دلایل فراری شدن کودکان از مطالعه
به گفته یک روانشناس کودک زمانی با کتاب آشتی میکند که بداند قرار نیست امتحان پس بدهد، مقایسه یا تحقیر شود یا سلیقه بزرگترها به او تحمیل شود؛ هدف این است که کتاب در ذهن او با امنیت، توانمندی و لذت پیوند بخورد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ژیلا سعیدی درباره عدم علاقهمندی بعضی کودکان و نوجوانان به کتابخواندن گفت: بهطور کلی ذهن کودک به سمت کنجکاوی و لذت گرایش دارد و کتابخواندن هم میتواند تا حدودی این نیاز را برآورده کند؛ زیرا کودک در دنیای جدیدی که در کتاب با آن آشنا میشود، کنجکاوی و لذت را تجربه میکند، اما وقتی تجربههای اولیه کتابخوانی، بهویژه زمانی که خودش شروع به کتابخواندن میکند، با مقایسهشدن با دیگران، اصلاح مکرر اشتباهات توسط بزرگترها یا مسخرهشدن همراه باشد، به جای لذت و کنجکاوی، دچار اضطراب میشود و احساس شرمندگی و عزتنفسش آسیب میبیند.
وی ادامه داد: مورد دیگری که باعث میشود بعضی کودکان و نوجوانان علاقهشان به کتابخواندن را از دست بدهند، این است که از سنین کودکی حق انتخاب کتابها را نداشتهاند؛ یعنی در انتخاب کتابی که دوست دارند برایشان خوانده شود، مشارکت نداشتهاند. این هم یکی از مواردی است که میتواند بر این مساله اثر بگذارد. اگر کتابی که در سنین کودکی برای بچه خوانده یا انتخاب میشود تناسبی با علایق، سن و سالش نداشته باشد، باعث دلزدگی در کودک میشود و طبیعتاً علاقه او به کتاب و کتابخوانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
این روانشناس در باره نقش مشاهده عینی والدین در حال مطالعه، بر انگیزه درونی کودک و نوجوان در کتابخواندن گفت: الگوسازی والدین از مهمترین عوامل در شکلگیری عادت مطالعه میتواند باشد. یعنی کودکان بیشتر از اینکه بخواهند به توصیههای پدر و مادرشان گوش کنند، رفتار آنها را مشاهده و از آنها تقلید میکنند. وقتی کودک والدینش را در حال مطالعه میبیند، این پیام را دریافت میکند که کتابخواندن بخش طبیعی و ارزشمند زندگی است، چون این کار یک سبک زندگی در خانواده است. اما قبل از آن باید یک ارتباط و تعامل مثبت و خوب با فرزندانشان داشته باشند بهویژه اگر والد در حال مطالعه باشد، گاهی کودک را هم درباره کتابی که مطالعه میکند مشارکت دهد یا گفتوگویی داشته باشد. آن رابطه، اولویت بر الگوپذیری است، ولی اگر رابطه مثبت وجود نداشته باشد، الگوپذیری هم اتفاق نمیافتد.
چه کتابهایی برای کودکان و نوجوانان مناسب است؟
سعیدی درباره اینکه چه نوع کتابهایی برای شروع مناسب است تا کودک و نوجوان از خواندن کتاب دلزده نشود؟ بیان کرد: کتابهایی که همسو با علاقه کودک یا نوجوان باشند، اولویت اول را دارند. کتابهایی که متناسب با سطح فهم کودک و نوجوان باشد و اینکه حق انتخاب به آنها داده شود. البته در ردههای سنی میتواند تفاوتهایی داشته باشد؛ مثلا کودکان خردسال، کتابهای تصویری، داستانهای کوتاه، طنز یا شعرهای آهنگین را جذابتر میدانند.
وی افزود: برای کودک دبستانی، کتابهایی که فصلهای کوتاه و تصویرهای جذاب دارند، یا در آنها شوخی، حالت معماگونه، موضوعاتی درباره حیوانات، ورزشهایی که به آن علاقه دارد یا مفاهیمی مثل دوستی مطرح شده باشد، جذابتر است. اما برای نوجوانها موضوع متفاوتتر است؛ مثلا رمانها، فرقی نمیکند معمایی، فانتزی، علمی – تخیلی، در قالب طنز، زندگینامه ورزشکارها یا هنرمندها باشد. یادمان باشد در شروع، هدف ما ایجاد رابطه مثبت با کتاب است، نه خواندن مثلا یکسری اثر کلاسیک یا خیلی سخت و سنگین. بنابراین این نکات را باید حتما مدنظر داشته باشیم.
