ارنست مونیز، مذاکرهکننده پیشین هستهای آمریکا:
جنگ تمامعیار علیه ایران یک اشتباه بزرگ بود/ ایران «مزیت زمین خودی» دارد
بازگشت به توافق ۲۰۱۵ بسیار دشوار شده است
ارنست مونیز، وزیر پیشین انرژی آمریکا و از معماران اصلی برجام، در گفتوگو با فایننشال تایمز، جنگ تمامعیار با ایران را «یک اشتباه بزرگ» توصیف کرد و گفت تهران در این درگیری از «مزیت زمین خودی» برخوردار است؛ او هشدار داد که فروپاشی اعتماد میان دو طرف، احیای بسیاری از سازوکارهای توافق هستهای ۲۰۱۵ را بسیار دشوار کرده و احتمال دستیابی به یک توافق پایدار را کاهش داده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
جیمی اسمیت، دبیر بخش انرژی ایالات متحده در روزنامه فایننشال تایمز، در گزارشی از گفتوگوی خود با ارنست مونیز، وزیر پیشین انرژی آمریکا و از مذاکرهکنندگان ارشد توافق هستهای سال ۲۰۱۵، به بررسی جنگ ایران، آینده مذاکرات هستهای و چشمانداز روابط تهران و واشنگتن پرداخت و نوشت: من زودتر برای صرف ناهار به «بامبِی کلاب» میرسم، یکی از رستورانهای پرقدرت واشنگتن که در فاصله کمی از کاخ سفید واقع شده است. یکی از کارکنان در حالی که مرا از میان سالن غذاخوری کمنور به سمت محوطهای خصوصی پشت یک دیوار شیشهای هدایت میکند، به عکسهای جورج اچ. دابلیو. بوش و بیل کلینتون اشاره میکند؛ رئیسجمهورهای پیشینی که در این مکان غذا خوردهاند، رستورانی که جیکیو هند آن را یکی از هفت رستوران برتر هندی در خارج از هند میداند. من اینجا هستم تا با ارنست مونیز ملاقات کنم، فیزیکدان هستهای که در دوران باراک اوباما به عنوان وزیر انرژی ایالات متحده خدمت کرد و یکی از معماران کلیدی توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میان ایران و قدرتهای جهانی یعنی آمریکا، بریتانیا، روسیه، آلمان، فرانسه، چین و اتحادیه اروپا بود. این توافق ۱۵۹ صفحهای که با دقت تنظیم شده بود و هدف آن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بود، پس از نزدیک به دو سال مذاکره در ژانویه ۲۰۱۶ اجرایی شد. این توافق دوام نیاورد، اگرچه بازرسان بینالمللی اعلام کردند که ایران تا پیش از خروج آمریکا، تا حد زیادی به مفاد آن پایبند بوده است.
دونالد ترامپ در ماه مه ۲۰۱۸، در اولین دوره ریاستجمهوری خود، آمریکا را از این توافق خارج کرد و مدعی شد که این یک «توافق وحشتناک و یکجانبه» است که با ارائه لغو تحریمها، تهران را ثروتمند کرده و مانع از دستیابی آن به سلاح هستهای نمیشود. آن تصمیم، هر دو کشور را در مسیر جنگ کنونی قرار داد؛ جنگی که در ۲۸ فوریه شعلهور شد و باعث شوک اقتصادی جهانی گردید، جان هزاران ایرانی را گرفت و خطر آغاز مسابقه تسلیحات هستهای منطقهای را به همراه دارد.
