کارنامه سیاستهای خارجی «برنی سندرز»، کاندیدای ریاستجمهوری آمریکا، در یک نگاه
مردِ صلحِ دموکرات
رها معتمدی: «برنی سندرز»، سناتور ایالت «ورمونت» در سنای ایالات متحده آمریکاست که برای نخستینبار در سوم ژانویه ۲۰۰۷ میلادی به عضویت این مجلس درآمد و تا سوم ژانویه ۲۰۱۹ در این مجلس خواهد بود. او که از نامزدهای دموکرات انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ آمریکاست، در سال ۱۹۸۰ شهردار «برلینگتون»، پرجمعیتترین شهر ایالت ورمونت، شد و یک دهه بعد از آن به مجلس نمایندگان ایالات متحده راه یافت. سندرز خود را یک «سوسیالیست دموکرات» میداند و سوسیالدموکراسی مدل اسکاندیناوی را ستایش میکند. او در نخستین دور از رأیگیریهای مقدماتی برای تعیین نامزد هر حزب در ایالت «آیووا» با اختلاف اندکی بعد از «هیلاری کلینتون» اصلیترین رقیب خود در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا قرار گرفت. تفاوت آرای کلینتون و سندرز در این ایالت چنان ناچیز بود که برخی پیشبینی میکردند نتیجه در انتها از طریق قرعهکشی تعیین شود اما در نهایت سندرز فقط با اختلاف ۰٫۲ درصدی پشتسر هیلاری کلینتون قرار گرفت. او که اکنون امیدوار است عنوان کاندیدای نهایی حزب دموکرات را کسب کند، در تمام شعارهای انتخاباتی و سخنرانیهایش به این نکته اشاره میکند که آمریکا
کشوری است متعلق به تمام مردم و اقشار متوسط، نه صرفا میلیاردرها. او در صفحه رسمی کمپینش اعلام کرده هزینه کمپین او را شهروندان عادی آمریکا میدهند نه میلیاردرها. تاکنون هم بخش بزرگی از کمکهای مالی به کمپین سندرز از طریق کمکهای کوچک و خرد تکتک شهروندان متوسط و معمولی آمریکا تأمین شده است. برخلاف دیگر نامزدها که معمولا کمپانیها و کارتلهای بزرگ سرمایهداری از آنان حمایت میکنند، سندرز مورد حمایت طبقه کارگر و خانوادههای متوسط جامعه آمریکاست که سیاستهای مخصوص به خود دارد.
سندرز که این روزها در فضاهای عمومی بیشتر سخنرانی میکند و بهخوبی از ظرفیتهای شبکههای اجتماعی مانند «توییتر» و «فیسبوک» برای پیشبرد کمپینش استفاده کرده است، نماد گردشبهچپ در جامعه آمریکاست. سندرز در کمپین مبارزاتیاش بر این موضوع تأکید دارد که تحصیل رایگان و بهداشت همگانی را حق تمام شهروندان آمریکا میداند. او مخالف قوانین ضدمهاجرتی است و بحثهای جنبشهای سبز و محیطزیستی را پیگیری میکند. اگر بخواهیم خلاصهای از مواضع او را در نظر بگیریم، باید به آزادیخواهی و لیبرالیسم در سیاست و سیاست خارجی و برنامههای سوسیالیستی در سیاستهای اقتصادی آمریکا اشاره کرد. به یک معنا میتوان گفت که کمپین سندرز به کمپین «بیل کلینتون» در 1992 شباهت دارد. «جرج اچ دبلیو بوش»، رئیسجمهوری سابق آمریکا، توانسته بود در اولین جنگ خلیجفارس پیروز شود و سقوط کمونیسم را مدیریت کند و بهاینترتیب دست او در عرصه سیاست خارجی پر بود، اما در این فضا بیل کلینتون سخن از اهمیت اقتصاد را پیش کشید. اکنون نیز درحالیکه هیلاری کلینتون از جهانیشدن با تمام ملزومات آن حمایت میکند، سندرز مدعی است که شرکتهای خصوصی سیستم را بهنفع خود قبضه
کردهاند. همین سخنان توانسته جمع بزرگی از جوانان آمریکایی را که جایی در صنعت مالی آمریکا ندارند دور سندرز جمع کند. اما سیاست خارجی برای سندرز اولویت نیست؛ در عرصه سیاست خارجی، او بیشتر در تلاش است تا آمریکا را در مسیر صلح نگه دارد و از ورود به هر جنگی خودداری میکند.
