سفر فیدان به ابوظبی؛ تلاش ترکیه برای تقویت نقش میانجی در منطقه
سفر اخیر هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه به ابوظبی، از رویدادهای دیپلماتیک خاصی بود که توجه بسیاری از تحلیلگران را به سوی خود جلب کرد. او تنها یک روز پس از دیدار 6 ساعته بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی با مقامات امارات، مهمان ابوظبی بود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سفر اخیر هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه به ابوظبی، از رویدادهای دیپلماتیک خاصی بود که توجه بسیاری از تحلیلگران را به سوی خود جلب کرد. او تنها یک روز پس از دیدار ۶ ساعته بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی با مقامات امارات، مهمان ابوظبی بود.
فیدان در روز ۲۸ سپتامبر، بلافاصله پس از برنامههای مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، وارد ابوظبی شد و با محمد بن زاید رئیس امارات، منصور بن زاید معاون و رئیس دفتر و همچنین با طحنون بن زاید مشاور امنیت ملی امارات دیدار کرد. با توجه به این که فیدان با این سه مقام دیدار کرده، میتوان گفت: دستور کار فقط «روابط اقتصادی و دوجانبه» بین ترکیه و امارات نیست.
برخی از اخبار تایید نشده حاکی از این است که در دیدار نخست وزیر رژیم صهیونیستی با رئیس امارات در ابوظبی، نمایندگانی از عربستان، اردن و مراکش هم حضور داشتهاند.
اما در هر حال، محور گفتگوهای فیدان نیز شباهتهایی با دیدار نتانیاهو داشته و بر سر موضوعاتی نظیر ایران، تنگه هرمز، انصارالله و باب المندب، گفتگو صورت گرفته است.
در این میان، رسانههای صهیونیستی به دنبال القای تصویری هستند که در آن، ابوظبی مانند یک اتاق ملاقات ویژه منطقهای دیده شود. این رسانهها میگویند: با توجه به این که هاکان فیدان وزیر کنونی امور خارجه ترکیه قبلاً رئیس سرویس اطلاعاتی میت بوده، هنوز هم ترکیب همفکریهای او با شیخ طحنون درباره مسائل امنیتی منطقه، شایان توجه است.
مساله ترکیه، فقط انرژی نیست
رسانههای استانبول و آنکارا در هفتههای اخیر بر این موضوع تمرکز کردهاند که تداوم وضعیت کنونی تنگه هرمز و منطقه، هزینههای واردات انرژی را برای دولت ترکیه به شکل چشمگیری بالا برده و دستگاه دیپلماسی به دنبال راهکارهایی است که به توافق بین تهران و واشنگتن، کمک کند.
حتی برخی از رسانهها، بدون اتکا به منبع موثق، مدعی شدند که فیدان در سفر به ابوظبی، حامل پیامی از تهران بوده و میخواهد به عنوان میانجیگر، نقش ایفا کند.
از دیگر سو، امارات نیز مانند ترکیه، خواهان بازگشت شرایط عادی در تنگه هرمز است. مؤسسه صهیونیستی موسوم به مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) در تحلیلهای اخیر خود به این اشاره کرده که «هرمز فقط مسئله نفت نیست، مسئله اتصال اقتصادی کل خلیج فارس به جهان است. در این میان، امارات که نسبت به سایر کشورهای خلیج فارس امکان بیشتری برای دور زدن هرمز دارد، هنوز بهشدت آسیبپذیر است و بندر جبلعلی و شبکه تجاری دبی بهشدت به باز بودن هرمز وابستهاند. ابوظبی، دنبال معماری امنیتیای است که احتمال بستهشدن دوباره هرمز را کاهش دهد».
اگر چه هزینههای واردات انرژی برای ترکیه به شدت بالا رفته و متحمل خسارات قابل توجهی شده، اما واقعیت این است که مساله آنکارا فقط نرخ انرژی نیست و در سفر فیدان نیز، باید لایههایی را جستجو کرد که مبتنی بر تلاش مضاعف ترکیه برای ایفای نقش منطقهای است.
حالا مدتهاست که ترکیه متوجه شده نمیتواند در قد و قواره یک هژمون منطقهای ظاهر شود و بهتر است تخم مرغ هایش را در سبد میانجیگری دیپلماتیک بچیند.
به عبارتی دیگر، ترکیه نمیتواند هرمز را باز کند. ولی به زعم خودش، میتواند در همراهی و تعامل با ایران، امارات، قطر، عربستان و آمریکا و حتی در سطحی غیرمستقیم در تماس با اسرائیل، برای ایفای نقش میانجیگری، توان و ظرفیت خود را به نمایش بگذارد و چنین پیامی ارسال کند: ترکیه یکی از معدود بازیگرانی است که همزمان با ایران و کشورهای عربی و آمریکا کانال ارتباطی دارد.
