اگر خانهای زیبا ترسیم کنم...
نمایشگاه «اگر خانه را ترسیم کنم...» به کیوریتوری نیکی شادلو و روزبه ملکی، روایت شش هنرمند از خانه را در قالب رسانه عکس، کتابچه هنری و نوشتار (بیانیه) در گالری دیدار گرد هم میآورد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهسا محمدی- نمایشگاه «اگر خانه را ترسیم کنم...» به کیوریتوری نیکی شادلو و روزبه ملکی، روایت شش هنرمند از خانه را در قالب رسانه عکس، کتابچه هنری و نوشتار (بیانیه) در گالری دیدار گرد هم میآورد. علاوه بر کیوریتورها که خود در این نمایشگاه در جایگاه هنرمند نیز حضور دارند، سایر شرکتکنندگان عبارتند از: مینا حسنی، اشکان دانشمند، علیرضا فانی و سوگل غزنوی.
در بیانیه نمایشگاه تاکید شده که خانه در آثار پیشِ رو به مثابه فضایی «روایی» و «میانذهنی» بازنمایی شده است؛ بر این اساس، روشن میشود که نمایشگاه حول رویکردی غالبا دروننگر شکل گرفته. درون خانه و تجربه زیسته هنرمندان در این فضا از خلال روایاتی شخصی ترسیم شدهاند و گاه با مسائل اجتماعی و سیاسی بیرون از خود پیوند میخورند؛ مسائلی نظیر آسیبپذیری و تزلزل اجارهنشینی، مهاجرت و بیتعلقی، میراث فرهنگی و فراموشی، یا دنیای تخت تصاویر در رسانهها. با این حال، این پیوند با بیرون اغلب در سطح ارجاع، و آن هم بیشتر بهواسطه متن- و نه تصویر- صورت میگیرد. آثار نهایتا در چارچوب روایت فردی باقی میمانند؛ گاه به سمت رنگوبویی شاعرانه سوق پیدا میکنند، و گاه بیشتر به دغدغههای فرمال عکاسانه میپردازند.
شمشیر دولبه پژوهش
بازدید از «اگر خانه...» صرف زمان قابلتوجهی را میطلبد، چرا که نمایشگاه مملو از تصاویر و نوشتههاست. از این منظر، میتوان گفت این پروژه کیوریتوریال و پژوهشمحور مخاطب خود را نیز بهنوعی در جایگاه «پژوهشگر» قرار میدهد. ارائه رسانههای گوناگون که بهطور ضمنی بر اهمیت «فرآیند» در شکلگیری لایههای مختلف نمایشگاه تأکید دارد، امکان برقراری ارتباطی عمیق و درگیرکننده را برای مخاطب فراهم میکند و از این جهت، حسن نمایشگاه محسوب میشود. اما آنچه این نقطه قوت را در عین حال به نقطهضعفی برای نمایشگاه تبدیل میکند، سبقت گرفتن بیانگری نوشتار از تصویر است؛ به عبارت دیگر، کفه کیوریتوریال و پژوهشمحور از کفه هنر سنگینتر میشود. همچنین در بسیاری از موارد، گسستی محتوایی میان متن و تصویر به چشم میخورد.

۱. نمایی از چیدمان آثار علیرضا فانی در نمایشگاه «اگر خانه را ترسیم کنم...» در گالری دیدار| عکاس: روزبه ملکی
بهعنوان مثال در کار علیرضا فانی، بیانیه هنرمند بر تنش میان میل به تثبیت و بیثباتیِ جاری در زندگی اشاره میکند. هنرمند ظاهرا در امتداد چند سال عکاسی از خانههای اجارهای متعددی که در آنها سکونت داشته، تلاش کرده به مسئله جابهجایی و ناپایداری بپردازد. اما چنانچه متن بیانیه را کنار بگذاریم، ردی از مفاهیم و وضعیتهای یادشده در تصاویر دیده نمیشود و به جای آنکه با بازنمایی تعدد فضاهای متفاوت یا ترکیببندیهایی ناپایدار روبهرو شویم، میبینیم که در بیشتر عکسها زیباییشناسی نور و گیاهان آپارتمانی موضوع قرار گرفتهاند. بدین ترتیب، متن بهجای همراستایی با تصویر، درصدد تحمیل ایده بر آن برمیآید، اما نهایتا تصویر این خوانش را تأیید نمیکند و صدای این دو از هم منفک میماند.