جنگ با داعش
طبق نظرسنجی مؤسسه «گالوپ» در فوریه سال 2015 میلادی، بسیاری از آمریکاییها گروه تروریستی «داعش» و «تروریسم بینالمللی» را بزرگترین تهدید علیه منافع ایالات متحده میدانند. تاکنون برنی سندرز بارها درباره این تهدید واقعی، صحبت کرده است و میگوید داعش هرچهسریعتر باید متوقف شود اما درعینحال تأکید میکند که نباید درسهای عراق را فراموش کرد. به گفته سندرز، «جنگ عراق از نظر تلفات انسانی برای ایالات متحده فاجعه بزرگی بود؛ پنجهزارنفر با انواع جراحات و صدمات به خانههایشان بازگشتند و هزینه هنگفتی به آمریکا وارد شد». سندرز در سال 2012 به تجاوز به عراق، «نه» گفت و در سخنرانی درباره خطرات این جنگ بهشدت هشدار داد. او گفت که این جنگ بیثباتی را بهدنبال دارد و ممکن است به جنگ قبیلهای منجر شود؛ دقیقا مانند آن چیزی که اکنون شاهد آن هستیم؛ در ابتدا «القاعده» و اکنون داعش. سندرز در فوریه 2015 میلادی نیز بار دیگر به درخواست «باراک اوباما»، رئیسجمهوری کنونی دموکرات آمریکا، برای حضور نظامی در عراق بهمنظور مقابله با داعش، «نه» گفت و در بیانیهای اعلام کرد: «من به جنگ در عراق، رأی منفی دادم چراکه از بیثباتی در منطقه در
هراس هستم. امروز پس از 13 سال حضور نظامی در افغانستان و 12سال حضور در عراق، پس از ازدستدادن تقریبا هفتهزار نیرو و هزینهکرد تریلیونها دلار، بهشدت میترسم که حضور آمریکا در این منطقه گسترش یابد و خاورمیانه هیچگاه از باتلاق کنونی خارج نشود». برنی سندرز بر این باور است که آمریکا نمیتواند و نباید تلاش برای شکست داعش را بهتنهایی به پیش ببرد و تأکید میکند تنها راه مبارزه با این گروه تروریستی، تلاش در چارچوب ائتلافی است که متشکل از کشورهای خاورمیانه باشد. او میگوید: «اکنون بحران فراوانی در این منطقه وجود دارد، همانطور که میدانید عربستانسعودی نیروی هوایی بزرگی دارد. موشکهای اف-16 زیادی مستقر شدهاند، اما چرا از آنان استفاده نمیشود؟ چرا دولت کویت به این بحران وارد نمیشود؟ ما جنگی را میخواهیم که دولت کویت پشتیبان آن باشد. آنها کجا هستند؟ میلیاردرهای قطری کجا هستند؟ اگر آنان فکر میکنند داعش تهدید بزرگی است، پس باید به این بازی وارد شوند». او ادامه میدهد: «این جنگ برای دفاع از روح اسلام است و ملتهای مسلمان باید به طور گسترده در آن حضور داشته باشند، هرچند که من از حمله هوایی ایالات متحده علیه مواضع
داعش در عراق و سوریه حمایت میکنم اما این جنگ در حقیقت نبرد کشورهای مسلمان است».
موافقت با حضور نظامی در افغانستان
اما بعد از حملات 11 سپتامبر به مرکز تجارت جهانی آمریکا، سندرز از حمله نظامی به افغانستان حمایت کرد. او در سال 2011 به طرح استفاده از ارتش آمریکا در افغانستان، رأی «آری» داد و این رأی خود را اینگونه توجیه کرد: «به این قطعنامه رأی مثبت دادم چراکه بر این باورم استفاده از ارتش یکی از ابزاری است که به ما برای جنگ با تروریسم و کشتار گروهی کمک میکند. یک ابزار، اما تنها ابزار ما نیست و در برخی از اوقات باید عاقلانه و با بصیرت رفتار کنیم». اما هفت سال بعد برنی سندرز بهشدت نگران شرایط افغانستان بود و به طرح افزایش بودجه نظامی که اجازه میداد آمریکا 603 میلیارد دلار در افغانستان و 69 میلیارد دلار در عراق هزینه کند، رأی منفی داد. او در آن هنگام این جنگ را «جنگ بدون پیروزی» خواند و زمانی که در سال 2011 اوباما چارچوب زمانی را برای خروج از افغانستان اعلام کرد، سندرز با انتشار بیانیهای گفت: «این کشور 14.5 تریلیون دلار بدهی ملی دارد و میان دو جنگ قرار گرفته است. ما 10 سال است که در افغانستان در حال جنگ هستیم و هزینههای مالی و انسانی فراوانی متحمل شدهایم. من فکر میکنم که اکنون نوبت مردم افغانستان است که مسئولیت
کامل جنگ با طالبان را بپذیرند، هرچند نمیتوانیم بهسرعت همه نیروهایمان را خارج کنیم اما باید آنان را در اولین فرصت به خانه بازگردانیم. من تصمیم رئیسجمهوری را ستایش میکنم اما بر این باورم که این خروج نباید سریعتر از گسترش دامنهای این بحران انجام شود».