مونیز که نقش برجستهای در دو اندیشکده واشنگتنی در حوزه انرژی و تهدیدات هستهای ایفا میکند، قرار است اواخر این ماه در برنامه کنگره مؤسسه آسپن در سوارد، آلاسکا، جزئیات پیشنهادی برای عصر جدیدی از همکاریهای انرژی هستهای در خاورمیانه را تشریح کند. من مشتاقم بدانم آیا با توجه به مشکلات دولت ترامپ در مذاکره با تهران و امضای توافق هستهای غیرنظامی آمریکا و عربستان در ماه گذشته که برخی کارشناسان از جمله مونیز هشدار میدهند فاقد پادمانهای مناسب است، این پیشنهاد میتواند به الگویی برای توافقی جهت پایان دادن به جنگ ایران تبدیل شود؟ چه کسی تصمیم میگیرد؟ آیا یک فرد ثروتمند مانند ایلان ماسک تصمیم میگیرد که مقداری آئروسل به [جو] پرتاب کند و به جهنم که چه بلایی سر شما میآید؟
در حالی که به منو فکر میکنم، با ورود مونیز به رستوران و شروع گفتگو با کارکنانی که به وضوح از مراجعات قبلی به خوبی میشناسد، هیاهویی میشنوم. این دانشمند ۸۱ ساله با موهای نقرهای-خاکستری بلندش که جان استوارت، مجری تلویزیون، زمانی به شوخی گفته بود او را شبیه یکی از «پدران بنیانگذار واقعی» آمریکا کرده است، به راحتی قابل تشخیص است. او در حالی که به گوشهای از رستوران اشاره میکند که در آنجا مرتباً از مقامات روسی پذیرایی میکرد تا در مورد تلاشها برای حفاظت از زرادخانه هستهای آنها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در پایان جنگ سرد گفتگو کند، میگوید: «آنجا، درست کنار آن گیاهان، همیشه میز من بود.»
آن گفتگوها زمانی انجام شد که مونیز معاون وزیر انرژی در دولت کلینتون بود، اما وقتی اوباما او را در سال ۲۰۱۳ به عنوان وزیر انرژی منصوب کرد، مذاکرات با ایران بود که بیشتر وقت او را گرفت. برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) محدودیتهایی را برای برنامه هستهای ایران تعیین کرد و نظارتهای دقیقی را برای راستیآزمایی پایبندی اعمال نمود. وقتی از مونیز پرسیده میشود که آیا اگر برجام پابرجا بود، جنگ امسال رخ میداد، او با قاطعیت میگوید: «اوه، قطعاً نه. این محدودیت بود که ایران نباید بیش از ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده داشته باشد و غنای آن نیز نباید از ۳.۶۷ درصد فراتر رود. در عوض، البته، آنها [اکنون] ۱۰ تن اورانیوم غنیشده دارند، از جمله نزدیک به نیم تن اورانیوم با غنای ۶۰ درصد...» او میگوید: «بنابراین [تا زمان بمباران سایتهای هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵] آنها از قبل مواد لازم برای ساخت چندین بمب را در اختیار داشتند.»
مونیز هشدار میدهد که مخاطرات در مناقشه ایران برای امنیت منطقه، عدم اشاعه هستهای و جان آمریکاییها بهطور استثنایی بالاست. او برای اثبات نکته خود، در تلفن همراهش جستجو میکند و نسخهای از نامهای دستنویس را مییابد که مادر یکی از خلبانان نیروی دریایی آمریکا، اندکی پس از امضای توافق هستهای ایران، برای اوباما، جان کری وزیر امور خارجه و مونیز فرستاده بود. او از این سه نفر تشکر میکند که با «فرصت دادن به دیپلماسی»، شرایط را برای پسرش که در منطقه مستقر بود، «بسیار امنتر» کردهاند.
جنگ کنونی که اکنون در ششمین ماه خود قرار دارد، تاکنون جان ۱۸ تن از نیروهای نظامی آمریکا را گرفته و بیش از ۶۰۰ نفر را مجروح کرده است.
پیش از آنکه به جزئیات مناقشه بپردازیم، پیشخدمت منو را برای ما توضیح میدهد. مونیز پیشنهاد میکند که به عنوان پیشغذا، «کِیل چات» ترد را با هم شریک شویم. او برای غذای اصلی خود یک «تالی» سبزیجات انتخاب میکند و توضیح میدهد که این یک وعده غذایی کامل است که در یک سینی سرو میشود. من هم یک تالی دریایی انتخاب میکنم. هر دو برای همراهی با غذای تند، یک آبجوی کینگفیشر سفارش میدهیم. مونیز میگوید اگر ساعت از ۵ بعدازظهر گذشته بود، یک مارتینی با جین بمبئی سفارش میداد. او میافزاید: «بعد از ساعت ۵، این اصل من است و هرگز آن را زیر پا نمیگذارم.»
