|

تاب‌آوری در شرایط عدم قطعیت؛ نقد دولت‌گرایی و ضرورت بازگشت به ظرفیت محلات

حسین ایمانی جاجرمی، رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران و دبیر علمی همایش «نقش جوامع محلی در تقویت تاب‌آوری در شرایط جنگ و پساجنگ»، با اشاره به تجربه جنگ و بحران‌های اخیر تأکید کرد: در شرایط عدم قطعیت، دولت‌های بزرگ و متمرکز به‌تنهایی کارآمد نیستند و این جوامع محلی‌اند که می‌توانند به‌عنوان شبکه‌های واقعی حمایت اجتماعی عمل کنند.

تاب‌آوری در شرایط عدم قطعیت؛ نقد دولت‌گرایی و ضرورت بازگشت به ظرفیت محلات
نورا حسینی خبرنگار گروه جامعه روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

حسین ایمانی جاجرمی، رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران و دبیر علمی همایش «نقش جوامع محلی در تقویت تاب‌آوری در شرایط جنگ و پساجنگ»، با اشاره به تجربه جنگ و بحران‌های اخیر تأکید کرد: در شرایط عدم قطعیت، دولت‌های بزرگ و متمرکز به‌تنهایی کارآمد نیستند و این جوامع محلی‌اند که می‌توانند به‌عنوان شبکه‌های واقعی حمایت اجتماعی عمل کنند.

این همایش با عنوان «نقش جوامع محلی در تقویت تاب‌آوری در شرایط جنگ و پساجنگ» به همت مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد و در آن، حسین ایمانی جاجرمی به‌عنوان دبیر علمی همایش و رئیس این مؤسسه به بیان دیدگاه‌های خود درباره تجربه بحران، جنگ و نقش ساختارهای محلی در مدیریت شرایط اضطراری پرداخت.

حسین ایمانی جاجرمی با اشاره به وضعیت جنگ و فضای مبهم تصمیم‌گیری در شرایط بحران افزود:هنوز تکلیف ما روشن نیست؛ نمی‌دانیم جنگ تمام شده یا نشده. هیچ چیز معلوم نیست؛ شاید دوباره شعله‌ور شود، شاید جنگ ادامه پیدا کند. در همین جنگ اخیر ما نمی‌دانستیم باید از تهران برویم یا بمانیم. اگر حمله هوایی شود آیا به ما خبر می‌دهند؟ اگر خبر دهند باید چه کار کنیم؟ این وضعیت یک عدم قطعیت ایجاد می‌کند که برای انسان‌ها غیرقابل تحمل است.

او با تأکید بر دشواری تحمل شرایط پیش‌بینی‌ناپذیر گفت: هر کسی نمی‌تواند عدم قطعیت را تاب بیاورد. به همین دلیل در چنین شرایطی شایعه شکل می‌گیرد؛ چون ذهن و روان انسان توان تحمل وضعیت نامشخص و غیرقابل پیش‌بینی را ندارد.

ایمانی جاجرمی ادامه داد: در این وضعیت، مردم ناچارند برای خودشان کاری بکنند؛ دست به زانوی خودشان بگیرند. فکر می‌کنم مناسبت این جلسه هم همین است که ببینیم بدون آموزش رسمی و بدون آمادگی سازمان‌یافته، مردم در سطح محلات چه کارهایی برای نجات خودشان انجام داده‌اند. این تجربه‌ها چیست و چگونه می‌توان آنها را مدل کرد و آموزش داد؟ ما برای یاد گرفتن از همدیگر چه داریم؟

وی با نقد نگاه غالب دولت‌محور در مدیریت بحران افزود: ما همه عادت کرده‌ایم که معمولاً دولت برای ما کاری انجام دهد. این مدل دولت‌گرایی در کشور ما خیلی قوی است؛ به‌خصوص در کشوری مثل ما که پیشینه دولت استبدادی داشته و درآمدهای نفتی هم به آن کمک کرده است. تصور بر این بوده که دولت باید در همه حوزه‌ها دخالت کند؛ از شهرداری گرفته تا امداد، آموزش و درمان. بعد از انقلاب هم این روند تشدید شده و با یک دولت بسیار بزرگ مواجه شده‌ایم.

او ادامه داد: اما این دولت بزرگ در زمان جنگ و بحران خیلی کارآمد نیست. در بحران اخیر هم بسیاری از دستگاه‌ها عملاً تعطیل شدند؛ آموزش تعطیل شد، دانشگاه تعطیل شد، بسیاری از نهادهای اداری از کار افتادند و فقط آن بخش‌هایی که خدمات پایه ارائه می‌دادند فعال ماندند. اگر این قضاوت خیلی تند نباشد، مردم تا حد زیادی به حال خودشان رها شدند.

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به رویکردهای جدید توسعه‌ای اشاره کرد و گفت: در مقابل دولت‌گرایی، چند سالی است رویکرد جدیدی مطرح شده که می‌توان آن را توسعه جماعتی یا توسعه محلی نامید. در این نگاه، به جای انتظار از بالا به پایین و انتظار از سیاستمداران برای حل همه مسائل، باید به ظرفیت‌های محلی تکیه کرد. این تصور که عده‌ای سیاستمدار خوش‌نیت پیدا می‌شوند و همه مسائل را حل می‌کنند، معمولاً واقعیت ندارد.

او افزود: حتی در سطح جهانی هم همین است. تصمیمات جنگ و صلح در آمریکا را مردم نمی‌گیرند، دولت می‌گیرد. مردم هم معمولاً در جریان جزئیات نیستند. بنابراین این تصور که دولت‌ها همیشه منافع عمومی را در نظر می‌گیرند، در عمل چندان دقیق نیست و منافع نهادی و سیاسی همواره نقش دارد.

ایمانی جاجرمی  تأکید کرد: در نهایت، آنچه در شرایط بحران اهمیت پیدا می‌کند، بازگشت به ظرفیت‌های محلی و تقویت شبکه‌های اجتماعی در سطح محلات است؛ چراکه این شبکه‌ها در لحظات عدم قطعیت می‌توانند نقش واقعی‌تری در تاب‌آوری جامعه ایفا کنند.