باتلاق سوریه
اما این نامزد دموکرات درباره سوریه نظر متفاوتی دارد. او جنگ داخلی سوریه را «باتلاقی در باتلاق» توصیف میکند و سیاستاش شامل سه فاکتور میشود: رسیدگی به بحران انسانی بهوجودآمده از طریق جنگ، حذف داعش و تعیینتکلیف رئیسجمهوری سوریه. او مخالف جمهوریخواهانی است که تلاش میکنند مانع ورود پناهندگان به خاک ایالات متحده شوند و میگوید: «آمریکا، اروپا و کشورهای خلیجفارس در قبال ورود پناهندگان به کشورهایشان وظیفه اخلاقی دارند؛ افرادی که هیچ چیزی ندارند جزء لباسها و چمدانهایشان». او همچنان تأکید میکند حذف داعش نیازمند یک توافق و ائتلاف جهانی است و میگوید آمریکا در این راه باید مصمم گام بردارد و با روسیه، عربستان سعودی، ایران و کشورهايی که منافع مشترک در حذف داعش دارند، همکاری کند؛ اما دیدگاه رقیب هیلاری کلینتون درباره بشار اسد بسیار تند است.
مداخله در لیبی
در فوریه سال 2011 میلادی، یعنی زمانی که بهار عربی به لیبی رسیده بود، سندرز در گفتوگویی از تصمیم اوباما برای دورزدن قانون حق اعلام جنگ ابراز نگرانی کرد و گفت: «فکر میکنم یکی از مسائلی که مردم را بهشدت ناراحت میکند، آن است که جنگی بدون مطرحشدن در کنگره، بدون حتی بحثی در کنگره آغاز شود. نگاه کنید، همه میدانند که «معمر قذافی»، قاتل و آدمکش است؛ ما هم میخواهیم او نباشد اما در میان دو جنگ قرار داریم و به جنگ سومی احتیاجی نیست». این دیدگاه سندرز هرگز تغییر نکرد؛ حتی زمانی که گروه داعش در سپتامبر 2012 به کنسولگری آمریکا در بنغازی حمله کرد و سه دیپلمات آمریکایی کشته شد. او بعد از این حادثه فقط به انتشار بیانیهای بسنده و این حمله را محکوم کرد اما بار دیگر گفت ایالات متحده هرگز نباید به جنگ دیگری وارد شود. او سه سال بعد یعنی در ژوئن سال گذشته میلادی زمانی که لیبی به کشوری چندپاره تبدیل و به جولانگاه داعش مبدل شده بود، نیز موضع خود را تغییر نداد و بار دیگر در مصاحبهای تأکید کرد بسیار محتاطانه به حضور و مداخله در لیبی نگاه میکند. او گفت: «ما با کسری بودجه عظیمی روبهرو هستیم؛ ما بین دو جنگ هستیم و نمیتوان
محتاط نبود».
