آمال خلیل نسخه لبنانی شیرین أبوعاقله؛
خبرنگارانی که به دست اسرائیل ترور میشوند
آمال به همراه زینب فرج عکاس آزاد در حال پوشش تحولات بودند که اسرائیل به یک وسیله نقلیه در پیش روی آنها حمله کرد. پس از حمله به خانهای در آن نزدیکی پناه بردند که آن محل هم مورد حمله قرار گرفت و در آنجا زینب فرج از ناحیه سر زخمی شد و نجات یافت اما آمال شهید شد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
لحظه شنیدن ترور آمال خلیل، خبرنگار لبنانی، در نزدیک شهر الطیری در جنوب لبنان به ناگاه یاد ترور شیرین أبوعاقله در سال ۲۰۲۲ افتادم. او هم در حال فرستادن گزارش به دست اسرائیل کشته شد. همین چند وقت پیش بود که فاطمه فتونی خبرنگار المیادین و علی شعیب یکی از بهترین خبرنگاران جنگ به دست اسرائیل در جنوب لبنان کشته شدند و ترورهای هدفمند اسرائیل علیه راویان حقیقت از غزه تا لبنان ادامه دارد.
آمال به همراه زینب فرج عکاس آزاد در حال پوشش تحولات بودند که اسرائیل به یک وسیله نقلیه در پیش روی آنها حمله کرد. پس از حمله به خانهای در آن نزدیکی پناه بردند که آن محل هم مورد حمله قرار گرفت و در آنجا زینب فرج از ناحیه سر زخمی شد و نجات یافت اما آمال شهید شد. او از ماه اوت ۲۰۰۶ خبرنگار روزنامه لبنانی الأخبار بود اما نتوانست مدت طولانی در بیروت بماند، چراکه به قول خودش جنوب او را صدا میزد.
ترور خبرنگاران برای خاموش کردن حقیقت و سرپوش گذاشتن روی جنایات جنگی اسرائیل است. گفته میشود پیش از ترور آمال خلیل، شخصی به نام «گیدئون گال بن ابراهام» آمال را تهدید به مرگ کرده بود. او در واتساپ به آمال پیام داده بود: «میدانیم کجا هستی. اگر میخواهی سرت روی شانههایت بماند، برو» و بعد به خبرنگار دراپ سایت گفته: «خبرنگاران وابسته به حزبالله محکوم به مرگ هستند».
پیامی که اسرائیل میخواست برساند روشن است: «میدان باید بیشاهد بماند»، اما نتیجه اغلب برعکس است: هر صدایی هدف قرار گیرد، به پژواکی دورتر تبدیل میشود و هر دوربینی شکسته شود، دهها دوربین زاده میشوند.
جنوب لبنان سرشار از قصههایی که با جوهر روایت نمیشوند
اسرائیل عمدا تلاش میکند هر صدایی را که افشاگر اعمالش باشد خاموش کند. جنایت با راکتی که به ماشین آمال خلیل در شهرک طیری اصابت کرد شروع نشد، و با گلولهای که به خانهای که به آن پناه برده بود پایان نیافت، همانگونه که با ترور شیرین پایان نیافت.
امروز، آمال هدف قرار نگرفت به خاطر اینکه در جای اشتباهی بود، بلکه چون دقیقا در جای درستی بود این اتفاق افتاد: جایی که باید دوربین باشد، و جایی که باید رویداد گفته شود و خبر منتقل گردد. آمال صدای مردم جنوب لبنان بود جایی که از اکتبر ۲۰۲۳ آنجا را برای روایت جنگ ترک نکرده بود.
جنگ بر سر شاهدان
ممانعت از رسیدن تیمهای امداد به او، الگویی آشکار را نشان میدهد: تعقیب شاهد، نه فقط ساکتش کردن، بلکه جلوگیری اصولی از نجاتش.
در این زمینه، هدفگیری سیستماتیک خبرنگاران دیگر اتفاقی نیست، بلکه به بخشی از راهبردی گستردهتر تبدیل میشود: خالی کردن میدان از چشمهایی که میبینند و صداهایی که مستند میکنند. در جنوب لبنان، خبرنگار نه به عنوان یک غیرنظامی بیطرف، بلکه به عنوان خطری مستقیم دیده میشود، چون چیزی را حمل میکند که بهراحتی قابل پاک شدن نیست: سند و مدرک.
آمال خلیل سلاحی حمل نمیکرد، اما چیزی را حمل میکرد که برای دشمن آزاردهندهتر است: روایتی واقعی که از قلب رویداد، بیهیچ تحریفی، بیان میشود. در اینجاست که تضاد آشکار نمایان میشود: ماشین نظامیای که قدرت آتش وحشیانه دارد، در برابر خبرنگاری که فقط کلمه و تصویر را دارد؛ چیزی هویدا میشود که دشمن بیشتر از همه از آن میترسد: این که حقیقت جنایتکاری و وحشیگریاش با مدرک قاطع، با کلمه آزاد، با صدا و تصویر مستند شود.
