روایتهایی از صدها ساعت قطع اینترنت:
تلاطم خاموش
حالا دیگر ساعت قطعی اینترنت در پنجمین روز جنگ از دستمان در رفته، ساعتهایی که همه ما با حسرت، اضطراب و بیکاری میگذرانیم. خیلی از ما در این روزها به دنبال روزنهای هستیم تا به دنیا وصل شویم و ببینیم چه اتفاقی افتاده، چه خبر است، از عزیزمان خبر بگیریم... اما هیچ راهی نیست. آنقدر همه چیز را سفت و سخت قطع کردهاند که از هیچ راهی نمیتوانیم به دنیا متصل شویم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
وقتی اینترنت قطع میشود، زندگی متوقف نمیشود، اما آسیب میبیند. از آنلاینشاپهای کوچک تا نوجوانان خانهنشین، از دانشجویان تا کارمندان، این خاموشی تحمیلی بعد از جنگ ۱۲ روز اسرائیل و ایران و بعد هم اعتراضات در دی ماه و حالا هم جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران برای سومین بار در سال ۱۴۰۴ تکرار میشود.
حالا دیگر ساعت قطعی اینترنت در پنجمین روز جنگ از دستمان در رفته، ساعتهایی که همه ما با حسرت، اضطراب و بیکاری میگذرانیم. خیلی از ما در این روزها به دنبال روزنهای هستیم تا به دنیا وصل شویم و ببینیم چه اتفاقی افتاده، چه خبر است، از عزیزمان خبر بگیریم... اما هیچ راهی نیست. آنقدر همه چیز را سفت و سخت قطع کردهاند که از هیچ راهی نمیتوانیم به دنیا متصل شویم. روایتهایی که در وبسایت offlineiran.com ثبت شد، به خوبی تصویری از خسارت مالی، افسردگی و انزوای اجتماعی در ۲۰ روز خاموشی اینترنت دی ماه را نشان میدهد.
روایت تنهایی پراضطراب
بیش از دو ماه از آن روز میگذرد و هنوز واضح به یاد دارم که چگونه بیکار شدم، از حال دوستان و فامیل در داخل و خارج از کشور بیخبر بودم و با حسرت به پیج کوچک آنلاینشاپم نگاه میکردم، شبیه به مغازهای متروکه شده بود که از نفس افتاده است. شب و روز، سرگردان و بیحوصله، چندین بار گوشی را نگاه میکردم، به امید وصل شدن اینترنت. خشم، غم و افسردگی هر روز بیشتر میشد. شاید فکر میکردم تمام احساساتم را باید تنهایی تحمل کنم تا اینکه وبسایت offlineiran.com را پیدا کردم و روایتهای دیگران را خواندم؛ دلم گرفت. هزاران نفر مثل من، شغل و زندگیشان به اینترنت وابسته بود و حس خشم و سرخوردگی داشتند.
بازتاب خسارت مالی
مسیحا، که خود را دانشجوی بدبخت ایرانی معرفی میکند، درباره صفر شدن درآمدش در زمان قطع اینترنت نوشته: «یک دانشجو هستم و راه درآمدم از اینستاگرام و دو وبسایتی بود که داشتم. کارم فروش لوازم جانبی گوشی بود (بهتره بگم بود...) در این مدت درآمد من به صفر رسیده و قسطهای پرداخت نشده و امید بر باد رفتهام، مثل خوره دارن جونم رو میخورن.»
نسل سوخته، مدیر گروهی از چند جوان که در تلگرام و اینستاگرام فعالیت داشتند، روایت خود از نابودی تمام زحماتش در یک شب را اینگونه تعریف کرد: «شب و روز کار کردیم، تیم شدیم چند نفر جوون کنار هم رشد کردیم. تازه داشتیم نتیجه زحماتمون رو میگرفتیم اما همهچیز یه شبه از بین رفت. سالها تلاش و کلی امید، یه شب هیچ شد. نه دستمون به کار دیگهای میره نه دلمون راضی میشه، یک گوشه اتاق افتادم، کار نمیتونم بکنم. بقیه بچهها از من بدتر. همه سردرگمیم. با این کار، به بیکاری جامعه بیکاری اضافه کردید، باعث افسردگی و نابودی نسل جوون شدید. حیف اون همه تلاش، حیف دل سادمون، حیف جوونهامون.»
طاهره محبی، مادر تنها و صاحب پیج فروش کارهای خیاطی و صنایع دستی، پس از قطع اینترنت منبع درآمد خود را از دست داده بود: «من مادری هستم چهل ساله و از شیراز پیام میگذارم. پنج ساله از همسرم جدا شدم و با دختر هفت سالم زندگی میکنم. بعد از هفت سال کلاس و دوره و سختی، پیج اینستاگرام برای فروش کارای خیاطی و صنایع دستی درست کردم تا خرج زندگی خودم و دخترم رو بتونم بدم. الان هیچ منبع درآمدی ندارم، قسط وامم جریمه خورده و اجاره صاحبخانه رو ندارم بدم. اگر دم از دین زده میشود، به من جواب بدهند: یک مادر تنها در این شرایط چطور باید پول دربیاره؟»
در این سایت هزاران روایت دیگر هم هست؛ کسانی که آنلاینشاپ یا شرکت بزرگ و کوچک داشتند، یا تیم چندنفری تشکیل داده بودند، با قطع اینترنت تمام زحماتشان به هدر رفت. هر چه پایینتر میرفتی، عمق فاجعه بیشتر نمایان میشد: جوانانی که با امید بسیار دور هم جمع شدند و کاری را شروع کردند، حالا با بدهی، قسط و وام دست و پنجه نرم میکنند.
