|

چرا نباید انتظار تکرار سناریویی مشابه ونزوئلا در ایران را داشت

هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل سیاسی حوزه آمریکای لاتین توضیح می‌دهد چرا نباید انتظار تکرار سناریویی مشابه ونزوئلا در ایران را داشت.

چرا نباید انتظار تکرار سناریویی مشابه ونزوئلا در ایران را داشت

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بررسی گزارش‌های منتشرشده پس از عملیات سریع و پرسر‌وصدای آمریکا علیه ونزوئلا ـ عملیاتی که از لحظه انتشار خبر تا پایان آن کمتر از نیم ساعت طول کشید ـ نشان می‌دهد نزدیک به ۷۰ درصد محتوای تولیدشده درباره این حادثه به زبان فارسی بوده است. این آمار نشان‌دهنده حساسیت بالای جامعه و رسانه‌های فارسی‌زبان نسبت به این رویداد است.

از منظر نهادهای امنیتی، حجم بالای انتشار محتوا درباره ونزوئلا در فضای فارسی زبان، به مثابه یک جرقه برای اعتراضات سراسری عمل کرد. اکنون و با گذشت سه هفته از پایان اعتراضات سراسری در ایران و در شرایطی که سایه جنگ بیش از پیش بر سر کشور سنگینی می‌کند، ماجرای ربایش مادورو نه‌تنها از اهمیت نیفتاده، بلکه به یکی از محورهای اصلی نگرانی بدل شده است. برخی گزارش‌ها از احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران سخن می‌گویند و هم‌زمان شماری از کارشناسان معتقدند چنین حمله‌ای ممکن است شباهت‌هایی با عملیات شبانه آمریکا در کاراکاس داشته باشد.

هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل سیاسی حوزه آمریکای لاتین توضیح می‌دهد چرا نباید انتظار تکرار سناریویی مشابه ونزوئلا در ایران را داشت.

اعلمی فریمان تأکید می‌کند: «هیچ شباهت معناداری میان وضعیت ایران و ونزوئلا وجود ندارد.» به گفته او، از نظر ساختاری، فرماندهی جنوبی آمریکا و میزان نفوذ و اشراف اطلاعاتی این کشور در آمریکای لاتین، به‌همراه شبکه نیروهای همکار محلی، شرایطی کاملاً متفاوت ایجاد کرده است. «وضعیت جمهوری اسلامی ایران اساساً متفاوت و به‌مراتب پیچیده‌تر از ونزوئلاست و نمی‌توان این دو کشور را به‌سادگی از منظر ژئوپلیتیکی، امنیتی و عملیاتی در یک سطح قرار داد.»

به گفته این کارشناس، ونزوئلا در حوزه جغرافیایی دریای کارائیب قرار دارد و آمریکا عملاً در همسایگی آن حضور مستقیم دارد؛ عاملی که انجام اقدامات اطلاعاتی و حتی نظامی را برای واشنگتن بسیار ساده‌تر می‌کند. افزون بر این، طی دهه‌های گذشته، نیروهای باتجربه‌ای در پنتاگون و نهادهای اطلاعاتی آمریکا به‌طور ویژه روی کشورهای آمریکای لاتین کار کرده‌اند؛ افرادی که در دولت‌های مختلف، از بوش و کلینتون تا دولت‌های بعدی، حضور داشته و تجربه اجرای عملیات‌های پیچیده و حتی موسوم به «کثیف» را در کارنامه خود دارند. با این حال، اعلمی فریمان تأکید می‌کند که حتی این سطح از تجربه نیز قابل تعمیم به ایران نیست.

او ادامه می‌دهد: «تفاوت ایران و ونزوئلا صرفاً سیاسی یا جغرافیایی نیست. بخش قابل‌توجهی از جامعه ایران دارای باورهای اعتقادی و هویتی عمیق است و همین مؤلفه‌ها، در کنار ملاحظات سرزمینی و امنیتی، اجرای سناریوهایی مشابه ونزوئلا را در ایران به‌شدت محدود می‌کند.»

این تحلیلگر سیاسی با اشاره به گزینه‌های احتمالی آمریکا علیه ایران می‌گوید: «ممکن است آنها به اقداماتی مانند ترورهای هدفمند فکر کنند؛ مشابه آنچه در جنگ کوتاه‌مدت اخیر شاهد آن بودیم. اما اجرای عملیات ربایش یا مداخله‌ای از جنس آنچه در ونزوئلا رخ داد، در ایران بسیار بعید است.»

اعلمی فریمان در عین حال معتقد است از منظر نظامی، شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده و حمله به ایران برای آمریکا سهل‌الوصول‌تر شده است؛ چراکه بخشی از پدافندها و رادارها در درگیری‌های پیشین هدف قرار گرفته و سناریوهای حمله پیش‌تر تمرین شده‌اند. با این حال، حتی در چنین وضعیتی نیز تعمیم عملیات ونزوئلا به ایران منطقی به نظر نمی‌رسد.

او با اشاره به استراتژی امنیت ملی جدید آمریکا می‌گوید: «بر اساس اسناد منتشرشده، بعید است ایالات متحده همچنان بخواهد نقش پلیس جهانی را ایفا کند. تمرکز اصلی واشنگتن اکنون بر نیمکره غربی و کنترل کامل این حوزه است.» به گفته او، آمریکا در سایر نقاط جهان، از جمله خاورمیانه یا حتی اروپا، تنها در صورت ضرورت و به‌صورت مقطعی به اقداماتی مانند حملات موشکی یا پهپادی دست خواهد زد؛ مشابه آنچه در کشورهایی مانند نیجریه انجام داده است.

این کارشناس تنها یک شباهت محدود را قابل طرح می‌داند و آن هم به الگوی ذهنی تصمیم‌گیران آمریکایی، به‌ویژه دونالد ترامپ، بازمی‌گردد. به گفته او، ترامپ معمولاً به حذف رهبران یا تصمیم‌گیران سیاسی به‌عنوان یک راهبرد علاقه‌مند است و تصور می‌کند با حذف رأس هرم قدرت، مسیر تصمیم‌گیری در کشور هدف تغییر خواهد کرد.

اعلمی فریمان در پایان تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی ایران، به دلیل موقعیت خاص سیاسی، امنیتی و نظامی خود، هدفی نیست که آمریکا بتواند به‌سادگی درباره آن تصمیم به اقدام نظامی بگیرد. از نظر او، واشنگتن برای هرگونه عملیات علیه ایران ناچار است به اطمینان‌های چندلایه برسد و اگر نسبت به موفقیت یا پیامدهای آن تردید داشته باشد، به احتمال زیاد وارد چنین مسیری نخواهد شد. به گفته این تحلیلگر، یکی از مهم‌ترین عوامل بازدارنده، هزینه‌هایی است که از ناحیه توان موشکی ایران ـ به‌ویژه موشک‌های بالستیک ـ می‌تواند متوجه منافع آمریکا و متحدانش در منطقه شود؛ عاملی که هر تصمیم نظامی علیه ایران را به محاسباتی بسیار پیچیده و پرهزینه گره می‌زند.

منبع: رویداد ۲۴

آخرین اخبار سیاست را از طریق این لینک پیگیری کنید.