در این میان، صدا تعقیب میشود، دوربین بمباران میگردد، و کسی که میکوشد حقیقت را مستند کند و با همه شجاعتش بگوید: «اینجا اتفاقی افتاد که باید دیده شود»، هدف قرار میگیرد. آمال خلیل به دنبال قهرمان شدن نبود، بلکه به دنبال حقیقت بود.
قانون در یک سو، واقعیت در سوی دیگر
متون بینالمللی در حمایت از خبرنگاران در جریان منازعات مسلحانه روشن هستند و تاکید میکنند که هدف قرار دادن آنها نقض آشکار حقوق بینالملل است. اما این متون، با وجود روشنیشان، ناتوان هستنند.
در مورد آمال خلیل، مانند بسیاری از موارد پیش از او، که در جریان تجاوز اسرائیل به لبنان و غزه، به طور سیستماتیک و عمدی هدف قرار گرفته شدند، به نظر میرسد شکاف نه در نبود قوانین، بلکه در نبود مسئولیتخواهی است که احتمال تکرار را زیاد میکند.
وقتی جنایت تکرار میشود، به روش تبدیل میگردد
وقتی یک خبرنگار یک بار هدف قرار میگیرد، شاید گفته شود «اشتباه» بوده. وقتی هدفگیریها به همان الگو تکرار شود؛ هدف قرار دادن خودروهای رسانهای، تعقیب تا پناهگاهها، ضربه زدن آشکار به غیرنظامیان شاغل در رسانه، جلوگیری از رسیدن تیمهای امداد به آنها، آنگاه موضوع از همه اینها فراتر میرود.
داستان تعقیب آمال
داستان تعقیب آمال خلیل توسط ارتش اشغالگر جدید نیست و به سالهای قبل بازمیگردد، مخصوصا که او از جمله خبرنگارانی بود که تصمیم گرفتند خط رویارویی با دشمن در جنوب را محل استقرار خود قرار دهند. در دوره جنگ پشتیبانی (حرب الاسناد)، خلیل و تعدادی از همکاران در معرض هدفگیری مستقیم از سوی ارتش دشمن قرار گرفتند و گاهی نجات از آتش گلولهها با مترها فاصله محاسبه میشد. در جنگ ۶۶ روزه سال ۲۰۲۴، خانه خانواده خلیل هدف قرار گرفت و او در آن روز با فاصله چند ثانیه از مرگ نجات یافت، هنگام خروج از محلی که هواپیماهای دشمن در تاریخ ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴ با حملات هوایی آن را ویران کرده بودند.
دیروز، آمال سعی کرد به روستای طیری برسد. در راه، یک پهپاد خودرویی را که جلوی او در حرکت بود هدف قرار داد و دو جوان از بنتجبیل به نامهای مختار علی نبیل بزی و محمد ایمن حورانی به شهادت رسیدند. هنگام هدفگیری اول، خلیل ایستاد و از ماشین پیاده شد و به تیمهای امداد در مورد حمله خبر داد و از آنها خواست که برای انتقال شهدا حاضر شوند.
گفته میشود پس از آن دو خبرنگار به مکانی نزدیک یک درخت برای پناه گرفتن نقل مکان کردند. امدادگران میگویند از خلیل خواستند فورا عقبنشینی کند و منطقه را ترک کند، اما به نقل از او، به دلیل وخامت جراحات در خودروی جلویی نتوانست حرکت کند.
و هنگامی که نیرویش را جمع کرد و قصد ترک منطقه را با همکارش زینب فرج داشت، هواپیمای بدون سرنشین بار دیگر حمله کرد و این بار خودروی خلیل را هدف گرفت و آن را کاملا از کار انداخت.
بلافاصله پس از حمله، ارتباط با تیمهای امدادی و ارتش لبنان آغاز شد، پیش از آنکه مأموریت تخلیه دو خبرنگار به هلالاحمر محول شود. هلالاحمر منتظر ماند تا کمیته «مکانیسم» برای حرکت اجازه دهد. در آن هنگام، خلیل با یکی از همکاران تماس گرفت و موضوع را به او اطلاع داد، سپس به همراه فرج به نزدیکی یکی از خانهها پناه برد، در انتظار رسیدن هلالاحمر بود که هنوز اجازه نگرفته بودند به آنجا بیایند.
پس از آن، بیش از نیم ساعت که دشمن از اجازه دادن به رسیدن به محل دو خبرنگار خودداری میکرد و شایع شد که از نیروهای یونیفیل خواسته از جاده عمومی حداثا- بنتجبیل استفاده نکنند، هواپیمای جنگنده اسرائیل به طیری حمله کرد. بعدا مشخص شد خانهای را که دو خبرنگار در آن پناه گرفته بودند هدف قرار داده شد. حدود ده دقیقه پس از آن، هنگامی که دشمن از اجرای هدفش یعنی کشتن خلیل و فرج مطمئن شد، به خودروهای هلالاحمر اجازه حرکت داده شد. گفته میشود جستوجو برای او تا نزدیک نیمهشب ادامه داشت.
آمال داستان کسانی را که در روستاهایشان ماندگار شدند پیگیری کرد؛ روستاهایی که اخبارشان در سراسر جنوب، از رأس الناقوره تا کفرکلا، شبعا و العرقوب پخش شد، و تصاویرشان را به جهان فرستاد.