از ناوی پیلای و آنگ سان سوکی تا باراک اوباما و آبی احمد؛ کارنامهای متناقض و فراتر از جنسیت
نوبل صلح در آزمون تاریخ
انتخاب ناوی پیلای، وکیل اهل آفریقای جنوبی، بهعنوان برنده نوبل صلح ۲۰۲۶، پس از پیروزی ماریا کورینا ماچادو در سال گذشته، توجهها را به زنان برنده این جایزه معطوف کرده است. اما تاریخ نوبل صلح، از دستاوردهای حقوقی ماندگار تا تصمیمهای جنجالی برخی برندگان، تصویری پیچیدهتر از تفاوت زنان و مردان در صلحسازی ارائه میکند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: انتخاب ناوی پیلای، وکیل اهل آفریقای جنوبی، بهعنوان برنده نوبل صلح ۲۰۲۶، پس از پیروزی ماریا کورینا ماچادو در سال گذشته، توجهها را به زنان برنده این جایزه معطوف کرده است. اما تاریخ نوبل صلح، از دستاوردهای حقوقی ماندگار تا تصمیمهای جنجالی برخی برندگان، تصویری پیچیدهتر از تفاوت زنان و مردان در صلحسازی ارائه میکند.
۲۱ زن در برابر ۹۲ مرد
آمار رسمی کمیته نوبل نروژ نشان میدهد از آغاز اهدای جایزه صلح در سال ۱۹۰۱ تاکنون، ۲۱ زن و ۹۲ مرد بهعنوان اشخاص حقیقی برنده شدهاند. به این ترتیب، سهم زنان از مجموع برندگان فردی تنها ۱۸.۶ درصد است؛ نسبتی که با غلبه زنان بر مردان در دریافت این جایزه در سالهای اخیر تفاوت دارد. برتا فون زوتنر، نویسنده و فعال صلح اتریشی، در سال ۱۹۰۵ نخستین زن برنده شد. تا پایان دهه ۱۹۶۰ تنها سه زن این جایزه را دریافت کرده بودند. با این حال، روند انتخاب در دهههای اخیر به سود زنان تغییر کرده است. از سال ۲۰۰۳ تاکنون ۱۱ زن برنده شدهاند؛ در واقع بیش از نیمی از تمام زنان برنده نوبل صلح در ۱۲۵ سال گذشته.
در 10 دوره اخیر، از ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۶، پنج دوره دستکم یک برنده زن داشته است. در پنج سال گذشته نیز نرگس محمدی در ۲۰۲۳، ماریا کورینا ماچادو در ۲۰۲۵ و ناوی پیلای در ۲۰۲۶ انتخاب شدهاند. البته جایزه در برخی سالها به سازمانها رسیده و گاهی میان چند نفر تقسیم شده است؛ بنابراین تعداد زنان برنده را نباید با تعداد دورههای اهدای جایزه یکسان گرفت. این تغییر آماری لزوما به معنای موفقیت بیشتر زنان درکمک به برقرارکردن صلح نیست. پرسش مهمتر این است که چه نوع دستاوردهایی باعث انتخاب آنها شده و آیا میتوان برای تأثیر آن فعالیتها شواهد مشخصی پیدا کرد؟
زنان صلح پایدارتری میسازند؟
برای پاسخ، باید از فهرست برندگان فراتر رفت و به مذاکرات صلح مختلف نگاه کرد. دادههای سازمان ملل نشان میدهد زنان در سال ۲۰۲۴ بهطور متوسط فقط هفت درصد مذاکرهکنندگان و ۱۴ درصد میانجیگران فرایندهای رسمی صلح را تشکیل میدادند. نزدیک به ۹۰ درصد مسیرهای مذاکراتی نیز هیچ مذاکرهکننده زنی نداشتند.