مونیز در فال ریور، ماساچوست بزرگ شد؛ شهری که تقریباً نیمی از جمعیت آن ادعای تبار پرتغالی دارند، عمدتاً از جزایر آزور که پیش از مهاجرت پدربزرگ و مادربزرگش به آمریکا، خانه آنها بود. مونیز در مدرسه با تشویق یک معلم پرشور، به فیزیک علاقهمند شد. پدرش که در کارخانه لاستیکسازی محلی فایرستون کار میکرد، او را تشویق کرد که تحصیلات دانشگاهی را دنبال کند و مهندس شود. مونیز با اشاره به پرتاب اولین ماهواره مصنوعی جهان توسط اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۷ که سیاستگذاران آمریکایی را شوکه کرد تا بودجه مسابقه فضایی را تأمین کنند و فرصتهایی را برای دانشجویان بگشایند، میگوید: «من محصول دوران اسپوتنیک هستم.»
مونیز بورسیهای از اتحادیه کارگری پدرش دریافت کرد تا در کالج بوستون فیزیک بخواند. پس از اخذ مدرک دکترا در فیزیک نظری از دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا، او در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) مشغول به کار شد و در سال ۱۹۹۱ به ریاست دانشکده فیزیک رسید. چهار سال بعد، مونیز به عنوان مشاور سیاست علمی رئیسجمهور به دولت کلینتون پیوست.
رهبری علمی آمریکا اکنون توسط چین به چالش کشیده شده است و منتقدان هشدار میدهند که دستور کار «ضد علمی» ترامپ — شامل کاهش بودجه، محدود کردن تحقیقات در مورد تغییرات اقلیمی و حمله به استقلال دانشگاهها و دانشگاهیان — خطر تسریع افول آن را به همراه دارد.
مونیز به انتشار گزارش «علم: عصر طلایی جدید» در ماه گذشته اشاره میکند؛ گزارشی که توسط مایکل کراتسیوس، مشاور علمی کاخ سفید تهیه شده و خواستار اصلاحات بنیادی در بودجهریزی دانشگاهی است. کراتسیوس با توجه به مدارک دانشگاهی محدودش — لیسانس علوم سیاسی و گواهی مطالعات یونانی — انتخابی بحثبرانگیز برای هدایت دفتر سیاست علم و فناوری کاخ سفید بود. او میگوید: «این بسیار بسیار خطرناک است و نمیدانم چگونه از این وضعیت خارج میشویم... تضعیف دانشگاه تحقیقاتی به عنوان یک نهاد، بسیار بسیار مخرب است.»
مونیز میگوید گسترش شبکههای اجتماعی دیدگاههای ضد کارشناسی را دامن زده است، زیرا مردم ترجیح میدهند به جای داورانی که میتوانند اطلاعات را ترکیب و تحلیل کنند، به آنچه میخواهند بشنوند گوش دهند. او میپرسد: «والتر کرونکایت، وقتی به تو نیاز داریم کجا هستی؟»
در حالی که صحبت میکنیم، پیشخدمت یک کاسه کلم پیچ ترد میآورد که روی آن مجموعهای رنگارنگ از چاتنی خرما و تمر هندی، پیاز و ماست ریخته شده است. هر دو لقمههایی از این پیشغذای تند و تیز برمیداریم و سپس از مونیز درباره یکی دیگر از موضوعاتی که در دوران حضورش در کابینه اوباما روی آن کار کرده بود، میپرسم: توافق اقلیمی پاریس که متعهد به محدود کردن افزایش میانگین دمای جهانی به میزان بسیار کمتر از ۲ درجه سانتیگراد بالاتر از سطوح پیش از صنعتی شدن بود. مونیز با اشاره به آتشسوزیهای ویرانگری که تابستان امسال اروپا، کانادا و ایالات متحده را درنوردید، میگوید: «فکر میکنم آب و هوای شدید در نهایت نقطه عطفی برای ایالات متحده خواهد بود تا واقعاً به یک سیاست منسجم دست یابد.» او میافزاید: «فکر میکنم ما به طور چشمگیری از آن اهداف [پاریس] فراتر خواهیم رفت.»
