کنوانسيونهاي ژنو و حقوق بينالمللي بشردوستانه
(تاريخچه و شمول)
1- حقوق بينالمللي بشردوستانه:حقوق بينالمللي بشردوستانه (IHL) روابط ميان دولتها، سازمانهاي بينالمللي و ساير نهادهاي مشمول حقوق بينالملل را تنظيم ميکند. اين قانون، شاخهاي از حقوق بينالملل عمومي بوده و مشتمل بر مجموعه قواعدي است که طي درگيريهاي مسلحانه به دلايل بشردوستانه درصدد است تا از اشخاصي که مستقيما در مخاصمه شرکت ندارند يا ديگر در آن شرکت نميکنند حمايت کرده و همچنين ابزار و روشهاي جنگ را محدود کند. به عبارت ديگر، حقوق بينالمللي بشردوستانه مشتمل بر قواعد معاهداتي يا عرفي بينالمللي (قواعد حاصل از شيوههاي عملي کشور و مورد رعايت بر اساس حس تعهد) است که هدف اصلي آن حلوفصل مشکلات بشردوستانهاي است که مستقيما از درگيريهاي مسلحانه بينالمللي يا غيربينالمللي ناشي ميشوند.
2- ضرورت نظامي و بشردوستي: حقوق بينالمللي بشردوستانه نوعي وفاق ميان دو اصل متضمن بشردوستي و ضرورت نظامي است. اين دو اصل شکلدهنده قواعد آن هستند.
اصل ضرورت نظامي صرفا ميزان و نوع نيروي لازم براي تحقق هدف مشروع يک درگيري؛ يعني تسليم کامل يا جزئي دشمن در کمترين زمان ممکن با حداقل هزينه جاني و مالي را معين ميکند. البته اين امر اتخاذ تمهيداتي که بر اساس حقوق بينالمللي بشردوستانه در شرايط غير از اين ممنوع خواهد بود را مجاز نميدارد. اصل بشردوستي ايجاد درد و رنج، جراحت يا تخريب غيرضروري را در راستاي تحقق اهداف مشروع درگيريها مجاز نميدارد.
3- قواعد ضروري حقوق بينالمللي بشردوستانه:طرفهاي درگيري بايد براي نجات جان غيرنظاميان و اموال غيرنظامي همواره بين غيرنظاميان و نظاميان تمايز قائل شوند. امکان حمله به جمعيت غيرنظامي يا افراد غيرنظامي وجود ندارد. صرفا ميتوان به اهداف نظامي حمله کرد. طرفهاي درگيري از حق نامحدود انتخاب روش يا ابزار جنگ برخوردار نيستند. استفاده از آن دسته از ابزار يا روشهاي جنگي کور ممنوع است، همچنين استفاده از سلاحهايي که جراحت بيش از اندازه ضرورت يا درد و رنج بيمورد را ايجاد ميکنند.
مجروحکردن يا کشتن متخاصمي که تسليم شده يا کسي که ديگر قادر به شرکت در نبرد نيست ممنوع است. آن دسته از کساني که نميخواهند يا نميتوانند ديگر در مخاصمات شرکت کنند نيز بر اين اساس جان و صحت جسمي و روانيشان محترم است. اين دسته از افراد بايد در تمامي شرايط تحت حمايت بوده و بر اساس قوانين بشردوستانه و بدون هرگونه تمايز منفي با آنها رفتار شود. به محض آنکه شرايط اجازه دهد، جستوجو براي يافتن مجروحان و بيماران و جمعآوري و مراقبت از ايشان بايد انجام شود. پرسنل و امکانات درماني، ترابري و تجهيزات نيز بايد از حمله مصون بمانند. علامت صليب سرخ، هلالاحمر يا کريستال سرخ روي زمينهاي سفيدرنگ علامت متمايزکنندهاي است که نشان ميدهد افراد و اهداف مربوطه نبايد مورد حمله قرار گيرند.
مبارزان و غيرنظامياني که اسير ميشوند و تحت اختيار طرف مقابل قرار ميگيرند مشمول حفظ جان و احترام به کرامت، حقوق شخصي و باورهاي سياسي، مذهبي و ديگر باورهاي خود قرار ميگيرند. اين دسته از افراد ميبايست در برابر تمامي اقدامات خشونتآميز يا تلافيجويانه حمايت شوند. آنها از حق مبادله خبر با بستگان خود و دريافت کمک برخوردارند. ضمانتهاي قضائي اوليه ايشان نيز بايد در تمامي اقدامات جزائي اقامهشده عليه ايشان رعايت شود.