این یعنی، ترکیه علاوه بر امتیاز ژئوپولیتیک، از مزیتی برخوردار است که میتوان آن را گشوده بودن کانال ارتباطی با همه دانست. البته در این سپهر دیپلماتیک، همفکری کاملی بین عناصر عربی وجود ندارد و به وضوح میتوان دید، روابط عربستان و امارات، شباهتی به ادعای «بلوک یکپارچه خلیج فارس» ندارد.
چرا که رقابت ریاض و ابوظبی افزایش یافته و این مسئله برای رژیم اسرائیل مشکل ایجاد میکند؛ زیرا اسرائیل ترجیح میدهد کشورهای عربی که نگرانی مشترک درباره ایران دارند تا حد ممکن هماهنگ باشند. آن هم در شرایطی که عربستان در حال نزدیکتر شدن به ترکیه و قطر است، در حالی که امارات، رابطه امنیتی عمیقتری با اسرائیل دارد.
هاکان فیدان در ماههای اخیر، تلاش کرده تا روابط نزدیکتری با همه کشورهای عربی منطقه برقرار کند. اما در هر حال، خارج از خواست و منافع ترکیه، آن چه به وضوح در تابلوی موازنات منطقه دیده میشود؛ این است که امارات متحده عربی، امکان و مجال بیشتری برای ساخت موازنه دارد.
به نحوی که از یک سو، به دنبال ارتباط مداوم با ترکیه و عربستان سعودی است و از دیگر سو، بیمحابا رژیم صهیونیستی را همچون یک حامی و همراه منطقهای برگزیده است.
تابلوی جنگ و پساجنگ
احمد اردی اُزترک از دانشگاهیان ترکیه، تلاش کرده تا سفر هاکان فیدان به امارات را در یک تابلوی کلان دیپلماسیِ بعد از جنگ ارزیابی کند.
او میگوید: «اگر چه جنگ هنوز تمام نشده، ولی مذاکرات جدیدی در مورد چگونگی مدیریت هزینههای جنگ آغاز شده است. تنگه هرمز چیزی بیش از یک مسیر ترانزیتی است. در نگاه اول، ممکن است مسئله هرمز در مورد از سرگیری عبور کشتیها و عادیسازی جریان انرژی به نظر برسد. با این حال، مسئله واقعی امروز این است که تنگه تحت چه شرایطی باز خواهد شد و ایران تا چه حد پس از باز شدن آن همچنان حرف خود را خواهد زد.
طبق گزارشهای پشت صحنه، تهران ممکن است در مورد هزینههای ترانزیت انعطافپذیرتر باشد، ولی برایش مهم است که کنترل اداری بر تنگه هرمز را حفظ کند. اگر چنین فرمولی پیش برود، ممکن است نتیجهای مهمتر از سود اقتصادی برای ایران به همراه داشته باشد. تهران ممکن است سعی کند بخشی از ظرفیت فشاری را که در طول جنگ داشت، پس از جنگ به یک موقعیت سیاسی تبدیل کند».
اُزترک درباره سفر فیدان نیز میگوید: «دادههایی نداریم که اثبات کند، فیدان برای میانجیگری درباره تنگه هرمز به امارات سفر کرد. ولی در هر حال، زمانبندی مهم است. آنکارا تماسهای امنیتی و دیپلماتیک خود را با بازیگرانی مانند عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی و پاکستان افزایش داده و نمیخواهد از نظم پس از جنگ، کنار گذاشته شود.
ترکیه ممکن است در مرکز کانالهای میانجیگری مستقیم مانند قطر یا عمان نباشد، ترکیه نمیتواند ایران را مجبور به عقبنشینی در تنگه هرمز کند، نمیتواند به طور یکجانبه سیاست فشار اقتصادی واشنگتن را تغییر دهد و نمیتواند ترجیحات امنیتی کشورهای خلیج فارس را تعیین کند. ولی ترکیه مزیت دیگری دارد: میتواند به طور همزمان، با ناتو، کشورهای خلیج فارس، پاکستان، عراق و ایران صحبت کند.
قدرت ترکیه نه از تسلط بر یک میز، بلکه از توانایی آن در دسترسی به میزهای مختلف ناشی میشود. بنابراین، تفسیر نقش آنکارا به عنوان یک نیروی پیوند دهنده به جای تلاش برای هژمونی منطقهای معنادارتر است. این یعنی بازیگری با دسترسی بالا، اما داشتنِ ظرفیت محدود برای تحمیل اراده».
در پایان باید گفت: ترکیه بر مبنای سیاست خارجی عملگرایانه، رویکردهای متفاوتی در قبال کشورهای عربی منطقه در پیش گرفته، اما پس از مشارکت با عربستان سعودی و پاکستان در ائتلاف دفاعی مکه، حالا نمیتوان به وضوح از این مساله سخن گفت که نحوه تنظیم روابط ترکیه با کشورهای متفاوتی مانند عربستان، امارات، قطر و مصر، دقیقاً به چه شکلی تنظیم خواهد شد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.