مروری بر آنچه در چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر گذشت
دوره ای پر فراز و نشیب
دور از ذهن نبود که جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر با برخورد قهری برخی از سینماگران روبهرو شود که چنین نیز شد. کناره گیری الناز شاکر دوست از بازیگری در سینمای ایران، انصراف امیر جدیدی، هدی زین العابدین و صحرا اسدالهی از حضور و رقابت در جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر از حواشی پررنگ روزهای اخیر برگزاری این رویداد سینمایی بود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
بی تردید چهل و چهارمین دوره برگزاری جشنواره ملی فیلم فجر را میتوان یکی از سخت ترین دوره های برگزاری این رویداد سینمایی دانست. همزمانی برگزاری جشنواره فیلم فجر با اتفاقات سیاسی و اجتماعی کشور باعث شد تا هفتهها پیش از برگزاری جشنواره فیلم فجر، این رویداد هنری با چالش های متفاوتی روبهرو شود. ایجاد دبیرخانه دائمی جشنواره فیلم فجر، انتخاب فیلم های حاضر در جشنواره بدون حضور هیئت انتخاب، اطلاع رسانی متفاوت تر از سال های قبل، انتخاب های منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره فیلم فجر برای دوره چهل و چهارم بود. اما طبیعی است که قدم گذاشتن در جشنوارهای که هر روز و هر لحظه آن با بازتابی از شرایط اجتماعی کشور گره خورده است این چالش را پررنگ تر میکند.
دور از ذهن نبود که جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر با برخورد قهری برخی از سینماگران روبهرو شود که چنین نیز شد. کناره گیری الناز شاکر دوست از بازیگری در سینمای ایران، انصراف امیر جدیدی، هدی زین العابدین، صحرا اسدالهی از حضور و رقابت در جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر از حواشی پررنگ روزهای اخیر برگزاری این رویداد سینمایی بود.
محمدحسین مهدویان، که ساخت فیلمهایی نظیر «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» را در کارنامه خود دارد، در توضیح استفاده نکردن از ستارههای سینما در نشست خبری فیلم اخیرش نیم شب گفت: «بهنظرتان باید از ستارههای سینما استفاده میکردم که الان برای اینکه کنار فیلمشان باشند، التماسشان کنم؟ یک مشت ستارۀ ترسو حاضر نیستند در کنار فیلمشان بایستند و راجع به آن صحبت کنند. خیلیها بزدلانه نمیآیند و من اصلا نگران نیستم که بعدا در فیلمهایم بازی نکنند.»
مهران احمدی، بازیگر تئاتر و سینما، که پیش از این نیز با لحنی صریح از وضعیت موجود شکایت کرده بود، با انتشار ویدیویی و در واکنش به صحبتهای محمدحسین مهدویان، کارگردان و فیلمساز گفت: «شما حق ندارید به ما برچسب ترسو بزنید. وقتی جوانان ما در کوچههای همین شهر و همین کشور در خون خود غلطیدند ما عزاداریم نه ترسو. آدم عزادار در هیچ جشنوارهای شرکت نمیکند
اما صحبت های مهران احمدی هم با واکنش تندی از سوی عبدالرضا کاهانی کارگردان سینما روبهرو شد.
کاهانی در صفحه شخصی اش نوشت: «آقای مهران احمدی، 10سال درباره رفتاری که با من داشتی سکوت کردم اما این بار حس کردم داری از کشته شدن مردم سو استفاده میکنی.
تو همان کسی هستی که وقتی از سوی حاکمیت ممنوع از کار شدم، با بدگویی و فروختن من برای خودت موقعیت و منافع ساختی و از عوامل اصلی مهاجرت من بودی، حالا میبینم که با ژست همدردی با مردم حرف میزنی.
کسی که در بزنگاه نزدیکترین همراه حرفهای اش را فروخت، بعید است ناگهان دلسوز جامعه شده باشد. این را مینویسم تا گذشته زیر ژست امروز پنهان نماند. نه از سر خشم، فقط برای ثبت واقعیت»
محمد رضا شریفی نیا نیز در نشست خبری فیلم«کافه سلطان»با تسلیت برای روزهای اخیر جامعه و به همه کسانی که عزیزشان را از دست دادند و با آرزوی صبر برای خانوادههای این عزیزان گفت: «من بخاطر سوءتفاهمهایی که این روزها رخ داده یک انتقاد به جشنواره دارم و ضمن تشکر از آقای شاهسواری (دبیر جشنواره) میخواستم بگویم کهای کاش فرمت جشنواره از اسم گرفته تا شکل شروع و برگزاری تغییر میکرد. ما در این مملکت که جشن نداریم. بیشتر با «واره» زندگی میکنیم، جشن ما در جامعه معمولا اینطور بوده و جشن نیمه شعبان هم همین چند روز قبل، مردم با آهنگی غمگین راه میرفتند. حالا اتفاقی افتاده و وقتی کسی فوت میکرد، رسم است که بعد از چند روز بزرگترها میروند و مثلاً درِ مغازه (صاحب عزا) را باز میکنند تا کار و کاسبی را شروع کند. فکر میکنم برای این دوره هم باید چند ریش سفید هنری ما روز اول مثلا در تالار وحدت جمع میشدند، شمع روشن میکردند و یک یادواره را افتتاح میکردند. در این فستیوال فیلم کمدی که نداریم، فیلمهایی از همین جنگ ۱۲ روزه هم هست و این اصلا چیز عجیبی نبود اگر انجام میشد.