با وجود این، پژوهشی از «یانا کراوزه» و همکارانش که در نشریه علمی «روابط بینالمللی» منتشر شده، میان مشارکت زنان در امضای توافقهای صلح و دوام بیشتر این توافقها ارتباط آماری معناداری یافته است. توافقهایی که زنان از امضاکنندگان آنها بودهاند، معمولا مفاد بیشتری درباره اصلاحات سیاسی داشته و اجرای تعهداتشان نیز بهتر پیش رفته است. این یافته مهم است، اما رابطه آماری بهتنهایی اثبات نمیکند که جنسیت علت دوام صلح بوده است. پژوهشگران بر نقش ارتباط زنان مذاکرهکننده با شبکههای جامعه مدنی و مشارکت گستردهتر گروههای اجتماعی تأکید میکنند؛ عواملی که میتوانند کیفیت توافق و اجرای آن را تقویت کنند.
لیبریا نمونهای ملموس است. در سال ۲۰۱۱ سه زن نوبل صلح گرفتند: الن جانسون سیرلیف و لیما گبویی از لیبریا و توکل کرمان از یمن. گبویی پیشتر زنان مسیحی و مسلمان را علیه جنگ داخلی لیبریا بسیج کرده بود. این حرکت در فشار برای دستیابی به توافق صلح سال ۲۰۰۳ نقش داشت و بعدها به مشارکت سیاسی بیشتر زنان کمک کرد. دستاورد این جنبش را میتوان با یک رویداد تاریخی مشخص سنجید؛ تفاوتی مهم با جایزههایی که بیشتر بر امید به موفقیت آینده یک رهبر استوار بودهاند.
بررسی زنان برنده در دو دهه گذشته نشان میدهد دامنه موضوعات مورد توجه نوبل گسترش یافته است. شیرین عبادی در ۲۰۰۳ و نرگس محمدی در ۲۰۲۳ برای آنچه «فعالیتهای حقوقبشری و دفاع از آزادیهای مدنی در ایران» عنوان شده است، برنده این جایزه شدند.
ملاله یوسفزی در ۲۰۱۴ حق آموزش کودکان را برجسته کرد، اما بعدها هیچ مخالفت جدیای از سوی او با حکومت طالبان ابراز نشد. نادیا مراد، بازمانده خشونت جنسی داعش علیه ایزدیهای عراق، در ۲۰۱۸ جایزه را با دنی موکوگه، پزشک کنگویی فعال در درمان قربانیان خشونت جنسی، تقسیم کرد. در ۲۰۲۱ نیز ماریا رسا، روزنامهنگار فیلیپینی، همراه دمیتری موراتوف، روزنامهنگار روس، برای دفاع از آزادی بیان انتخاب شد. این دو جایزه مشترک نشان میدهند تفاوت اصلی همیشه میان زنان و مردان نیست؛ افراد با جنسیتهای متفاوت میتوانند در یک حوزه، دستاوردهایی مکمل داشته باشند. ناوی پیلای نمونه دیگری از تغییر معنای دستاورد صلح است. مشارکت او در دادگاه کیفری بینالمللی رواندا، به تثبیت این اصل کمک کرد که تجاوز و خشونت جنسی میتوانند در شرایط مشخص مصداق نسلکشی باشند. چنین دستاوردی یک آتشبس فوری ایجاد نمیکند، اما سابقهای حقوقی به وجود میآورد که در رسیدگی به جنایات بعدی قابل استفاده است.
آنگ سان سوکی؛ جنجالیترین تناقض
کمتر پروندهای به اندازه آنگ سان سوکی محدودیتهای نوبل صلح را آشکار کرده است. او در سال ۱۹۹۱ به پاس مبارزه بدون خشونت برای دموکراسی در میانمار جایزه گرفت. سالها حبس خانگی و مقابله با حکومت نظامی، سوکی را به نمادی جهانی تبدیل کرد. با این حال، پس از ورود به ساختار قدرت، واکنش او به سرکوب گسترده اقلیت مسلمان روهینگیا انتقادهای شدیدی برانگیخت. در دسامبر ۲۰۱۹، سوکی شخصا در دیوان بینالمللی دادگستری حاضر شد و از موضع دولت میانمار در برابر اتهام نسلکشی دفاع کرد. او ادعاهای مطرحشده علیه کشورش را ناقص و گمراهکننده خواند. نکته کمتر دیدهشده، حضور ناوی پیلای بهعنوان قاضی موقت در همان پرونده بود؛ قاضیای که به معرفی گامبیا در رسیدگی مشارکت داشت. یک زن برنده نوبل صلح از موضع دولت متهم دفاع میکرد و زنی که بعدها همان جایزه را گرفت، در جایگاه قضاوت حضور داشت.
