، عضو هیئترئیسه فدراسیون فوتبال، روایت دیگری از فضای آن تصمیم مطرح کرد. کریمی گفت در جلسهای قرار بوده قرارداد قلعهنویی چهار ساله تمدید شود، اما او به دلیل مخالفت جامعه با چنین تمدیدی مخالفت کرده و تنها فرد مخالف نبوده است. او همچنین گفت در مقطعی اعضای دیگری هم با تمدید مخالف بودند، اما در روز رأیگیری، همه موافق شدند. این اظهارات، تصویری متفاوت از روند تصمیمگیری در فدراسیون ارائه میکند. البته امیرمهدی علوی این روایت را رد کرده و گفته تمام اعضای هیئترئیسه با ادامه حضور قلعهنویی تا پایان جام ملتهای آسیا موافق بودهاند و هستند. بنابراین آنچه اکنون وجود دارد، دو روایت متفاوت از فضای داخلی هیئترئیسه است؛ روایتی که از مخالفت اولیه سخن میگوید و روایتی که بر همراهی اعضا با ادامه کار سرمربی تأکید دارد.
دیدار روسیه؛ یک بازی دوستانه با وزن غیردوستانه
چند روز دیگر تیم ملی ایران در کازان برابر روسیه قرار میگیرد. این مسابقه از نظر تقویم یک دیدار دوستانه است، اما بعد از شکست 3 بر یک مقابل ازبکستان، دیگر نمیتوان آن را صرفا یک بازی تدارکاتی دانست. روسیه پیش از این هم در اکتبر ۲۰۲۵ ایران را 2 بر یک شکست داده بود و حالا تیم قلعهنویی باید در فاصله کوتاهی مقابل تیمی قرار بگیرد که آخرین بار هم برابر ایران پیروز شده است. دیدار ایران و روسیه برای ۲۹ سپتامبر در کازان برنامهریزی شده است. اگر ایران مقابل روسیه هم شکست بخورد، طبیعی است که فشار رسانهای و حاشیهای پیرامون قلعهنویی بیشتر شود؛ بهویژه اینکه قرارداد او تا جام ملتهای آسیا تمدید شده و هر نتیجه ضعیف، مستقیم به بحث درباره تصمیم هیئترئیسه گره خواهد خورد. در شرایط فعلی منطقه، برگزاری بازیهای دوستانه با ازبکستان و روسیه از معدود فرصتهایی است که تیم ملی برای حفظ ریتم مسابقه و محکزدن بازیکنان در اختیار دارد.
نه زمین داریم، نه ورزشگاه، نه میزبانی
سقوط فوتبال ایران را نمیتوان فقط با نام یک مربی توضیح داد. قلعهنویی بخشی از این داستان است، عبدی بخشی دیگر، اما مسئله بزرگتر از نیمکتهاست. فوتبال ایران امروز با مجموعهای از مشکلات زیرساختی و مدیریتی مواجه است که شکستهای دوروزه فقط آنها را دوباره عیان کردهاند. ما حتی در سادهترین شکل، از داشتن یک خانه واقعی برای فوتبال ملی محرومیم. کیفیت زمینها، وضعیت ورزشگاهها، محدودیتهای میزبانی و فرسودگی بخشی از زیرساختها، همه به مسئلهای دائمی تبدیل شدهاند. وقتی تیم ملی نمیتواند با خیال راحت از میزبانی در سطح استاندارد بینالمللی سخن بگوید، وقتی کیفیت زمین مسابقه گاهی خودش به موضوع اصلی تبدیل میشود و وقتی فوتبال ایران برای بسیاری از رویدادها باید به دنبال راهحلهای موقت باشد، نمیتوان انتظار داشت فقط با تغییر مربی یا انتخاب چند بازیکن جوان، فاصله با رقبا جبران شود. نه زمین داریم، نه ورزشگاه، نه میزبانی؛ و اگر برنامهای برای ساختن نسل بعدی نداشته باشیم، حتی خاطره قدرت گذشته هم برایمان نمیماند. تیم امید باید از دل یک برنامه مستمر توسعه بازیکن بیرون بیاید، نه اینکه چند ماه مانده به یک تورنمنت جمع شود و بعد از یک شکست سنگین کنار برود. تیم بزرگسالان هم باید از دل یک برنامه مشخص فنی، مدیریتی و تدارکاتی عبور کند، نه اینکه هر شکست، دوباره بحث درباره ماندن یا رفتن مربی را به موضوع اصلی فوتبال تبدیل کند. فاصله فوتبال ایران با رقبای آسیایی در حال تغییر است. ازبکستان دیگر حریفی نیست که صرفا برای شکستدادنش به سابقه و نام ایران تکیه کنیم. کره شمالی هم نشان داد در فوتبال پایه، اگر یک تیم منسجمتر و آمادهتر باشد، نام ایران برایش ترس ایجاد نمیکند. اینها نشانههای کوچکی نیستند. اگر فوتبال ایران همچنان بخواهد با سرمایههای گذشته زندگی کند، شکستهای ناگویا و فرغانه ممکن است از یک اتفاق دوروزه به یک روند چندساله تبدیل شوند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.