|

معادله پیچیده گاز در زمستان پیش‌رو

زمستان برای ایران همیشه با یک معادله تکراری آغاز می‌شود: با سردشدن هوا، مصرف گاز بالا می‌رود و همان گازی که باید خانه‌ها را گرم کند، برای نیروگاه‌ها و صنایع نیز مورد نیاز است. اما زمستان امسال این معادله یک متغیر تازه و مهم دارد؛ بخشی از ظرفیت تولید و فرآورش گاز کشور در جریان جنگ آسیب دیده و بازگرداندن آن به مدار، به یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های صنعت نفت تبدیل شده است.

معادله پیچیده گاز در زمستان پیش‌رو

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مریم آقایی: زمستان برای ایران همیشه با یک معادله تکراری آغاز می‌شود: با سردشدن هوا، مصرف گاز بالا می‌رود و همان گازی که باید خانه‌ها را گرم کند، برای نیروگاه‌ها و صنایع نیز مورد نیاز است. اما زمستان امسال این معادله یک متغیر تازه و مهم دارد؛ بخشی از ظرفیت تولید و فرآورش گاز کشور در جریان جنگ آسیب دیده و بازگرداندن آن به مدار، به یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های صنعت نفت تبدیل شده است. بر اساس اعلام معاون اول رئیس‌جمهوری، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت گاز کشور از مدار خارج شده و برنامه دولت این است که تا پیش از آغاز فصل سرما، ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت بازگردد. وزیر نفت نیز گفته است با استفاده از ظرفیت خالی دیگر پالایشگاه‌ها، نزدیک به ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این کاهش تولید جبران شده، اما بیش از ۱۲۰ میلیون مترمکعب همچنان جبران نشده است. این اعداد یک واقعیت مهم را نشان می‌دهند: زمستان امسال را نمی‌توان فقط با افزایش تولید مدیریت کرد. بخشی از ظرفیت از دست رفته باید بازسازی، بخشی از نیاز از ظرفیت‌های موجود جبران و در طرف دیگر، مصرف نیز باید مدیریت شود. در واقع، مسئله اصلی دیگر فقط «تولید گاز» نیست؛ مسئله تخصیص گاز در شرایط محدودیت عرضه است. در زمستان، گاز خانگی و تجاری به‌طور طبیعی در اولویت قرار می‌گیرد، اما شبکه انرژی کشور فقط خانه‌ها نیست. نیروگاه‌ها برای تولید برق به گاز نیاز دارند و صنایع نیز برای ادامه فعالیت خود به انرژی وابسته‌اند. معاون اول رئیس‌جمهوری صراحتا تأمین انرژی صنعت و کشاورزی را پیش‌فرض دولت دانسته و درباره پیامدهای قطع انرژی صنایع از توقف تولید، بیکاری، کاهش رشد اقتصادی و از دست رفتن بازارهای صادراتی گفته است. این نکته بسیار مهم است. اگر در زمان اوج مصرف، تمام فشار ناترازی به صنایع منتقل شود، شاید شبکه خانگی در کوتاه‌مدت پایدار بماند، اما هزینه آن در جای دیگری ظاهر می‌شود؛ در تولید کمتر، صادرات کمتر، درآمد کمتر و فشار بیشتر بر اقتصاد. بنابراین «عبور از زمستان» نباید فقط با شاخصی مانند قطع‌نشدن گاز مشترکان خانگی سنجیده شود. سؤال مهم‌تر این است که کشور با چه هزینه‌ای از زمستان عبور می‌کند؟ اما بازگرداندن ظرفیت ازدست‌رفته فقط یک عملیات فنی برای تعمیر چند تأسیسات نیست؛ این کار در شرایطی انجام می‌شود که صنعت نفت و گاز ایران سال‌هاست با محدودیت‌های ناشی از تحریم دست‌وپنجه نرم می‌کند و هم‌زمان، ریسک امنیتی تأسیسات انرژی نیز همچنان یک متغیر جدی در محاسبات صنعت است. در شرایط عادی، بازسازی یک پالایشگاه یا تأسیسات گازی را می‌توان با دسترسی به تجهیزات، قطعات، منابع مالی و زنجیره تأمین بین‌المللی پیش برد، اما برای ایران، بخشی از این مسیر به دلیل تحریم‌ها دشوارتر و پرهزینه‌تر است. تأمین برخی تجهیزات، انتقال فناوری، دسترسی به منابع مالی و حتی زمان‌بندی ورود قطعات، همه تحت تأثیر محدودیت‌هایی قرار دارند که صنعت نفت ایران سال‌هاست با آنها مواجه است. حالا این محدودیت با یک متغیر دیگر نیز ترکیب شده است: سایه جنگ.