مخالفت با گسترش ناتو
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در چهارم ماه آوریل ۱۹۴۹ میلادی، پس از جنگ جهانی دوم با هدف دفاع جمعی در واشنگتن پایهگذاری شد و هماکنون ۲۸ عضو دارد. قلب پیمان ناتو ماده پنج آن است که در آن کشورهای امضاکننده، توافق کردهاند حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو در اروپا یا آمریکای شمالی را به عنوان حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی کنند و به مقابله آن برخیزند. اگرچه برنی سندرز در نگاه کلی یک ضد جنگ است اما او در سال 1999 میلادی در کمال حسرت از بمباران صربستان توسط ناتو حمایت کرد و در سال 2011 نیز بیرمق با مداخله نظامی ناتو در لیبی مخالفت کرد؛ اگرچه همواره ابراز نگرانی میکند و بر این باور است که این سازمان نباید بیش از این بر گسترش محدوده خود متمرکز شود. سندرز در ماه می 1999 میلادی موافقت خود با جنگ هوایی ناتو در صربستان را اینگونه توجیه کرد: «اگر کسی فکر میکند بحران کوزوو راهحل سادهای دارد، پس میتوان گفت اطلاعات اندکی دراینزمینه دارد و هنوز نمیداند ابعاد این بحران تا چه حد گسترده است». بهطورکل، برنی سندرز خواهان هیچ جنگ زمینی دیگری مانند حضور ناموفق آمریکا در ویتنام نیست و بر این باور است که
حملات هوایی تلفات نظامی ارتش آمریکا را به حداقل میرساند و خواهان مقابله با جنایتکاران جنگی است و همواره بر این نکته تأکید میکند که نمیتوان آنان را از طرق دیپلماتیک متوقف کرد. البته این کاندیدای دموکرات دلیل دیگری نیز برای گسترش ناتو دارد و میگوید: «مالیاتدهندگان آمریکایی 22 درصد از بودجه ناتو را پرداخت میکنند، رقمی نزدیک به 712 میلیون دلار در سال 2010. بسیاری از متحدان آمریکا در این سازمان در حال گسترش هزینههای نظامی خود هستند، این در حالی است که آمریکا دو برابر دیگر اعضای ناتو در این سازمان هزینه میکند و بهتنهایی دومین تأمینکننده بودجه مالی ناتوست». او بر این باور است که اروپاییها باید نقش بیشتری برای تأمین بودجه دفاعی این سازمان هزینه کنند؛ چراکه این ائتلاف بیشتر اروپایی است تا آمریکایی».
اما در حقیقت مخالفت او با گسترش مرزهای ناتو دلیل دیگری به نام «روسیه» دارد؛ چراکه سندرز دموکرات معتقد است این موضوع دشمنی با روسیه را شدت میبخشد و این امری غیرضروری است. همچنین او بر این باور است که دولتهای اروپایی باید برای اتحاد با هدف حمایت از مرزهایشان، بر مسائل دیگری متمرکز شوند.
سندرز و موضوعی به نام روسیه
از لحاظ تاریخی روسیه بازیگر مهمی هم در اقتصاد بینالملل و هم فضای سیاسی جهان به شمار میرود و مسکو به این نقش در آینده نیز ادامه خواهد داد. برنی سندرز، یکی از حامیان برخورد محکم و ادامهدار با «ولادیمیر پوتین»، رئیسجمهوری روسیه است. او از اعمال تحریمهای اقتصادی علیه مسکو حمایت میکند و بر این باور است که فشار بینالمللی تنها راه رویاروی و تنها جایگزین مقابله نظامی برای جلوگیری از یکهتازی روسیه است. رقیب هیلاری کلینتون تأکید میکند ایالات متحده باید پوتین را هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی منزوی کند. در ماه مارس 2014 و پس از آنکه مردم شبهجزیره کریمه به رفراندوم جدایی از اوکراین «بله» گفتند، او خطاب به اوباما گفت باید تحریمهایی علیه رهبران روسی اعمال کند. سندرز در آن زمان گفت: «تمام جهان باید در برابر پوتین بایستد. ما با اعمال تحریمهای اقتصادی با او برخورد خواهیم کرد و البته اقدامات گستردهای را میتوان انجام داد، اما فقط یک کار را نباید انجام داد: جنگ. نباید مردم بیگناه را قربانی کرد؛ همان اقدامی که در افغانستان و عراق به اشتباه صورت گرفت».از نظر سندرز مسئله روسیه، موردی پیچیده است که در عرصه سیاست
خارجی اتفاق میافتد. او میگوید: «جمهوریخواهان چشمان خود را بستهاند و فقط به اقدام نظامی فکر میکنند. ایالات متحده باید در برابر روسیه با جدیت بایستد، اما دلیلی برای جنگ دیگری وجود ندارد». او با گفتن اینکه «ترجیح میدهم مسائل پیچیده را با مذاکرات جدی بینالمللی حل کنم و اعزام نیرو باید آخرین گزینه روی میز باشد»، بارها نشان داده است که خلاف رقبای جمهوریخواه خود هرگز و تحت هیچ شرایطی از جنگ حمایت نمیکند و برای چالشهای بینالمللی کنونی تنها یک راهحل میشناسد و آن گفتوگوست؛ او میگوید، «یاد گرفتیم آنچه در عراق و افغانستان اتفاق افتاد را تکرار نکنیم؛ جنگی که ایالات متحده در آن به معنای واقعی کلمه «تنها» بود».
