جادوی سینما با مینی سریال آقای اسکورسیزی
«میلر» در هر اپیزود این سریال به صورت اثر مستقل البته تکمیلی با نامهای جداگانه به بخشی از زندگی مارتین اسکورسیزی میپردازد. این فیلمساز به خوبی نقاب «مارتین» را از چهرهاش کنار میزند. طوری که خیلی راحت «مارتین اسکورسیزی» میگوید چرا به فیلمهای گانگستری ایتالیایی علاقه دارد و در آثارش به آنها پرداخته و از همه مهمتر چرا موزیک راک اند رول تبدیل به هویت آثارش شده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به الکل، افسردگی عمیق و زندگیهای زناشوییهای ناموفق فهرستی از زندگی یکی از کارگردانان مهم قرن بیستم و بیست و یکم است و آن شخص کسی نیست غیر از «مارتین چارلز اسکورسیزی» ۸۲ ساله. مردی که او را برای ساخت فیلمهای کالت میشناسند که در شش دهه از زندگیاش ماندگارترین ونمادیترین فیلمهای تاریخ سینما را را به نمایش درآورد. او از کارگردان تأثیرگذار و بزرگ جهان است که بیش از بیست فیلم ساخته است. «ربکا میلر» فیلمساز و نویسنده امریکایی فرزند «آرتور میلر» نمایشنامه نویس امریکایی و همسر «دنیل دی لوئیس» بازیگر درخشان بریتانیایی برای مخاطبان یک مستند خطی از پیروزیها وموفقیتهای مارتین اسکورسیزی ارائه نمیدهد
بلکه به واکاوی شخصیت و نمایان کردن لایههای پیچیده روحی و ذهنی و پس زمینه ایدولوژی و جهانی که اسکورسیزی در آن زیسته با همراهی فهرستی از گفت وگو با بازیگرانِ فیلمهایش و دوستان او به سراغ عریان کردن دوگانگیها و بحرانهای او رفته و پرترهای از یک اسطوره با تمام ضعفها و قوتهایش از دورانکودکی تا به امروز را به چالش کشانده است. اسکورسیزی که متولد ۱۹۴۲ در محله ایتالیایی در منهتن نیویورک است بیش از آن که سر کارش با سینما و فیلمهای هشت میلیمتری که در دستان دوستانشبود، باشد، بیشتر زمانش را به همراه خانواده در کلیسا میگذراند و از آن روست که در آثارش همیشه یک نوع دوگانگی مذهبی دیده میشود او هم به ستایش و هم به نقد کلیسا در اکثر آثارش میپردازد. او از بیماری آسم رنج میبرد و به دلیل آسم و فرار از گرما به سینما پناه برد و به تدریج با جهانی متفاوت از گنگسترهای ایتالیایی نشین امریکا و کلیسا آشنا شد؛ دنیای سینما.
«میلر» در هر اپیزود این سریال به صورت اثر مستقل البته تکمیلی با نامهای جداگانه به بخشی از زندگی مارتین اسکورسیزی میپردازد. این فیلمساز به خوبی نقاب «مارتین» را از چهرهاش کنار میزند. طوری که خیلی راحت «مارتین اسکورسیزی» میگوید چرا به فیلمهای گانگستری ایتالیایی علاقه دارد و در آثارش به آنها پرداخته و از همه مهمتر چرا موزیک راک اند رول تبدیل به هویت آثارش شده است. «مارتین» طی سالها وکوشش سرانجام با پنجمین فیلماش به نام «راننده تاکسی» با بازی « رابرت دنیرو» و «جودی فاستر» مشهور میشود که نمایش خشونت فیلماش در بالاترین سطح هنر است او در کمال ناباوری متوجه میشود که فیلمش جایزه نخل طلا را برده است. در کل آثار اسکورسیزی همیشه پس از نمایشاش و سالها بعد جزو ماندگارترین آثار جهان محسوب میشوند مانند ؛راننده تاکسی، رفقای خوب، گاو خشمگین و …
او در اپیزودهای بعدی در مورد شکست فیلم «وسوسههای مسیح» صحبت میکند که چگونه کاتولیکهای جهان به او تاختند و این در حالی بودکه برای فیلم « گاو خشمگین» با تمجید و تحسین روبهرو شده بود. این تضاد ما بین این دو فیلم، همان دوگانگی است که «ربکا میلر» میخواهد از یک کارگردان محبوب به ما نشان دهد و پیروز هم میشود این که چگونه پشت خشونت و هیجان آثار« اسکورسیزی»، مفاهیم عمیق فلسفی پنهان شدهاند. او به تدریج از آشناییاش با «لئوناردو دی کاپریو» و نخستین همکاری مشترکشان در دار و دستههای نیویورکیها میگوید همکاری که بیش از دو دهه دوام آورده است. «میلر» در مصاحبهای گفته بود: « هدفش نه ارائه یک فیلموگرافی، بلکه خلق پرترهای سینمایی از اسکورسیزی است. فلسفه عمیق دربارهی تجربه انسان امریکایی».
پرداخت به شخصیت خود اسکورسیزی فارغ از ساخت آثارش یکی دیگر از نقاط قوت سریال است. او نه تنها به عنوان یک کارگردان بزرگ نمایش داده میشود، بلکه ابعاد انسانی و درونی او نیز به تصویر کشیده میشوند؛ از شک و تردید گرفته تا وسواس هنری و تعهد به حقیقت و سبک شخصی. این رویکرد باعث میشود مخاطب ارتباط عمیقی با کارگردان برقرار کند و دریابد که چرا سبک خاص او، از حرکت دوربین گرفته تا نورپردازی و کادربندی، شکل گرفته و چه ارتباطی با جهانبینی او دارد. زمانی که از تجربهاش به هنگام دیدن وقایع خیابان از پنجره آپارتمانشان در دوران کودکی میگوید، مخاطب علاقهمند به سینمای او، راز فیلمبرداری آثار او را میفهمد.
آخرین اخبار فرهنگ و هنر را از طریق این لینک پیگیری کنید.