جاجرمی در ادامه سخنان خود با اشاره به ظرفیت‌های اجتماعی مردم در حل مسائل گفت: «خود مردم ظرفیت‌ها، توانایی‌ها و قابلیت‌هایی دارند که اگر اجازه داده شود می‌توانند بسیاری از مشکلات را حل کنند. البته این دیدگاه نباید به این معنا باشد که دولت از همه مسئولیت‌ها کنار بکشد؛ نه، حضور مردم در برخی زمینه‌ها می‌تواند بسیار ثمر‌بخش باشد.»

وی با اشاره به پیچیده‌تر شدن ریسک‌های جهانی افزود: «ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که ریسک‌ها به‌طور مداوم در حال افزایش است. فقط جنگ نیست؛ ما با تغییرات اقلیمی، شوک‌های انرژی، قطع آب و برق، بیکاری و کاهش مشارکت اجتماعی مواجه هستیم. این‌ها همه زندگی را بحرانی‌تر و سخت‌تر کرده‌اند.»

این استاد دانشگاه ادامه داد: در چنین شرایطی، یک رویکرد جماعت‌گرا یا جامعه‌محور می‌تواند بسیار مؤثر باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد حتی برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) در گزارشی در سال گذشته، راهنمایی برای جماعت‌های تاب‌آور در بحران منتشر کرده است. در این گزارش تأکید شده که ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که از هر ۲۳ نفر، یک نفر نیازمند کمک است؛ یعنی جهان، جهان آرامی نیست.

او با اشاره به روندهای جهانی توسعه افزود: شاخص‌های توسعه انسانی که همیشه رو به رشد بودند—از آموزش و بهداشت گرفته تا سواد و مشارکت—در سال‌های اخیر در برخی مناطق روند کاهشی پیدا کرده‌اند. برخلاف تصور گذشته، باید خودمان را برای جهانی پر از مسئله و بحران آماده کنیم، نه جهانی آرام و خطی رو به پیشرفت.

ایمانی جاجرمی در ادامه برای توضیح مفهوم «جماعت» به مثال‌هایی از زندگی شهری اشاره کرد و گفت: ما معمولاً در دنیایی از غریبه‌ها زندگی می‌کنیم. در همین جمع، همه همدیگر را نمی‌شناسیم. اما اگر افراد در یک فضای مشترک مثل یک محله، به‌طور مرتب همدیگر را ببینند، کم‌کم از حالت غریبه خارج می‌شوند و به “غریبه‌های آشنا” تبدیل می‌شوند.

او افزود: برای مثال در اکباتان، اگر افراد هر روز در جاده سلامت برای پیاده‌روی همدیگر را ببینند، این تکرار ارتباط باعث شکل‌گیری آشنایی می‌شود. ممکن است ابتدا فقط سلام و علیک باشد، بعد تبدیل به ارتباط اجتماعی و در نهایت دوستی شود. این همان مسیر شکل‌گیری جماعت یا کامیونیتی است.

وی با اشاره به تجربه زیسته محلات گفت: در چنین شرایطی، افراد یک هویت مشترک پیدا می‌کنند. کسی می‌گوید من اکباتانی هستم یا بچه امیرآبادم یا بچه نازی‌آبادم. این هویت محلی نشان می‌دهد ما با یک جماعت مواجهیم؛ جایی که افراد همدیگر را می‌شناسند و مسائل مشترک دارند.

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود با نقد نگاه دولت‌محور در مدیریت بحران تأکید کرد: معمولاً دولت‌ها وارد می‌شوند، ظرفیت‌ها و نقاط قوت جماعت‌ها را می‌گیرند و خودشان دستگاه‌های عظیم ایجاد می‌کنند و می‌گویند خیالتان راحت باشد، ما همه کارها را انجام می‌دهیم. اما تجربه جهانی نشان داده این نگاه کافی نیست.

او  با اشاره به تجربه جنگ‌ها و بحران‌های گذشته افزود: تجربه جنگ هشت‌ساله، جنگ ۱۲ روزه و بحران‌های اخیر نشان می‌دهد که در بسیاری از مواقع، مردم به ناچار به کمک یکدیگر می‌شتابند. این تجربه‌های ارزشمند اگرچه داشته‌ایم، اما به‌درستی از آن‌ها درس نگرفته‌ایم. در نهایت، جوامع محلی همان جایی هستند که می‌توانند در لحظات بحران، به یاری خود مردم بیایند.

ایمانی جاجرمی با تشریح مؤلفه‌های «جامعه تاب‌آور» گفت: جوامعی که بتوانند ضربه را جذب کنند، خود را با شرایط جدید تطبیق دهند، از تجربه‌ها یاد بگیرند و آینده را پیش‌بینی کنند، در برابر بحران‌های رو‌به‌افزایش امروز مقاوم‌تر خواهند بود؛ به‌ویژه در شرایطی که ساختارهای دولتی به‌تنهایی پاسخ‌گو نیستند.

جاجرمی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به مفهوم «جامعه تاب‌آور» گفت این نوع جوامع دارای پنج ویژگی اصلی هستند که آن‌ها را در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر می‌کند.

او در توضیح نخستین ویژگی گفت: خصوصیت اول این است که جامعه باید جذب‌کننده ضربه باشد؛ یعنی بتواند فشار و شوک را تحمل کند. این با “محکم بودن” فرق دارد. هر چیزی که فقط محکم باشد ممکن است بشکند، اما جامعه تاب‌آور ضربه را می‌گیرد و دوام می‌آورد.

وی افزود: خصوصیت دوم انطباق‌پذیری است؛ یعنی جامعه بتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. وقتی برق یا آب قطع می‌شود، یا افراد در شرایط سخت قرار می‌گیرند، باید بتوانند خود را با وضعیت سازگار کنند و راه‌حل پیدا کنند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: ویژگی سوم دگرگون‌شوندگی است؛ یعنی جامعه یک ساختار خشک و غیرقابل تغییر نیست. باید بتواند آگاهانه شرایط را رصد کند و بر اساس شناخت نقاط قوت و ضعف، خود را با شرایط تطبیق دهد. مثلاً وقتی اینترنت قطع می‌شود، باید راه‌های جایگزین ارتباطی شکل بگیرد.

او در توضیح ویژگی چهارم گفت: خصوصیت چهارم پیشگیری‌کنندگی است؛ یعنی جامعه باید از تجربه‌ها درس بگیرد. در حالی که این بخش در جامعه ما ضعیف است. ما معمولاً از اتفاقات گذشته به‌درستی یاد نمی‌گیریم، در حالی که هر ضربه‌ای که ما را نابود نکند، می‌تواند ما را قوی‌تر کند.