نگریستن به خویش: خویشتن در کدام حوالی؟
همانگونه که پیشتر عنوان شد، «اگر خانه...» بر مبنای تأمل بر درون و نگریستن به خویشتن بهمثابه فرد- و نه جامعه یا گروهی مشخص- شکل گرفته است. اما در این میان، اشکان دانشمند تنها هنرمندی است که تمایل دارد مفهوم خانه را نه صرفا از درون تجربهای فردی و حسی، بلکه از بیرون و در نسبت آن با شهر و ساختارهای مادی بررسی کند. او در بیانیه خود به مفهوم «خانهکلنگی» اشاره میکند و ضمن مطرح کردن این پرسش که اساسا چه چیزی یک خانه را به چرخه فرسودگی و تخریب وارد میکند، سازوکارهای سیاسی، اقتصادی و شهری را به چالش میکشد. اما اینجا تضاد و ناهمخوانیای رخ میدهد؛ این رویکرد متفاوت به خانه در عین حال که در سطح نوشتار دینامیک فعالتری را به گفتوگوی میان هنرمندان تزریق میکند، در سطح تصویر غایب میماند.

۲. نمایی از چیدمان آثار اشکان دانشمند در نمایشگاه «اگر خانه را ترسیم کنم...» در گالری دیدار| عکاس: روزبه ملکی
در چیدمان این هنرمند، عکس بزرگ سیاهوسفیدی از شاخه یک درخت بر دیوار گالری قرار گرفته و بستری برای نصب قابها فراهم کرده است. تأکید بر حضور گل و گیاه در مجاورت سازههای مستهلک یا ویرانشده و همینطور تمرکز بر بازی میان نور و سایه یا سیاهوسفید و رنگی حاکی از برخوردی بیشتر مبتنی بر زیباییشناسانه صرفند و نشانهای برای خواندن مقصود متن به دست نمیدهند.
نهایتا گویی تنها کارکرد متن بیانیه دانشمند، یادآوری جای خالی رویکردی سیاسی- در کنار و یا حتی در دل رویکرد خویشتننگر- به مفهوم خانه است. اینجا این پرسش در مورد کلیت نمایشگاه مطرح میشود: چه مرزهایی را میتوان برای «دیدن از درون» مشخص کرد و کجا ممکن است خویشتننگری به ماندن در حبابِ خویشتن فروکاسته شود؟ دانشمند با تمرکز بر مفهوم «خانهکلنگی» در بیانیه، مسیری برای پیوند امر شخصی به سیاسی ترسیم میکند، اما دستِ آخر در ساحت تصویر تغییر مسیر میدهد و به رومانیتزه کردن همان مفهوم میپردازد.
مورد دانشمند را میتوان شاهدی بر این ادعا تلقی کرد: چنانچه دور شدن از مادیت خانه، با نیت نزدیک شدن به درونیات ساکنینش، در حرکتی دوار به حوالی خانه (نسبتش با پیرامون) بازنگردد، به خطر فروغلطیدن در ورطه نوستالژی صرف نزدیک میشود.
زیبایی: چارچوبی کنترلگر
در چیدمان سرتاسر نمایشگاه برخوردی بیش از حد صیقلی، مرتب، زیبا و کنترلشده حاکم است؛ گویی رویکرد پژوهشی و اندیشهمحور نمایشگاه تنها در تدوین متون بازتاب پیدا کرده. چیدمان عکسها در فضای گالری، نه در راستای نظمی مبتنی بر مفاهیم کلیدیِ مطرحشده، بلکه بیشتر در خدمت آراستهسازی و چشمنواز کردن فضا صورت گرفته است.