من نمیتوانم حتی یک معیار را تصور کنم که بر اساس آن بتوان گفت ایالات متحده در مسابقه الکترون از چین جلوتر است. مونیز پیشبینی میکند که راهحلهای مهندسی زمین - مانند شلیک ذرات معلق (آئروسل) به جو برای بازتاب نور خورشید جهت کاهش دما - مورد نیاز خواهد بود و دولتها باید بودجه تحقیقات را تأمین و آن را تنظیم کنند.
مونیز میگوید ممکن است پیامدهای پرخطری وجود داشته باشد که در الگوهای آب و هوایی و تولید مواد غذایی اختلال ایجاد کند. او میگوید: «چه کسی تصمیم میگیرد؟ آیا یک فرد ثروتمند مانند ایلان ماسک تصمیم میگیرد که مقداری آئروسل به بالا شلیک کند و به جهنم که چه اتفاقی برای شما میافتد؟ یا ایالات متحده تصمیم میگیرد و سپس اروپا میگوید که فکر میکند این ایده بدی است؟ ما معتقدیم که این تصمیمات نیازمند برنامههای بینالمللی هماهنگ است.»
اعتبار طرفداری از اقلیم مونیز توسط فعالان محیطزیست به چالش کشیده میشود؛ کسانی که او را به دلیل پذیرش بودجه از صنعت نفت و سپس همکاری در تألیف تحقیقاتی مانند گزارش سال ۲۰۱۱ امآیتی که استدلال میکرد گاز طبیعی یک سوخت انتقالی است، «آکادمیسینِ فرکینگ» (frackademic) مینامند. وقتی از او خواسته میشود از حمایتش از یک سوخت فسیلی دفاع کند، میگوید: «هیچکس نمیتواند این واقعیت را انکار کند که بیشتر پیشرفتهایی که ایالات متحده در زمینه اقلیم داشته، ناشی از تغییر از زغالسنگ به گاز بوده است.» اما او در مورد حمله دولت ترامپ به انرژیهای تجدیدپذیر، که شامل پرداخت میلیاردها دلار به شرکتها برای متوقف کردن مزارع بادی فراساحلی است، بسیار تند و انتقادی صحبت میکند. او هشدار میدهد که عدم اتخاذ یک استراتژی انرژی که شامل انرژیهای تجدیدپذیر، گاز و هستهای باشد، خطر واگذاری آینده انرژی و هوش مصنوعی به چین را به همراه دارد. او میگوید: «دولت مرتکب اشتباه وحشتناکی میشود... من نمیتوانم حتی یک معیار را تصور کنم که بر اساس آن بتوان گفت ایالات متحده در مسابقه الکترون از چین جلوتر است.»
وقتی اشاره میکنم که جو بایدن، رئیسجمهور سابق، تأییدیهها برای پایانههای گاز طبیعی مایع را متوقف کرد و شرکتها نگرانند که پیروزی دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ بتواند حملات به این صنعت را احیا کند، مونیز میگوید که پایان دادن به سیاستهای حزبی ضروری است. «دموکراتها باید فضا را گسترش دهند - 'همه موارد فوق'، به جای اینکه بگویند نه نفت، نه گاز. واقعیت این است که ما بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز در جهان هستیم. و علاوه بر این، همانطور که بسته شدن تنگه هرمز نشان داده است... جهان به آنچه ما میتوانیم ارائه دهیم نیاز دارد.»