آسیب اجتماعی و انزوای دیجیتال
برخی افراد آنلاینشاپ نداشتند و قطع اینترنت ضرر مالی مستقیم به آنها وارد نکرد، اما از محروم شدن از این حق گلایه داشتند. علی، دانشآموز، نوشت: «نه آنلاینشاپ دارم نه مثل شماها ضرر مالی آنچنانی به من وارد شده، اما اینکه هر چیزی توی این کشور گرونه ما رو کشونده به اینکه اوقات فراغتمون رو پای گیم بگذرونیم و حتی برای مقدار کمی هم شده از دنیای تلخ واقعی دور شیم و خودمون رو در شادی بازیها غرق کنیم. تنها چیزی که میتونیم حالا خودمون رو درش غرق کنیم خاطرات خوش گذشته هست که هیچوقت برنمیگرده.»
ریحانه، ۱۵ ساله، هم مانند علی دانشآموز است و اینترنت برایش راهی بود تا دوستانی پیدا کند: «من به عنوان یک نوجوان ۱۵ ساله، شاید نتوانم مثل کسانی که کسبوکار اینترنتی دارند یا دانشجوها درد بکشم و آنها را درک کنم، اما تمام زندگی من به همین علات وایفای صفحه گوشیام بسته است. حالا هیچ ارتباطی با دوستانم ندارم. من در دنیای واقعی دوستی ندارم و در منطقه خود انقدر خانهنشین شدهام که کسی جز خانوادهام مرا نمیشناسد. گیر احساس فرسودگی افتاده بودم و درمانم اینترنت بود، جایی که حداقل کسانی را داشتم یا داستانهایی که از سایتهای مختلف میخواندم، اما حالا فقط پوچی است.»
محسن، کارمند معمولی، گفت: «من یه کارمند معمولیام. نه مثل بعضیا ارز دیجیتال بلدم و نه گیمرم. تنها دلخوشیم چهار تا سایت بود، اونم شاید روزی یه ربع وقتمو میگرفت و چهار تا کلیپ اینستا. اونم باید قیدشو بزنم و کاملا افسرده شدم. امیدی به زندگی نیست.»
یک ناشناس دیگر، بیمار اعصاب و روان، گفت: «من یه بیمار اعصاب و روان هستم و طبیعتا زندگیم به خاطر افسردگی به اینترنت متصل بود. تنها سرگرمیم فیلم دیدن بود، الان دو هفته شده که دارم به دیوار نگاه میکنم و دوز داروهام هم رفته بالا، تا مرز بستری رفتم. اولین حقوق شهروندی رو نداریم، بعد مسئولین سیمکارت سفید دارن.»
اثر بر ساکنان غیرایرانی و خانوادهها
برخی حتی ایرانی نبودند اما در ایران زندگی میکردند و با قطع اینترنت مشکلات متعددی داشتند، به خصوص اینکه نمیتوانستند با خانواده خود در خارج از کشور ارتباط برقرار کنند: «من یک غیرایرانی مقیم ایران هستم که مترجمم و لیسانس هتلداری دارم. همهی کار من با اینترنت است و خانوادهام هم ایران نیستند. فعلا شرایط برگشت ندارم. هم بیکار شدم و هم نمیتوانم با خانوادهام حرف بزنم. بهزودی برای همیشه از اینجا میروم، ولی دلم برای کسایی که اینجا زندگی میکنند واقعا غمگینه.»
نگرانی برخی روایتها جنبه دیگری داشت. کاربری ناشناس باید از مادر بیمار خود مراقبت میکرد، اما قطعی اینترنت این کار را دشوار کرد: «من یه مادر بیمار دارم که اختلال حواس دارند و با واکر راه میروند. تو خونه چند تا دوربین گذاشتهام و میتونستم وقتی بهناچار چند ساعت از خونه میرم بیرون، هر لحظه آنلاین با اپ برند سازنده دوربینها که الان فیلتر شده، ببینمشون و خیالم راحت باشه. زندگی ما سخت بود، با قطع اینترنت همهجوره سختتر شده. آرامش روانمون برای کسی مهم نیست.»
خواندن این روایتها نشان میدهد که «تنها نیستیم». این خاموشیها نه تنها کسبوکارها و درآمدها را فلج کرده، بلکه سلامت روان، امید و ارتباطات اجتماعی میلیونها نفر را هدف گرفته است. وبسایت offlineiran.com ثبت این روایتها را ادامه داده تا روزی کسی بخواند و بفهمد در این روزها پشت این سکوت اجباری چه امیدهایی کمرنگ شد.
آخرین اخبار فناوری را از طریق این لینک پیگیری کنید.