ایمانی جاجرمی سپس با انتقاد از ساختارهای مدیریتی کشور افزود: «یکی از خطاهای مهم در ایران این بوده که اجازه داده نشده شوراهای محلی و مدیریت شهری محله‌محور شکل بگیرد. این ساختارها به جای آنکه به مردم سپرده شوند، در قالب دستگاه‌های بروکراتیک و اداری اداره شده‌اند؛ در حالی که زندگی واقعی ۲۴ ساعته است و در چارچوب ساعت اداری قابل مدیریت نیست.»

وی تأکید کرد: «این سازمان‌های ۲۴ ساعته باید در بستر جامعه مدنی و مشارکت مردمی شکل بگیرند. همان‌طور که قانون اساسی هم به شوراهای محلی اشاره کرده است، باید هرچه سریع‌تر این ظرفیت‌ها احیا شود.»

او در ادامه با اشاره به تجربه‌های تاریخی مدیریت محلات در تهران گفت: «در گذشته، انجمن‌های محلی در محلات تهران فعال بودند و مسائل را پیگیری می‌کردند. حتی در محله‌هایی مثل یوسف‌آباد، این انجمن‌ها نقش مهمی در توسعه محله داشتند. یا در اکباتان نیز پس از سال ۵۷، خود مردم با تشکیل هیئت‌مدیره‌های بلوکی و مرکزی، اداره محله را به دست گرفتند.»

این استاد دانشگاه افزود: «اکباتان از ابتدا آن‌طور که امروز هست ساخته نشده بود؛ این ساکنان بودند که با تلاش جمعی، آن را سامان دادند و به آن هویت بخشیدند. هرجا مردم برای محله خود زحمت کشیده‌اند، احساس تعلق و هویت شکل گرفته است.»

ایمانی جاجرمی در پایان با اشاره به پنجمین ویژگی جامعه تاب‌آور گفت: «ویژگی پنجم پیش‌بینی‌کنندگی است؛ یعنی جامعه باید بتواند آینده را تا حدی پیش‌بینی کند، سناریوهای مختلف را تصور کند و برای آن‌ها آمادگی داشته باشد. این کار دولت‌ها به‌تنهایی نیست؛ بلکه خود جامعه باید در این فرآیند فعال باشد.»

او تأکید کرد: «جامعه تاب‌آور جامعه‌ای است که بتواند از تجربیات داخلی و بین‌المللی استفاده کند و خود را برای بحران‌های آینده آماده سازد. مسیر رسیدن به چنین جامعه‌ای طولانی است، اما ضروری است؛ چون ما در جهانی زندگی می‌کنیم که هر روز با ریسک‌های بیشتری روبه‌رو می‌شود.»

احمد قویدل، عضو شورای راهبردی شبکه کمک هم‌در ابن همایش با تکیه بر تجربه‌های میدانی و فعالیت‌های اجتماعی خود، بر ضرورت بازتعریف مفهوم تاب‌آوری در سیاست‌گذاری اجتماعی تأکید کرد.

قویدل در ابتدای سخنان خود با اشاره به اینکه تاب‌آوری را نمی‌توان صرفاً در قالب شعار یا دستورالعمل‌های مقطعی تعریف کرد، گفت: تاب‌آوری موضوعی نیست که در زمان بحران به مردم پیام بدهیم و انتظار داشته باشیم جامعه ناگهان مقاوم شود. به گفته او، تاب‌آوری «بسته نیست که در زمان جنگ باز شود»، بلکه فرآیندی است که نیاز به تمرین، ممارست و تداوم ارتباطات اجتماعی دارد.

او با انتقاد از نگاه واکنشی به بحران‌ها افزود: بارها پس از وقوع زلزله یا سیل گفته می‌شود مردم باید تاب‌آور باشند و تشکل‌های محلی شکل بگیرند تا خودشان به داد خود برسند، اما سؤال اینجاست که آیا بدون پیشینه و تمرین چنین ساختاری امکان‌پذیر است؟

این فعال اجتماعی تأکید کرد که ساختارهای رسمی کشور باید به سمت تقویت اجتماعات محلی حرکت کنند؛ اجتماعاتی که بتوانند به‌عنوان هسته‌های واقعی مشارکت اجتماعی عمل کنند. او گفت در ادبیات توسعه پایدار نیز همین اصل پذیرفته شده است که بدون مشارکت مردم، هیچ سیاستی در سطح کلان به نتیجه نخواهد رسید.

قویدل با اشاره به مفهوم توسعه پایدار افزود: توسعه پایدار صرفاً به معنای حفظ منابع آب، برق یا محیط زیست نیست، بلکه به معنای ایجاد پیوند میان سیاست‌گذاری دولت و مشارکت فعال مردم است. به گفته او، تجربه جهانی نیز نشان داده که دولت‌ها به تنهایی قادر به تحقق توسعه پایدار نیستند.

او در ادامه با ذکر مثالی تاریخی از شکل‌گیری نهادهای اجتماعی در ایران گفت: دکتر فریدون علا، از بنیان‌گذاران سازمان انتقال خون ایران، در کنار فعالیت‌های علمی و مدیریتی، نقش مهمی در نهادسازی اجتماعی داشته است. او به تجربه‌های آغازین شکل‌گیری فرهنگ اهدای خون اشاره کرد و گفت در سال‌های اولیه، حتی در بحران‌ها، مردم با انگیزه اجتماعی در صف‌های طولانی برای اهدای خون حاضر می‌شدند؛ در حالی که این رفتار نتیجه یک «فرهنگ‌سازی مستمر» بوده است، نه یک اقدام لحظه‌ای.

وی همچنین با اشاره به هم‌زمانی شکل‌گیری برخی نهادهای اجتماعی مانند سازمان محیط زیست در دهه ۱۳۵۰، بر اهمیت مشارکت عمومی در موفقیت این ساختارها تأکید کرد و گفت این نهادها زمانی اثرگذار شدند که به نوعی بر دوش مردم سوار شدند و توانستند از ظرفیت اجتماعی جامعه استفاده کنند.