بخشی از عملیات توسعه فاز ۱۱ نیز در شرایط جنگ ۱۲روزه ادامه داشته و با وجود محدودیت‌های لجستیکی، افزایش مخاطرات عملیاتی و دشواری تأمین تجهیزات و پشتیبانی، عملیات حفاری متوقف نشده و حتی دو حلقه چاه جدید در همان شرایط وارد مدار شده است. این تجربه نشان می‌دهد مسئله صنعت نفت ایران فقط ساخت و تعمیر تأسیسات نیست؛ حفظ ظرفیت تولید در شرایط نااطمینانی نیز بخشی از مأموریت صنعت انرژی است. از همین منظر، بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده را نباید صرفا با معیار سرعت سنجید. سرعت مهم است، اما مهم‌تر از آن ایجاد ظرفیتی است که بتواند در برابر شوک‌های بعدی نیز تاب‌آوری بیشتری داشته باشد. ایران در شرایطی باید ظرفیت ازدست‌رفته گاز را بازگرداند که هم با محدودیت‌های تحریمی برای تأمین تجهیزات و سرمایه مواجه است و هم نمی‌تواند احتمال تکرار آسیب به زیرساخت‌های انرژی را از محاسبات خود کنار بگذارد. این یعنی هر پروژه بازسازی، علاوه بر ملاحظات فنی و اقتصادی، یک ملاحظه امنیتی نیز دارد. در چنین شرایطی، عملکرد صنعت نفت را نمی‌توان فقط با میزان تولید سنجید. توان بازسازی، سرعت بازگشت ظرفیت، استمرار تولید در شرایط بحران و توانایی حفظ زیرساخت‌های حیاتی، خود بخشی از امنیت انرژی کشور است. یکی از ابزارهای مدیریت این شرایط، استفاده از سوخت مایع برای نیروگاه‌ها و صنایع است. وزیر نفت از افزایش ذخایر سوخت مایع نیروگاه‌ها و ذخیره‌سازی نفت‌کوره و گازوئیل برای صنایع خبر داده است تا در روزهای اوج مصرف، کاهش تحویل گاز با سوخت جایگزین جبران شود. این اقدام می‌تواند فشار را از شبکه گاز بردارد، اما نباید آن را با حل مسئله ناترازی اشتباه گرفت. سوخت مایع در بهترین حالت، ضربه‌گیر شبکه گاز در روزهای اوج مصرف است. ذخیره‌سازی، انتقال و توزیع آن نیز نیازمند ظرفیت و آمادگی عملیاتی است. ضمن اینکه استفاده گسترده از سوخت‌های مایع می‌تواند پیامدهای اقتصادی و زیست‌محیطی خود را داشته باشد. پس مسئله این نیست که گاز کم آمد، سوخت مایع جایگزین شود؛ مسئله این است که چگونه باید از تمام ظرفیت سبد انرژی استفاده کرد تا کمبود یک حامل انرژی، کل اقتصاد را تحت تأثیر قرار ندهد. طرف دیگر معادله، مصرف است. دولت از مردم خواسته است در مصرف گاز و برق صرفه‌جویی کنند و حتی درباره مشترکان بسیار پرمصرف، بحث محاسبه انرژی با قیمت تمام‌شده را مطرح کرده است. این درخواست در شرایط ناترازی قابل فهم است. هر میزان صرفه‌جویی در روزهای اوج مصرف، فشار کمتری بر شبکه وارد می‌کند. اما یک تفاوت مهم وجود دارد: مدیریت مصرف نباید به مترادف «مسئولیت مصرف‌کننده» تبدیل شود. دولت نیز باید سهم خود را در این معادله