ارائه عکسهای قطع کوچک نیکی شادلو در کاستهای کاغذ چاپ فوری فوجی، توجه را از خود عکسها میگیرد و با خارج از محدوده تصویر درگیر میکند، همینطور قابهای رنگارنگ روزبه ملکی. در چیدمان فانی، ارائه سه عکس خوشآبورنگ از فرفره و گیاهان آپارتمانی در قطعِ چندبرابر بزرگتر از سایر عکسها، سلسلهمراتبی زیباشناختی رقم میزند. چیدمان دانشمند نیز، علیرغم مفهومی که به آن میپردازد، بهشدت مهندسیشده است.
این نظم حقنهشده شاید در برخی موارد متأثر از شمار بالای عکسها و تصاویر در فضای گالری باشد؛ مسئلهای که مدیریت چیدمان آثار در خدمت معنا و اندیشه را دشوار کرده، و کیوریتورها را به سمت کنترل بیش از اندازه فضا برده است.

۳. نمایی از چیدمان آثار روزبه ملکی و نیکی شادلو در نمایشگاه «اگر خانه را ترسیم کنم...» در گالری دیدار| عکاس: روزبه ملکی
توصیف شخصی یا مسئله شخصی
روزبه ملکی جز آن دسته از هنرمندان نمایشگاه است که توانسته میان متن و تصویر تعادلی برقرار کند و در هر دو یک دغدغه واحد را دنبال میکند: بازنمایی برخاسته از تجربه زیسته، نه تصویر ذهنی و انتزاعی. هنرمند در بیانیه خود انتخاب زاویه بسته و ثبت جزئیات را بهترین روش برای ارائه تصویر مبتنی بر تجربه زیسته قلمداد میکند. با این حال، ردیابی ارتباط معنایی یا حسی میان قابهایی که او انتخاب میکند دشوار است. در واقع، ما بیش از آنکه به نگاه و روایت شخصی هنرمند از خانه نزدیک شویم، با دغدغههای فرمال او در بازی با عمق میدان، اندازه نما، و هارمونی رنگها مواجه میشویم. عکاس حتی گوشهوکنار خانه را نشانمان میدهد، اما در عین حال خود و ادراکش را پنهان نگه میدارد. ملکی خانه را برای مخاطب توصیف میکند؛ اما تنها «مسئله»ای که با او به اشتراک میگذارد، معطوف به فرم و نظریه عکاسی است، و نه چیزی از جهان ذهنی و عاطفیاش.
تاریخ خانه: ردی از رنج و گسست
دقیقا آنجا که از بینقصی و زیبایی بدون اصطکاک خبر کمتری هست، حس و مقصود هنرمند به شکل بیواسطهتر و ملموستری به مخاطب منتقل میشود: در آثار مینا حسنی و سوگل غزنوی.

۴. نمایی از چیدمان عکس و کتاب مینا حسنی در نمایشگاه «اگر خانه را ترسیم کنم...» در گالری دیدار| عکاس: روزبه ملکی
حسنی با ترکیب عکسهای سیاهوسفیدی از آلبوم کودکی با نقشه فرش و قالی، خانه را بهمثابه حافظه و میراث معنا میکند. چیدمان غیرمنتظم او بر دیوار گالری یک تصویر واحد، اما درهمریخته و مخدوش را میسازد که ناپایداری و اندوهی چندلایه را بازتاب میدهد. او با بهکارگیری نقشه فرش- که در بافتار فرهنگی، نماد میراث ایرانی و در بافتار جنسیتی، نماد استثمار و رنج زنان بافنده است- خاطرات نیمهپیدای خود را به زیست ناپیدای زنان فرشباف پیوند میزند. اختلالی که او به آن اشاره میکند، در نظر مخاطب نه فقط معطوف به حافظه فردی، بلکه همینطور تداعیکننده هستی رنجآلود گروهی است که غالبا به رسمیت شناخته نمیشود. چیدمان او نه فقط یادآور خانه کودکی، بلکه همین طور یادآور ایران و زنان بهحاشیهراندهشده ایرانی بهمثابه خانه است.