غذاهای اصلی ما در دو سینی نقرهای پیچیده میرسند که هر کدام شامل مجموعهای از کاریها و سسها و یک کاسه نان نان است. مونیز در حالی که مشغول خوردن سبزیجات، پنیر و عدس در سینی خود است، میگوید: «طعمهای عالی.» تالی من هم مشابه است، اگرچه یک تکه کوچک ماهی کبابی در وسط سینی دارد. در حالی که جرعهای از نوشیدنی کینگفیشر مینوشم، از مونیز درباره شانس ترامپ برای دستیابی به توافقی بهتر با ایران نسبت به آنچه اوباما در سال ۲۰۱۵ به دست آورد، میپرسم.
مونیز میگوید که هرگز شخصاً با ترامپ ملاقات نکرده است، با وجود اینکه در سال ۲۰۱۵ به عنوان مهمان در همان قسمت از برنامه تلویزیونی استیون کولبر حضور داشت که ترامپِ آن زمان، به عنوان نامزد ریاستجمهوری در آن شرکت کرده بود. در طول برنامه، ترامپ نسخهای از کتاب دهه ۱۹۸۰ خود با عنوان «ترامپ: هنر معامله» را با این پیام امضا کرد: «ارنست عزیز، دفعه بعد موفقتر باشی»، که اشارهای به توافق هستهای ایران بود که مونیز در حال تبلیغ آن برای عموم و سیاستمداران بود.
اعتماد مسئله بزرگی خواهد بود... بازگشت به بسیاری از مفاد توافق سال ۲۰۱۵ بسیار دشوار خواهد بود. او وقتی درباره ماجرای کولبر از وی سوال میشود، لبخندی میزند و سپس میافزاید که تصمیم ترامپ برای پیگیری جنگ تمامعیار با ایران «یک اشتباه بزرگ» بوده و ایالات متحده را در بنبستی قرار داده که فرار از آن دشوار خواهد بود. مونیز که به شوخی میگوید ترامپ احتمالاً سزاوار جایزه صلح نوبلی است که اینقدر مشتاق آن است، چرا که ادعا کرده هشت بار جنگ ایران را پایان داده، میگوید: «باید ببینیم عاقبت این ماجرا چه میشود، اما فکر میکنم دوست دارم عکسی از آن [کتاب امضا شده] برایش بفرستم، چون دفعه بعد نوبت او بود.»
او میگوید: «ایران از مزیت زمین خودی برخوردار است. و مزیت زمین خودی برای ما در ویتنام و افغانستان چندان خوب عمل نکرده است.»
افزایش قیمت بنزین باعث شده است که محبوبیت ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای در ماه نوامبر به پایینترین حد خود برسد و فشار بر رئیسجمهور برای مذاکره جهت رسیدن به یک توافق افزایش یابد. اما مونیز فکر میکند که شانس با او یار نیست. او میگوید: «اعتماد مسئله بزرگی خواهد بود و این یکی از دلایلی است که فکر میکنم بازگشت به بسیاری از مفاد توافق سال ۲۰۱۵، مانند راستیآزمایی، بسیار بسیار دشوار خواهد بود.»
مونیز با ایجاد رابطهای نزدیک با علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران و دانشجوی سابق امآیتی، به نهایی شدن توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵ کمک کرد. در ژوئیه ۲۰۲۵، مونیز در دهمین سالگرد امضای برجام برای صالحی نامهای نوشت. اما زمانی که به صالحی گفت ایران با تولید اورانیوم غنیشده تا سطحی که تنها یک گام با آنچه برای ساخت چندین بمب در صورت تمایل لازم است فاصله دارد، «اشتباه بزرگی» مرتکب شده، ارتباطات قطع شد؛ اقدامی که مونیز به او گفت از خط قرمز عبور کرده و منجر به بمباران تأسیسات هستهای این کشور توسط ایالات متحده و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ شد.
مونیز میگوید: «وقتی از خط قرمز عبور کنی، اتفاقات ناگواری رخ میدهد» و میافزاید که این «حمله جراحی» امکان مذاکره با ایرانیها را باز گذاشت. اما او میگوید جنگ تمامعیاری که ترامپ و بنیامین نتانیاهو در ماه فوریه آغاز کردند، این کار را بسیار دشوارتر کرده است.
