|

آمریکا توان جنگ فرسایشی علیه ایران را ندارد

نایب‌رئیس مرکز مطالعات اوراسیا مدیترانه ایتالیا با تأکید بر اینکه ایالات متحده با وجود توان حملات پرشدت هوایی و موشکی، توان ورود به جنگی فرسایشی و تهاجم تمام‌عیار علیه ایران را ندارد، گفت: توان بازدارندگی و ظرفیت‌های دفاعی ایران، هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را برای واشنگتن و متحدانش سنگین کرده است.

آمریکا توان جنگ فرسایشی علیه ایران را ندارد

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

نایب‌رئیس مرکز مطالعات اوراسیامدیترانه ایتالیا با تأکید بر اینکه ایالات متحده با وجود توان حملات پرشدت هوایی و موشکی، توان ورود به جنگی فرسایشی و تهاجم تمام‌عیار علیه ایران را ندارد، گفت: توان بازدارندگی و ظرفیت‌های دفاعی ایران، هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را برای واشنگتن و متحدانش سنگین کرده است.

«استفانو ورنوله» در پاسخ به پرسشی درباره اهداف دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی از تهدید و ادعای حمله به ایران گفت: «ایالات متحده و اسرائیل می‌دانند که قدرت لازم برای پیش بردن اقدامِ

پایدار، و شاید حتی تهاجم به کشوری را که هدف گرفته‌اند، ندارند. هدف آنها سقوط جمهوری اسلامی ایران و استقرار حکومتی است، با هر گرایش و مشربی، که از اهداف ژئوپلیتیکی آمریکا در منطقه حمایت کند».

وی ادامه داد: «این اهداف شامل به حداقل رساندن همکاری تهران با پکن و مسکو، به‌ویژه در حوزه انرژی و نظامی است. آمریکا همچنین در چارچوب برنامه‌های ژئواکونومیک خود به دنبال چراغ سبز برای کریدور هند–خاورمیانه است چون این طرح بدیلی برای ابتکار کمربند و جاده چین تلقی می‌شود.»

پژوهشگر ایتالیایی اضافه کرد: واشنگتن در نهایت به دنبال به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی ایران است.

ورنوله در پاسخ به پرسشی درباره عوامل اصلی عقب‌نشینی ترامپ از ادعای حمله به ایران گفت که ایالات متحده و متحد صهیونیستی‌اش پس از کمک به شعله‌ور کردن ناآرامی‌های اخیر در ایران، به این نتیجه رسیدند که هیچ شانسی برای سرنگونی دولت تهران وجود ندارد. «بنابراین تحریم‌ها،

همراه با پیشنهادهای نمایشی برای گفت‌وگو، فعلاً راهبرد دولت ترامپ خواهد ماند».

نایب‌رئیس مرکز مطالعات اوراسیا–مدیترانه ایتالیا در توضیح این راهبرد گفت، آمریکا با این تصور حرکت می‌کند که «تضعیف آهسته اقتصاد ایران می‌تواند دیر یا زود به فروپاشی کشور منجر شود» و در آن مرحله «آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها مستقیماً مداخله خواهند کرد.»

ورنوله همزمان به یک عامل بازدارنده دیگر نیز اشاره کرد و افزود: مخالفت کشورهای عربیِ منطقه با مداخله نظامی واشنگتن و تل‌آویو تا اینجا فشار بر ایران را کاهش داده و گزینه‌های لجستیکی آنها را پیچیده‌تر کرده است.

وی در پاسخ به پرسشی درباره ارزیابی توان نظامی آمریکا با اضافه شدن ناوگروه ضربتی هواپیمابر آبراهام لینکلن به منطقه گفت که ایالات متحده به طور طبیعی از توان نظامی بالایی برخوردار است اما «دیگر قادر به پیش بردن یک درگیری طولانی که شامل تهاجم تمام‌عیار باشد نیست».

ورنوله با بیان اینکه واشنگتن در سال‌های اخیر در حوزه تولید تسلیحات نیز با محدودیت روبه‌رو شده است، اظهار داشت: ایالات متحده در تولید تسلیحات از کشورهایی مانند روسیه و چین به‌طور قابل‌توجهی عقب افتاده و همین موضوع باعث شده که اقدام‌های هدفمند را ترجیح دهد.

وی برای نمونه به عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا اشاره کرد و گفت: آمریکا به اقدام‌هایی مانند ربودن رئیس‌جمهوری ونزوئلا، مادورو، با استفاده از نیروهای ویژه روی آورده که این کار در نهایت به فروپاشی دولت بولیواری منجر نشد.

این پژوهشگر ایتالیایی در پاسخ به پرسشی درباره سناریوهای احتمالی حمله آمریکا به ایران گفت: «پیش از آغاز یک حمله نظامی دیگر علیه ایران، ایالات متحده باید آنچه تابستان گذشته رخ داد را تکرار کند.» به گفته او، گام نخست از نگاه واشنگتن این است که «اطمینان حاصل کند اسرائیل این هدف را در اولویت قرار می‌دهد» و سپس «خود را به سامانه‌های پدافندی جدید مجهز کند» زیرا به تعبیر وی «پس از چند هفته، سامانه‌هایی که قبلاً آزموده شده بودند آسیب‌پذیر از آب درآمدند.»