4- سرمنشأ حقوق بينالمللي بشردوستانه: تلاشهايي از زمان باستان براي حمايت از افراد در برابر بدترين آثار و تبعات جنگ انجام شده است. البته، تا نيمه دوم قرن نوزدهم که معاهدات بينالمللي درخصوص تنظيم قوانين ناظر بر جنگ، اعم از حقوق قربانيان درگيريهاي مسلحانه و حمايت از ايشان منعقد شد اين امر نمودي نداشت.
دو نفر در ظهور حقوق بينالمللي بشردوستانه امروزي نقشي حياتي ايفا کردند: هانري دونان، تاجر سوئيسي و گيوم آنري دوفور، يک افسر ارتش سوئيس.
در سال 1859 ميلادي، دونان در حين سفر به ايتاليا، شاهد درد و رنج پس از نبرد سولفرينو بود. پس از بازگشت به ژنو، او تجربيات خود را در کتابي موسوم به خاطرهاي از سولفرينو به رشته تحرير درآورد که در سال 1862 ميلادي منتشر شد. ژنرال دوفور که خود از جنگ سررشته داشت، فورا پشتيباني معنوي فعالي از ايدههاي دونان بالاخص از طريق رياست همايش ديپلماتيک 1864 ميلادي را که طي آن نخستين کنوانسيون ژنو منعقد شد صورت داد.
در سال 1863 ميلادي، دونان و دوفور به همراه گوستاو موينيه، لويي آپيا و تئودور مونوار کميتهای پنجنفره را پايهريزي کردند که کميتهاي بينالمللي براي کمک به مجروحان جنگي بود و بعدها در سال 1876 ميلادي تبديل به کميته بينالمللي صليب سرخ شد.
نهايتا، دولت سوئيس با تشويق اعضاي مؤسس کميته بينالمللي صليب سرخ، همايشي ديپلماتيک در سال 1864 ميلادي برگزار کرد. 16 کشور در همايش مزبور شرکت کردند که کنوانسيون بهبود شرايط مجروحان ارتشها در ميدان نبرد را مصوب کردند و همين امر، سنگ بناي حقوق بينالمللي بشردوستانه امروزي شد.
حقوق بينالمللي بشردوستانه امروزي با کنوانسيون اوليه ژنو در سال 1864 ظهور كرد و سپس براي تحقق نياز به کمکهاي بشردوستانهاي که ناشي از پيشرفتهاي حاصل در فناوري ساخت سلاح و تغييرات در ماهيت درگيريهاي مسلحانه است، به تدريج تکامل يافت.
5- تأثير جنگهاي جهاني بر حقوق بينالمللي بشردوستانه: برخي از درگيريهاي مسلحانه کمابيش تأثير آني بر توسعه حقوق بينالمللي بشردوستانه داشتهاند:
در جنگ جهاني اول (1914-1918)، روشهاي نبرد، اعم از روشهاي نه چندان جديد در مقياسي غيرقابل تصور استفاده شد. روشهاي مزبور عبارت بودند از گاز سمي، نخستين بمباران هوايي و گرفتن صدها هزار اسير جنگي. معاهدات 1925 و 1929 واکنشي به اين دسته از رخدادهاي جديد بود.
در جنگ جهاني دوم (1939-1945)، غيرنظاميان و پرسنل نظامي به تعداد يکسان کشته شدند، در حالي که اين نسبت در جنگ جهاني اول يك به 10 بود. در سال 1949، جامعه جهاني با بازبيني کنوانسيونهاي معتبر در آن زمان و تصويب سند جديدي موسوم به کنوانسيون چهارم ژنو براي حمايت از غيرنظاميان به اين نرخ بالاي فجايع انساني و بالاخص تأثيرات وحشتناک جنگ بر غيرنظاميان واکنش نشان داد.
کنوانسيون ژنو براي بهبود شريط مجروحان جنگي در سال 1864 تصويب شد. اين کنوانسيون در سالهاي 1906 و 1929 مورد بازبيني و توسعه قرار گرفت. کنوانسيون ديگري در ارتباط با رفتار با اسراي جنگي نيز در سال 1929 تصويب شد. در سال 1934 ميلادي، پانزدهين همايش بينالمللي صليب سرخ در توکيو برگزار شد و متن يک کنوانسيون بينالمللي که پيشنويس آن توسط کميته بينالمللي صليب سرخ تهيه شده بود درخصوص حمايت از غيرنظاميان با مليت دشمن در قلمرو متعلق به طرف رقيب يا تحت اشغال آن به تصويب رسيد.