قویدل در بخش دیگری از سخنان خود به نقش اقشار مختلف در بحران‌ها اشاره کرد و گفت: در برخی تجربه‌ها دیده شده که حتی نیروهای نظامی یا گروه‌های سازمان‌یافته اجتماعی، با رویکردهای فرهنگی و انگیزشی وارد میدان شده‌اند و همین مسئله باعث افزایش مشارکت عمومی شده است.

او افزود: وقتی اقشار تأثیرگذار جامعه در کارهای عام‌المنفعه مشارکت داده می‌شوند، اثر فرهنگی آن چند برابر می‌شود. به گفته او، این مشارکت می‌تواند از سطح نمادین فراتر رفته و به یک الگوی پایدار اجتماعی تبدیل شود.

در عین حال، او نسبت به نگاه صرفاً امنیتی به برخی گروه‌های اجتماعی در شرایط بحران هشدار داد و گفت: نمی‌توان از یک سو از مشارکت مردم در بحران‌ها سخن گفت و از سوی دیگر ابزارهای کنترلی یا محدودکننده‌ای را بر همان گروه‌ها اعمال کرد. این تناقض، کارآمدی سیاست‌های تاب‌آوری را کاهش می‌دهد.

قویدل در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه بدون تشکل‌های پایه‌ای مردمی نمی‌توان به نتایج پایدار در حوزه توسعه و تاب‌آوری رسید، گفت: اگر بتوانیم تشکل‌های مردمی را در سطح محلات و گروه‌های هدف شکل بدهیم، مسیر حرکت جامعه به سمت توسعه پایدار هموار می‌شود.

او با اشاره به اینکه اهداف توسعه پایدار تنها در سطح سیاست‌گذاری کلان قابل تحقق نیست، افزود: در هر یک از اهداف توسعه پایدار، از جمله سلامت همگانی، اصل اساسی این است که مردم خود در فرآیند پیگیری و مطالبه‌گری نقش داشته باشند.

قویدل با ذکر نمونه‌هایی از فعالیت‌های اجتماعی در حوزه سالمندان گفت: چه اشکالی دارد سالمندان در قالب انجمن‌های محلی گرد هم بیایند و نیازهای خود را به‌صورت مستقیم پیگیری کنند؟ او تأکید کرد که موضوعاتی مانند مناسب‌سازی شهری، تنها مسئله معلولان نیست، بلکه مستقیماً به سالمندان نیز مرتبط است و هر دو گروه منافع مشترکی در دسترسی‌پذیری شهری دارند.

او با اشاره به وضعیت فضاهای عمومی شهری افزود: بسیاری از پارک‌ها، مراکز فرهنگی و سینماها هنوز برای افراد کم‌توان یا سالمندان به‌طور کامل قابل دسترس نیستند، در حالی که اگر این گروه‌ها سازمان‌یافته عمل کنند، می‌توانند در فرآیند اصلاح و بهبود شهری نقش مؤثری داشته باشند.

این فعال اجتماعی در ادامه با اشاره به تجربه شکل‌گیری انجمن هموفیلی ایران گفت: تاریخچه این انجمن نشان می‌دهد که چگونه یک نیاز انسانی می‌تواند به شکل‌گیری یک نهاد مدنی مؤثر منجر شود. او توضیح داد که در سال‌های ابتدایی، برخی بیماران ایرانی در مجامع بین‌المللی متوجه شدند که کشورشان فاقد ساختار حمایتی لازم است و همین تجربه، زمینه‌ساز شکل‌گیری یک انجمن مردمی شد.

به گفته قویدل، بنیان‌گذاران این انجمن با امکانات محدود و صرفاً با یک نامه و دعوت عمومی، شبکه‌ای از بیماران و خانواده‌ها را گرد هم آوردند تا از طریق سازمان‌یابی جمعی، مطالبات خود را پیگیری کنند.

او تأکید کرد: این تجربه نشان می‌دهد که دولت‌ها به‌تنهایی قادر به پیشبرد توسعه پایدار نیستند و مشارکت مردم شرط اساسی تحقق آن است. به گفته او، زمانی که گروه‌های اجتماعی به‌صورت فردی عمل کنند، اثرگذاری آن‌ها در ساختار تصمیم‌گیری بسیار محدود خواهد بود، اما سازمان‌یابی جمعی می‌تواند قدرت اثرگذاری اجتماعی را چند برابر کند.

قویدل  با انتقاد از نگاه فردمحور به مسائل اجتماعی گفت: در غیاب تشکل‌های مردمی، افراد عملاً در سیستم اجتماعی «بی‌اثر» می‌شوند؛ در حالی که هدف اصلی توسعه اجتماعی، تبدیل افراد پراکنده به کنشگران سازمان‌یافته است.

او با اشاره به تجربه‌های جهانی در حوزه محیط زیست و اقتصاد سبز گفت: در بسیاری از کشورها، سازمان‌یابی اجتماعی در حوزه‌هایی مانند بازیافت، حفاظت از محیط زیست و مصرف پایدار به شکل‌گیری «اقتصاد سبز» کمک کرده است؛ اما در برخی کشورها، به دلیل نابسامانی‌های ساختاری، این مفاهیم در عمل به چالش کشیده می‌شوند و زندگی روزمره مردم با نوعی بحران مستمر مواجه است.

قویدل تأکید کرد که موضوع توسعه پایدار محدود به محیط زیست نیست و حوزه‌هایی مانند صلح، مسکن، برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی نیز همگی می‌توانند محور فعالیت تشکل‌های مردمی قرار گیرند. به گفته او، هر یک از این حوزه‌ها ظرفیت تبدیل شدن به یک «موضوع سازمان‌یافته اجتماعی» را دارند.

او با انتقاد از نگاه فردگرایانه در جامعه گفت: در شرایطی که بسیاری از افراد خود را خارج از هرگونه تشکل، حزب یا انجمن تعریف می‌کنند، عملاً از ظرفیت جمعی برای اثرگذاری اجتماعی فاصله گرفته می‌شود. او این وضعیت را ناشی از نوعی تلقی نادرست از استقلال فردی دانست و افزود: قدرت اجتماعی در جمع شکل می‌گیرد، نه در انزوا.

این فعال اجتماعی با اشاره به اهمیت «قدرت جمعی» در پیگیری مطالبات گفت: وقتی افراد در قالب تشکل‌های صنفی، مدنی یا محلی سازمان می‌یابند، می‌توانند درباره اهداف مشترک فکر کنند، برنامه‌ریزی داشته باشند و اثرگذاری واقعی ایجاد کنند؛ در غیر این صورت، مطالبات اجتماعی پراکنده و کم‌اثر خواهد ماند.