ورنوله در ادامه گفت، گام دوم این است که آمریکا بر سر نوعی فرمول برای گرفتن چراغ سبز از دست‌کم برخی کشورهای منطقه توافق کند، چون به گفته او برای اجرای چنین عملیاتی به پایگاه‌های نظامی در منطقه نیاز است و این درحالیست که برخی کشورها در دسترس نیستند.

به گفته ورنوله، گام سوم نیز این است که واشنگتن ابتدا یک توافق ساختگی به ایران پیشنهاد کند و اگر ایران این را رد کند، افکار عمومی غرب به آن چراغ سبز خواهد داد تا حمله را آغاز کند.

او همچنین گفت: «در این فاصله، آمریکا به دنبال همکاران ایرانی است که قابل‌اعتمادتر از کسانی باشند که دلتنگِ شاهِ هستند».

نایب‌رئیس مرکز مطالعات اوراسیا–مدیترانه ایتالیا در پاسخ به پرسشی درباره پیامدهای حمله احتمالی به ایران برای منطقه گفت: «به شکلی نکته قابل توجه این است که اگر ایران در برابر ایالات متحده و اسرائیل کوتاه بیاید، قدرت چانه‌زنی کشورهای منطقه، حتی آنهایی که تهران را دوست ندارند، تضعیف و نظم منطقه‌ایِ آمریکا–اسرائیل برقرار خواهد شد.»

وی در عین حال هشدار داد که این مسیر می‌تواند «آشفتگی اقتصادی عظیم» به همراه داشته باشد و در این زمینه به «احتمال بسته شدن تنگه هرمز به روی کشتی‌هایی که نفت و گاز را به اوراسیا می‌برند» اشاره کرد.

ورنوله ادامه داد: با توجه به آنچه پیش‌تر در دمشق و کاراکاس رخ داده، این به معنای تحقق بخش مهمی از طرح نومحافظه‌کاران آمریکا خواهد بود که پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به دنبال سرنگونی همه دولت‌ها در آنچه «خاورمیانه بزرگ» می‌نامیدند بودند. در آن زمان، در استانبول، قاهره و حتی ریاض، دیگر هیچ‌کس احساس امنیت نخواهد کرد.

این پژوهشگر ایتالیایی در پاسخ به پرسشی درباره ارزیابی توان دفاعی ایران و پاسخ احتمالی کشورمان، گفت: «در حمله قبلی اسرائیل و آمریکا، تهران بخشی از توان موشکی قابل‌توجه خود را آشکار کرد و نشان داد که می‌تواند با اشباع کردن دفاع‌های اسرائیل، به آن ضربه بزند.»

وی افزود: «اگر درگیری بیش از ۱۵ روز ادامه پیدا می‌کرد، این از نظر سیاسی پایان کارِ دولت (رژیم) نتانیاهو بود.»

ورنوله سپس گفت: اکنون باید دید آیا ایران «شاید با همکاری متحدان روس و چینی خود» و «شاید از طریق حمایت مستقیم پاکستان» می‌تواند «پیش از یک حمله احتمالی جدیدِ غربی» کاستی‌هایش را برطرف کند یا نه.

او در ادامه یک سناریوی دیگر را نیز مطرح کرد و گفت: «احتمال دیگر این است که اسرائیل به یک نبرد زمینی کشانده شود، جایی که ارتش اسرائیل آشکارا آسیب‌پذیرتر است.»

نایب‌رئیس مرکز مطالعات اوراسیا–مدیترانه ایتالیا در پاسخ به پرسشی درباره نقش ناتو و کشورهای غربی در همراهی با چنین اقدامی گفت: «به‌طور سنتی، کشورهای اروپایی، به استثنای انگلیس، همیشه دیپلماسیِ متفاوتی از دیپلماسی ایالات متحده در قبال ایران داشته‌اند.»

وی افزود: «بعید است آنها مستقیماً در یک مداخله نظامی مشارکت کنند» اما «این حمایت غیرمستقیم را منتفی نمی‌کند» ،«قطعاً صدایی در دفاع از تهران بلند نخواهد شد، مگر از سوی برخی احزاب سیاسیِ مخالف.»

ورنوله سپس با اشاره به سازوکارهای امنیتی غرب گفت: «اتحادیه اروپا تابع ناتو است و ناتو نیز به نوبه خود تحت کنترل ایالات متحده قرار دارد.» او در ادامه، موضوع هماهنگی ایران با روسیه و چین را مسئله‌ای کلیدی دانست و گفت این هماهنگی نه فقط برای دفاع، بلکه برای اجرای یک نظام جایگزین سازوکار مالی غرب، اهمیت دارد.

وی در پایان افزود: «بهبود وضعیت اقتصادی داخلی همچنان پیش‌شرطی اجتناب‌ناپذیر برای جلوگیری از تلاش‌های واشنگتن برای تغییر نظام است.

 

 

 

 

منبع: ایرنا

آخرین اخبار جهان را از طریق این لینک پیگیری کنید.