رها معتمدی: «برنی سندرز»، سناتور ایالت «ورمونت» در سنای ایالات متحده آمریکاست که برای نخستینبار در سوم ژانویه ۲۰۰۷ میلادی به عضویت این مجلس درآمد و تا سوم ژانویه ۲۰۱۹ در این مجلس خواهد بود. او که از نامزدهای دموکرات انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ آمریکاست، در سال ۱۹۸۰ شهردار «برلینگتون»، پرجمعیتترین شهر ایالت ورمونت، شد و یک دهه بعد از آن به مجلس نمایندگان ایالات متحده راه یافت. سندرز خود را یک «سوسیالیست دموکرات» میداند و سوسیالدموکراسی مدل اسکاندیناوی را ستایش میکند. او در نخستین دور از رأیگیریهای مقدماتی برای تعیین نامزد هر حزب در ایالت «آیووا» با اختلاف اندکی بعد از «هیلاری کلینتون» اصلیترین رقیب خود در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا قرار گرفت. تفاوت آرای کلینتون و سندرز در این ایالت چنان ناچیز بود که برخی پیشبینی میکردند نتیجه در انتها از طریق قرعهکشی تعیین شود اما در نهایت سندرز فقط با اختلاف ۰٫۲ درصدی پشتسر هیلاری کلینتون قرار گرفت. او که اکنون امیدوار است عنوان کاندیدای نهایی حزب دموکرات را کسب کند، در تمام شعارهای انتخاباتی و سخنرانیهایش به این نکته اشاره میکند که آمریکا
کشوری است متعلق به تمام مردم و اقشار متوسط، نه صرفا میلیاردرها. او در صفحه رسمی کمپینش اعلام کرده هزینه کمپین او را شهروندان عادی آمریکا میدهند نه میلیاردرها. تاکنون هم بخش بزرگی از کمکهای مالی به کمپین سندرز از طریق کمکهای کوچک و خرد تکتک شهروندان متوسط و معمولی آمریکا تأمین شده است. برخلاف دیگر نامزدها که معمولا کمپانیها و کارتلهای بزرگ سرمایهداری از آنان حمایت میکنند، سندرز مورد حمایت طبقه کارگر و خانوادههای متوسط جامعه آمریکاست که سیاستهای مخصوص به خود دارد.
سندرز که این روزها در فضاهای عمومی بیشتر سخنرانی میکند و بهخوبی از ظرفیتهای شبکههای اجتماعی مانند «توییتر» و «فیسبوک» برای پیشبرد کمپینش استفاده کرده است، نماد گردشبهچپ در جامعه آمریکاست. سندرز در کمپین مبارزاتیاش بر این موضوع تأکید دارد که تحصیل رایگان و بهداشت همگانی را حق تمام شهروندان آمریکا میداند. او مخالف قوانین ضدمهاجرتی است و بحثهای جنبشهای سبز و محیطزیستی را پیگیری میکند. اگر بخواهیم خلاصهای از مواضع او را در نظر بگیریم، باید به آزادیخواهی و لیبرالیسم در سیاست و سیاست خارجی و برنامههای سوسیالیستی در سیاستهای اقتصادی آمریکا اشاره کرد. به یک معنا میتوان گفت که کمپین سندرز به کمپین «بیل کلینتون» در 1992 شباهت دارد. «جرج اچ دبلیو بوش»، رئیسجمهوری سابق آمریکا، توانسته بود در اولین جنگ خلیجفارس پیروز شود و سقوط کمونیسم را مدیریت کند و بهاینترتیب دست او در عرصه سیاست خارجی پر بود، اما در این فضا بیل کلینتون سخن از اهمیت اقتصاد را پیش کشید. اکنون نیز درحالیکه هیلاری کلینتون از جهانیشدن با تمام ملزومات آن حمایت میکند، سندرز مدعی است که شرکتهای خصوصی سیستم را بهنفع خود قبضه
کردهاند. همین سخنان توانسته جمع بزرگی از جوانان آمریکایی را که جایی در صنعت مالی آمریکا ندارند دور سندرز جمع کند. اما سیاست خارجی برای سندرز اولویت نیست؛ در عرصه سیاست خارجی، او بیشتر در تلاش است تا آمریکا را در مسیر صلح نگه دارد و از ورود به هر جنگی خودداری میکند.
