ما کمصبر نکردهایم، آقای رئیسجمهور!
بزرگترهای ما یک جمله داشتند که هنوز هم گاهی در گوشم میپیچد: «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست». پدربزرگها و مادربزرگها با همین چند کلمه تکلیف خیلی چیزها را روشن میکردند. اگر کاری خیر بود، انجامش بده؛ راه را با استخاره و فال و عطسه نبند. البته همه همیشه اینطور فکر نمیکردند. پدرم معلم بود. یک شب پیکان جوانان برای خرید به امانت گرفته بود و در حیاط خانه پارک شده بود. من و برادرم آنقدر ذوق داشتیم که اگر منعمان نمیکردند، احتمالاً همان شب روی صندلیهای چرم مشکی ماشین میخوابیدیم. کنار همان پنجرههای مثلثی که با شاسی فلزی باز و بسته میشدند. صبح اما بابا گفت: «استخاره کردم، بد آمده» و ماشین را برگرداند.
حجت اله طالبیان بروجنی
بزرگترهای ما یک جمله داشتند که هنوز هم گاهی در گوشم میپیچد: «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست». پدربزرگها و مادربزرگها با همین چند کلمه تکلیف خیلی چیزها را روشن میکردند. اگر کاری خیر بود، انجامش بده؛ راه را با استخاره و فال و عطسه نبند. البته همه همیشه اینطور فکر نمیکردند. پدرم معلم بود. یک شب پیکان جوانان برای خرید به امانت گرفته بود و در حیاط خانه پارک شده بود. من و برادرم آنقدر ذوق داشتیم که اگر منعمان نمیکردند، احتمالاً همان شب روی صندلیهای چرم مشکی ماشین میخوابیدیم. کنار همان پنجرههای مثلثی که با شاسی فلزی باز و بسته میشدند. صبح اما بابا گفت: «استخاره کردم، بد آمده» و ماشین را برگرداند.
هنوز هم نمیدانم باید به تصمیم پدرم بخندم یا برای آن پیکان جوانانِ از دست رفته دلم بسوزد. یک بار دیگر هم برای سفری آماده شده بودیم. درست در همان لحظه یکی از جمع عطسه کرد. چند نفر گفتند: «صبر آمده!» و صبر کردیم.آنقدر صبر کردیم که سفر عملاً منتفی شد.بعدها فهمیدیم آن بنده خدا احتمالاً فقط حساسیت فصلی داشته است؛ اما ما تاوان آلرژی یک نفر را با «صبر» دادیم. شاید برای همین است که وقتی امروز دوباره بحث استخاره و صبر را میشنوم، اولین چیزی که به ذهنم میرسد، نیت است.
آخر استخاره را برای چه کاری گرفتهایم؟
اگر نیت روشن نباشد، خوب و بد استخاره را هم نمیشود بهسادگی فهمید. در همین ماجرای اخیر هم، پیش از اینکه بگوییم استخاره خوب بوده یا بد، شاید بد نباشد بدانیم نیت دقیق چه بوده است؟ برای بازگشایی مدارس؟ برای آغاز سال تحصیلی؟ برای تصمیمی درباره آموزشوپرورش؟ و یک نکته دیگر هم هست: در برخی منابع رایج استخاره با قرآن، همین آیه ۴۶ سوره انفال با نتیجه «انجام نده» و «بد» آمده است. پس حتی درباره خوب یا بد بودن نتیجه هم نمیتوان بدون دانستن نیت و شیوه استخاره، با قطعیت داوری کرد. اما راستش، مسئله اصلی من استخاره نیست.
رئیسجمهور این موضوع را در هیئت دولت مطرح کردهاند. همین کافی است تا بدانیم این موضوع، از فضای عمومی و مجازی به جلسه هیئت دولت هم رسیده است. از طرفی، خود رئیسجمهور در همان جلسه جملهای گفته که به نظرم بد نیست آن را کنار همین ماجرای استخاره بگذاریم: «نیت ما حل مشکل مردم است». خب، اگر قرار است از «نیت» حرف بزنیم، چه مثالی روشنتر از همین؟ اگر نیت، حل مشکل مردم است، مشکل معلم هم بخشی از مشکل مردم است. معلم فقط یک کارمند یا یک گروه شغلی نیست؛ هر روز با میلیونها دانشآموز و خانوادههای آنان سروکار دارد. اتفاقاً امسال، روز جهانی معلم در حالی فرا میرسد که شصتمین سالگرد تصویب توصیهنامه مشترک سازمان بینالمللی کار و یونسکو درباره جایگاه معلمان است؛ سندی که بر حقوق معلمان، استقلال حرفهای، شرایط کاری، امنیت شغلی و مشارکت آنان در سیاستگذاری آموزشی تأکید کرده است. یعنی مسئله جایگاه حرفهای معلم، مطالبهای تازه و ساختهوپرداخته فضای مجازی نیست. شصت سال است که جهان درباره جایگاه معلم حرف میزند و برای آن سند و معیار دارد. پس شاید بد نباشد در روز جهانی معلم، به جای اینکه دوباره از معلم بخواهیم صبر کند، یک بار هم از خودمان بپرسیم: معلم ایرانی بعد از این همه سال، چقدر به آن جایگاه تخصصی و منزلتی که شغلش شایسته آن است، نزدیک شده است؟ این پرسش دیگر استخاره نمیخواهد. این را باید در تصمیمها، بودجهها، سیاستها و زندگی واقعی معلمان جستوجو کرد. مسئله معیشت او، منزلت او و جایگاه تخصصی شغل او، فقط مسئله خودش نیست؛ بخشی از مسئله آموزش و آینده کشور است. پس اگر نیت، حل مشکل مردم است، آیا بهبود معیشت و منزلت معلمان و رساندن شغل معلمی به جایگاه تخصصی شایسته آن، نمیتواند یکی از مصادیق همین نیت باشد؟ و از همینجا دوباره برمیگردیم به همان موضوع رصد. اگر رئیسجمهور این موضوع را در فضای عمومی و مجازی رصد کرده و بازتاب آن را دیده است، آیا نمیتوان انتظار داشت که همزمان مطالبات بسیار جدیتر و قدیمیتر فرهنگیان را هم دیده باشد؟ از معیشت و منزلت و جایگاه اجتماعی معلم گرفته تا گلایههای مربوط به وضعیت زندگی، عدالت آموزشی، کیفیت آموزش، و حاشیههای پیرامون صندوق ذخیره فرهنگیان و دهها مسئله دیگر.
