دفاع همه ایرانیان از ایران
من هم هر شب به خاطر ایران به خیابان میروم و میخواهم بدانم در شهرم چه میگذرد. از اینکه آدمهای معمولی مدام در حال کشتهشدن هستند ناراحت و از اینکه کودکان از هر صدایی به هم میریزند نگران هستم. اما در خیابانها غیر از اندک مردم رهگذر عدهای هستند که انگار با خیلی دیگر از مردمی که معمولا میبینم متفاوتاند. اما با هر بار چرخزدن شبانه در خیابان، این پرسش برایم مطرح میشود که چرا «دور از تو اندیشه بدان» را درباره «ایران» نمیشنوم؛ شعری که دهها سال است ایرانیان زمزمهاش میکنند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
من هم هر شب به خاطر ایران به خیابان میروم و میخواهم بدانم در شهرم چه میگذرد. از اینکه آدمهای معمولی مدام در حال کشتهشدن هستند ناراحت و از اینکه کودکان از هر صدایی به هم میریزند نگران هستم. اما در خیابانها غیر از اندک مردم رهگذر عدهای هستند که انگار با خیلی دیگر از مردمی که معمولا میبینم متفاوتاند. اما با هر بار چرخزدن شبانه در خیابان، این پرسش برایم مطرح میشود که چرا «دور از تو اندیشه بدان» را درباره «ایران» نمیشنوم؛ شعری که دهها سال است ایرانیان زمزمهاش میکنند.
این روزها بیش از هر زمان دیگری به صداهایی نیاز داریم که دلهای بیشتری را کنار هم بنشاند. رسانهای که نامش «ملی» است میتواند در چنین روزهایی نقشی بزرگ در ایجاد این همدلی داشته باشد. نهفقط با خبر و تحلیل، بلکه با یادآوری آنچه میان ما مشترک است: ایران.
آیا اگر کسی در این روزها، پای برنامههای صداوسیما بنشیند، صدای خود، شکل خود و خود را برای دفاع از ایران مییابد؟ در میان این برنامهها البته گاهی به دردهای واقعی مردم ایران هم پرداخته میشود؛ مثل ارتباط با میناب و مادران داغدار دانشآموزانی که در حمله به مدرسهشان جان باختند. چنین فاجعههایی قلب همه ما را میفشارد و یادآوری آنها ضروری است. اما در کنار خبر و تحلیل، چیزی هست که میتواند دلها را سریعتر به هم نزدیک کند: موسیقی و فرهنگ مشترک.
در یک قرن گذشته، آهنگسازان و خوانندگان ایرانی آثار فراوانی در ستایش ایران آفریدهاند؛ آثاری که نسلهای مختلف با آنها خاطره دارند و با شنیدنشان حس مشترکی پیدا میکنند. شاید خوب باشد در چنین روزهایی، این گنجینه بیشتر شنیده شود؛ موسیقیهایی که وقتی در خیابان پخش شوند یا مردم با هم بخوانند، احساس همدلی و همراهی را تقویت کنند.
با هر جابهجاکردن کانالهای تلویزیون که این روزها چارهای جز آن برایمان باقی نمانده است، افسوس و جای خالی این سرودها بیشتر و بیشتر میشود:
«ای ایران»؛ شعر حسین گلگلاب، آهنگ روحالله خالقی، با صدای غلامحسین بنان. «سپیده (ایران ای سرای امید)»؛ آهنگ محمدرضا لطفی، با صدای محمدرضا شجریان. «ایران جوان»؛ بر پایه مارش میهنی آلفرد لومر، با اجرای مشهور سالار عقیلی. «خاک مهرآیین»؛ با صدای محمدرضا شجریان.
«سرزمین مادری»؛ با صدای محمد نوری.
«ای ایران ایران»؛ با صدای محمد نوری. «وطن»؛ آهنگ علی تجویدی، با صدای غلامحسین بنان. «خلیج فارس»؛ اثر و اجرای محسن نامجو.
در روزهای جنگ 12روزه هم هنرمندان بسیاری همراه مردم شدهاند و قطعههایی تازه منتشر کردهاند؛ از جمله اجرای علی قمصری در فضای باز برج آزادی برای مردم ایران، قطعه «برای تو بمیرم ای ایرانم» با صدای سالار عقیلی، قطعه «علاج» از محسن چاووشی و «جهان ستم» با صدای همایون شجریان و آهنگسازی غلامرضا صادقی. شاید مهمتر از همه، این باشد که میدان برای همه ایراندوستان باز باشد. کسانی که ممکن است در سلیقه، نگاه یا شیوه بیان با هم متفاوت باشند، اما در یک چیز مشترکاند: دوستداشتن ایران و مخالفت با ویرانی آن.
بگذاریم فضایی ایجاد شود که هرکس به شیوه خودش از ایران دفاع کند؛ یکی با موسیقی، یکی با شعر، یکی با کمک به هموطنان، یکی با روایت زندگی روزمره. ایران کشوری متنوع است و این تنوع بخشی از زیبایی آن است. بهرسمیتشناختن این تنوع میتواند به همبستگی کمک کند. شاید کسی از ما خوشش نیاید یا سلیقهاش با ما فرق داشته باشد، اما همچنان عاشق ایران و مخالف تجاوز و ویرانی کشورش باشد. خوب است در خیابان و در رسانه ملی، برای چنین صداهایی هم جا باز شود.
موسیقی هیئتی شاید به سلیقه گردانندگان صداوسیما و کمپینهای خیابانی نزدیک باشد، اما بسیاری از مردم متفاوت هستند. این روزها بیش از هر زمان دیگری لازم است تلاش برای جذب همه ایراندوستان باشد، نهفقط عدهای محدود که سلیقهای خاص دارند. اگر چنین فضایی شکل بگیرد، شاید دوباره همان حس قدیمی زنده شود: اینکه ایران، با همه تفاوتها، خانه مشترک همه ماست.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.