جنگ با داعش
طبق نظرسنجی مؤسسه «گالوپ» در فوریه سال 2015 میلادی، بسیاری از آمریکاییها گروه تروریستی «داعش» و «تروریسم بینالمللی» را بزرگترین تهدید علیه منافع ایالات متحده میدانند. تاکنون برنی سندرز بارها درباره این تهدید واقعی، صحبت کرده است و میگوید داعش هرچهسریعتر باید متوقف شود اما درعینحال تأکید میکند که نباید درسهای عراق را فراموش کرد. به گفته سندرز، «جنگ عراق از نظر تلفات انسانی برای ایالات متحده فاجعه بزرگی بود؛ پنجهزارنفر با انواع جراحات و صدمات به خانههایشان بازگشتند و هزینه هنگفتی به آمریکا وارد شد». سندرز در سال 2012 به تجاوز به عراق، «نه» گفت و در سخنرانی درباره خطرات این جنگ بهشدت هشدار داد. او گفت که این جنگ بیثباتی را بهدنبال دارد و ممکن است به جنگ قبیلهای منجر شود؛ دقیقا مانند آن چیزی که اکنون شاهد آن هستیم؛ در ابتدا «القاعده» و اکنون داعش. سندرز در فوریه 2015 میلادی نیز بار دیگر به درخواست «باراک اوباما»، رئیسجمهوری کنونی دموکرات آمریکا، برای حضور نظامی در عراق بهمنظور مقابله با داعش، «نه» گفت و در بیانیهای اعلام کرد: «من به جنگ در عراق، رأی منفی دادم چراکه از بیثباتی در منطقه در
هراس هستم. امروز پس از 13 سال حضور نظامی در افغانستان و 12سال حضور در عراق، پس از ازدستدادن تقریبا هفتهزار نیرو و هزینهکرد تریلیونها دلار، بهشدت میترسم که حضور آمریکا در این منطقه گسترش یابد و خاورمیانه هیچگاه از باتلاق کنونی خارج نشود». برنی سندرز بر این باور است که آمریکا نمیتواند و نباید تلاش برای شکست داعش را بهتنهایی به پیش ببرد و تأکید میکند تنها راه مبارزه با این گروه تروریستی، تلاش در چارچوب ائتلافی است که متشکل از کشورهای خاورمیانه باشد. او میگوید: «اکنون بحران فراوانی در این منطقه وجود دارد، همانطور که میدانید عربستانسعودی نیروی هوایی بزرگی دارد. موشکهای اف-16 زیادی مستقر شدهاند، اما چرا از آنان استفاده نمیشود؟ چرا دولت کویت به این بحران وارد نمیشود؟ ما جنگی را میخواهیم که دولت کویت پشتیبان آن باشد. آنها کجا هستند؟ میلیاردرهای قطری کجا هستند؟ اگر آنان فکر میکنند داعش تهدید بزرگی است، پس باید به این بازی وارد شوند». او ادامه میدهد: «این جنگ برای دفاع از روح اسلام است و ملتهای مسلمان باید به طور گسترده در آن حضور داشته باشند، هرچند که من از حمله هوایی ایالات متحده علیه مواضع
داعش در عراق و سوریه حمایت میکنم اما این جنگ در حقیقت نبرد کشورهای مسلمان است».
موافقت با حضور نظامی در افغانستان
اما بعد از حملات 11 سپتامبر به مرکز تجارت جهانی آمریکا، سندرز از حمله نظامی به افغانستان حمایت کرد. او در سال 2011 به طرح استفاده از ارتش آمریکا در افغانستان، رأی «آری» داد و این رأی خود را اینگونه توجیه کرد: «به این قطعنامه رأی مثبت دادم چراکه بر این باورم استفاده از ارتش یکی از ابزاری است که به ما برای جنگ با تروریسم و کشتار گروهی کمک میکند. یک ابزار، اما تنها ابزار ما نیست و در برخی از اوقات باید عاقلانه و با بصیرت رفتار کنیم». اما هفت سال بعد برنی سندرز بهشدت نگران شرایط افغانستان بود و به طرح افزایش بودجه نظامی که اجازه میداد آمریکا 603 میلیارد دلار در افغانستان و 69 میلیارد دلار در عراق هزینه کند، رأی منفی داد. او در آن هنگام این جنگ را «جنگ بدون پیروزی» خواند و زمانی که در سال 2011 اوباما چارچوب زمانی را برای خروج از افغانستان اعلام کرد، سندرز با انتشار بیانیهای گفت: «این کشور 14.5 تریلیون دلار بدهی ملی دارد و میان دو جنگ قرار گرفته است. ما 10 سال است که در افغانستان در حال جنگ هستیم و هزینههای مالی و انسانی فراوانی متحمل شدهایم. من فکر میکنم که اکنون نوبت مردم افغانستان است که مسئولیت
کامل جنگ با طالبان را بپذیرند، هرچند نمیتوانیم بهسرعت همه نیروهایمان را خارج کنیم اما باید آنان را در اولین فرصت به خانه بازگردانیم. من تصمیم رئیسجمهوری را ستایش میکنم اما بر این باورم که این خروج نباید سریعتر از گسترش دامنهای این بحران انجام شود».