از بازجویی آموزشی و پاداشهای بیرونی پرهیز کنید
این روانشناس با اظهار اینکه چگونه میتوان خواندن کتاب را به یک لذت روزمره تبدیل کرد، گفت: برای لذتبخش کردن کتاب، مهمترین اصل این است که مطالعه باید با یک احساس خوشایند همراه شود. مثلا والدین اگر قرار است کتابی را از کتابفروشی بخرند یا کتابی را از کتابخانه به امانت بگیرند، خوب است که حتما فرزندشان را همراه خود ببرند تا در انتخاب کتاب نقش فعالی داشته باشد. وقتی هم که مطالعه میکنند، درباره شخصیتهای داستان، والدین با بچهها گفتوگو کنند. لازم است تجربه کتابخواندن با صمیمیت، آرامش و گفتوگو پیش برود.اینها موضوعاتی است که میتواند کتابخوانی را لذتبخش کند. همچنین والدین باید حواسشان باشد کتابخوانی در بازههای کوتاه انجام شود؛ یعنی قبل از اینکه فرزندشان خسته یا کلافه شود، این کتابخوانی را به پایان برسانند.
آسیب تبدیل کتابخوانی به تکلیف و نمره در مدارس
سعیدی با اشاره به اینکه معلم و مدرسه باید واسطهای برای آشنایی کودک با کتاب باشنداظهار کرد: در مدارس باید کتابخانهای وجود داشته باشد و نباید این کتابخانه قفل باشد که بچهها دسترسی به آن نداشته باشند. باید کتابخانهای در دسترس باشد که بچهها بتوانند کتابها را خودشان انتخاب و امانت بگیرند و در مدرسه زمانهایی داشته باشند که بتوانند درباره کتابهایی که مطالعه کرده و دوست دارند، به صورت بحث آزاد، کلاسهایی را با حضور معلم و همکلاسیهایشان برگزار کنند و گفتوگویی درباره آن کتابها داشته باشند. خطایی که متاسفانه اتفاق میافتد این است که مدرسه کتابخواندن را به یک تکلیف درسی تبدیل میکند و کتابخوانی را بلافاصله به نمره، آزمون و گزارش تبدیل میکند و این طبیعتاً انگیزه درونی بچه را که به خاطر لذت از کتابخوانی بود، از بین میبرد.
این روانشناس درباره تاثیر مقایسه کردن کودک با همسالان کتابخوان نیز بیان کرد: ممکن است که در کوتاهمدت باعث ایجاد رقابت و انگیزهای شود که بچهها تلاش کنند مثلا کتابخوانتر از فردی باشند که با او مقایسه میشوند، اما پیام پنهانش برای فرزند ما این است که تو به اندازه کافی خوب نیستی و به عزتنفس کودک آسیب میزنیم و احساس ناکافی بودن را به او منتقل میکنیم. اینها سطح اضطراب فرزند را بالا میبرد؛ بنابراین مقایسه نباید اتفاق بیفتد. اگر هم قرار است مقایسهای کنیم، باید پیشرفتهای فعلی فرزندمان را در زمینه کتابخوانی با گذشته خودش، مثلا با ۳ یا ۶ ماه پیش، مقایسه کنیم؛ اینکه «چقدر تمرکزت بیشتر شده یا زمانی که قبلا میگذاشتی، ده دقیقه بیشتر نمیتوانستی متمرکز بمانی و الان شده پانزده دقیقه، چقدر عالی و چقدر خوب». میدانیم مقایسه کردن، بچههای ما را کتابخوان نمیکند.
سعیدی با بیان اینکه شنیدن کتاب صوتی میتواند به آشتی بچهها با کتاب کمک کند، اظهار کرد: برای کودکانی که هنوز مهارت خواندن ندارند، زود خسته میشوند یا تجربه مثبتی از کتابخوانی ندارند، استفاده از کتاب صوتی مناسب است؛ اما این ابزار نباید کاملاً جایگزین کتاب چاپی شود. در بهترین حالت، کودک باید همزمان با گوش دادن به کتاب صوتی، کتاب چاپی را ورق بزند و تصاویر آن را ببیند تا هر دو مسیر با هم پیش بروند. همچنین برای کودکانی که در حال یادگیری خواندن و آشنایی با آواها و حروف هستند، تمرکز اصلی باید روی کتاب چاپی باشد و کتاب صوتی صرفا در کنار آن قرار گیرد. بنابراین، کتاب صوتی جایگزین کامل کتاب چاپی نیست، بلکه مسیر کمکی ورود به کتابخوانی و مکمل کتاب چاپی است.
راهکار تبدیل کتابخوانی به سبک زندگی خانواده
این روانشناس با بیان اینکه بدون اجبار و فشار میتوان کتاب را به سبد تفریحات روزمره خانواده وارد کرد، گفت: بهترین راه، تبدیل مطالعه و کتابخوانی به سبک زندگی خانواده است؛ مثلا در طول روز زمانی کوتاه را برای مطالعه مشترک بین والدین و فرزندان اختصاص دهند یا قبل از خواب قصهخوانی و کتابخوانی داشته باشند، ماهی یکبار به کتابفروشی یا کتابخانه بروند، در مناسبتهای مختلف به همدیگر کتاب هدیه بدهند، درباره موضوعات آن کتابها و داستانهایی که مطالعه میشود با همدیگر صحبت کنند و در یک جو و فضای صمیمی و لذتبخش، تجربهبودن در کنار کتاب و کتابخوانی شکل بگیرد. اینها باعث میشود بدون اجبار و فشار، کتابخوانی بخشی از سبد تفریح خانواده شود.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.