بپردازد؛ از اصلاح مصرف در ساختمان‌های دولتی و استانداردسازی تجهیزات گرفته تا توسعه طرح‌های بهینه‌سازی و کاهش شدت انرژی. در غیر این صورت، صرفه‌جویی ممکن است به ابزاری برای مدیریت کوتاه‌مدت بحران تبدیل شود، بدون آنکه ریشه مسئله تغییر کند. معاون اول رئیس‌جمهوری نیز بر همین ضرورت تأکید کرده و در کنار درخواست از مردم برای صرفه‌جویی، خواستار مشارکت دولت در کاهش مصرف شده است. در سمت دیگر معادله، افزایش تولید از فاز ۱۱ پارس جنوبی اهمیت زیادی دارد. با تکمیل حفاری و راه‌اندازی دوازدهمین چاه موقعیت SPD11B، ظرفیت اسمی تولید این بخش به یک میلیارد فوت‌مکعب، معادل حدود ۲۸ میلیون مترمکعب در روز رسیده است. این افزایش تولید در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا توسعه ظرفیت‌های جدید در کنار بازگرداندن ظرفیت‌های ازدست‌رفته، به کشور امکان می‌دهد بخشی از فشار واردشده بر شبکه را از سمت عرضه جبران کند. هم‌زمان، بازسازی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده نیز باید دنبال شود. در واقع، دو مسیر باید کنار هم حرکت کنند: افزایش ظرفیت از یک سو و بازگرداندن ظرفیت ازدست‌رفته از سوی دیگر. در نهایت، زمستان امسال یک راه‌حل واحد ندارد. نمی‌توان فقط با افزایش تولید مسئله را حل کرد؛ چون هر میزان افزایش عرضه در برابر رشد مصرف، سقفی دارد. نمی‌توان فقط به سوخت مایع تکیه کرد؛ چون این ابزار برای مدیریت اوج مصرف است، نه جایگزین دائمی گاز. و نمی‌توان بازسازی تأسیسات را از مسئله مدیریت مصرف جدا کرد؛ زیرا هر مترمکعب ظرفیتی که بازمی‌گردد، زمانی بیشترین اثر را دارد که درست تخصیص داده شود. به همین دلیل، زمستان امسال بیش از آنکه آزمون تولید گاز باشد، آزمون حکمرانی انرژی است. اینکه چه مقدار گاز تولید می‌شود مهم است، اما اینکه این گاز چگونه میان خانه، نیروگاه و صنعت توزیع شود، اهمیت کمتری ندارد. اگر قرار باشد شبکه خانگی پایدار بماند، برق نیروگاه‌ها تأمین شود و چرخ صنایع نیز متوقف نشود، باید همه حلقه‌های زنجیره هم‌زمان کار کنند: بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده، افزایش تولید، ذخیره‌سازی سوخت، مدیریت مصرف و اولویت‌بندی تخصیص انرژی. در این نگاه، موفقیت زمستان فقط با این سنجیده نمی‌شود که گاز مردم قطع شد یا نشد؛ باید دید در پایان زمستان چه میزان تولید حفظ شده، چه میزان از ظرفیت‌های ازدست‌رفته بازگشته و اقتصاد کشور با چه هزینه‌ای از این فصل عبور کرده است. زمستان امسال، در نهایت، امتحان گاز نیست؛ امتحان این است که ایران چقدر می‌تواند انرژی محدود خود را هوشمندانه‌تر مدیریت کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.