باتلاق سوریه
اما این نامزد دموکرات درباره سوریه نظر متفاوتی دارد. او جنگ داخلی سوریه را «باتلاقی در باتلاق» توصیف میکند و سیاستاش شامل سه فاکتور میشود: رسیدگی به بحران انسانی بهوجودآمده از طریق جنگ، حذف داعش و تعیینتکلیف رئیسجمهوری سوریه. او مخالف جمهوریخواهانی است که تلاش میکنند مانع ورود پناهندگان به خاک ایالات متحده شوند و میگوید: «آمریکا، اروپا و کشورهای خلیجفارس در قبال ورود پناهندگان به کشورهایشان وظیفه اخلاقی دارند؛ افرادی که هیچ چیزی ندارند جزء لباسها و چمدانهایشان». او همچنان تأکید میکند حذف داعش نیازمند یک توافق و ائتلاف جهانی است و میگوید آمریکا در این راه باید مصمم گام بردارد و با روسیه، عربستان سعودی، ایران و کشورهايی که منافع مشترک در حذف داعش دارند، همکاری کند؛ اما دیدگاه رقیب هیلاری کلینتون درباره بشار اسد بسیار تند است.
مداخله در لیبی
در فوریه سال 2011 میلادی، یعنی زمانی که بهار عربی به لیبی رسیده بود، سندرز در گفتوگویی از تصمیم اوباما برای دورزدن قانون حق اعلام جنگ ابراز نگرانی کرد و گفت: «فکر میکنم یکی از مسائلی که مردم را بهشدت ناراحت میکند، آن است که جنگی بدون مطرحشدن در کنگره، بدون حتی بحثی در کنگره آغاز شود. نگاه کنید، همه میدانند که «معمر قذافی»، قاتل و آدمکش است؛ ما هم میخواهیم او نباشد اما در میان دو جنگ قرار داریم و به جنگ سومی احتیاجی نیست». این دیدگاه سندرز هرگز تغییر نکرد؛ حتی زمانی که گروه داعش در سپتامبر 2012 به کنسولگری آمریکا در بنغازی حمله کرد و سه دیپلمات آمریکایی کشته شد. او بعد از این حادثه فقط به انتشار بیانیهای بسنده و این حمله را محکوم کرد اما بار دیگر گفت ایالات متحده هرگز نباید به جنگ دیگری وارد شود. او سه سال بعد یعنی در ژوئن سال گذشته میلادی زمانی که لیبی به کشوری چندپاره تبدیل و به جولانگاه داعش مبدل شده بود، نیز موضع خود را تغییر نداد و بار دیگر در مصاحبهای تأکید کرد بسیار محتاطانه به حضور و مداخله در لیبی نگاه میکند. او گفت: «ما با کسری بودجه عظیمی روبهرو هستیم؛ ما بین دو جنگ هستیم و نمیتوان
محتاط نبود».