هيچ اقدامي درخصوص متن مزبور انجام نشد و دولتها از حضور در همايش ديپلماتيک براي تصميمگيري جهت تصويب آن خودداري کردند. در نتيجه، مقررات مندرج در پيشنويس توکيو در جنگ جهاني دوم موضوعيت نيافت. صرفا در سال 1949 و پس از پايان جنگ بود که دولتها چهار کنوانسيون ژنو را تصويب کردند که همچنان بهعنوان سنگ بناي حقوق بينالمللي بشردوستانه شناخته ميشود. در حالي که سه کنوانسيون اول ژنو از دل معاهدات موجود در زمينه موضوعات مشابه برآمده بودند، اما کنوانسيون چهارم ژنو کاملا جديد بوده و نخستين معاهده حقوق بينالمللي بشردوستانه در زمينه حمايت از غيرنظاميان در درگيريهاي مسلحانه محسوب ميشد. شمار کشتهشدگان غيرنظامي در جنگ جهاني دوم يکي از دلايل تهيه و تنظيم و تصويب اين معاهده بود.
6- کاربرد حقوق بينالمللي بشردوستانه در چه مواقعي است؟ حقوقبينالمللي بشردوستانه صرفا در درگيريهاي مسلحانه کاربرد داشته و دو نظام حمايتي را پيشنهاد ميکند: يکي براي درگيري مسلحانه بينالمللي و ديگري غيربينالمللي. بر اين اساس قواعد اعمالپذير در وضعيتهاي خاص به طبقهبندي درگيري مسلحانه بستگي دارد.
الف- درگيري مسلحانه بينالمللي (IAC):
اين درگيريها زماني رخ ميدهد که يک يا چند کشور به استفاده از زور عليه کشور ديگري متوسل شوند. درگيري مسلحانه ميان يک کشور و يک سازمان بينالمللي نيز درگيري مسلحانه بينالمللي دانسته ميشود.
نبردهاي آزاديخواهانه ملي که در آن مردم عليه نيروهاي استعماري و اشغال خارجي و رژيمهاي نژادپرست براي اعمال حق تعيين سرنوشت خود نبرد ميکنند، تحت برخي شرايط بهعنوان درگيريهاي مسلحانه بينالمللي محسوب ميشوند (رجوع به بند 4 ماده 1 و بند 3 ماده 96 پروتکل اول الحاقي).
ب- درگيري مسلحانه غيربينالمللي (NIAC):
امروزه بسياري از درگيريهاي مسلحانه ماهيتي غيربينالمللي دارند. درگيري مسلحانه غيربينالمللي يکي از درگيريهاي مسلحانه است که در آن مخاصمات ميان نيروهاي مسلح يک کشور و گروههاي مسلح سازمانيافته غيردولتي يا ميان اين دسته از گروهها رخ ميدهد. براي اينکه مخاصمات را بتوان غيربينالمللي تلقي كرد، شدت آنها بايد به سطح خاصي برسد و گروههاي درگير نيز بايد از سازمانيافتگي کافي برخوردار باشند.
معاهدات حقوق بينالمللي بشردوستانه بر اساس معني ماده سوم مشترک ميان درگيريهاي مسلحانه غيربينالمللي تمايز قائل است و اينگونه مخاصمات در چارچوب تعريف ماده 1 پروتکل دوم الحاقي قرار ميگيرند.
• ماده سوم مشترک درخصوص درگيريهاي مسلحانه غيربينالمللي رخداده در قلمرو يکي از دولتهاي متعاهد مصداق دارد که عبارتاند از درگيريهاي مسلحانهاي که حين آنها يک يا چند گروه مسلح سازمانيافته غيردولتي درگير هستند. درگيريهاي مسلحانه غيربينالمللي ممکن است ميان نيروهاي مسلح دولتي و گروههاي مسلح غيردولتي سازمانيافته يا صرفا ميان اين گروهها رخ دهد.
