مزیت ملی نیروگاه بوشهر
رضا امراللهي . رييس پيشين سازمان انرژي اتمي
از شب دوشنبه گذشته، کارگرداني نيروگاه اتمي بوشهر، عملا به ايران تحويل داده شد. اين نيروگاه حدود دوسال يا به قول ديگر 700هزارساعت از طرف شرکت سازنده گارانتي دارد و آنها متعهد به همه شرايط ايمن نيروگاه در طول اين دوسال هستند. بهنظرم افتتاح اين نيروگاه از چند جنبه جالبتوجه است که به اهم آنها در ذيل اشاره ميشود.
1- با افتتاح اين نيروگاه حدود هزار مگاوات برق در مدار انرژي کشور وارد میشود و بهاينترتيب، ايران درميان 75 کشور مسلمان، عنوان اولين کشور مسلمان دارنده نيروگاه اتمي با چنين ظرفيتي را کسب ميکند.
2- با افتتاح اين نيروگاه توانستيم تنوع منابع توليد انرژي را در کشور داشته باشيم. البته خود تنوع منابع انرژي نشان از برنامهريزي دقيق در کشور است. اما هر کشوري با توجه به شرايط اقليمي و موقعيتي خود برنامه مختص به خود را دارد.
3- با شروع بهکار نيروگاه اتمي بوشهر میتوانيم سالانه از توليد هفتميليونتن آلاينده که توسط يک نيروگاه مشابه که با سوخت فسيلي کار میکند، جلوگيري کنيم و خود اين مساله در زمينه سوختهاي پاک خيلي مهم و ارزشمند است و کشور را به استانداردهاي جهاني در زمينه محيطزيست نزديک میکند.
4- با توجه به اينکه نيروگاه اتمي، سوخت گازي و گازوييلي مصرف نمیکند؛ ميتوان سالانه يکميليارددلار صرفهجويي کرد که کمک بزرگي به اقتصاد کلان کشور است. از طرف ديگر پرسش اين است که با لحاظ تاخير در افتتاح پروژه نيروگاه اتمي بوشهر از طرف روسيه آيا اين کشور شريک قابلاعتمادي براي پروژههاي بعدي هست يا نه؟ من معتقدم مساله اين پروژه با مسايل پروژههاي بعدي متفاوت خواهد بود. بايد توجه داشته باشيم که پروژه نيروگاه اتمي بوشهر ابتدا دست آلمانيها بود که بعدا بهدليل وقوع انقلاب در ايران و پيامدهاي آن، آلمانيها پروژه را ناتمام گذاشته و ايران را ترک کردند. هنگامي که روسيه اجراي اين پروژه را پذيرفت، این طرح از جهات متعدد مشکل داشت؛ اول اينکه 80درصد اين پروژه از لحاظ فني با فنون سختافزاري روسيه متفاوت بود و بايد در اين زمينه تطبيق صورت میگرفت که خود اين کار بسيار زمانبر بود.
از طرف ديگر از لحاظ مالي و طراحي، پروژه نيروگاه اتمي با آنچه شرکت روسي در نظر داشت تمايزاتي داشت که خود اين مساله هم در عمل باعث تاخير در کار شد. ولي با تمام اين اوصاف باز همکاري با روسيه امکان و فرصتي است که میتوانيم از آنها در زمينه اهداف خود بهره ببريم، بهويژه آنکه کار آنها از لحاظ فني خوب و قابلقبول است. ولي اگر زماني توانستيم و زمينه مهيا شد که بتوانيم از تجربه کشورهاي ديگر هم استفاده کنيم، مطمئنا بايد از شرکاي جديد استقبال کنيم. درنهايت اينکه تحويل نيروگاه اتمي بوشهر بعد از سالها تاخير، مزيت نسبي براي ايران فراهم کرده که بايد از فوايد آن بهرهمند شويم.
از شب دوشنبه گذشته، کارگرداني نيروگاه اتمي بوشهر، عملا به ايران تحويل داده شد. اين نيروگاه حدود دوسال يا به قول ديگر 700هزارساعت از طرف شرکت سازنده گارانتي دارد و آنها متعهد به همه شرايط ايمن نيروگاه در طول اين دوسال هستند. بهنظرم افتتاح اين نيروگاه از چند جنبه جالبتوجه است که به اهم آنها در ذيل اشاره ميشود.
1- با افتتاح اين نيروگاه حدود هزار مگاوات برق در مدار انرژي کشور وارد میشود و بهاينترتيب، ايران درميان 75 کشور مسلمان، عنوان اولين کشور مسلمان دارنده نيروگاه اتمي با چنين ظرفيتي را کسب ميکند.
2- با افتتاح اين نيروگاه توانستيم تنوع منابع توليد انرژي را در کشور داشته باشيم. البته خود تنوع منابع انرژي نشان از برنامهريزي دقيق در کشور است. اما هر کشوري با توجه به شرايط اقليمي و موقعيتي خود برنامه مختص به خود را دارد.
3- با شروع بهکار نيروگاه اتمي بوشهر میتوانيم سالانه از توليد هفتميليونتن آلاينده که توسط يک نيروگاه مشابه که با سوخت فسيلي کار میکند، جلوگيري کنيم و خود اين مساله در زمينه سوختهاي پاک خيلي مهم و ارزشمند است و کشور را به استانداردهاي جهاني در زمينه محيطزيست نزديک میکند.
4- با توجه به اينکه نيروگاه اتمي، سوخت گازي و گازوييلي مصرف نمیکند؛ ميتوان سالانه يکميليارددلار صرفهجويي کرد که کمک بزرگي به اقتصاد کلان کشور است. از طرف ديگر پرسش اين است که با لحاظ تاخير در افتتاح پروژه نيروگاه اتمي بوشهر از طرف روسيه آيا اين کشور شريک قابلاعتمادي براي پروژههاي بعدي هست يا نه؟ من معتقدم مساله اين پروژه با مسايل پروژههاي بعدي متفاوت خواهد بود. بايد توجه داشته باشيم که پروژه نيروگاه اتمي بوشهر ابتدا دست آلمانيها بود که بعدا بهدليل وقوع انقلاب در ايران و پيامدهاي آن، آلمانيها پروژه را ناتمام گذاشته و ايران را ترک کردند. هنگامي که روسيه اجراي اين پروژه را پذيرفت، این طرح از جهات متعدد مشکل داشت؛ اول اينکه 80درصد اين پروژه از لحاظ فني با فنون سختافزاري روسيه متفاوت بود و بايد در اين زمينه تطبيق صورت میگرفت که خود اين کار بسيار زمانبر بود.
از طرف ديگر از لحاظ مالي و طراحي، پروژه نيروگاه اتمي با آنچه شرکت روسي در نظر داشت تمايزاتي داشت که خود اين مساله هم در عمل باعث تاخير در کار شد. ولي با تمام اين اوصاف باز همکاري با روسيه امکان و فرصتي است که میتوانيم از آنها در زمينه اهداف خود بهره ببريم، بهويژه آنکه کار آنها از لحاظ فني خوب و قابلقبول است. ولي اگر زماني توانستيم و زمينه مهيا شد که بتوانيم از تجربه کشورهاي ديگر هم استفاده کنيم، مطمئنا بايد از شرکاي جديد استقبال کنيم. درنهايت اينکه تحويل نيروگاه اتمي بوشهر بعد از سالها تاخير، مزيت نسبي براي ايران فراهم کرده که بايد از فوايد آن بهرهمند شويم.