مخالفت با گسترش ناتو
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در چهارم ماه آوریل ۱۹۴۹ میلادی، پس از جنگ جهانی دوم با هدف دفاع جمعی در واشنگتن پایهگذاری شد و هماکنون ۲۸ عضو دارد. قلب پیمان ناتو ماده پنج آن است که در آن کشورهای امضاکننده، توافق کردهاند حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو در اروپا یا آمریکای شمالی را به عنوان حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی کنند و به مقابله آن برخیزند. اگرچه برنی سندرز در نگاه کلی یک ضد جنگ است اما او در سال 1999 میلادی در کمال حسرت از بمباران صربستان توسط ناتو حمایت کرد و در سال 2011 نیز بیرمق با مداخله نظامی ناتو در لیبی مخالفت کرد؛ اگرچه همواره ابراز نگرانی میکند و بر این باور است که این سازمان نباید بیش از این بر گسترش محدوده خود متمرکز شود. سندرز در ماه می 1999 میلادی موافقت خود با جنگ هوایی ناتو در صربستان را اینگونه توجیه کرد: «اگر کسی فکر میکند بحران کوزوو راهحل سادهای دارد، پس میتوان گفت اطلاعات اندکی دراینزمینه دارد و هنوز نمیداند ابعاد این بحران تا چه حد گسترده است». بهطورکل، برنی سندرز خواهان هیچ جنگ زمینی دیگری مانند حضور ناموفق آمریکا در ویتنام نیست و بر این باور است که
حملات هوایی تلفات نظامی ارتش آمریکا را به حداقل میرساند و خواهان مقابله با جنایتکاران جنگی است و همواره بر این نکته تأکید میکند که نمیتوان آنان را از طرق دیپلماتیک متوقف کرد. البته این کاندیدای دموکرات دلیل دیگری نیز برای گسترش ناتو دارد و میگوید: «مالیاتدهندگان آمریکایی 22 درصد از بودجه ناتو را پرداخت میکنند، رقمی نزدیک به 712 میلیون دلار در سال 2010. بسیاری از متحدان آمریکا در این سازمان در حال گسترش هزینههای نظامی خود هستند، این در حالی است که آمریکا دو برابر دیگر اعضای ناتو در این سازمان هزینه میکند و بهتنهایی دومین تأمینکننده بودجه مالی ناتوست». او بر این باور است که اروپاییها باید نقش بیشتری برای تأمین بودجه دفاعی این سازمان هزینه کنند؛ چراکه این ائتلاف بیشتر اروپایی است تا آمریکایی».
اما در حقیقت مخالفت او با گسترش مرزهای ناتو دلیل دیگری به نام «روسیه» دارد؛ چراکه سندرز دموکرات معتقد است این موضوع دشمنی با روسیه را شدت میبخشد و این امری غیرضروری است. همچنین او بر این باور است که دولتهای اروپایی باید برای اتحاد با هدف حمایت از مرزهایشان، بر مسائل دیگری متمرکز شوند.
سندرز و موضوعی به نام روسیه
از لحاظ تاریخی روسیه بازیگر مهمی هم در اقتصاد بینالملل و هم فضای سیاسی جهان به شمار میرود و مسکو به این نقش در آینده نیز ادامه خواهد داد. برنی سندرز، یکی از حامیان برخورد محکم و ادامهدار با «ولادیمیر پوتین»، رئیسجمهوری روسیه است. او از اعمال تحریمهای اقتصادی علیه مسکو حمایت میکند و بر این باور است که فشار بینالمللی تنها راه رویاروی و تنها جایگزین مقابله نظامی برای جلوگیری از یکهتازی روسیه است. رقیب هیلاری کلینتون تأکید میکند ایالات متحده باید پوتین را هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی منزوی کند. در ماه مارس 2014 و پس از آنکه مردم شبهجزیره کریمه به رفراندوم جدایی از اوکراین «بله» گفتند، او خطاب به اوباما گفت باید تحریمهایی علیه رهبران روسی اعمال کند. سندرز در آن زمان گفت: «تمام جهان باید در برابر پوتین بایستد. ما با اعمال تحریمهای اقتصادی با او برخورد خواهیم کرد و البته اقدامات گستردهای را میتوان انجام داد، اما فقط یک کار را نباید انجام داد: جنگ. نباید مردم بیگناه را قربانی کرد؛ همان اقدامی که در افغانستان و عراق به اشتباه صورت گرفت».از نظر سندرز مسئله روسیه، موردی پیچیده است که در عرصه سیاست
خارجی اتفاق میافتد. او میگوید: «جمهوریخواهان چشمان خود را بستهاند و فقط به اقدام نظامی فکر میکنند. ایالات متحده باید در برابر روسیه با جدیت بایستد، اما دلیلی برای جنگ دیگری وجود ندارد». او با گفتن اینکه «ترجیح میدهم مسائل پیچیده را با مذاکرات جدی بینالمللی حل کنم و اعزام نیرو باید آخرین گزینه روی میز باشد»، بارها نشان داده است که خلاف رقبای جمهوریخواه خود هرگز و تحت هیچ شرایطی از جنگ حمایت نمیکند و برای چالشهای بینالمللی کنونی تنها یک راهحل میشناسد و آن گفتوگوست؛ او میگوید، «یاد گرفتیم آنچه در عراق و افغانستان اتفاق افتاد را تکرار نکنیم؛ جنگی که ایالات متحده در آن به معنای واقعی کلمه «تنها» بود».