• پروتکل دوم الحاقي درباره آن دسته از درگيريهاي مسلحانهاي مصداق دارد که در قلمرو يکي از دولتهاي معظم در قرارداد ميان نيروهاي مسلح آن کشور و نيروهاي مسلح غيررسمي يا ساير گروههاي مسلح سازمانيافتهاي رخ ميدهد که تحت فرماندهي مسئول، کنترل بخشي از قلمرو را در اختيار داشته و از امکان عمليات نظامي پايدار و هماهنگ و اجراي اين پروتکل برخوردارند (رجوع به بند 1 ماده 1 پروتکل دوم الحاقي). تعريف NIAC در پروتکل اول الحاقي از دو لحاظ محدودتر از مفهوم NIAC بر اساس ماده سوم مشترک است.
1- به معرفي لزوم کنترل قلمرو از اين طريق ميپردازد که گروههاي مسلح غيدولتي سازمانيافته باید اين کنترل بر قلمرو را بهگونهاي در اختيار داشته باشند که از امکان عمليات نظامي پايدار و هماهنگ و اجراي اين پروتکل برخوردار شوند.
2- پروتکل دوم الحاقي صريحا و صرفا به درگيريهاي مسلحانه ميان نيروهاي دولتي و غيردولتي يا ساير گروههاي مسلح سازمانيافته اشاره ميکند. برخلاف ماده سوم مشترک، اين پروتکل در زمينه درگيريهاي مسلحانه ميان گروههاي مسلح سازمانيافته غيردولتي مصداق ندارد.
در اين زمينه، بايد به ياد داشت که پروتکل دوم الحاقي ماده سوم مشترک را «بدون اصلاح شرايط کاربردي موجود آن توسعه داده و تکميل ميکند» (رجوع به بند 1 ماده 1 پروتکل دوم الحاقي). اين به آن معني است که تعريف متمايز مربوطه، صرفا مرتبط با کاربرد پروتکل دوم الحاقي بوده و بهطورکلي درباره قانون NIAC مصداق ندارد.
7- نتيجهگيري: کنوانسيون اوليه ژنو «براي بهبود شرايط مجروحان جنگي در ميدان نبرد» در سال 1864 مصوب شد که سرآغازي براي حقوق بينالمللي بشردوستانه امروزي (IHL) محسوب ميشود. معاهدات متعددي متعاقب کنوانسيون یادشده مصوب شده است که همه آنها متضمن اصل پايه ذيل هستند:
جنگ بايد در چارچوب حدود مشخصي واقع شود که رعايت اين حدود براي حفظ جان و کرامت نوع بشر ضروري است.
ماهيت جنگ از زمان تصويب معاهده اوليه در ژنو در سال 1864 ميلادي در 150 سال پيش، دستخوش تغييرات گستردهاي شده است. درگيريهاي مسلحانه امروزي بيشتر درون دولتها رخ ميدهند تا ميان دولتها. ابزار و روشهاي نبرد بهقدري پيچيده شدهاند که نياکان ما بهسختي ميتوانستند آنها را درک کنند. سلاحهاي خودکار مانند هواپيماهاي بدون سرنشين، نمونهاي از اين دست هستند. بر اين اساس، طرح اين پرسش معقول به نظر ميرسد که آيا حقوق بينالملل بشردوستانه با همه اين تغييرات همراه بوده است؟
پاسخ ما اين است که همراه بوده است؛ اصول اساسي حقوق بينالملل بشردوستانه همچون هميشه مربوط بوده و در واقع حقوق بينالمللي بشردوستانه در واکنش به پيشرفتهاي حاصلشده در درگيريهاي مسلحانه، روند رو به تکاملي را طي كرده و به اين روند همچنان ادامه ميدهد. در 150 سال گذشته، کميته بينالمللي صليب سرخ فعالانه به تقويت حقوق بينالمللي بشردوستانه و بهروزرساني آن مبادرت کرده است.با اين همه، ناگزير بايد با اين حقيقت روبهرو شد که درگيريهاي مسلحانه همچنان به قيمت جان انسانها تمام ميشود و در اين ميان افراد غيرنظامي بيشترين آسيب را از اين بابت متحمل ميشوند.
آزمون واقعي پيشروي حقوق بينالملل بشردوستانه اين است که آيا طرفهاي درگير و فرماندهان ايشان از اين دسته از قواعد پيروي ميکنند يا خير. به همين دليل است که کميته بينالمللي صليب سرخ تلاش درخور توجهی را براي احترام بيشتر به حقوق بينالملل بشردوستانه و حصول اطمينان از اجرا و اعمال آن انجام ميدهد. در نهايت، آنچه در اين ميان وراي اقدامات بشردوستانه يا حقوقي مورد نياز است، اراده سياسي براي اماندادن به غيرنظاميان و احترام به حقوق بينالمللي بشردوستانه است.