او نمونه‌هایی از فعالیت‌های شبکه‌ای در حوزه‌های مختلف مانند حمایت از کودکان کار، محیط زیست و حفاظت از جنگل‌ها را مثال زد و تأکید کرد که هر یک از این موضوعات می‌تواند محور شکل‌گیری یک تشکل فعال باشد.

قویدل در ادامه با اشاره به تجربه برخی گروه‌های اجتماعی، از جمله انجمن‌های فعال در حوزه نابینایان، گفت: این گروه‌ها نشان داده‌اند که چگونه می‌توان با اتکا به تجربه زیسته افراد، راه‌حل‌های عملی برای مسائل روزمره ارائه داد؛ از آموزش مهارت‌های زندگی تا فعالیت‌های ساده‌ای مانند آشپزی که با روش‌های مناسب برای افراد نابینا قابل آموزش و اجراست.

او در نقد عملکرد ساختارهای رسمی افزود: بسیاری از این ظرفیت‌ها در سطح دولت به‌طور کامل مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و در نتیجه بخش مهمی از بار حل مسائل اجتماعی بر دوش شبکه‌های مردمی قرار می‌گیرد.

قویدل  بار دیگر بر این نکته تأکید کرد که تاب‌آوری اجتماعی، بدون آموزش، تمرین و سازمان‌یابی جمعی، صرفاً یک مفهوم انتزاعی باقی می‌ماند و تحقق آن نیازمند حضور فعال و پیوسته مردم در قالب تشکل‌های واقعی است.

او گفت برای بهتر شدن جامعه و فراهم شدن آینده‌ای پایدار برای نسل‌های بعد، باید ظرفیت‌هایی شکل بگیرد که مردم در آن گرد هم بیایند، مسائل خود را تعریف کنند و برای حل آن‌ها راهکار ارائه دهند. به گفته او، تشکل‌ها صرفاً نهادهای نمادین نیستند، بلکه ابزارهایی برای هم‌افزایی اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی هستند.

قویدل با اشاره به تجربه‌های میدانی در حوزه سلامت گفت یکی از کارکردهای مهم انجمن‌های تخصصی، آموزش عمومی و اصلاح رفتارهای بهداشتی در جامعه است. او به عنوان نمونه به ضرورت آموزش در حوزه سلامت زنان اشاره کرد و گفت برخی مسائل ساده پزشکی، در نبود آگاهی عمومی، می‌تواند به بحران‌های جدی تبدیل شود، در حالی که انجمن‌های تخصصی می‌توانند نقش آموزش‌دهنده و آگاهی‌بخش را ایفا کنند.

او تأکید کرد: در نبود آموزش ساختاریافته، جامعه در مواجهه با بحران‌ها دچار سردرگمی می‌شود؛ اما تشکل‌ها می‌توانند این خلأ را پر کنند و به ارتقای سواد اجتماعی کمک کنند.

این فعال اجتماعی همچنین به نقش تشکل‌ها در «مطالبه‌گری جمعی» اشاره کرد و گفت بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی، از جمله مسائل مرتبط با دستمزد، تورم و حقوق شهروندی، زمانی قابل پیگیری مؤثر می‌شوند که در قالب مطالبه جمعی سازمان‌یافته مطرح شوند، نه به‌صورت فردی و پراکنده.

قویدل با انتقاد از نگاه غیرسازمان‌یافته به مطالبات اجتماعی افزود: وقتی افراد به‌صورت فردی عمل می‌کنند، اثرگذاری آن‌ها در برابر ساختارهای تصمیم‌گیری محدود می‌شود، اما تشکل‌ها می‌توانند این مطالبات را به سطح گفت‌وگوی اجتماعی و حتی سیاست‌گذاری عمومی ارتقا دهند.

او در ادامه به مفهوم مسئولیت اجتماعی اشاره کرد و گفت در بسیاری از کشورها، شرکت‌ها و صنایع بر اساس استانداردهای بین‌المللی موظف به ایفای نقش اجتماعی هستند؛ از جمله در حوزه محیط زیست، آموزش و آگاهی‌بخشی. به گفته او، این ظرفیت می‌تواند از طریق تشکل‌های مدنی فعال شود و منابع جدیدی را برای بهبود شرایط زندگی در اختیار جامعه قرار دهد.

قویدل همچنین به نقش تشکل‌ها در حوزه محیط زیست اشاره کرد و گفت مدیریت پسماند، کاهش آلودگی و حفاظت از منابع طبیعی، بدون مشارکت مردم و نهادهای مدنی امکان‌پذیر نیست و تجربه جهانی نشان داده که این حوزه‌ها بدون سازمان‌یابی اجتماعی به نتیجه پایدار نمی‌رسند.

قویدل در ادامه سخنان خود بار دیگر بر نقش شبکه‌های مردمی در ایجاد همبستگی اجتماعی، اصلاح ساختارها و افزایش کارآمدی نظام حکمرانی تأکید کرد.

او با اشاره به تجربه شکل‌گیری گروه‌های کوچک مردمی گفت: حتی جمع‌های محدود، اگر پیگیر و منسجم باشند، می‌توانند در حل مسائل عمومی اثرگذار شوند. به گفته او، بسیاری از تغییرات در حوزه‌های مختلف اجتماعی و خدماتی، نه از مسیر ساختارهای پیچیده، بلکه از دل پیگیری‌های جمعی و مستمر شکل گرفته‌اند.

قویدل تأکید کرد که «تاب‌آوری اجتماعی» بدون «وفاق ملی» امکان‌پذیر نیست و افزود: در شرایطی که اعتماد اجتماعی و پیوندهای میان افراد تضعیف شود، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند در برابر بحران‌ها مقاوم بماند. به گفته او، تقویت روابط ساده انسانی، از جمله دیدارها و ارتباطات روزمره، می‌تواند به تدریج به شکل‌گیری شبکه‌های اعتماد اجتماعی منجر شود.

او با اشاره به اهمیت همین ارتباطات غیررسمی گفت: همین نشست‌ها و گردهمایی‌ها، اگرچه ساده به نظر می‌رسند، اما در عمل نقش مهمی در تقویت «نبض زنده جامعه» دارند و می‌توانند پیوندهای اجتماعی را از سطح فردی به سطح جمعی ارتقا دهند.

