انتقاد یک اصولگرا از مخالفان مذاکرات / مخالفت با مذاکره نشانه عدم درک صحیح از حکمرانی است
سلیمی نمین مخالفت با مذاکره در مقطع و شرایط کنونی -که رهبری بر آن واقف است- را نشانه عدم درک صحیح از حکمرانی دانست. پیشنهاد حذف وزیر خارجه از روند مذاکرات، نشاندهنده مشکل مضاعف در فهم حکمرانی است، چرا که رهبر شهید صراحتاً اعلام کرده بودند کار و وظیفه وزارت خارجه، مذاکره است. طرح چنین موضوعاتی باعث ایجاد اختلافات داخلی و فراهم کردن زمینه سوءاستفاده دشمن و نپخته است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مسئله مذاکره و دیپلماسی، اگرچه در سالهای اخیر یکی از پرچالشترین مباحث در فضای سیاسی ایران بوده است، اما در این روزهای پس از جنگ با حساسیت بیشتری طرح می شود. کشور در شرایطی قرار گرفته که هنوز تکلیف جنگ ۴۰ روزه موسوم به رمضان روشن نشده است. قاعدتا تعیین و تکلیف نهایی جنگی با دیپلماسی و گفتوگو انجام می شود. اما در این شرایط جریانات رادیکال باز هم بر همان طبل همیشگی یعنی نفی هرگونه مذاکره می کوبند. برخی از آنها هم اگر کمی از مواضع خود در این خصوص عقب نشینی کنند برای تیم مذاکره کننده تعیین تکلیف می کنند و خواستار حذف وزیر خارجه از تیم مذاکرهکننده میشوند! در چنین وضعیتی این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا این گروه بدیلی برای مذاکره دارند؟
عباس سلیمی نمین، تحلیلگر سیاسی اصولگرا، در واکنش به موضعگیریهای اخیر جریان راست رادیکال مبنی بر نفی اساس مذاکرات و در پاسخ به این پرسش که آیا این جریان جایگزینی برای مذاکره دارد یا خیر به خبرآنلاین گفت: که این موضوع را باید از خودشان پرسید که چه پیشنهادی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی دارند و خودشان باید آن را اعلام کنند. البته من تصور نمیکنم که راهکار تأثیرگذارتر دیگری داشته باشند.
او با بیان اینکه گاهی برای اقناع افکار عمومی ضروری است امری که پیشتر تجربه شده، مجدداً تجربه شود، اظهار داشت: ملت ایران در ارتباط با آمریکا تجربیات تاریخی فراوانی دارد که فراتر از یک بیاعتمادی ساده است. ما در مقاطع مختلف، از جمله نهضت ملی شدن صنعت نفت، شاهد نارو زدنها و تلاش آمریکا برای فریب ملت ایران بودهایم.
او یادآور شد که آمریکاییها در جریان مذاکرات با دکتر مصدق، بهطور قطعی به ایشان وعده میدادند که در کودتا با انگلیسیها همراهی نخواهند کرد و آن را قبول ندارند، اما اسناد همان موقع نشان میدهد که آنها نهتنها با انگلیسیها کاملاً همراه بودند، بلکه دست پیش را داشتند.
وی افزود: در شرایطی که انگلیسیها وضع مالی مناسبی نداشتند، این آمریکاییها بودند که هزینههای کودتا را تقبل کردند و با افزایش چشمگیر فعالیت و تعداد دیپلماتهای سفارت خود در زمان غیرفعال بودن سفارت انگلیس، خلاء آن را جبران کردند.
این فعال سیاسی با اشاره به اینکه این تجربیات متعلق به نسلی است که آن مقاطع را درک کرده، از ضعف در انتقال مستند و غیرشعاری این مسائل به نسلهای جدید انتقاد کرد و گفت:در این زمینه دچار کمکاریهای جدی هستیم.
او اضافه کرد: گاهی ناگزیریم به خواستههای نسلی که آن دوران را درک نکرده میدان بدهیم تا خودشان به یک تجربه ملموس دست پیدا کنند. این اجازه بارها به نسلهای پس از نهضت سراسری داده شده و نظرسنجیها نیز نشان میدهد که همواره پس از تجربه مذاکره، درصد بیاعتمادی مردم به آمریکا بهشدت افزایش پیدا می کند؛ در حالی که با ایجاد وقفههای زمانی طولانی، مجدداً ضرورت مذاکره یا تنشزدایی در نظرسنجیها پررنگ میشود.
او تأکید کرد: رهبر معظم انقلاب و سیاسیون برجسته، هرگز از سر اعتماد به آمریکا اجازه مذاکره نمیدهند، بلکه این اقدام منحصراً با هدف «انتقال معرفت» و «انتقال شناخت» صورت میگیرد؛ چرا که بهترین راه برای شناخت آمریکا، ورود به میدان گفتوگو با این کشور است تا فضا منتقل شده و مردم ایران و جهان مسائل را از نزدیک رصد کنند.
سلیمی نمین با بیان اینکه بسیاری از ملتها به دلیل نداشتن سابقه رویارویی با آمریکا در شناخت واشنگتن دچار مشکل هستند، گفت: ملتهایی که تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی یا روسیه تزاری بودهاند، نمیتوانند شناخت دقیقی از آمریکا داشته باشند. ملت ایران در این زمینه واقعاً مظلوم واقع شده است؛ چرا که پس از پیروزی انقلاب سعی کرد روابط مسالمتآمیز و منصفانهای با آمریکا داشته باشد و از رفتارهای ناشایست گذشته چشمپوشی کند، اما آمریکاییها این رفتار را پای عدم فهم سیاسی ملت ایران گذاشتند.
