|

از میمنت و نحوست یک روز؛ ٢۴ اَسَد/مُرداد به کدام روایت؟!

رضا عطایی . کارشناسی‌ارشد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران

 

 

 

مخالفان یا تکفیرکنندگان طالب و امارت اسلامی، ٢۴ اَسَد/مُرداد (مصادف با ١۵ آگوست) را "یَومُ‌النَّحس" و روز نکبت و سیاهی افغانستان می‌دانند و روایتمی‌کنند که بعد از بیست سال یک نظام پوشالی فرو پاشید در حالی که کیست که نداند زُعما و شِبه‌بزرگانی که امروزه به "اپوزیسیون طالبان" در قصی‌نقاط جهان شُهره و فراری‌اند خود بزرگ‌ترین عامل در فروپاشی آن نظام توخالی و از دست دادن آن فرصت بیست ساله‌اند که علاوه بر خودشان مردمانی را نیز آواره و پناهنده کشورهای دور و نزدیک نمودند.در طرف مقابل مدافعان یا تطهیرکنندگان طالب و امارت اسلامی، با تعابیری هم‌چون "روز استقلال‌ و آزادی کشور" و غیره آن‌چنان این روز را روایت و تصویر می‌کنند انگار به قدرت رسیدن مجدد آن جریان در فضای افغانستان معجزه الهی بوده و این روز "یَوم‌ُالله"ست و این جریان واقعا یک جریان بومی و اصیل کشور است، تازه اگر نگوییم "تنها جریان اصیل منطقه". گذشته از شک و تردیدهای مهمی که در خصوص ماهیت طالبان وجود دارد. واقعیات افغانستان در سال‌روز پنجمین سال به قدرت رسیدن این جریان خود به تنهایی گواه است که افغانستان در چه وضعیتی به سر می‌برد و چنان‌چه انتحاری‌کنندکان دیگر خودتَرکانی نمی‌کنند و از بخت بلندشان چندان جریان قدرت سیاسی اپوزیسیونی هم مقابل‌شان در داخل و خارج افغانستان وجود ندارد؛ این‌ها توجیهات مناسبی نَه برای امنیت داخلی کشور و نَه مشروعیت و ادامه بقا و استمرارشان نیست.با این حال ٢۴ اَسَد/مُرداد همچون ٢۴ سرطان/تیر و ٧ ثَور/اریبهشت بدون تردید در زمره مهم‌ترین روزهای تاریخ افغانستانِ معاصر است که می‌بایست هرچه بیشتر در کم و کیف وقوع و زمینه‌ها و ریشه‌های آن اندیشید.یکی از پیامدهای سقوط نظام مرسوم به جمهوریت در افغانستان و سربرآوردن دوباره طالبان، به وجود آمدنِ دوگانه بسیار انحرافی و گم‌راه‌کننده تطهیر یا تکفیرِ طالبان بوده است که متأسفانه بر فضای فهم تحولات و مسائل افغانستان تا همین امروز، بسیار سایه سنگین انداخته است که زمینه‌های آن را بیشتر از داخل افغانستان، بیشتر در خارج از افغانستان و ناظر به شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی می‌توان ردیابی و ریشه‌شناسی نمود. اما آن‌چه در این میان مهم و شایان توجه هست این است که دوگانه تطهیر-تکفیر طالبان، همان‌طور که بارها درباره‌اش گفته و نوشته‌ام یک دوگانه کاذب در فهم ٢۴ اَسَد/مُرداد ١۴٠٠ هجری خورشیدی و پیامدهای این روز است که چنان‌چه به دام آن گرفتار شویم نمی‌توانیم فهم درستی از افغانستان و روایت آن روز افغانستان داشته باشیم.چهار سال پیش در مصاحبه‌ای مفصل تحت عنوان "نحوه مواجهه با طالبان‌؛ تعامل یا تقابل؟!" که در سایت شعوبا منتشر شده است نظر و نگاهم را در خصوص این دوگانه تعامل یا تقابل تشریح کرده‌ام و کماکان هم بر همان نظر هستم که چنان‌چه جریان حاکم فعلی در افغانستان به حداقل‌هایی از "خرد و عقلانیت حکمرانی" برسد و به بسیاری از اقتضائات سیاست و حکومت در عصر مدرن تن بدهد تعامل با آن، به مراتب عقلانی‌تر از تقابل با آن است.که به تعبیر سروده زنده‌یاد سیداسماعیل بلخی که این شعر را سال ١٣٣۶ در زندان‌ و سیاه‌چاله‌های نظام سلطنتی کابل سروده بود:

سیر پرگار بسی طی شد و دور گیتی / همه‌جا پرتو صبح آمد و شام است این‌جا

مگر از صحنۀ بُستان طبیعت دوریم؟ / پخته شد میوۀ هر کشور و خام است این‌جا

از این مدرسه ناکام روانیم چرا؟ / کام‌جویان همه در جُستن کام است این‌جا

بردگان سرخوش و آزاد به هرجا اما / ملتی بر درِ یک شخص غلام است این‌جا

دیگران را به فلک سبقتِ دانش به دوام / رفتن ما به عقب هم به دوام است این‌جا

e3c146c3-917d-45f9-a634-05aef0526166

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.