(تاريخچه و شمول)
1- حقوق بينالمللي بشردوستانه:حقوق بينالمللي بشردوستانه (IHL) روابط ميان دولتها، سازمانهاي بينالمللي و ساير نهادهاي مشمول حقوق بينالملل را تنظيم ميکند. اين قانون، شاخهاي از حقوق بينالملل عمومي بوده و مشتمل بر مجموعه قواعدي است که طي درگيريهاي مسلحانه به دلايل بشردوستانه درصدد است تا از اشخاصي که مستقيما در مخاصمه شرکت ندارند يا ديگر در آن شرکت نميکنند حمايت کرده و همچنين ابزار و روشهاي جنگ را محدود کند. به عبارت ديگر، حقوق بينالمللي بشردوستانه مشتمل بر قواعد معاهداتي يا عرفي بينالمللي (قواعد حاصل از شيوههاي عملي کشور و مورد رعايت بر اساس حس تعهد) است که هدف اصلي آن حلوفصل مشکلات بشردوستانهاي است که مستقيما از درگيريهاي مسلحانه بينالمللي يا غيربينالمللي ناشي ميشوند.
2- ضرورت نظامي و بشردوستي: حقوق بينالمللي بشردوستانه نوعي وفاق ميان دو اصل متضمن بشردوستي و ضرورت نظامي است. اين دو اصل شکلدهنده قواعد آن هستند.
اصل ضرورت نظامي صرفا ميزان و نوع نيروي لازم براي تحقق هدف مشروع يک درگيري؛ يعني تسليم کامل يا جزئي دشمن در کمترين زمان ممکن با حداقل هزينه جاني و مالي را معين ميکند. البته اين امر اتخاذ تمهيداتي که بر اساس حقوق بينالمللي بشردوستانه در شرايط غير از اين ممنوع خواهد بود را مجاز نميدارد. اصل بشردوستي ايجاد درد و رنج، جراحت يا تخريب غيرضروري را در راستاي تحقق اهداف مشروع درگيريها مجاز نميدارد.
3- قواعد ضروري حقوق بينالمللي بشردوستانه:طرفهاي درگيري بايد براي نجات جان غيرنظاميان و اموال غيرنظامي همواره بين غيرنظاميان و نظاميان تمايز قائل شوند. امکان حمله به جمعيت غيرنظامي يا افراد غيرنظامي وجود ندارد. صرفا ميتوان به اهداف نظامي حمله کرد. طرفهاي درگيري از حق نامحدود انتخاب روش يا ابزار جنگ برخوردار نيستند. استفاده از آن دسته از ابزار يا روشهاي جنگي کور ممنوع است، همچنين استفاده از سلاحهايي که جراحت بيش از اندازه ضرورت يا درد و رنج بيمورد را ايجاد ميکنند.
مجروحکردن يا کشتن متخاصمي که تسليم شده يا کسي که ديگر قادر به شرکت در نبرد نيست ممنوع است. آن دسته از کساني که نميخواهند يا نميتوانند ديگر در مخاصمات شرکت کنند نيز بر اين اساس جان و صحت جسمي و روانيشان محترم است. اين دسته از افراد بايد در تمامي شرايط تحت حمايت بوده و بر اساس قوانين بشردوستانه و بدون هرگونه تمايز منفي با آنها رفتار شود. به محض آنکه شرايط اجازه دهد، جستوجو براي يافتن مجروحان و بيماران و جمعآوري و مراقبت از ايشان بايد انجام شود. پرسنل و امکانات درماني، ترابري و تجهيزات نيز بايد از حمله مصون بمانند. علامت صليب سرخ، هلالاحمر يا کريستال سرخ روي زمينهاي سفيدرنگ علامت متمايزکنندهاي است که نشان ميدهد افراد و اهداف مربوطه نبايد مورد حمله قرار گيرند.
مبارزان و غيرنظامياني که اسير ميشوند و تحت اختيار طرف مقابل قرار ميگيرند مشمول حفظ جان و احترام به کرامت، حقوق شخصي و باورهاي سياسي، مذهبي و ديگر باورهاي خود قرار ميگيرند. اين دسته از افراد ميبايست در برابر تمامي اقدامات خشونتآميز يا تلافيجويانه حمايت شوند. آنها از حق مبادله خبر با بستگان خود و دريافت کمک برخوردارند. ضمانتهاي قضائي اوليه ايشان نيز بايد در تمامي اقدامات جزائي اقامهشده عليه ايشان رعايت شود.
