|

فرید ذکریا: جنگ داخلی ایران به سود آمریکا نیست

​فرید زکریا مجری و تحلیلگر سرشناس هندی-آمریکایی در تحلیلی ادعا کرده است که راهبرد متناقض دولت ترامپ در جنگ با ایران—که از «تغییر حکومت» تا «تضعیف نظامی» در نوسان است—می‌تواند در نهایت به فروپاشی نظم داخلی ایران و شکل‌گیری جنگی شبیه سوریه منجر شود؛ سناریویی که نه‌تنها برای منطقه بلکه برای منافع آمریکا و متحدانش نیز بسیار خطرناک خواهد بود.

فرید ذکریا: جنگ داخلی ایران به سود آمریکا نیست

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فرید زکریا مجری و تحلیلگر سرشناس هندی-آمریکایی در تحلیلی ادعا کرده است که راهبرد متناقض دولت ترامپ در جنگ با ایران—که از «تغییر حکومت» تا «تضعیف نظامی» در نوسان است—می‌تواند در نهایت به فروپاشی نظم داخلی ایران و شکل‌گیری جنگی شبیه سوریه منجر شود؛ سناریویی که نه‌تنها برای منطقه بلکه برای منافع آمریکا و متحدانش نیز بسیار خطرناک خواهد بود.

فرید زکریا در یادداشتی برای واشنگتن‌پست نوشت: کریم سجادپور، پژوهشگر برجسته مسائل ایران، راهبرد دولت ترامپ در جنگی که با ایران آغاز کرده را چنین توصیف کرده است: «تغییر حکومت به سبک بداهه‌نوازی جَز.» به نوشته او، این توصیف دقیق‌ترین تصویر از رویکرد پراکنده، متغیر و نامطمئنی است که این روزها از واشنگتن دیده می‌شود.

به گفته او، دونالد ترامپ این جنگ را با تشویق مردم ایران به سرنگونی حکومت خود آغاز کرد؛ گویی تصور می‌کرد ساختار سیاسی ایران به سرعت فرو خواهد پاشید. اما وقتی چنین اتفاقی در یکی دو روز نخست رخ نداد، مسیر خود را تغییر داد.

ترامپ سپس شروع کرد درباره تعامل با رهبران احتمالی درون ساختار حاکمیت ایران سخن گفتن و حتی مداخله آمریکا در ونزوئلا را به‌عنوان الگویی «کامل» توصیف کرد؛ مدلی که در آن، برخلاف تغییر حکومت، تنها بازداشت دو نفر رخ داده بود.

در همین حال، پیت هگزت، وزیر جنگ آمریکا و دستیار ارشد او البریج کلبی تأکید کردند که این جنگ «جنگی برای تغییر حکومت» نیست و هدف صرفاً تضعیف توان نظامی ایران است؛ نیروهایی که به ادعای واشنگتن، بسیاری از آن‌ها در حمله بمبارانی ۱۲روزه ژوئن گذشته با استفاده از بمب‌افکن‌های رادارگریز «نابود شده بودند».

اما در چرخشی تازه، ترامپ با رهبران کرد در ایران و عراق تماس گرفت و به آن‌ها وعده حمایت داد اگر به جنگ بپیوندند—نه فقط برای تضعیف توان نظامی ایران، بلکه برای سرنگونی حکومت در تهران و حتی تغییر احتمالی مرزهای ایران.

یادداشت+فرید+زکریا+(2) (1)

ترامپ اکنون اعلام کرده است که هیچ توافقی بدون «تسلیم بی‌قیدوشرط» ایران ممکن نخواهد بود.

در نتیجه، همان‌طور که در این تحلیل آمده است: هدف تغییر حکومت نیست—مگر زمانی که باشد.

با این حال، خطرناک‌ترین عنصر این جنگ آن نیست که بازیگر اصلی آن مانند یک نوازنده ساکسوفون در حال بداهه‌نوازی عمل می‌کند؛ بلکه این است که آمریکا و اسرائیل که این جنگ را پیش می‌برند، دستورکارهایی جداگانه و شاید حتی ناسازگار دارند. برای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، این جنگ آشکارا درباره نابودی جمهوری اسلامی است. او اذعان کرده که این جنگ تحقق رویایی چهل‌ساله بوده است. همچنین او از این فرصت برای نابودی کامل حزب‌الله استفاده می‌کند.