این فعال اجتماعی با اشاره به مفهوم «عدم قطعیت» در شرایط امروز افزود: در وضعیت‌های بی‌ثبات، جامعه ناچار است بیش از گذشته بر ظرفیت‌های داخلی و برنامه‌ریزی جمعی تکیه کند؛ به‌گونه‌ای که افراد بتوانند برای خود و جامعه‌شان مسیرهای جایگزین طراحی کنند.

قویدل همچنین به نقش تشکل‌ها در مطالبه‌گری عمومی اشاره کرد و گفت: یکی از کارکردهای مهم این نهادها، ایجاد ظرفیت پاسخگویی در ساختارهای حاکمیتی است. به گفته او، تشکل‌ها می‌توانند حلقه واسط میان مردم و دولت باشند و امکان گفت‌وگوی مؤثر را فراهم کنند.

او در ادامه به تجربه‌های بین‌المللی در حوزه کنش‌های مدنی اشاره کرد و گفت در بسیاری از کشورها، نمادهای اعتراضی و اجتماعی توانسته‌اند افکار عمومی را نسبت به یک موضوع حساس کنند و در نتیجه، تغییرات اجتماعی و سیاسی ایجاد شود؛ موضوعی که نشان‌دهنده قدرت کنش جمعی در سطح جهانی است.

قویدل با اشاره به ضرورت اصلاح قوانین و ساختارهای اجرایی افزود: بسیاری از مشکلات اجتماعی ناشی از خلأ یا نارسایی در قوانین است و تشکل‌های مردمی می‌توانند با انتقال تجربه‌های زیسته، در اصلاح این قوانین نقش مؤثر داشته باشند.

او تأکید کرد: تشکل‌ها نه‌تنها ابزار مطالبه‌گری، بلکه بستری برای اصلاحات تدریجی و کوچک هستند؛ اصلاحاتی که در مجموع می‌تواند به تغییرات بزرگ و ملی منجر شود.

قویدل  بر اهمیت گفت‌وگو میان مردم و دولت تأکید کرد و گفت: دولت برای تصمیم‌گیری‌های دقیق و کارآمد نیازمند شنیدن مستقیم صدای جامعه است و این نقش را تشکل‌های مردمی می‌توانند به‌خوبی ایفا کنند.

او همچنین با اشاره به تجربه بحران کرونا افزود: در دوران کرونا، نخستین مسئله‌ای که از سوی شبکه‌های مردمی مطرح شد، موضوع «اعتماد عمومی» بود؛ به‌گونه‌ای که بدون جلب اعتماد مردم، هیچ سیاستی در مدیریت بحران موفق نمی‌شد.

به گفته او، در همان دوره شبکه‌های مردمی با تولید محتوا و فعالیت‌های آموزشی تلاش کردند به مدیریت افکار عمومی و افزایش آگاهی اجتماعی کمک کنند و صدها محتوای آموزشی در حوزه‌های مختلف بحران تولید شد.

قویدل تأکید کرد در شرایط بحران، این شبکه‌های داوطلبانه و نهادهای مردمی هستند که در خط مقدم امدادرسانی و حمایت اجتماعی قرار می‌گیرند و بار اصلی مواجهه با بحران را بر دوش می‌کشند.

زهرا محمدی‌نژاد، مدیرعامل مؤسسه حامیان رشد و بالندگی محله امیرآباد شمالی تهران هم با تشریح تجربه ۱۲ روز جنگ و شکل‌گیری شبکه‌های محلی کمک‌رسانی، از نقش ارتباطات محله‌ای، داوطلبان پزشکی و تمرکز بر کودکان و نوجوانان در دوران بحران گفت.

در این نشست، محمدی‌نژاد با اشاره به شکل‌گیری یک مدل ارتباطی محلی در روزهای بحران، توضیح داد که «اعتماد و ارتباط» در سطح محله، پایه اصلی سازماندهی کمک‌ها بوده است. او گفت در همان روزها تلاش شده با کمک مردم، بخشی از اقلام مراقبت‌های پزشکی فراهم شود؛ از جمله تجهیزاتی در حد امکانات بیمارستانی مانند دستگاه اکسیژن و برخی دستگاه‌های کنترل و تجهیزات پزشکی.

به گفته او، این نیازها از طریق یک فراخوان در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه واتساپ مطرح شد؛ زمانی که به گفته او این شبکه، ابزار اصلی ارتباطی میان ساکنان محله بوده است. او توضیح داد که در این ساختار، گروه‌های محلی به‌صورت خیابان‌به‌خیابان شکل گرفته بودند؛ از جمله خیابان دهم، ششم، نهم و چهاردهم، و هرکدام از این گروه‌ها به‌صورت مستقل اما مرتبط با یکدیگر فعالیت می‌کردند.

محمدی‌نژاد افزود: در ادامه همین فراخوان، از افراد خواسته شد پزشکان و پرستاران و سایر نیروهایی که ممکن است در شرایط بحران مورد نیاز باشند (به‌جز برخی مشاغل غیرمرتبط مانند لوله‌کش‌ها)، معرفی شوند. به گفته او، نتیجه این فراخوان شناسایی و جذب تعدادی پزشک و پرستار بود و حتی یکی از پرستاران نیز برای همکاری به مجموعه دعوت شد.

او تأکید کرد که تلاش شده بدون افشای جزئیات فردی، از ظرفیت داوطلبان سلامت استفاده شود؛ از جمله تنوع تخصصی، وضعیت شغلی، شیفت‌های کاری، بازنشسته یا شاغل بودن، و ترکیب جنسیتی و حتی زوج‌هایی که به‌صورت مشترک آمادگی همکاری داشتند، تا امکان خدمت‌رسانی در زمان بحران افزایش یابد.

وی همچنین از اجاره یک ساختمان به‌عنوان پایگاه عملیاتی در همان دوره خبر داد و گفت این فضا در جریان تجربه ۱۲ روز جنگ مورد استفاده قرار گرفت.

محمدی‌نژاد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تجربه میدانی این دوره گفت: مهم‌ترین گروه آسیب‌پذیر در بحران، کودکان و نوجوانان و به‌طور کلی جوانان هستند. به گفته او، بزرگسالان تا حدی به دلیل تجربه‌های قبلی، توان مدیریت شرایط را دارند، اما نوجوانان و جوانان در این وضعیت احساس تنهایی بیشتری می‌کنند.

