سه شهر تشنه، یک خطای مشترک
بزرگترین مصرفکننده آب دشت نیز کشاورزی است. براساس ارقام ارائهشده در نشست ۵۴.۹ درصد آب دشت مشهد در این بخش مصرف میشود؛ حدود ۴۸۷.۵ میلیون مترمکعب در سال. در مقابل حدود ۹۲۳ هزار تن محصول زراعی تولید میشود و بهرهوری آب نزدیک به ۱.۷ کیلوگرم محصول به ازای هر مترمکعب است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مشهد برای تأمین آب ازچشمه گیلاس به چاه رسید، بعد سدهای کارده و طرق و دوستی وارد مدار شدند و حالا انتقال آب از دریای عمان مطرح است. اصفهان چند نسل طرح انتقال آب را پشت سرگذاشته اما زایندهرود و سفرههای زیرزمینی آن همچنان زیر فشارند. همدان هم در تابستان ۱۴۰۱ ظرف چند روز به شهری تبدیل شد که برای بیمارستانهایش آب میفرستادند.روایت این سه شهر در نشست «شهر و آب» یک نکته را یادآوری کرد؛ منابع تازه یکی پس از دیگری وارد شدهاند اما جمعیت، صنعت، کشاورزی و ساختوساز نیز بزرگتر شدهاند و مصرف از منابع جلو زده است.
نخستین نشست از سلسله نشستهای تخصصی «شهر و آب» با عنوان «سه شهر، سه روایت از بحران آب» با حضور محمد علایی، رئیس کمیسیون آب و محیطزیست اتاق بازرگانی خراسان رضوی، محمدعلی طرفه، مدیرعامل و رئیس اسبق هیئتمدیره آب منطقهای اصفهان و بیتا روحی، رئیس کمیته بازسازی و بازتوانی کمیسیون پیشگیری و مدیریت بحران کلانشهرهای کشور و مدیر بخش مدیریت بحران و پدافند غیرعامل شهرداری همدان برگزار شد. عباس آخوندی در ابتدای نشست گفت قرار نیست دراین جلسات نسخهای فوری برای بحران آب نوشته شود.بحث از یک مرحله قبلتر آغاز میشود؛ اینکه شهرهای ایران چگونه توسعه پیدا کردهاند و آب در زمان تصمیمگیری درباره جمعیت، مسکن، صنعت و کشاورزی چه جایگاهی داشته است.
آخوندی گفت ایران طی حدود یک قرن یکی از سریعترین دورههای رشد شهرنشینی را پشت سر گذاشته اما زیرساخت، رفاه، امنیت و حکمرانی شهری الزاماً با همان سرعت جلو نرفته است. به گفته اوامروز کلانشهرهای ایران همزمان با آلودگی هوا، ترافیک، کمبود آب و مسائل متعدد دیگری روبهرو هستند و نمیتوان مسئله آب را صرفاً به سدچاه یا خط انتقال محدود کرد.
تهران یکی از مثالهای او بود؛ شهری که آب حوضههای پیرامونی به آن منتقل شده اما مسئله تأمین آبش تمام نشده است. در اصفهان نیز چند دهه انتقال آب نتوانسته مانع خشکشدن زایندهرود و فشار بر منابع زیرزمینی شود ومشهد با وجود اضافهشدن منابع متعدد همچنان یکی از شهرهای درگیر تنش آبی است.
در دورهای پاسخ غالب به کمبود آب روشن بود،منبع دیگری پیدا کنید و آب را منتقل کنید. اما آنچه در سه روایت این نشست دیده شد نشان میداد اضافهشدن آب الزاماً به پایان کمبود منجر نشده است.
مشهد؛ هر منبع تازه، چند سال بیشتر دوام آورد
محمد علایی روایت مشهد را نه از سد دوستی بلکه از چند قرن قبل آغاز کرد. در دوره تیموری آب چشمه گیلاس به مشهد رسید و حدود ۳۰۰ لیتر در ثانیه آب وارد شهر شد. حدود یک قرن بعد دوباره آب بیشتری از همین منبع منتقل شد. در دوره رضاشاه ۱۱ رشته قنات حدود ۵۰۰ لیتر آب برای شهر فراهم کردند و با ورود فناوری پمپاژ، چاهها نیز یکی پس از دیگری وارد شبکه تأمین شدند.
این روند متوقف نشد. سدهای کارده و طرق ساخته شدند و در نهایت سد دوستی نیز به منابع مشهد اضافه شد. اما شهر هم در همان سالها بزرگتر شد. علایی گفت زمانی که آب سد دوستی برای مشهد در نظر گرفته شد جمعیت شهر حدود یکونیم میلیون نفر بود. جمعیت رسمی امروز حدود سهونیم میلیون نفر است.