مونیز میگوید بعید است که یک توافق محدود صرفاً با ایران در حال حاضر پایدار بماند. در عوض، او طرح جایگزینی را برای ایجاد یک چرخه سوخت انرژی هستهای منطقهای پیشنهاد میکند که شامل ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی باشد. این کشورها تنها با هم و نه به صورت انفرادی، زنجیره تأمین سوخت خواهند داشت که نگرانیهای مربوط به اشاعه هستهای را محدود میکند.
مونیز با اشاره به شرکتی که دفتر مرکزی آن در لندن است و یکسوم آن متعلق به دولت بریتانیا، یکسوم متعلق به دولت هلند و یکسوم نهایی به طور مساوی متعلق به دو شرکت بزرگ برق آلمانی، ایآن (Eon) و آردبلیوئی (RWE) است، میگوید: «ایده این است که شما این چرخه سوخت را توزیع کنید، که به احتمال زیاد از طریق یک نهاد شرکتی خواهد بود. مشابه آن، که در مقاله خود آوردهام، یورنکو (Urenco) است.»
او میگوید این کار نگرانیهای مربوط به توافق هستهای اخیر آمریکا و عربستان را برطرف میکند، توافقی که منتقدان اشاره میکنند به نظر نمیرسد دارای قوانین سختگیرانه راستیآزمایی مستقلی باشد که در توافق سال ۲۰۱۵ ایران برای رفع نگرانیهای اشاعه هستهای گنجانده شده بود.
بهویژه یک «پروتکل الحاقی» که به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی امکان میداد تا برای اطمینان از پایبندی تهران، در کوتاهترین زمان به هر تأسیساتی، چه اعلامشده و چه اعلامنشده، دسترسی داشته باشند. او میگوید: «صادقانه بگویم، توافقی که در آن غنیسازی بدون راستیآزمایی باشد، تا حدودی بیمعناست.»
مونیز که ریاست مشترک «ابتکار تهدید هستهای» - یک اندیشکده با هدف کاهش خطرات ناشی از فناوریهای هستهای، بیولوژیکی و سایر فناوریها برای بشریت - را بر عهده دارد، هشدار میدهد که خطر جنگ هستهای یا یک حادثه اتمی، اکنون بیش از هر زمان دیگری از زمان بحران موشکی کوبا در دهه ۱۹۶۰ است. او از روسیه و اوکراین، خاورمیانه، هند و پاکستان، و کره شمالی به عنوان تهدیدهای اصلی یاد میکند.
به گفته مونیز، همکاری بینالمللی در حل مسائل مربوط به عدم اشاعه و تغییرات اقلیمی حیاتی است، اما تغییرات عظیم در سیاستها در دوران دولت ترامپ و روند رو به رشد سیاستهای حزبی، یافتن راهحلها را دشوار کرده است. مونیز میگوید: «ما اکنون سوار بر یک ترن هوایی هستیم و این ترن هوایی و عدم قطعیتی که ایجاد میکند، ما را از بسیاری جهات از پا در میآورد.»
در حالی که صورتحساب را پرداخت میکنم، از مونیز میپرسم که آیا پیروزی دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ به ایالات متحده امکان میدهد تا اعتماد متحدان اروپایی و آسیایی خود را بازگرداند و برای مقابله با چالشهای جهانی اجماع ایجاد کند. او میگوید: «فکر نمیکنم این ممکن باشد... مهم نیست چه کسی در سال ۲۰۲۸ پیروز شود، زیرا هنوز نمیدانید که آیا این فقط یک رفتار نوسانی خواهد بود یا خیر. شما به دو، سه رئیسجمهور پیاپی نیاز دارید که دیدگاههای ثابتی داشته باشند.» او میافزاید: «این وضعیت یویو مانند، در واقع با پیروزی ترامپ [در سال ۲۰۱۶] آغاز شد و به نظر من، حداقل تا سال ۲۰۴۰ ادامه خواهد داشت.»
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.