غزنوی، که خلوتترین چیدمان در نمایشگاه را دارد، با محوریت قرار دادن خانه کودکی بهعنوان خاستگاه ادراک و تخیل، ردی از فقدان و غبار حافظه را در زیباییشناسیاش حفظ میکند. او با احضار کردن تصویر دو تابلوی منظره عامهپسند- که احتمالا در دوران کودکیِ هنرمند در خانههای بسیاری دیده میشده- خاطره شخصی خود و در عین حال خاطره یک نسل را بازنمایی میکند تا به مدد آن تمایز میان «خانه» و «غیرخانه» را برجسته کند. چاپ این تصویر کیچ در اندازه بزرگ، برخلاف چیدمان دانشمند، نه ایفاکننده نقشی تزئینی، بلکه حامل یکی از مهمترین ستونهای معنایی مجموعه است. هنرمند از یکسو با هویتبخشی به شیئی کاملا معمولی، آن را خصیصهنمای یک دوران میانگارد؛ و از سوی دیگر، با پیدا کردن رد تابلو در پسزمینه عکسهای آلبوم کودکی، آن را در جایگاه شبحی قرار میدهد که بر خاطرات پراکنده کودکی شهادت میدهد.

۵. نمایی از چیدمان آثار سوگل غزنوی در نمایشگاه «اگر خانه را ترسیم کنم...» در گالری دیدار| عکاس: روزبه ملکی
او از رهگذر پیوند میان حضور یک شیء در عکسهای خانه کودکی و جای خالی آن در عکسهای خانه بزرگسالی، نهتنها گذر زمان و شکلگیری خاطره را مرئی میکند، بلکه مفاهیمی چون فقدان، گسست و درد را نیز در تجربه زیستن در خانه برجسته میسازد.
عکسها و کتابها
آنچه در این نمایشگاه بیش از سایر بخشها توجه را به خود جلب میکند، کتابها هستند. با توجه به سابقه فعالیت کیورتورها در حوزه نشر و تولید کتابهای هنری، شاید تعجبآور نباشد که این رسانه در «اگر خانه...» قدرتمندترین حضور را دارد. ضعفهایی که در این نوشته به آنها پرداخته شد- از جمله انباشتگی تصاویر، تأکید بر آراستگی چیدمان تا جایی که زیبایی بر مفهوم غلبه کند، یا سنگینتر بودن کفه متن در برابر تصویر- در مورد کتابچههای هنرمندان صدق نمیکند، یا دستکم با شدت کمتری قابلنقد است. شاید اگر تمرکز نمایشگاه بر رسانه کتاب باقی میماند و از شمار عکسها بر دیوار گالری کاسته میشد، هم فضای بیشتری برای تأمل مخاطب وجود داشت، و هم امکان بیشتری برای شکلگیری گفتوگو میان آثار هنرمندان مختلف.

۶. نمایی از چیدمان عکسها و کتابچههای هنری در نمایشگاه «اگر خانه را ترسیم کنم...» در گالری دیدار| عکاس: روزبه ملکی
خانه در بستر وضعیت سیاسی امروز ایران
با استناد به بیانیه نمایشگاه، قرار بوده است «اگر خانه...» در دوران پیش از جنگ به نمایش گذاشته شود، اما با توجه به وضعیت کشور، گشایش آن به چند ماه بعد موکول، و در میانه آتشبسی همچنان موقتی برگزار میشود. این فاصله زمانی ناگزیر خوانش نمایشگاه را تحت تأثیر قرار میدهد. در برههای از زمان که خانه برای بسیاری از افراد دیگر مترادف با فضایی امن نیست، مواجهه با نمایشگاهی که عمدتا از خلال خاطره، اشیا، تصاویر خانوادگی و تجربههای شخصی به خانه مینگرد، عواطفی پیچیده و متناقض را برمیانگیزد. فضای گالری با فعال ساختن ادراکی موقتی در ذهن بیننده، او را برای مدتی کوتاه از وضعیت همچنان بحرانزده پیرامون جدا میکند و با مفاهیمی چون امنیت یا بازیابی هویت از طریق خانه مواجه میکند. در چنین شرایطی، خوانش آثار ناخواسته رنگوبویی نوستالژیک به خود میگیرد و به حسرت گذشته ازدسترفته گره میخورد.