او افزود: بر همین اساس، در قالب طرحی با عنوان «خانه باشی» یا همان «خانه مادرانه»، تلاش شده فضایی برای حضور و تعامل این گروه‌ها ایجاد شود؛ فضایی که ابتدا بیشتر برای بزرگسالان طراحی شده بود، اما بعداً نیاز به جذاب‌سازی برای نسل نوجوان و جوان در آن احساس شد.

در همین راستا، به گفته او، امکاناتی مانند بازی‌های متنوع برای کودکان، و همچنین ایجاد فضای سینما برای تماشای گروهی فیلم در نظر گرفته شد تا امکان تعامل جمعی و کاهش اضطراب در شرایط بحران فراهم شود.

مدیرعامل مؤسسه حامیان رشد و بالندگی محله امیرآباد شمالی همچنین گفت تجربه میدانی نشان داده که مسیر کار در بحران، به‌تدریج روشن‌تر می‌شود و نیازهای جدید خود را آشکار می‌کند. او تأکید کرد که هر فردی توان ارتباط مؤثر با کودکان و نوجوانان را در شرایط بحران ندارد و این حوزه نیازمند تخصص و آموزش است.

وی در ادامه از آغاز همکاری با مؤسسات تخصصی در این حوزه خبر داد و گفت بررسی‌ها نشان داد که برخی از این نهادها از نظر تخصصی در حوزه مخاطبان میان‌سال و سالمند قوی‌تر هستند، اما در حوزه کودک و نوجوان نیاز به تقویت وجود دارد.

به گفته او، در همین مسیر، ایده تربیت «تسهیلگر» به‌عنوان یک ضرورت مطرح شد و جلسات آموزشی و سازماندهی این فرآیند از ابتدای اردیبهشت آغاز شده است. او افزود که در حال حاضر، به‌صورت اختصاصی روی حوزه کودک و نوجوان کار می‌شود.

محمدی‌نژاد  با اشاره به تجربه ۴۰ روزه بحران اخیر گفت: در این دوره، تلاش شده با تکیه بر شبکه‌های محلی، ظرفیت‌های داوطلبانه و همکاری نهادی، فضایی برای تاب‌آوری اجتماعی ایجاد شود؛ فضایی که به گفته او، با حرکت در مسیر تجربه، خودبه‌خود راه‌ها و روش‌های جدید را پیش پای فعالان محلی قرار داده است.

محمدی‌نژاد با اشاره به تجربه شکل‌گیری فضاهای جمعی برای کودکان و نوجوانان در دوران بحران گفت تلاش اصلی مجموعه بر این بوده که «احساس امنیت» در میان نسل‌های مختلف ایجاد شود.

او تأکید کرد: در طراحی فعالیت‌ها، به جای آنکه از کودکان خواسته شود با زبان بزرگسالان و دغدغه‌های رسمی هماهنگ شوند، این مجموعه تلاش کرده زبان آن‌ها را بفهمد و بر اساس علاقه‌هایشان برنامه‌ریزی کند. به گفته او، حتی در شرایطی که موضوعات سیاسی، جنگ و دغدغه‌های اقتصادی فضای عمومی را تحت تأثیر قرار داده بود، اولویت در این فضا ایجاد شادی، بازی و تفریح بوده است.

وی افزود: هدف این بوده که محیطی ساخته شود که کودکان و نوجوانان بتوانند ساعت‌های طولانی در کنار هم بمانند و تجربه‌ای مشترک از حضور جمعی داشته باشند؛ تجربه‌ای که به گفته او در کاهش اضطراب ناشی از بحران نقش مهمی داشته است.

محمدی‌نژاد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تفاوت تجربه فردی و جمعی در شرایط بحران گفت: زمانی که افراد به‌تنهایی در خانه با بحران مواجه می‌شوند، زمان با اضطراب بیشتری سپری می‌شود، اما حضور جمعی می‌تواند شدت این اضطراب را کاهش دهد.

او توضیح داد که در تجربه این محله، حتی در شرایط شنیده شدن صداهای نگران‌کننده مانند بمباران، حضور در کنار یکدیگر باعث شده بود بخشی از ترس‌ها کمتر احساس شود و فضای روانی آرام‌تری شکل بگیرد.

به گفته او، یکی از دستاوردهای مهم این دوره، شکل‌گیری خاطرات جمعی برای کودکان و خانواده‌ها بوده است؛ خاطراتی که به تعبیر او، «در عین سختی شرایط، تجربه‌ای ارزشمند و ماندگار» ایجاد کرده است.

مدیرعامل مؤسسه حامیان رشد و بالندگی محله امیرآباد شمالی در ادامه به تجربه پیش از بحران نیز اشاره کرد و گفت: در روزهای ابتدایی، بخشی از ساکنان محله و کسبه، به دلیل نگرانی‌ها محل زندگی و کار خود را ترک کرده بودند و این موضوع به نوعی رکود در فضای محله و بازار منجر شده بود.

او افزود: در همین دوره تلاش شد با افراد مختلف وارد گفت‌وگو شوند تا نوعی «شبکه همکاری محلی» شکل بگیرد؛ شبکه‌ای که در آن هر فرد بر اساس توان خود در شرایط بحران نقش داشته باشد.

به گفته او، نتیجه این گفت‌وگوها شکل‌گیری گروهی از کسبه محله بود که در آن ارتباط مستقیم میان همسایگان و صاحبان مشاغل برقرار شد. در این شبکه، برخی کسبه مانند داروخانه‌ها اعلام کردند که حتی در شرایط بحران نیز در دسترس خواهند بود و ارتباط شخصی با ساکنان برقرار می‌کنند.

او به نمونه‌هایی از این تعاملات اشاره کرد و گفت: برخی از کسبه و ارائه‌دهندگان خدمات مانند داروخانه، سوپرمارکت و نانوایی، حتی شماره تماس شخصی خود را در اختیار همسایه‌ها قرار دادند تا در صورت نیاز، ارتباط مستقیم و بدون واسطه برقرار شود.