وی افزود: آمریکاییها بلافاصله پس از انقلاب با تمام توان برای درهمشکستن ملت ایران وارد عمل شدند و حتی در دوران دولت موقت طبق اسناد موجود، برای سرنگونی آن تلاش کرده و به تجزیهطلبان سلاح میرساندند. اعتراضات ابراهیم یزدی و اسنادی که نشاندهنده گفتوگوهای او با کاردار سفارت آمریکاست، بیانگر این مطلب است که دولت موقت اسناد بسیار زیادی در اختیار داشته که ثابت میکرده آمریکاییها و اسرائیلیها به تجزیهطلبان سلاح میدادند و در پیوند با عراق، سعی میکردند تجزیهطلبی را به نتیجه غایی خودش برسانند. آنها نهتنها میخواستند خوزستان و سه جزیره را از ایران جدا کنند، بلکه قصد داشتند در سایر بخشهای ایران هم تنشهای تجزیهطلبانهای را رقم بزنند. این نشاندهنده مظلومیت ملت ایران بود که هیچ تعرضی به آمریکاییها نکرد و درصدد تلافی برنیامد، اما آمریکاییها این کار را کردند.
این تحلیلگر سیاسی اصولگرا در ادامه، ضمن انتقاد از مواضع برخی اصلاحطلبان تندرو که ملت ایران را آغازگر تنش معرفی میکنند، این ادعا را بسیار سست و بیاساس خواند و گفت: علاوه بر عناصری که درک درستی از سیاست ندارند یا منافعشان ایجاب میکند مواضع خاصی بگیرند، بخشی از نیروهای اصولگرا نیز فهمی از مقوله «حکمرانی» ندارند. در حکمرانی باید تمام آحاد جامعه را در نظر گرفت، نه فقط قشری که این مسائل را تجربه کرده است. ما نسلهایی داریم که اصلاً این تجربیات را نداشتهاند، متأسفانه مطالعه هم نمیکنند و از آن تأسفبارتر اینکه همه اطلاعاتشان را از شبکههایی میگیرند که امروز توسط صهیونیستها اداره و پشتیبانی مالی میشوند. این واقعیتی است که ما امروز با آن مواجه هستیم.
سلیمی نمین اضافه کرد: ما موظفیم برای آن قشری که امروز تحت تأثیر تولیدات شبکههای مرتبط با صهیونیستها هستند، کاری بکنیم. نمیتوانیم آنها را نادیده بگیریم یا قشری که سلایقی در آنها شکل گرفته را رها کنیم؛ باید بدانیم آن سلایق را چگونه میتوانیم اصلاح کنیم. کسانی که فهمی از حکمرانی دارند، بحث مذاکره را راه مفیدی میدانند. اما آن افرادی که تا الان راهحل درستی ارائه ندادهاند و دائم بر این طبل میکوبند که مذاکره میتواند برای ما زیانبار باشد و مباحثی از این دست مطرح میکنند، هرگز عنایت خاصی نسبت به آن قشری که اشاره کردم ندارند و هیچ بحثی در این زمینه مطرح نمیکنند.
این تحلیلگر اصولگرا با اشاره به رویکرد سختگیرانه ایران در رد مذاکرات دوجانبه و اصرار بر مکتوب شدن گفتوگوها توسط واسطهها، افزود: این مکتوب شدن کمک شایانی به قضاوت افکار عمومی میکند. ما به دلیل تجربه بدعهدیهای مکرر، هیچ اعتقادی به مذاکره نداریم و میدانیم که آمریکا اگر نتواند هژمونی خود را تحمیل کند، زیر مذاکره میزند؛ لذا ادعاهای مخالفان داخلی در این باره بیاساس است. مکتوب شدن مذاکرات سهجانبه باعث میشود ناظران در اقصینقاط جهان به این جمعبندی برسند که چه کسی واقعاً به دنبال آرامش و چه کسی در پی تنشزایی است.
او به مذاکرات با آمریکا در «اسلامآباد» اشاره کرد و گفت: در همان روز نخست، مقامات پاکستان متوجه بدعهدی آمریکاییها و زیر پا گذاشتن بندهای توافقشده شدند که این اعلام موضع، دستاورد بسیار بزرگی برای ما بود. وی افزود پس از آن، نظرسنجیها نشان داد که ۸۰ درصد افکار عمومی پاکستان حامی ایران هستند که این سرمایه کلان تنها با رصد دقیق مذاکرات توسط مردم و پی بردن به حقانیت ایران و فریبکاری آمریکا به دست آمد.
سلیمی نمین مخالفت با مذاکره در مقطع و شرایط کنونی -که رهبری بر آن واقف است- را نشانه عدم درک صحیح از حکمرانی دانست. پیشنهاد حذف وزیر خارجه از روند مذاکرات، نشاندهنده مشکل مضاعف در فهم حکمرانی است، چرا که رهبر شهید صراحتاً اعلام کرده بودند کار و وظیفه وزارت خارجه، مذاکره است. طرح چنین موضوعاتی باعث ایجاد اختلافات داخلی و فراهم کردن زمینه سوءاستفاده دشمن و نپخته است.
او در پایان گفت: برخی نیروهای بهظاهر اصلاحطلب و بهظاهر اصولگرا مواضعی خلاف مصالح ملی دارند و این رسالت رسانههاست که با آگاهیبخشی، درک این افراد را متناسب با شرایط کشور کنند تا بتوان مسیر را با استفاده از ظرفیت افکار عمومی با موفقیت پیش برد.