در این نمایشگاه، همانطور که پیشتر عنوان شد، نسبت خانه با بیرون از آن غایب است. بهعلاوه، خانه کمتر بهمثابه میدان برخورد نیروها و محل رویش تنشها، اختلافات و سرخوردگیها ترسیم شده. عمدتا سوژگی هنرمند محور اصلی عکس باقی میماند و نشانهای از سازوکارهای پیچیده درون خانواده- به عنوان یکی از سیاسیترین نهادهای اجتماعی- دیده نمیشود. بنابراین کلیت نمایشگاه تصویری محافظهکارانه و کمتر چالشبرانگیز ارائه میدهد که نهتنها در وضعیت سیاسی آرام و غیرجنگی فاصله زیادی با ماهیت چندوجهی خانه دارد، بلکه در میانه جنگ یا آتشبس موقتی که در آن ناپایداری به اوج خود رسیده، تقریبا بیارتباط با وضعیت واقعیِ جاری به نظر میرسد.
جابهجایی زمان گشایش این نمایشگاه و برگزاری آن در این برهه سیاسی خاص و پرتبوتاب، شاید بیش از هر زمان دیگری این پرسش را مطرح کند که یک پروژه کیوریتوریال تحت چه شرایطی میتواند در شکلدهی و پیش بردن تاریخ سهیم باشد، به جای آنکه صرفا چیزی را به نمایش بگذارد.
هنر بهمثابه پارادایم
تلقی هنر بهمثابه «پارادایم»- آنگونه که فیلسوف فرانسوی فلیکس گاتاری آن را در مقابل تلقی صرفا تزئینی از هنر قرار میدهد- به معنای جابهجایی کانون هنر از بیان تجربه به تولید چارچوب تجربه است. در این معنا، هنر دیگر بازنمایی صرف احساس، خاطره یا زیبایی نیست، بلکه در عوض موتوری است برای تولید معنا و سوژه، که میتواند شکل تجربه مخاطب از مفهومی نظیر خانه را تغییر دهد.
در جهان امروز که انواع و اقسام بحرانهای زیستمحیطی، سیاسی و اقتصادی در حال شدت گرفتنند، ترسیم خانه بهمثابه فضایی صرفا خصوصی، ذهنی یا خاطرهمند تصویری ناکافی و محدود به دست میدهد. چنانچه رویکرد کیوریتوریال این پروژه، به جای تمرکز بر یک قلمرو، مفاهیمی که در متون خودِ نمایشگاه مطرح شده را شامل میشد، خانه نه صرفا بهعنوان مخزن خاطره و تجربه فردی، بلکه به عنوان تلاقی نیروهای ذهنی، اجتماعی و سیاسی صورتبندی میشد. در این صورت، نمایشگاه میتوانست فراتر از گردآوری مجموعهای از روایات شخصی عمل کند و به تولید چارچوبی برای تجربه خانه بینجامد.
در نهایت، در بررسی «اگر خانه را ترسیم کنم...» به مثابه یک کل، این انتظار میرفت که پروژه با توجه به ماهیت کیوریتوریال آن و حجم بالای متن و رسانههای متنوع، به نقشهای دقیقتر و عینیتر از پیوند میان آثار دست یافته باشد تا بتواند نمایشگاه را به مثابه منظومهای معنابخش سازمان دهد. در غیاب چنین نقشه و ساختاری، آنچه با آن مواجه میشویم، نه یک پارادایم منسجم، بلکه مجموعهای از کوششهای پراکنده است که هر چند گاه مقاطعی تأثیرگذار و معنادار در بر دارد، اما سرآخر در کلیت خود از سطح بازنمایی تجربه فراتر نمیرود و تجربهای تازه از خانه به دست نمیدهد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.