او افزود: از قبل که به ما میگفتند کار نکنید و بابت کار در سینما و تلویزیون تحت فشار بودیم و حالا هم این اتفاقها رخ داده است و از دیماه ۱۴۰۴ بیشتر شده است.
شریفینیا ادامه داد: من به آقای مهدویان هم انتقاد دارم. بچههایی که اینجا نیامدند ترسو نبودند، اصلا بحث ترس نیست. آنها این غم را نتوانستند هضم کنند ولی این دو دستگی و سهدستگی پیش آمده در جامعه خیلی خطرناک است.
گلشیفته فراهانی که این روزها بهدلیل اظهارنظرها و رویکردهای سیاسیاش با حواشی گستردهای مواجه شده، در مصاحبه اخیرش در فرانسه مخالفت خود را با حمله نظامی آمریکا به ایران اعلام کرد و همین موجی از انتقاد و اعتراض را میان کاربران فضای مجازی علیه این بازیگر سینما به راه انداخته؛ جایی که گلشیفته در آن مصاحبه به صراحت با حمله نظامی آمریکا به ایران برای کمک به مردم مخالفت کرد و گفت با تهاجم نظامی بیگانه به ایران مخالف است؛ چراکه هرجومرج و تجزیه کشور را به دنبال خواهد داشت! او گفت که ترامپ ایران را برای تسویه بدهیهایش میخواهد..
آرمان درویش بازیگری که در نشست خبری فیلمش«جانشین» حضور داشت در ابتدای این نشست خبری گفت:« درود میفرستم به روان پاک همه شهدایی که در جنگ تحمیلی، جنگ 12 روزه و ایام اخیر جان عزیز خود را از دست دادند. ضمن این که باید یاد کنم از گلشیفته فراهانی که دغدغه ایران و ایرانی را دارد و با وجود کیلومترها فاصله، غمِ وطن را میخورد.»
منوچهر شاهسواری دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر نیز با حضور در برنامه تلویزیونی«هفت» نسبت به برخی حواشی روزهای اخیر و تغییراتی که در این دوره از جشنواره فیلم فجر اعمال کرده است واکنش نشان داد و گفت:« ما نیازمند تغییر هستیم. تغییر گاهی دردناک است؛ گاهی ترسناک است و گاهی باعث آشفتگی ذهنی میشود. چون در فرایند تغییر، برخی چیزها دیگر برای ما آشنا نیستند و جالب آنکه، گاهی دیگران هم ما را به رسمیت نمیشناسند. این یک فرایند دوطرفه است. گاهی دیگر به رسمیت شناخته نمیشویم. این سرنوشتی است که برای همه کسانی که روزی در اوج بودهاند، قابل پیشبینی است. هیچچیز در جهان ابدی نیست. تنها اصل ثابت، خودِ «تغییر» است. باقی امور، اهمیت ثانویه دارند. ما میرویم و دیگران میآیند؛ همانگونه که پیش از ما نیز کسانی آمدهاند و رفتهاند. مهم این است که این جریان زنده بماند.
او گفت: آنچه ما از آن سخن میگوییم، چرخه حیات است؛ نه چرخه بگومگو بر سر «بودن یا نبودن». این چرخه، چرخه آمدن و رفتن است؛ رفتن و آمدن. اگر کمی به حکمت خودمان رجوع کنیم، اگر اندکی خیام بخوانیم، حافظ را مرور کنیم، مولانا را تبرک کنیم و از سنتهای عرفانی و اعتقادی خودمان سخن بگوییم، همه بر این معنا صحه میگذارند. پس چرا باید یک رویداد ملی مانند جشنواره فیلم فجر را صرفاً به دلیل عدم حضور یا عدم ساخت فیلم توسط برخی از پیشکسوتان، خدایناکرده تحقیر کنیم؟
شاهسواری سخنان خود را چنین ادامه داد: من شخصاً دلم میخواهد همچنان مسعود کیمیایی فیلم بسازد. دلم میخواهد محمدعلی سجادی فیلم بسازد. دلم میخواهد علیرضا رئیسیان فیلم بسازد. برخی از این عزیزان استادان ما هستند، برخی همنسلان ما و برخی کسانیاند که مشتاقم دوباره بدانم کجا هستند؛ مجید برزگر کجاست؟ مسعود امینیتیرانی کجاست؟ این تقاضای عاطفی را نمیشود نادیده گرفت؛ نهتنها نمیشود، بلکه بخشی از وجه انسانی همه ماست. رخشان بنیاعتماد کجاست؟ طبیعی است که همه ما دلمان برای رخشان و فیلمهایش تنگ شود. اما آیا این دلتنگی باید مانع تولد رخشانهای دیگر در سینمای ایران شود؟ قطعاً نه و مطمئنم خود رخشان عزیز هم هرگز چنین نگاهی ندارد. عرض من این است که باید بپذیریم جهان، محل رفتوآمد است. سینما بخشی از این جهان است. کسانی میآیند و کسانی میروند. برخی با شادی میآیند و با شادی میروند؛ برخی با شادی میآیند و خدایناکرده با اندوه میروند.»
آخرین اخبار فرهنگ و هنر را از طریق این لینک پیگیری کنید.