|

انحلال ‌روشنفکری

در دفاع از تنوع صداها و استقلال فردی

ما امروز با پدیده‌ای نگران‌کننده روبه‌رو هستیم: نوعی انحلال روشنفکری. بخشی از کسانی که زمانی خود را حامل تفکر انتقادی می‌دانستند، هم‌رنگ جماعتی پرسر‌وصدا شده‌اند و رسالت خود را در یکسان‌سازی و دعوت به این هم‌رنگی می‌دانند، گروهی بیشتر مرعوب این سر‌وصداهای آلوده به انواع ناسزاها و توهین‌ها و تهدیدها شده‌اند و به مصلحت گوشه گزیده‌اند و بسیاری نیز میان دو تیغه‌ قیچی، به سکوت پناه برده‌اند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

ما امروز با پدیده‌ای نگران‌کننده روبه‌رو هستیم: نوعی انحلال روشنفکری. بخشی از کسانی که زمانی خود را حامل تفکر انتقادی می‌دانستند، هم‌رنگ جماعتی پرسر‌وصدا شده‌اند و رسالت خود را در یکسان‌سازی و دعوت به این هم‌رنگی می‌دانند، گروهی بیشتر مرعوب این سر‌وصداهای آلوده به انواع ناسزاها و توهین‌ها و تهدیدها شده‌اند و به مصلحت گوشه گزیده‌اند و بسیاری نیز میان دو تیغه‌ قیچی، به سکوت پناه برده‌اند. نتیجه، حذف خرد انتقادی و تهی‌شدن فضای عمومی از صداهای مستقل است و تقلیل‌دادن گفت‌وگو به موضع‌گیری‌های سیاسی یا حتی ناسزاگویی که به نوعی آیین تشرف برای ورود به برخی جریان‌های سیاسی  تبدیل شده است.

فضا وقتی اعتراضی-‌انقلابی می‌شود، موج‌های سیاسی‌ای از راه می‌رسند که معمولا تفاوت‌های فردی را برنمی‌تابند. برای ساختن یک «کل یکپارچه»، صداهای متنوع را حذف می‌کنند، استقلال فردی را نادیده می‌گیرند و با برچسب‌های گوناگون‌ آدم‌های مستقل را از صحنه بیرون می‌رانند. اگر به قدرت برسند، با احضار و بازداشت و زور اسلحه می‌کوشند افراد متفاوت با خود را ساکت کنند و اگر هنوز قدرت را به دست نیاورده باشند و خود را در آستانه‌ ببینند، با تهدید، تخریب، ناسزا و ارعاب، صداها را خفه می‌کنند.

توهم یا واقعیت اکثریت‌بودن از زبان پرخاشگر، برچسب‌زن، حکم‌های قطعی دو‌گانه‌ساز همچون سلاحی کارآمد برای حذف صداهای مستقل استفاده می‌کند.

در چنین وضعیتی، شجاعانه‌ترین کار پاسداری از تکثر و تنوع است و ایستادگی در برابر تک‌صدایی؛ حتی اگر همه در موج بزرگ افتاده باشند و خود را حقیقت مطلق بپندارند.

هیچ بهانه‌ای، هیچ وضعیت فوق‌العاده‌ای، هیچ موقعیت خطیری و هیچ «برهه حساسی» نمی‌تواند خاموش‌کردن صداهای گوناگون را توجیه کند. جامعه‌ای که در آن فقط یک صدا مجاز است، نه‌تنها به انسداد سیاسی گرفتار خواهد شد بلکه به فقر فکری و اخلاقی نیز دچار خواهد شد.

ما یک بار آزموده‌ایم در این ورطه بخت خویش را؛‌ هم‌رنگ‌شدن با جماعت و پیامدهایش را دیده‌ایم.

دموکراسی بدون به‌ رسمیت‌ شناختن استقلال فردی ممکن نیست. دموکراسی یعنی حق متفاوت اندیشیدن، حق نقد‌کردن و حق شنیده‌شدن صداهایی که با اکثریت همسو نیستند. اکثریت هم در انتخابات آزاد تعیین می‌شود و تضمین‌کننده حقوق همه است. هر کجا‌‌ تک‌صدایی حاکم شود و صداهای متنوع به هر مصلحتی، حتی به‌طور موقت حذف شود، حتی اگر به نام و خواست مردم باشد، راهی به رستگاری نمی‌گشاید و جز بندگی و استبداد به ارمغان نمی‌آورد.

اگر نظری دارید، اگر به کسی یا جریانی انتقاد دارید، اگر رفتاری را خطرناک یا نادرست می‌دانید، حتی اگر بیشتر مردم از آن حمایت می‌کنند، آن را با صدای بلند و روشن بنویسید و بگویید. از حمله گروهی، از برچسب‌زنی و از ارعاب کامنت‌گذاران نترسید. ترس، بزرگ‌ترین سرمایه حذف‌کنندگان است و سکوت، بهترین ابزار آنها.

دفاع از استقلال فردی، دفاع از حق متفاوت‌بودن است؛ دفاع از اینکه انسان‌ها مجبور نباشند در قالب‌های از‌پیش‌‌ساخته فرو بروند. آزادی بدون تکثر، شعاری توخالی است و دموکراسی بدون استقلال فردی، به نمایش قدرت جمعی بدل می‌شود. امروز، دفاع از حق سخن‌گفتنِ دیگری ‌-حتی اگر با ما هم‌نظر نباشد- یکی از بنیادی‌ترین شکل‌های مسئولیت اخلاقی و شرط امکان دموکراسی است و این ممکن نمی‌شود مگر با شکستن سکوت و گرفتار‌نشدن در چرخه ارعاب.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.