اینها دیگر حاشیههای فضای مجازی نیستند؛ خودِ زندگی معلماند. و انصاف هم این است که بگوییم اهتمام شخص رئیسجمهور به آموزشوپرورش در این دو سال، در بخشهایی قابل توجه و ستودنی بوده است. اما با همه اینها، مسئله هنوز همان مسئله است. معلم همچنان درباره معیشت خود حرف دارد. درباره منزلت خود گلایه دارد.
درباره عدالت آموزشی سؤال دارد. اگر قرار باشد برای صبر در این مملکت مجسمهای بسازند، بعید میدانم کسی شایستهتر از معلمان باشد. معلم سالهاست صبر میکند؛ برای حقوق و معیشت. برای منزلتی که معیشت نامناسب، آن را هم تحتالشعاع قرار داده است. برای کلاسهای شلوغ. برای کمبود امکانات. برای عدالت آموزشی. برای وعدههایی که از سالی به سال دیگر منتقل میشوند. ...صبر کردهایم... اما هر ظرفی، هرقدر هم گنجایش داشته باشد، وقتی از مظروف خودش پر شود، بالاخره لبریز میشود. حتی اگر مظروفش صبر باشد. گاهی وقتی یک صدا آنقدر تکرار میشود که دیگر شنیده نمیشود، شاید مسئله فقط بلندتر کردن صدا نباشد؛ شاید باید به این فکر کرد که چرا صدا شنیده نمیشود. این را شاید بتوان از آقای محمد جواد ظریف هم فهمید؛ همان روزهایی که در فضای انتخابات ریاستجمهوری آنقدر «هیهات» گفت که گویی ظرف حنجرهاش از «هیهات» پر شد و خش روی صدا و صوت نشست.اما بعد، بلافاصله به فاصله یک روز از پایان دوره مسئولیت کوتاه، در جایگاه معاونت راهبردی رئیسجمهور در سخنرانی خود با لحنی آرامتر و با طمأنینه بیشتر از تغییر پارادایم در مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و عبور از نگاه «تهدیدمحور» به «فرصتمحور» سخن گفت. شاید تجربه به او نشان داده بود که آنچه به جایی نرسد، فریاد است؛ و گاهی وقتی فریاد راه به جایی نمیبرد، باید در خودِ نگاه، در شیوه مواجهه و در پارادایم تصمیمگیری تغییر ایجاد کرد. آموزشوپرورش هم شاید امروز به همین نقطه نزدیک شده باشد. مسئله معلمان هم امروز فقط بلندتر فریادزدن نیست. معلمان دیگر نه نوایی برای فریاد زدن دارند و نه نایی برای ادامه دادن آن. صدای معلم را نباید دوباره با «صبر کنید» پاسخ داد. اولویت امروز آموزشوپرورش، قبل از هر چیز، باید رسیدن معلم به جایگاه تخصصی شغل معلمی و بهبود واقعی معیشت و منزلت اجتماعی معلمان باشد. معلم اگر قرار است معمار تربیت و یادگیری نسل آینده باشد، باید خودش در جامعه صاحب جایگاه حرفهای، امنیت اقتصادی و منزلت اجتماعی باشد. نمیشود از معلم انتظار ساختن آینده داشت، اما امروز او را درگیر ابتداییترین مسائل زندگیاش کرد. این همان جایی است که دیگر استخاره موضوع اصلی نیست. حتی اگر نیت خوب باشد، راه رسیدن به آن نیت، تصمیم و برنامه و اقدام میخواهد. وزیر آموزشوپرورش با توجه به تحصیلات حوزوی و دانشگاهی که دارند، قاعدتاً با مفهوم نیت و عمل بیگانه نیست. پس شاید بد نباشد از خودمان بپرسیم: اگر نیت برای مثال این بوده که معیشت معلمان متناسب با منزلت و جایگاه اجتماعی آنان بهبود پیدا کند، آیا ممکن است همین نیت از منظر رئیسجمهور «خوب» باشد؟
شاید نگرانی جای دیگری باشد؛ در مسیر رسیدن به این نیت. در جایی که باید برای معیشت معلم با سازمان برنامه و بودجه و شورای حقوق و دستمزد چانه زد، استدلال کرد و تصمیم گرفت. شاید آن سر تکان دادنها و نگرانیها، اگر واقعاً چنین معنایی داشته باشد، نه از بد بودن نیت، که از دشواری مسیر حکایت کند. اما باز هم سؤال سر جای خودش است: اگر نیت خیر است، چرا مسیر تحققش اینقدر طولانی شده است؟ معلم بیش از این، به توصیه برای صبر نیاز ندارد؛ به این نیاز دارد که صدایش شنیده شود، تخصصش به رسمیت شناخته شود، معیشتش به شأن حرفهاش نزدیک شود و منزلتش در جامعه دوباره جایگاه شایسته خود را پیدا کند. اگر نیت خیر است، دیگر حاجت به استخاره نیست؛ وقت عمل است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.