هاآرتص: سوءاستفاده نتانیاهو از ترامپ؛ این جنگ نتیجه یک رابطه خطرناک بود
روزنامه اسرائیلی هاآرتص در گزارشی تحلیلی نوشت جنگ علیه ایران نه نتیجه یک استراتژی سنجیده آمریکایی، بلکه محصول جدایی دونالد ترامپ از واقعیت جامعه آمریکا و سوءاستفاده بنیامین نتانیاهو از ضعفهای ساختاری کاخ سفید بوده است؛ سوءاستفادهای که به گفته این رسانه، رئیسجمهور آمریکا را به سمت یکی از خطرناکترین تصمیمات تاریخ معاصر سوق داد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
روزنامه اسرائیلی هاآرتص در گزارشی تحلیلی نوشت جنگ علیه ایران نه نتیجه یک استراتژی سنجیده آمریکایی، بلکه محصول جدایی دونالد ترامپ از واقعیت جامعه آمریکا و سوءاستفاده بنیامین نتانیاهو از ضعفهای ساختاری کاخ سفید بوده است؛ سوءاستفادهای که به گفته این رسانه، رئیسجمهور آمریکا را به سمت یکی از خطرناکترین تصمیمات تاریخ معاصر سوق داد.
روزنامه اسرائیلی هاآرتص در گزارشی مفصل به موضوع چگونگی آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخت. این روزنامه در این خصوص نوشت: ترامپ در کاخ سفید با حلقهای از چاپلوسان احاطه شده و از واقعیت افکار عمومی آمریکا فاصله گرفته است. بر این اساس، بسیاری از آمریکاییها معتقدند نتانیاهو از وضعیت انزوای ترامپ سوءاستفاده کرده است.
این روزنامه افزود: در دوره قبلی ریاستجمهوری ترامپ، هنوز افرادی در اطراف او بودند که مانع اجرای برنامههای توهمآلودش میشدند، اما اکنون که او با حلقهای از وفاداران احاطه شده و دغدغه انتخاب مجدد را ندارد، بنابراین در این شرایط میتواند بدون مخالفت به سمت جنگ حرکت کند؛ در حالی که حلقه نزدیکانش هیچ نسبتی با افکار عمومی آمریکا ندارند.
این گزارش با مرور نخستین گامهای ترامپ در سیاست، از ژانویه ۲۰۱۵ (دی ۱۳۹۳) او را فردی توصیف میکند که سیاستورزی را مانند یک استندآپ کمدی اجرا کرد و در تجمعات انتخاباتی، سیاست را به نوعی نمایش تبدیل کرده بود و مونولوگهای دو ساعته با هوادارانش را گفتوگو محسوب میکرد.
ترامپ بدون دستور کار مشخص، بدون ایدئولوژی و بدون موضع ثابت وارد سیاست شد، اما همواره مخاطبان خود را در نظر میگرفت. با این حال، از زمان بازگشت به کاخ سفید در ۱۴ ماه پیش، ترامپ بیش از هر زمان دیگری از جامعه آمریکا فاصله گرفته و حتی با معیارهای خودش نیز به قلمروهای تازهای از خودبزرگبینی وارد شده است. روزنامهنگارانی که با او گفتوگو کردهاند، از مردی سخن میگویند که خود را یک شخصیت تاریخی میداند؛ کسی که معتقد است باید گامهایی بردارد که گذشتگان یا جرأت آن را نداشتند یا تمایلی به آن نشان نمیدادند.
هاآرتص با اشاره به تحلیل جورج پکر، مفسر حوزه نظامی نوشت که تفاوت ترامپ با جورج بوش پدر، رئیسجمهور اسبق آمریکا در جنگهای خلیج فارس در این است که بوش دستکم یک ایدئولوژی مشخص داشت و مدعی بود برای آزادی مردم از یوغ استبداد میجنگد، اما ترامپ نه در ایران و نه در ونزوئلا هیچ علاقهای به مردم این کشورها ندارد و تهران را صرفاً صحنهای برای نمایشی میبیند که میخواهد در کتابهای تاریخ ثبت شود.
بنابراین ترامپ همانطور که ناگهان جنگ را آغاز کرد، ممکن است به محض خستگی یا بیحوصلگی، تصمیم به توقف آن بگیرد.
این گزارش در ادامه به نخستین نشانههای طرز فکر جدید ترامپ اشاره کرد؛ زمانی که کمتر از یک ماه پس از مراسم تحلیف، در اوج قدرت، تصمیم گرفت با فرمان حکومت کند و نه با تأیید کنگره. وی در همان روزها بدون هیچ زمینهای، یک جمله منسوب به ناپلئون را توییت کرد: «کسی که کشورش را نجات میدهد، هیچ قانونی را زیر پا نمیگذارد.» بعدها نیز در مصاحبهای با نیویورک تایمز، در پاسخ به پرسش درباره آدمربایی مادورو و تهدید دانمارک و گرینلند، در اظهاراتی متناقض گفت: «من نیازی به قوانین بینالمللی ندارم.»
