خاستگاه TOD
هر یک از شهرها دارای ارکان مشخصی به لحاظ کار و فعالیت، سکونت، دسترسی و نفوذپذیری در مقیاس متنوع هستند. یکی از مهمترین ساختارهای شکلگیری و توسعه شهرها، مراکز کار و فعالیت در آنهاست که در سازمان فضایی هستههای اولیه شهر دارای جایگاه ویژهای است. به عبارتی شهرها ضمن ملحوظکردن الزامات اقلیمی و طبیعی در شکلگیری ساختار کالبدی آنها، هریک پیرامون هستههای اصلی کار و فعالیتی شکل گرفتهاند که این هستههای اولیه به فراخور رشد شهری و رشد جمعیت، توسعه و ارتقا یافتهاند
درنا اسدی، کارشناس ارشد شهرسازی: هر یک از شهرها دارای ارکان مشخصی به لحاظ کار و فعالیت، سکونت، دسترسی و نفوذپذیری در مقیاس متنوع هستند. یکی از مهمترین ساختارهای شکلگیری و توسعه شهرها، مراکز کار و فعالیت در آنهاست که در سازمان فضایی هستههای اولیه شهر دارای جایگاه ویژهای است. به عبارتی شهرها ضمن ملحوظکردن الزامات اقلیمی و طبیعی در شکلگیری ساختار کالبدی آنها، هریک پیرامون هستههای اصلی کار و فعالیتی شکل گرفتهاند که این هستههای اولیه به فراخور رشد شهری و رشد جمعیت، توسعه و ارتقا یافتهاند. ولی عموما به دلیل دربرداشتن خزائن بزرگی از ثروتهای شهری نظیر ساختمانها، تجهیزات و تأسیسات مربوطه، شبکه نفوذپذیری و بافتهای ارزشمند وابسته و شکلگرفته بهطور همپیوند با این مراکز، کمتر دچار تغییر و جابهجایی در سطح شهرها شدند. به عبارتی با توجه به اهمیت این مراکز کار و فعالیت و همه هزینههای شهری وابسته به آنها، با اینکه این مراکز در هستههای اولیه شهری و در ارتباط با بافتهای قدیمی، فرسوده و با نفوذپذیری محدود قرار دارند یا دسترسپذیری آنها از دوران قبل با ظرفیتهای کمتری برنامهریزی شدهاند، ولی با این حال قابل جابهجایی نخواهند بود.
بنابراین در دوران رشد جمعیت شهرها، این مراکز توسعه مییابند و از سوی دیگر تقاضا و جریان مراجعان حوزههای مختلف از اشتغال تا مراجعان عملکردها در آن افزایش مییابد. بهعلاوه تغییر سبک زندگی و به تبع آن شکل شهرها با ایجاد امکان استفاده از اتومبیل، فرایند دسترسپذیری و نظام توسعه شهری را بیش از پیش متحول ساخته و امکان توسعه بیشتر کالبدی شهر و در نتیجه رشد هستههای کار و فعالیت را به وجود آورده که در طول روز عمده جریانهای حرکت و ترافیک به سمت این مراکز در ارتباط با حوزههای سکونتی شکل میگیرد. به مرور و با رشد فزاینده شهرها و ازدیاد جمعیت و در نتیجه توسعه خدمات و فعالیتهای وابسته به آن، دیگر در مراکز اصلی کار و فعالیت استفاده از وسایل نقلیه شخصی جوابگوی تأمین مراجعات در ابعاد توسعه شهری نبوده و استفاده و بهرهبرداری از حوزههای فعالیتی شهری با توجه به حجم روزافزون مراجعان، تنها در لوای توسعه حملونقل عمومی قابل دستیابی است. چنانچه در بسیاری از حوزههای مرکز شهری که محل استقرار ثروتهای غیرقابل جبرانی از گنجینههای کار و فعالیت، صنوف، معماری و بافتهای ارزشمند و هویت تاریخی شهر هستند، توسعه شبکه پیادهراهها و استفاده از شهر در این محدودهها بهصورت پیاده مورد برنامهریزی شهری قرار میگیرد. به عبارتی در این محدودهها به منظور تسهیل استفاده و افزایش ظرفیت مراجعان به امکان دسترسی به حوزههای کار و فعالیت مرکزی، راهبردهای اصلی بر عدم استفاده یا حداقل با استفاده محدود از حملونقل شخصی و اتومبیل متمرکز بوده است. در این صورت راهکار جایگزین، حملونقل عمومی انبوهبر است که در ارتباط با سایر انواع حملونقل عمومی نظیر خطوط اتوبوس، منو ریل و تراموا تکمیل میشود.