آمار دشت مشهد بخش دیگری از ماجرا را نشان میدهد. این دشت در سال ۱۳۴۷ ممنوعه اعلام شد و آن زمان حدود ۵۰۰ حلقه چاه داشت. علایی تعداد چاههای دارای پروانه امروز را حدود ۶ هزار حلقه اعلام کرد.
بزرگترین مصرفکننده آب دشت نیز کشاورزی است. براساس ارقام ارائهشده در نشست ۵۴.۹ درصد آب دشت مشهد در این بخش مصرف میشود؛ حدود ۴۸۷.۵ میلیون مترمکعب در سال. در مقابل حدود ۹۲۳ هزار تن محصول زراعی تولید میشود و بهرهوری آب نزدیک به ۱.۷ کیلوگرم محصول به ازای هر مترمکعب است.
علایی گفت در باغداری نیز حدود ۳۶۳ هزار تن محصول تولید میشود و نزدیک ۳۰ درصد محصولات میتواند در زنجیره تولید تا مصرف به ضایعات تبدیل شود. محاسبه او این بود که با افزایش بهرهوری کشاورزی و بدون کاهش میزان تولید امکان آزادسازی حدود ۲۸۰ میلیون مترمکعب آب در سال وجود دارد.
رقم بعدی در لولههای شهر گم میشود. مصرف آب شرب مشهد حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب عنوان شد و هدررفت شبکه حدود ۱۸ درصد؛ یعنی نزدیک به ۴۵ میلیون مترمکعب. علایی با اضافهکردن هدررفت شهرها و روستاهای پیرامونی رقم قابل توجه این بخش را حدود ۶۵ میلیون مترمکعب دانست.
مقایسه او با یکی از طرحهای انتقال قابل توجه بود: برای انتقال حدود ۳۰ میلیون مترمکعب آب از شمال هزارمسجد به مشهد حدود ۲۰۰ میلیون دلار هزینه مطرح شده در حالی که حجمی بیش از دو برابر آن میتواند در شبکه آب منطقه از دست برود.
کشفرود؛ آن سوی شبکه آب مشهد
بحران مشهد فقط در سمت تأمین نیست. فاضلاب بخش دیگری از حساب آب شهر است. علایی گفت توسعه شبکه جمعآوری و ظرفیت تصفیه متناسب با یکدیگر پیش نرفتهاند و بخشی از فاضلاب در نهایت راهی محیط میشود.
او کشفرود را یکی از آلودهترین رودخانههای ایران توصیف کرد و گفت حدود ۱۶۰ کیلومتر از مسیر آن درگیر آلودگی است. به گفته او تخلیه فاضلاب با تانکر نیز در منطقه انجام میشده و حتی مواردی از فاضلاب بیمارستانی گزارش شده است.
راه پیشنهادی او تکمیل شبکه فاضلاب و جایگزینی پساب با آب مصرفی صنایع، نیروگاهها و فضای سبز است. رقمی حدود ۱۵ همت برای تکمیل بخشی از این برنامهها مطرح شد که به گفته علایی میتواند امکان صرفهجویی یا جایگزینی حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب را ایجاد کند.
در چنین شرایطی گزینهای بسیار گرانتر نیز مطرح است: انتقال آب دریای عمان. علایی هزینه انتقال حدود ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب به مشهد را نزدیک به ۶ میلیارد دلار اعلام کرد و گفت قیمت تمامشده هر مترمکعب آب در مقصد ممکن است به حدود ۶ یورو برسد.
پرسش او این بود که پیش از خرج میلیاردها دلار برای رساندن آب از دریا چرا ۲۸۰ میلیون مترمکعب ظرفیت احتمالی در کشاورزی، دهها میلیون مترمکعب هدررفت شبکه و امکان استفاده گستردهتر از پساب تعیین تکلیف نمیشود.
بحث جمعیت نیز از همین نقطه وارد نشست شد. آخوندی گفت در مصوبه مربوط به مشهد در سال ۱۳۷۵ سقف جمعیتی حدود یک میلیون و ۹۵۰ هزار نفر برای شهر پیشبینی شده بود. جمعیت رسمی شهر حالا حدود سهونیم میلیون نفر است.
به اعتقاد او این فاصله را نمیتوان تنها با ساخت یک خط انتقال دیگر جبران کرد. اگر سازوکار توسعه تغییر نکند، آب تازه میتواند خود زمینه جذب جمعیت و فعالیت تازه را فراهم کند و چند سال بعد همان کمبود دوباره تکرار شود.
اصفهان؛ مصرفهایی که آمدند، منابعی که نرسیدند
داستان اصفهان کمی متفاوت است. محمدعلی طرفه گفت مصرف آب شرب مجموعهای که با عنوان اصفهان بزرگ شناخته میشود حدود ۴۰۰ میلیون مترمکعب در سال است و زایندهرود منبع اصلی آن محسوب میشود.