4- سرمنشأ حقوق بينالمللي بشردوستانه: تلاشهايي از زمان باستان براي حمايت از افراد در برابر بدترين آثار و تبعات جنگ انجام شده است. البته، تا نيمه دوم قرن نوزدهم که معاهدات بينالمللي درخصوص تنظيم قوانين ناظر بر جنگ، اعم از حقوق قربانيان درگيريهاي مسلحانه و حمايت از ايشان منعقد شد اين امر نمودي نداشت.
دو نفر در ظهور حقوق بينالمللي بشردوستانه امروزي نقشي حياتي ايفا کردند: هانري دونان، تاجر سوئيسي و گيوم آنري دوفور، يک افسر ارتش سوئيس.
در سال 1859 ميلادي، دونان در حين سفر به ايتاليا، شاهد درد و رنج پس از نبرد سولفرينو بود. پس از بازگشت به ژنو، او تجربيات خود را در کتابي موسوم به خاطرهاي از سولفرينو به رشته تحرير درآورد که در سال 1862 ميلادي منتشر شد. ژنرال دوفور که خود از جنگ سررشته داشت، فورا پشتيباني معنوي فعالي از ايدههاي دونان بالاخص از طريق رياست همايش ديپلماتيک 1864 ميلادي را که طي آن نخستين کنوانسيون ژنو منعقد شد صورت داد.
در سال 1863 ميلادي، دونان و دوفور به همراه گوستاو موينيه، لويي آپيا و تئودور مونوار کميتهای پنجنفره را پايهريزي کردند که کميتهاي بينالمللي براي کمک به مجروحان جنگي بود و بعدها در سال 1876 ميلادي تبديل به کميته بينالمللي صليب سرخ شد.
نهايتا، دولت سوئيس با تشويق اعضاي مؤسس کميته بينالمللي صليب سرخ، همايشي ديپلماتيک در سال 1864 ميلادي برگزار کرد. 16 کشور در همايش مزبور شرکت کردند که کنوانسيون بهبود شرايط مجروحان ارتشها در ميدان نبرد را مصوب کردند و همين امر، سنگ بناي حقوق بينالمللي بشردوستانه امروزي شد.
حقوق بينالمللي بشردوستانه امروزي با کنوانسيون اوليه ژنو در سال 1864 ظهور كرد و سپس براي تحقق نياز به کمکهاي بشردوستانهاي که ناشي از پيشرفتهاي حاصل در فناوري ساخت سلاح و تغييرات در ماهيت درگيريهاي مسلحانه است، به تدريج تکامل يافت.
5- تأثير جنگهاي جهاني بر حقوق بينالمللي بشردوستانه: برخي از درگيريهاي مسلحانه کمابيش تأثير آني بر توسعه حقوق بينالمللي بشردوستانه داشتهاند:
در جنگ جهاني اول (1914-1918)، روشهاي نبرد، اعم از روشهاي نه چندان جديد در مقياسي غيرقابل تصور استفاده شد. روشهاي مزبور عبارت بودند از گاز سمي، نخستين بمباران هوايي و گرفتن صدها هزار اسير جنگي. معاهدات 1925 و 1929 واکنشي به اين دسته از رخدادهاي جديد بود.
در جنگ جهاني دوم (1939-1945)، غيرنظاميان و پرسنل نظامي به تعداد يکسان کشته شدند، در حالي که اين نسبت در جنگ جهاني اول يك به 10 بود. در سال 1949، جامعه جهاني با بازبيني کنوانسيونهاي معتبر در آن زمان و تصويب سند جديدي موسوم به کنوانسيون چهارم ژنو براي حمايت از غيرنظاميان به اين نرخ بالاي فجايع انساني و بالاخص تأثيرات وحشتناک جنگ بر غيرنظاميان واکنش نشان داد.
کنوانسيون ژنو براي بهبود شريط مجروحان جنگي در سال 1864 تصويب شد. اين کنوانسيون در سالهاي 1906 و 1929 مورد بازبيني و توسعه قرار گرفت. کنوانسيون ديگري در ارتباط با رفتار با اسراي جنگي نيز در سال 1929 تصويب شد. در سال 1934 ميلادي، پانزدهين همايش بينالمللي صليب سرخ در توکيو برگزار شد و متن يک کنوانسيون بينالمللي که پيشنويس آن توسط کميته بينالمللي صليب سرخ تهيه شده بود درخصوص حمايت از غيرنظاميان با مليت دشمن در قلمرو متعلق به طرف رقيب يا تحت اشغال آن به تصويب رسيد.