در ادامه این یادداشت ادعا شده است: راهبرد نظامی اسرائیل متمرکز بوده، به‌طور درخشانی اجرا شده و با هدف آن هم‌راستا است. حملات اسرائیل در حال هدف قرار دادن رهبری ایران، نابودی نیروهای نظامی آن، حمله به مراکز رهبری و حتی تأسیسات پلیس است. همان‌طور که وال‌استریت ژورنال گزارش داده، این عملیات به‌طور نظام‌مند در حال نابود کردن ساختار دولت ایران است؛ وضعیتی که می‌تواند حکومت را در معرض فروپاشی قرار دهد. اگر روند کنونی ادامه یابد، اسرائیل ممکن است به هدف خود برسد. اما نتیجه محتمل آن ایجاد خلأ قدرت در کشور خواهد بود؛ وضعیتی که می‌تواند شورش‌هایی را برانگیزد اما تقریباً به‌طور قطع به جنگ داخلی منجر خواهد شد. باید در نظر داشت که هر گروهی که در پی قدرت باشد، این حکومت مقاومت خواهد کرد. تشبیه مناسب در اینجا سوریه است؛ کشوری که بیش از یک دهه درگیر جنگ داخلی بود و صدها هزار کشته و میلیون‌ها آواره برجا گذاشت.

یادداشت+فرید+زکریا+(2)

ایران کشوری است که می‌تواند به‌سرعت وارد مرحله‌ای انفجاری شود. این کشور از گروه‌های قومی گوناگونی تشکیل شده است—از جمله کردها، ارمنی‌ها و آذربایجانی‌ها—که با کشورهای همسایه پیوند دارند. آن‌ها تاکنون در کنار هم با آرامش زندگی کرده‌اند، اما همان‌طور که تاریخ نشان داده—از بالکان تا عراق—وقتی نظم فرو می‌ریزد و خلأ قدرت شکل می‌گیرد، مردم به گروه‌های قومی و قبیله‌ای خود پناه می‌برند و اعتماد به دیگران از میان می‌رود؛ و این همان نقطه‌ای است که جنگ داخلی آغاز می‌شود.

عاملی که می‌تواند چنین جنگی را شعله‌ور کند این واقعیت است که دولت ایران مجموعه بزرگی از نیروهای وفادار و مسلح در اختیار دارد که در برابر هر دولت یا گروه جدیدی خواهند جنگید. شمار سپاه پاسداران حدود ۲۰۰ هزار نفر برآورد می‌شود و علاوه بر آن، نیروی بسیج با چند صد هزار عضو وجود دارد. همچنین نیروهای مسلح رسمی ایران حدود ۴۰۰ هزار نفر نیرو دارند.

زکریا در یادداشت خود مدعی شد: همان‌طور که ارتش صدام حسین پس از حمله آمریکا فروپاشید اما بخش بزرگی از آن بعدها در قالب شورش مسلحانه دوباره ظاهر شد، می‌توان تصور کرد که سپاه پاسداران نیز با ظاهری متفاوت به مبارزه ادامه دهد تا هیچ دولت جدیدی نتواند کنترل کشور را در دست بگیرد. در لیبی نیز بیش از ۱۴ سال پس از سقوط معمر قذافی هنوز هیچ گروهی کنترل کامل کشور را در اختیار ندارد. ویران کردن یک دولت بسیار آسان‌تر از بازسازی آن است.

برای اسرائیل، چنین نتیجه‌ای احتمالاً قابل قبول است؛ زیرا بزرگ‌ترین دشمن خود را از میان برده و اگر این امر به آشوب در ایران (و لبنان) منجر شود، برایش اهمیتی ندارد. در واقع جنگ داخلی سوریه امنیت اسرائیل را بهبود بخشید، زیرا دیگر با یک دولت قدرتمند عربی که مصمم به جنگ با آن باشد مواجه نبود. اما جنگ داخلی در ایران به نفع آمریکا نیست و همچنین به سود نزدیک‌ترین متحدان عرب آمریکا نیز نیست؛ کشورهایی که برای جریان آزاد نفت، کالا، سرمایه و افراد در منطقه به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارند.

واشنگتن باید راهی پیدا کند تا ایران را به سوی جنگ داخلی سوق ندهد.

هنوز راه‌هایی برای تقویت دستاوردها و پایان دادن به این جنگ وجود دارد. همان‌طور که معمولاً رخ می‌دهد، قطر می‌تواند به‌عنوان میانجی نقش مفیدی ایفا کند. اما زمان در حال از دست رفتن است. در مقطعی این جنگ به نقطه عطفی خواهد رسید که پس از آن هیچ‌کس قادر به کنترل پیامدهای سرریز آن نخواهد بود.

 

منبع: جماران

آخرین اخبار جهان را از طریق این لینک پیگیری کنید.