پس از آنکه دیوان عالی تحت سلطه قضات جمهوریخواه به ترامپ مصونیت گسترده داد و کنگره عملاً به زائده دولت تبدیل شد، از او پرسیدند آیا احساس میکند محدودیتی برایش وجود دارد. پاسخ او که حتی راستگرایان را شوکه کرد این بود: بله، یک چیز وجود دارد، اخلاق من، ذهن من. این تنها چیزی است که میتواند جلوی من را بگیرد، همین است.
هاآرتص در ادامه نوشت، ارتباط ترامپ با مردم تنها به رسانه اجتماعی «تروث سوشال» محدود شده؛ جایی که تنها نظرات وفادارترین هوادارانش را میبیند. در حالی که سه نظرسنجی بزرگ نشان میدهد اکثریت مردم آمریکا با جنگ مخالفند، ترامپ به این مخالفتها بیاعتناست، زیرا خود را به آرای شناور و خاکستری نیازمند نمیبیند و تنها پایگاه وفادارانش برایش اهمیت دارد.
در ادامه گزارش، هاآرتص به نقش جو روگان، مجری مشهور پادکست آمریکایی اشاره میکند؛ کسی که پیشتر از برنی سندرز حمایت میکرد اما بعدها به ترامپ نزدیک شد. روگان برای نخستینبار درباره جنگ گفت: ترامپ با شعار پایان جنگهای احمقانه آمد، اما اکنون ما در جنگ هستیم و حتی نمیتوانیم توضیح دهیم چرا. این جمله به باور هاآرتص نشانهای از احساس خیانت و جدایی از ترامپ در میان بخشی از هواداران سابق اوست.
نقطه گزارش هاآرتص، مصاحبه نتانیاهو با فاکسنیوز است؛ مصاحبهای که به سرعت به بزرگترین حمله رسانهای به جنگ تبدیل شد. نتانیاهو در این مصاحبه گفت که «دهههاست» برای متقاعد کردن رؤسایجمهور آمریکا به حمله به ایران تلاش میکند و اکنون توانسته است ترامپ را تحت تأثیر قرار دهد. این روایت، از احزاب راست تا چپ آمریکا را به این جمعبندی رسانده که نتانیاهو سیاستمداری جنگطلب و وسواسی است که سرانجام در کاخ سفید، هدفی آسان برای تحقق اهداف خود یافته است.
هاآرتص به نقل از ساجر آنگتی، روزنامه نگار مشهور آمریکایی نوشت که جنگ «فاجعهای استراتژیک» است و آمریکا «حاکمیت خود را به خاطر اسرائیل واگذار کرده است». وی با اشاره به مصاحبه بلینکن گفته بود اسرائیل حتی در دوره اوباما نیز تهدید کرده بود اگر آمریکا اقدام نکند، خود به ایران حمله خواهد کرد. بلینکن همچنین فاش کرده بود که پس از حمله هفتم اکتبر (۱۵ مهر ۱۴۰۲)، اسرائیل اصرار داشت که لبنان در آستانه حمله است و باید پیشدستانه به حزبالله حمله شود، اما بایدن به صراحت گفت اگر مورد حمله قرار بگیرید حمایت میکنیم، اما اگر جنگی را آغاز کنید نه. به گفته بلینکن، آمریکا تنها ۳۰ دقیقه با جنگی بزرگ فاصله داشت.
در بخش دیگری از گزارش، هاآرتص به کتاب «The Divider» (شخصی که جامعه را دو قطبی میکند) نوشته پیتر بیکر و سوزان گلاسر اشاره کرده است. طبق این کتاب، ترامپ پس از شکست در انتخابات ۲۰۲۰ (۱۳۹۹)، تمام وقت خود را صرف طرحهای عجیب برای اثبات پیروزیاش میکرد و در این میان برخی اطرافیانش به او پیشنهاد آغاز جنگ با ایران را داده بودند. اما مارک میلی، رئیس وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا این تلاشها را خنثی کرد و بهویژه نسبت به نتانیاهو هشدار داد. وی در دسامبر ۲۰۲۰ به اسرائیل رفت و به نتانیاهو گفت: «اگر اقدام کنی، یک جنگ وحشتناک در پیش خواهی گرفت.» نتانیاهو عقب نشست چون از آغاز جنگ میترسید و ترامپ عقب نشست چون میلی مانعش شد.
هاآرتص در پایان نوشت، اما امروز شرایط تغییر کرده است. ترامپ دولت را پاکسازی کرده و حتی گفته مارک میلی سزاوار مجازات اعدام است و نتانیاهو نیز آموخته که (با وجود ترامپ) نگران چیزی نباشد.
آخرین اخبار جهان را از طریق این لینک پیگیری کنید.