هيچ اقدامي درخصوص متن مزبور انجام نشد و دولتها از حضور در همايش ديپلماتيک براي تصميمگيري جهت تصويب آن خودداري کردند. در نتيجه، مقررات مندرج در پيشنويس توکيو در جنگ جهاني دوم موضوعيت نيافت. صرفا در سال 1949 و پس از پايان جنگ بود که دولتها چهار کنوانسيون ژنو را تصويب کردند که همچنان بهعنوان سنگ بناي حقوق بينالمللي بشردوستانه شناخته ميشود. در حالي که سه کنوانسيون اول ژنو از دل معاهدات موجود در زمينه موضوعات مشابه برآمده بودند، اما کنوانسيون چهارم ژنو کاملا جديد بوده و نخستين معاهده حقوق بينالمللي بشردوستانه در زمينه حمايت از غيرنظاميان در درگيريهاي مسلحانه محسوب ميشد. شمار کشتهشدگان غيرنظامي در جنگ جهاني دوم يکي از دلايل تهيه و تنظيم و تصويب اين معاهده بود.
6- کاربرد حقوق بينالمللي بشردوستانه در چه مواقعي است؟ حقوقبينالمللي بشردوستانه صرفا در درگيريهاي مسلحانه کاربرد داشته و دو نظام حمايتي را پيشنهاد ميکند: يکي براي درگيري مسلحانه بينالمللي و ديگري غيربينالمللي. بر اين اساس قواعد اعمالپذير در وضعيتهاي خاص به طبقهبندي درگيري مسلحانه بستگي دارد.
الف- درگيري مسلحانه بينالمللي (IAC):
اين درگيريها زماني رخ ميدهد که يک يا چند کشور به استفاده از زور عليه کشور ديگري متوسل شوند. درگيري مسلحانه ميان يک کشور و يک سازمان بينالمللي نيز درگيري مسلحانه بينالمللي دانسته ميشود.
نبردهاي آزاديخواهانه ملي که در آن مردم عليه نيروهاي استعماري و اشغال خارجي و رژيمهاي نژادپرست براي اعمال حق تعيين سرنوشت خود نبرد ميکنند، تحت برخي شرايط بهعنوان درگيريهاي مسلحانه بينالمللي محسوب ميشوند (رجوع به بند 4 ماده 1 و بند 3 ماده 96 پروتکل اول الحاقي).
ب- درگيري مسلحانه غيربينالمللي (NIAC):
امروزه بسياري از درگيريهاي مسلحانه ماهيتي غيربينالمللي دارند. درگيري مسلحانه غيربينالمللي يکي از درگيريهاي مسلحانه است که در آن مخاصمات ميان نيروهاي مسلح يک کشور و گروههاي مسلح سازمانيافته غيردولتي يا ميان اين دسته از گروهها رخ ميدهد. براي اينکه مخاصمات را بتوان غيربينالمللي تلقي كرد، شدت آنها بايد به سطح خاصي برسد و گروههاي درگير نيز بايد از سازمانيافتگي کافي برخوردار باشند.
معاهدات حقوق بينالمللي بشردوستانه بر اساس معني ماده سوم مشترک ميان درگيريهاي مسلحانه غيربينالمللي تمايز قائل است و اينگونه مخاصمات در چارچوب تعريف ماده 1 پروتکل دوم الحاقي قرار ميگيرند.
• ماده سوم مشترک درخصوص درگيريهاي مسلحانه غيربينالمللي رخداده در قلمرو يکي از دولتهاي متعاهد مصداق دارد که عبارتاند از درگيريهاي مسلحانهاي که حين آنها يک يا چند گروه مسلح سازمانيافته غيردولتي درگير هستند. درگيريهاي مسلحانه غيربينالمللي ممکن است ميان نيروهاي مسلح دولتي و گروههاي مسلح غيردولتي سازمانيافته يا صرفا ميان اين گروهها رخ دهد.
• پروتکل دوم الحاقي درباره آن دسته از درگيريهاي مسلحانهاي مصداق دارد که در قلمرو يکي از دولتهاي معظم در قرارداد ميان نيروهاي مسلح آن کشور و نيروهاي مسلح غيررسمي يا ساير گروههاي مسلح سازمانيافتهاي رخ ميدهد که تحت فرماندهي مسئول، کنترل بخشي از قلمرو را در اختيار داشته و از امکان عمليات نظامي پايدار و هماهنگ و اجراي اين پروتکل برخوردارند (رجوع به بند 1 ماده 1 پروتکل دوم الحاقي). تعريف NIAC در پروتکل اول الحاقي از دو لحاظ محدودتر از مفهوم NIAC بر اساس ماده سوم مشترک است.