آموزش پیشگیرانه و خودمراقبتی

محمدی‌نژاد همچنین به برنامه‌های آموزشی پیش از بحران اشاره کرد و گفت: پیش از تجربه ۱۲ روز جنگ، آموزش‌های خودمراقبتی در منازل و با مشارکت اعضای گروه‌های محلی و ستاد مدیریت بحران آغاز شده بود.

او تأکید کرد: یکی از چالش‌های جدی در جامعه این است که اغلب اقدامات پس از وقوع بحران آغاز می‌شود، در حالی که نگاه پیشگیرانه می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌تری داشته باشد. به گفته او، بر همین اساس کلاس‌های آموزشی به‌صورت مستمر و هفتگی، حتی در منازل و در زمان‌های مختلف برگزار می‌شد.

به گفته او در نهایت، مهم‌ترین دستاورد این تجربه، نه صرفاً آمادگی فنی یا اجرایی، بلکه شکل‌گیری نوعی زیست جمعی بوده است؛ زیستی که در آن همدلی، مشارکت و شناخت متقابل میان همسایگان تقویت شده است.

او افزود: «ما دقیق نمی‌دانیم در زمان بحران چه میزان از این تمهیدات کارآمد خواهد بود، اما آنچه قطعی است این است که در این مسیر، روابط انسانی قوی‌تر شده و تجربه زندگی جمعی شکل گرفته است.»

محمدی‌نژاد در پایان با اشاره به تجربه جابه‌جایی‌های کوتاه در محله و حضور در خانه‌های یکدیگر گفت: در شرایطی که ترس از جابه‌جایی در شهر وجود داشت، همسایگی و رفت‌وآمدهای محلی به نوعی جایگزین سفرهای طولانی شد و همین موضوع احساس امنیت بیشتری ایجاد کرد.

محمدی‌نژاد با اشاره به تجربه طراحی ساختار ارتباطی در سطح محله گفت: در این مدل، برای هر کوچه افرادی به‌عنوان رابط یا «تصویرگر» انتخاب شدند تا بتوانند ارتباط مستقیم با ساکنان برقرار کنند.

او توضیح داد: در این فرایند، اطلاعات اولیه هر خانواده از جمله نشانی دقیق (خیابان، پلاک و واحد) ثبت و مستندسازی شد تا امکان ارتباط در شرایط اضطراری فراهم شود. به گفته او، این ارتباط‌ها با هدف اطلاع‌رسانی، پیگیری وضعیت ساکنان و هماهنگی‌های محلی شکل گرفت.

محمدی‌نژاد افزود: این مدل ارتباطی در بخشی از محله عملیاتی شد و هدف آن ایجاد دسترسی سریع به ساکنان در شرایط بحران بود. او تأکید کرد که در کنار این ساختار، توجه به ابزارهای ساده ارتباطی مانند تلفن‌های ثابت نیز اهمیت پیدا کرد و شماره تماس منازل در قالب یک فهرست محلی ثبت شد.

به گفته او، در شرایطی که دغدغه‌های اقتصادی و اضطراب‌های عمومی در جامعه افزایش یافته بود، این نوع ارتباطات محلی توانست نقش جایگزین و مکمل شبکه‌های رسمی ایفا کند.

مدیرعامل مؤسسه حامیان رشد و بالندگی محله امیرآباد شمالی با اشاره به روند تدریجی گسترش ارتباطات گفت: ابتدا ارتباط‌ها در سطح کوچه‌ها شکل گرفت، سپس به دیدارهای حضوری و ارتباطات دوستی میان همسایگان رسید و در نهایت بخشی از این تعامل‌ها به ورود به خانه‌ها و شکل‌گیری روابط نزدیک‌تر انجامید.

او افزود: در ادامه، با توجه به شرایط بحران، نیاز به ایجاد یک فضای متمرکزتر احساس شد و به همین دلیل یک خانه به‌عنوان محل تجمع و هماهنگی محلی اجاره شد.

ضرورت توجه به سلامت روان در بحران

محمدی‌نژاد در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر اهمیت ابعاد روانی بحران گفت: شناسایی روانشناسان و روانپزشکان در سطح محله از ضرورت‌های مهم این ساختار است، زیرا در شرایط بحران، نقش این گروه‌ها از بسیاری از ظرفیت‌های دیگر پررنگ‌تر می‌شود.

او افزود: در برنامه‌ریزی‌های جدید، تلاش شده این متخصصان در دسترس و در شبکه محلی شناسایی شوند تا در صورت نیاز بتوان از ظرفیت آن‌ها در کوتاه‌ترین زمان استفاده کرد.

در بخش دیگری از این نشست، زهرا اعلایی، رئیس شورای ساکنان بلوک ۲ فاز ۲ شهرک اکباتان، با مرور تجربه ۲۴ ساله خود از شکل‌گیری یک نهاد محلی گفت این مجموعه با هدف سامان‌دهی به وضعیت بلوک و ایجاد اعتماد اجتماعی شکل گرفته است.

او توضیح داد که این مسیر با راه‌اندازی یک کتابخانه آغاز شد؛ کتابخانه‌ای که به تدریج به یک مرکز فرهنگی و اجتماعی تبدیل شد و امروز با هزاران جلد کتاب و فعالیت‌های متنوع فرهنگی شناخته می‌شود.

به گفته او، فعالیت‌های فرهنگی از جمله نشست‌های کتاب‌خوانی، جشن‌های محلی و برنامه‌های جمعی توانسته‌اند اعتماد میان ساکنان را افزایش دهند و مشارکت اجتماعی را تقویت کنند. این تجربه همچنین در بحران‌هایی مانند کرونا نیز نقش مؤثری ایفا کرد و امکان مدیریت محلی شرایط اضطراری را فراهم ساخت.

او در ادامه به اقدامات محیط‌زیستی، از جمله تفکیک پسماند، بازیافت، استفاده مجدد از مواد آلی و کاهش مصرف منابع اشاره کرد و گفت هدف این فعالیت‌ها تغییر رفتار مصرفی ساکنان و گسترش آن به سایر بلوک‌ها بوده است.

همچنین این مجموعه در دوران بحران اقدام به تجهیز امکانات اضطراری مانند ویلچر، دستگاه اکسیژن، ژنراتور، تانکر ذخیره آب و درهای ضدحریق کرده است تا پایداری حداقل ۷۲ ساعته در شرایط اضطراری ممکن شود. این اقدامات با مشارکت مستقیم ساکنان انجام شده است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.