این تقابل حقوقی بهخودیخود اثباتکننده اتهام علیه میانمار نیست، اما فاصله میان اعتبار تاریخی یک جایزه و تصمیمهای بعدی صاحب آن را آشکار میکند. آیا نوبل سوکی باید پس گرفته میشد؟ پاسخ مقررات جایزه منفی است. کمیته نوبل تصریح کرده که اساسا سازوکاری برای لغو جایزه وجود ندارد و انتخاب هر برنده بر پایه فعالیتهای او تا زمان اعلام نتیجه انجام میشود، نه رفتار احتمالیاش در دهههای بعد.
این مشکل فقط به زنان محدود نمیشود. آبی احمد، نخستوزیر اتیوپی، در سال ۲۰۱۹ به دلیل توافق صلح با اریتره نوبل گرفت، اما یک سال بعد جنگ تیگرای آغاز شد و کشور با بحرانی انسانی روبهرو شد. کمیته نوبل در سال ۲۰۲۲ تأکید کرد انتخاب او بر پایه اقدامات و امیدهای موجه سال ۲۰۱۹ بوده است؛ هرچند بهعنوان برنده مسئولیت ویژهای برای پایاندادن به جنگ دارد. باراک اوباما نیز در سال ۲۰۰۹ کمتر از هشت ماه پس از آغاز ریاستجمهوری جایزه گرفت؛ انتخابی که به دلیل اتکای بیشتر به وعدهها و ابتکارهای دیپلماتیک و نفوذ جریان رسانهای و آکادمیک حامی او، از همان ابتدا عجیب و بحثبرانگیز بود. بنابراین، جنسیت توضیحدهنده اصلی فاصله میان دستاورد اولیه و کارنامه بعدی برندگان نیست؛ زمان انتخاب و میزان تحقق یا پایداری صلح نیز اهمیت دارند.
ماچادو و مدالی که به ترامپ رسید
برنده سال گذشته نیز از جنجال دور نماند. ماریا کورینا ماچادو در ۲۰۲۵ برای مبارزه با حکومت نیکلاس مادورو در ونزوئلا و تلاش برای گذار دموکراتیک جایزه گرفت، اما در ژانویه ۲۰۲۶ مدال خود را در دیداری در کاخ سفید به دونالد ترامپ اهدا کرد.
این اقدام واکنشهایی برانگیخت و کمیته نوبل توضیح داد مالکیت فیزیکی مدال میتواند تغییر کند، اما عنوان برنده قابل انتقال نیست و جایزه همچنان به نام ماچادو باقی میماند. این ماجرا نیز نشان داد نوبل لزوما پایان یک مبارزه سیاسی نیست و جایگاه برنده میتواند پس از دریافت آن، در روابط و محاسبات تازه سیاسی به کار گرفته شود.
افزایش زنان برنده نوبل صلح واقعیتی آماری است، اما شواهد برای اثبات برتری ذاتی زنان در صلحسازی کافی نیست. در مقابل، پژوهشهای مربوط به مذاکرات صلح نشان میدهد مشارکت مؤثرتر زنان و شبکههای اجتماعی میتواند با توافقهای بادوامتری همراه باشد. تفاوت مهم دیگر، گسترش مفهوم صلح از توافق میان دولتها به حقوق بشر، عدالت کیفری، آموزش و آزادی رسانه است؛ حوزههایی که زنان برنده در برجستهکردن آنها نقش داشتهاند. انتخاب پیلای در ادامه همین تحول قرار میگیرد. با این حال، تاریخ سوکی، آبی احمد و اوباما یادآوری میکند که نوبل صلح نه گواه بیخطایی برندگان است و نه تضمین تحقق صلح؛ این جایزه بیش از هر چیز، داوری اغلب تحت تأثیر نفوذ رسانهای و درباره دستاوردها و امیدهای یک مقطع تاریخی است؛ داوریای که اعتبار آن با گذشت زمان دوباره آزموده میشود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.