1- به معرفي لزوم کنترل قلمرو از اين طريق ميپردازد که گروههاي مسلح غيدولتي سازمانيافته باید اين کنترل بر قلمرو را بهگونهاي در اختيار داشته باشند که از امکان عمليات نظامي پايدار و هماهنگ و اجراي اين پروتکل برخوردار شوند.
2- پروتکل دوم الحاقي صريحا و صرفا به درگيريهاي مسلحانه ميان نيروهاي دولتي و غيردولتي يا ساير گروههاي مسلح سازمانيافته اشاره ميکند. برخلاف ماده سوم مشترک، اين پروتکل در زمينه درگيريهاي مسلحانه ميان گروههاي مسلح سازمانيافته غيردولتي مصداق ندارد.
در اين زمينه، بايد به ياد داشت که پروتکل دوم الحاقي ماده سوم مشترک را «بدون اصلاح شرايط کاربردي موجود آن توسعه داده و تکميل ميکند» (رجوع به بند 1 ماده 1 پروتکل دوم الحاقي). اين به آن معني است که تعريف متمايز مربوطه، صرفا مرتبط با کاربرد پروتکل دوم الحاقي بوده و بهطورکلي درباره قانون NIAC مصداق ندارد.
7- نتيجهگيري: کنوانسيون اوليه ژنو «براي بهبود شرايط مجروحان جنگي در ميدان نبرد» در سال 1864 مصوب شد که سرآغازي براي حقوق بينالمللي بشردوستانه امروزي (IHL) محسوب ميشود. معاهدات متعددي متعاقب کنوانسيون یادشده مصوب شده است که همه آنها متضمن اصل پايه ذيل هستند:
جنگ بايد در چارچوب حدود مشخصي واقع شود که رعايت اين حدود براي حفظ جان و کرامت نوع بشر ضروري است.
ماهيت جنگ از زمان تصويب معاهده اوليه در ژنو در سال 1864 ميلادي در 150 سال پيش، دستخوش تغييرات گستردهاي شده است. درگيريهاي مسلحانه امروزي بيشتر درون دولتها رخ ميدهند تا ميان دولتها. ابزار و روشهاي نبرد بهقدري پيچيده شدهاند که نياکان ما بهسختي ميتوانستند آنها را درک کنند. سلاحهاي خودکار مانند هواپيماهاي بدون سرنشين، نمونهاي از اين دست هستند. بر اين اساس، طرح اين پرسش معقول به نظر ميرسد که آيا حقوق بينالملل بشردوستانه با همه اين تغييرات همراه بوده است؟
پاسخ ما اين است که همراه بوده است؛ اصول اساسي حقوق بينالملل بشردوستانه همچون هميشه مربوط بوده و در واقع حقوق بينالمللي بشردوستانه در واکنش به پيشرفتهاي حاصلشده در درگيريهاي مسلحانه، روند رو به تکاملي را طي كرده و به اين روند همچنان ادامه ميدهد. در 150 سال گذشته، کميته بينالمللي صليب سرخ فعالانه به تقويت حقوق بينالمللي بشردوستانه و بهروزرساني آن مبادرت کرده است.با اين همه، ناگزير بايد با اين حقيقت روبهرو شد که درگيريهاي مسلحانه همچنان به قيمت جان انسانها تمام ميشود و در اين ميان افراد غيرنظامي بيشترين آسيب را از اين بابت متحمل ميشوند.
آزمون واقعي پيشروي حقوق بينالملل بشردوستانه اين است که آيا طرفهاي درگير و فرماندهان ايشان از اين دسته از قواعد پيروي ميکنند يا خير. به همين دليل است که کميته بينالمللي صليب سرخ تلاش درخور توجهی را براي احترام بيشتر به حقوق بينالملل بشردوستانه و حصول اطمينان از اجرا و اعمال آن انجام ميدهد. در نهايت، آنچه در اين ميان وراي اقدامات بشردوستانه يا حقوقي مورد نياز است، اراده سياسي براي اماندادن به غيرنظاميان و احترام به حقوق بينالمللي بشردوستانه است.