همزمان سفرههای زیرزمینی استان نیز تحت فشار قرار دارند. اصفهان ۳۵ دشت مطالعاتی دارد و طرفه اضافهبرداشت سالانه از منابع زیرزمینی را حدود ۴۰۰ میلیون مترمکعب اعلام کرد.
انتقال آب به زایندهرود هم سابقهای طولانی دارد. تونل اول کوهرنگ در سال ۱۳۳۲ به بهرهبرداری رسید و بنا بر ارقام ارائهشده نزدیک به ۲۹۳ میلیون مترمکعب در سال آب به این حوضه منتقل کرد. پس از آن تونل دوم و طرحهایی مانند کوهرنگ ۳، چشمه لنگان و بهشتآباد مطرح شدند.
اما گره اصلی از نگاه طرفه جای دیگری شکل گرفت. مصارف پیشبینیشده بهتدریج محقق شدند اما همه منابعی که قرار بود در مقابل آنها وارد مدار شوند به نتیجه نرسیدند.
آب شرب اصفهان توسعه پیدا کرد، آب شرب کاشان و یزد از زایندهرود دیده شد، صنعت بزرگتر شد و برداشت در بالادست افزایش یافت. در مقابل برخی منابع جدید مطابق برنامه وارد مدار نشدند. کسری ایجادشده در نهایت خود را در سهم کشاورزی، محیطزیست و سفرههای زیرزمینی نشان داد.
طرفه از صنعت به عنوان یکی از بخشهایی نام برد که میتواند بخشی از این فشار را کم کند. حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون مترمکعب پساب اکنون در صنعت استفاده میشود و به گفته او باید صنایع بهتدریج از آب خام سطحی و زیرزمینی جدا شوند.
کشاورزی نیز از این حساب جدا نیست. طرفه گفت رتبه اول یا دوم یک استان در تولید محصول کشاورزی زمانی معنای کامل دارد که میزان آب مصرفشده برای رسیدن به آن تولید هم محاسبه شود. افزایش محصول اگر با افت سفره و فرونشست همراه باشد فقط با عدد تولید قابل ارزیابی نیست.
فرونشست در اصفهان اکنون دیگر مسئلهای محدود به زمینهای کشاورزی نیست و آثار تاریخی شهر نیز در معرض پیامدهای آن قرار گرفتهاند.
نسخه طرفه برای ادامه توسعه صریح بود: ابتدا منبع آب باید مشخص شود و بعد توسعه اتفاق بیفتد. به گفته او تجربه چند دهه گذشته در مواردی عکس این مسیر بوده است؛ ابتدا شهر، مسکن یا صنعت ساخته شده و بعد دستگاه تأمینکننده زیرساخت موظف شده برای آن آب پیدا کند.
همدان؛ یک هفته تا تانکر
اگر مشهد و اصفهان داستان چند دهه فشار بر منابع را روایت میکنند، تجربه همدان نشان میدهد بحران میتواند ناگهان وارد زندگی روزمره شهر شود.
بیتا روحی به تابستان ۱۴۰۱ برگشت؛ زمانی که ظرف حدود یک هفته وضعیت آب شهر به مرحلهای رسید که تانکر از شهرهای دیگر وارد همدان شد. بیمارستانها نیز با کمبود آب روبهرو شدند و برای برخی مراکز درمانی آب از بیرون فرستاده شد.
او گفت حتی تهیه آب معدنی برای مصارفی مانند سرویس بهداشتی دشوار شده بود. همزمان شهروندانی که چاه یا منبعی در اختیار داشتند برای همسایهها شیلنگ آب گذاشتند.
انتقال آب برای همدان از سالها قبل برنامهریزی شده بود اما اجرای پروژه طول کشید و خشکسالیهای متوالی زودتر از تکمیل آن شهر را به نقطه بحران رساندند.
اما روایت روحی فقط درباره منبع آب نبود. زیر شهر همدان شبکه دیگری از آب وجود دارد که توسعه شهری بخشی از آن را بههم زده است.
پنج رودخانه با مجموع حدود ۶۳ کیلومتر مسیر از محدوده شهر عبور میکنند و به گفته روحی نزدیک به ۴۰ کیلومتر آنها سرپوشیده شده است. در مطالعات مدیریت بحران نیز حدود ۱۸۰ قنات بررسی شدهاند.
گودبرداری ساختمانها، ساخت طبقات منفی و توسعه شهر در برخی نقاط مسیر قناتها را قطع کرده و نتیجه آن گاه به شکل آبگرفتگی پارکینگ و زیرزمین و گاه به صورت خطر نشست ظاهر شده است. برای شناخت این شبکه پنهان، حدود ۵۷۰ ملک در بخشی از بافت مرکزی پایش شده و نقشههای دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ نیز با وضعیت فعلی تطبیق داده شدهاند.
