کیفیت مهمتر است یا قیمت؟
ایسنا گزارشی از صالحآباد تهیه کرده است؛ جایی که همه برای خرید عروسک و اسباببازی به آنجا میروند. نکته این گزارش درباره استقبال از محصولات ایرانی در مقابل محصولات چینی است، اما مهمتر از آن درباره جای خالی شخصیتهای ایرانی در بین کودکان است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ایسنا گزارشی از صالحآباد تهیه کرده است؛ جایی که همه برای خرید عروسک و اسباببازی به آنجا میروند. نکته این گزارش درباره استقبال از محصولات ایرانی در مقابل محصولات چینی است، اما مهمتر از آن درباره جای خالی شخصیتهای ایرانی در بین کودکان است. هیچ خبری از حضور شخصیتهایی که در آثار و فیلمهای ایرانی خلق میشوند، در بازار اسباببازی وجود ندارد. فروشندهای درباره اینکه این روزها بچهها بیشتر سراغ کدام شخصیتها میروند؟ میگوید: «الان دیگر شخصیتهای ماینکرافت و کرومی بیشتر ترند و مد شدهاند. کسی زیاد دنبال شخصیتهای ایرانی نیست. شخصیتهایی مثل اسپایدرمن و بتمن همیشه خریدار دارند، چون نمونههای خارجیشان بسیار زیبا تولید میشوند و کاملا شبیه شخصیت اصلی کارتون هستند. ما قبلا کارهای ایرانی را هم داشتیم، اما مشتری وقتی میآمد، باز هم دنبال شخصیت خارجی بود، چون نمونههای ایرانی کیفیت لازم را ندارند».
فروشنده دلِ پری از وضعیت تولید داخل دارد. او حتی نام شخصیتهای انیمیشنی جدید مثل «پسر دلفینی» یا قدیمیترها مثل «شکرستان» را نشنیده و میگوید: «اگر تولید میشد، خب بچهها وقتی در تلویزیون میدیدند حتما اینجا هم دنبالش میآمدند، اما اصلا عرضهای به بازار نشد». او میگوید: «پلاستیککارهای ایرانی واقعا خوب نیست. مشتری تکی که میآید، وقتی جنس ایرانی را دست میگیرد، با اینکه شاید کمی ارزانتر از خارجی باشد، به خاطر کیفیت پایین و بستهبندیهای مشکلدار، رهایش میکند و دنبال خارجی میرود. برای همین فروش اجناس خارجی ما خیلی بیشتر است. تولیدات خارجی از نظر رنگ، شکل و همه چیز جذابتر هستند و بچه را مشتاق میکنند. از طرفی، به خاطر گرانی شدید مواد اولیه در داخل، برخی کالاهای خارجی از ایرانی هم ارزانتر تمام میشوند».
یکی دیگر از فروشندهها اما به عروسک سخنگویی اشاره میکند و میگوید: «الان عروسک «سارا» مد شده است؛ عروسکی که صحبت میکند. قبلا مدل چینیاش میآمد که خیلی گران شد، حالا مشابهش را در داخل به اسم سارا زدهاند که کار خوبی هم هست. البته این نمونه با عروسکهای «دارا و سارا» متفاوت است. الان کپیبرداری عروسک چینی در مغازه ما هست؛ مدل چینی موقع صحبتکردن سر و گردنش را به اینطرف و آنطرف تکان میداد، اما عروسک سارای ایرانی دیگر آن حرکت گردن را ندارد».
او درباره تجربه فروش کاراکترهای بومی مثل «بچه زرنگ» میگوید: «یک مقطعی در حد سه تا پنج ماه، بچه زرنگ خیلی مد شد؛ تلفنی، حضوری و سایتی همه دنبالش میگشتند. اما به محض اینکه از مد افتاد، دیگر حتی اگر مفت هم میدادی کسی نمیخرید. فروش کارهای ایرانی مقطعی است، در حالی که ما اسپایدرمن را ۱۰ سال و بنتن را ۱۵ سال است که مداوم میفروشیم. سگهای نگهبان هم تقریبا هشت سال است روی بورس است. مردم جنس چینی را بهتر میخرند. در بخش دخترانه هم فروش باربی کمی ضعیف شده، اما کاراکتر کرومی به خاطر تبلیغات وسیع در شبکهها، الان یک سال و نیم است که بازار را گرفته و حتی چادر و چترش هم آمده است».
یکی دیگر از فروشندهها میگوید: «مشتریانی هستند که سراغ تم ایرانی را بگیرند؛ مثلا از هر صد نفر، ۱۰ نفر دنبال کار ایرانی هستند. ما این تقاضا را به گوش تأمینکنندهها و تولیدکنندهها میرسانیم و سفارش میدهیم، اما با توجه به هزینههای بالای تولید و کمبودن تعداد مشتری نسبت به کارهای خارجی، رغبتی برای تولید این تمها ندارند. قبلا کارهای محدودی بود اما دیگر تولید نکردند. الان تمهای ایرانی ما محدود شده به مناسبتهای رسمی مدارس مثل جشن تکلیف، جشن الفبا و جشن آب».
او ادامه میدهد: «مثلا تم جشن تکلیف ما، از نظر کیفیت و طراحی گرافیکی متأسفانه با تم خارجی مانند باربی اصلا قابل مقایسه نیست. دختربچهها دنبال جذابیت بصری هستند. اگر محتوای خوبی تولید شود و طرحهای گرافیکی قشنگ و پسندِ دل بچه زده شود، حتما کار ایرانی را انتخاب میکنند. به نظر من در این حوزه کمکاری زیادی شده است».