شبکههای حملونقل عمومی، حجم گستردهای از شهروندان را در سطوح مختلف شهری جابهجا کرده و افراد را در مقیاس وسیع به محدودههای مختلف شهری منتقل میکند. این پدیده جریانی از دسترسپذیری را در سطح شهر به وجود میآورد که میتواند در برنامهریزیهای توسعه و ایجاد انتفاع و ارتقای کیفیت بافتهای شهری بسیار مؤثر و تعیینکننده باشد. به عبارتی توسعه مبتنی بر حملونقل همگانی بهنوعی از توسعه اتلاق میشود که با محوریت ایستگاههای حملونقل عمومی انبوهبر در سطح شهر و متناسب با ظرفیت، نیاز و هویت بافت شهری در محدوده آن ایستگاه شکل میگیرد. بنا بر ضرورتهای مطرحشده در ارتباط با اهمیت توسعه حملونقل عمومی به خصوص انبوهبر در سطح شهرها ظرفیتها و قابلیتهای نوینی به منظور توسعه و ارتقای محیطی در شهرها بهویژه در کلانشهرها شکل میگیرد که بسیار در برنامهریزی ساختارهای کالبدی، هویتی و توزیع کار و فعالیت و خدمات در آینده شهرها مؤثر خواهد بود. در واقع شبکه حملونقل عمومی با پشتوانه انبوه جمعیتی که در مبادی و مقاصد سفر جمعآوری میکند ظرفیتی را برای تمرکز و توسعه شهر و رفع نیازهای بافتهای شهری متناسب با هویتهای متنوع در سطح شهر امکانپذیر میسازد و از طرفی امکان جابهجایی یا انتظام بسیاری از برنامهریزیهای توسعه را در محدودههای کالبدی از شهر فراهم میآورد که قبل از این بصرفه و منطقی نمینمود.
شبکه حملونقل عمومی که در سطوح مختلفی از شهر –در لایههای زیرزمینی، سطوح بالاتر از سطح کالبدی یا در پوسته کالبدی شهر- قرار دارند، محل تلاقی شبکه یا مدهای مختلف حملونقل بوده و نقاط عطفی هستند که ضمن پیوند انواع مدهای حملونقل عمومی و دسترسی به تمام سطوح شهری، محل توزیع یا جذب سفرها یا پخش و جذب مراجعان در محدودههای شهر خواهد بود. این مکانها در سطح شهر به دلیل تزریق و جمعآوری حجم گستردهای از جمعیت شهر، مورد توجه برنامهریزان شهری بوده است تا بتوانند از فرصت حضور افراد و نظام حملونقل شهری بهترین استفاده را در بهرهبرداری از خدمات شهری داشته باشند. از طرفی با توجه به اینکه در حوزههای مختلف شهری، هویتهای کالبدی و کارکردی ویژهای و در نتیجه نیازها و ملزومات خاص هر حوزه تعریف میشود، از این رو پیش از آنکه نقاط عطف و استراتژیک شبکه حملونقل عمومی توسط برنامهریزان شهری مورد برنامهریزی و تمرکز خدمات و تجهیزات قرار گیرد، لازم است موقعیت قرارگیری این نقاط عطف و کانونی در سطح شهر بررسی و به تناسب نیاز حوزههای شهری امکان استقرار آنها سنجیده شود. به عبارتی توسعه شهری ایجادشده در اثر حملونقل عمومی یا نیاز یک محدوه شهری به امکانات حملونقل عمومی و نوع مشخصی از توسعه مربوط به آن، یک تعامل دوطرفه است که لازم است از دیدگاه شهری، موقعیت و نوع توسعه مورد نیاز هر محدوده بررسی و برنامهریزی شود و از سوی دیگر حملونقل عمومی امکان توسعه را برای آن عرصه شهری فراهم کند.
بنا بر موارد مطروحه در محل توزیع و جمعآوری توده جمعیتی به کمک حملونقل عمومی، زونهای شهری شکل میگیرد که بهصورت زونهای خدمات شناسایی میشوند و در برخی گونهها صرفا به ارائه خدمات حملونقل یا خدمات حملونقل در کنار خدمات شهری یا هر دو خدمات موصوف به همراه فعالیتهای اقتصادی پویای شهری، اختصاص مییابند. به عبارتی، برنامهریزی بافت شهری در زمینه انتظام حوزههای خدماتی، ایجاد تنوع کاربریها و کار و فعالیت بر اساس نقاط اصلی توزیع و تجمیع مسافران و متناسب با نیاز، ظرفیت و هویتهای متنوع بافتهای شهری، توسعه مبتنی بر حملونقل همگانی یا همان TOD نام دارد.
بر اساس مطالب عنوانشده، توسعه حملونقلمحور با توجه به افزایش روزافزون جمعیت و نیاز به تأمین خدمات و تخصیص عادلانه امکانات شهری در کلانشهری نظیر تهران، ضروری است و موضوع موصوف راهکار مهمی در راستای حل بسیاری از مشکلات شهری تهران و حتی ارتقای کیفی شرایط محیطی در زمینههای محیط زیست، ترافیک و کاهش آلودگیها خواهد بود. از طرفی چنانکه مطرح شد، هریک از عرصهها و محدودههای شهری دارای هویتهای مختلفی هستند؛ به عبارتی برخی ایستگاههای حملونقل انبوهبر در بافتهای صرفا محلی قرار دارند و برخی دیگر در مراکز کار و فعالیت در مقیاسهای مختلف منطقهای یا شهری هستند. بافتهای شهری مجاور این ایستگاهها دارای شاخصههای ویژهای نظیر اهمیت تاریخی، زیستمحیطی و... بوده و علاوه بر آن برخی ایستگاهها دارای ظرفیتهای جابهجایی (transit) بزرگی هستند. از این رو لازم است با توجه به هویتهای شهری و قابلیتهای ایستگاهی، تنوع رویکرد TOD در حوزههای شهری مورد بررسی و دستهبندی و اصطلاحا گونهشناسی قرار گیرد تا مبنای تعیین ضوابط توسعه، نظیر تراکم و تخصیص کاربری و تعیین لیست کاربریهای قابل استقرار قرار گیرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.