شهری که یک شکستگی ۳۰ درصدش را بیآب کرد
شبکه توزیع نیز نقطه ضعف دیگری بود. روحی به حادثه سال ۱۳۹۶ اشاره کرد که مشکل در یکی از خطوط اصلی باعث شد حدود ۳۰ درصد شهر برای مدتی آب نداشته باشد.
این حادثه از نظر او یک هشدار درباره تابآوری شبکه بود. شهری که به یک مسیر یا منبع اصلی وابسته باشد با خرابی همان بخش میتواند بخش بزرگی از ظرفیت خود را از دست بدهد.
بحران ۱۴۰۱ اهمیت همین موضوع را آشکارتر کرد. پس از آن شناسایی چاههای داخل شهر و منابعی که در مواقع اضطراری قابل استفادهاند در دستور کار قرار گرفت و برای بیمارستانها نیز منابع جایگزین اهمیت بیشتری پیدا کرد.
اما روحی یک مشکل دیگر را هم مطرح کرد: آب شهر میان چند متولی تقسیم شده است. رودخانه یک متولی دارد، فاضلاب متولی دیگر، شهرداری در بخش دیگری مسئول است و توسعه شهری نیز در ساختاری دیگر تصمیمگیری میشود.
به گفته او مدیریت یکپارچه زمانی معنا پیدا میکند که آب، فاضلاب، رودخانه، ساختوساز و مدیریت بحران پیش از وقوع حادثه در یک فرایند تصمیمگیری دیده شوند.
۹۰ درصد آب در بخشی بیرون از شهر
روحی سهم کشاورزی از مصرف منابع آب را حدود ۹۰ تا ۹۲ درصد اعلام کرد. سهم شرب و بهداشت حدود پنج تا شش درصد و صنعت حدود دو تا سه درصد عنوان شد.
این اعداد بحث دیگری را در نشست باز کرد. آیا سیاست آب شهری را میتوان فقط با کاهش مصرف شهروندان پیش برد وقتی بخش اصلی آب در جای دیگری مصرف میشود؟ و از سوی دیگر آیا شهر میتواند بدون اصلاح ساختمان، شبکه، فضای سبز و الگوی توسعه از بخشهای دیگر انتظار کاهش مصرف داشته باشد؟
در بخش پرسش و پاسخ همین اختلاف دیدگاه آشکارتر شد. یک طرف بحث این بود که سازمان آب مسئول تعیین محل زندگی مردم یا اندازه شهر نیست و استقرار جمعیت باید در سطح ملی و در قالب آمایش سرزمین تعیین شود. در سوی دیگر تأکید میشد توسعه نمیتواند بدون توجه به ظرفیت آب انجام شود و دستگاههای آب و محیطزیست باید امکان مخالفت با توسعهای را داشته باشند که منبع آن مشخص نیست.
یکی از پرسشهای مطرح شده این بود که آیا در شهری گرفتار تنش آبی میتوان با پرداخت عوارض مجوز هزاران واحد مسکونی گرفت بدون اینکه بازچرخانی آب، تجهیزات کاهنده مصرف یا تأمین منبع جدید جزئی از طراحی پروژه باشد؟
طرفه پاسخ مسئله را در همان تجربه اصفهان خلاصه کرد: «اول ساختیم بعد گفتیم برایش آب پیدا کنید.»
بحث تأمین مالی نیز مطرح شد. یکی از فعالان صنعت آب با اشاره به نیاز ۱۵ همتی برخی پروژههای مشهد پرسید آیا مسئله فقط نبود پول است یا صنعت آب نتوانسته پروژههایی تعریف کند که برای سرمایهگذار اقتصادی باشند.
علایی در پاسخ از تجربه قراردادی برای حدود ۳۰ میلیون مترمکعب پساب در سال گفت. قرار بود سرمایهگذار خصوصی چند تصفیهخانه ایجاد کند و برای دورهای طولانی از پساب استفاده کند تا آب باکیفیتتر مصرفشده در صنایع و نیروگاهها آزاد شود.
به گفته او این پروژه با وجود طی مراحل اداری با اعتراضها و پروندههای نظارتی روبهرو شد و بخشی از آن پس از پایان مسئولیتش کنار گذاشته شد.
برای علایی مسئله فقط سرمایه نبود. او از کنار گذاشتهشدن مردم از مدیریت آب و محرمانه ماندن بخشی از اطلاعات نیز انتقاد کرد و گفت حضور مردم در شوراها و تشکلهای آب نباید «زینتی» باشد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.