خصوصیسازی ایرانخودرو؛ پایان دولتسالاری یا شروع یک اسطوره تازه؟
یک سال از واگذاری ایرانخودرو به بخش خصوصی گذشته؛ واگذاریای که از همان روز نخست، همزمان دو روایت متضاد را فعال کرد:
روایت اول، امید به پایان یک بنگاهداری ناکارآمد دولتی؛روایت دوم، هراس از تبدیل شدن انحصار دولتی به انحصار خصوصی.
اکنون، دادهها تصویری کمسابقه از عملکرد این غول خودروسازی ترسیم میکنند:
رشد تولید در دل رکود صنعت
حذف صفهای مزمن تحویل خودرو
کاهش تعهدات معوق و بهبود شاخصهای کیفی.
اما پرسش اصلی این نیست که چه اتفاقی افتاده؛ پرسش این است که چرا افتاده و آیا ماندگار است؟
آزمون اول: تولید در شرایط رکود
در سالی که کل صنعت خودرو ۱۱.۴ درصد کاهش تولید را تجربه کرده، ایرانخودرو رشد ۱۲ درصدی را ثبت کرده و تولیدش به ۵۱۷ هزار دستگاه رسیده است.
این شکاف معنادار، بیش از آنکه صرفاً یک موفقیت مدیریتی باشد، نشانه یک تغییر عمیقتر است: تغییر منطق تصمیمگیری.
مدیریت دولتی، سالها در چارچوب سیاستهای متغیر، بخشنامههای متناقض و ملاحظات غیراقتصادی حرکت میکرد.
نتیجه، تولید نوسانی، موجودی انبارهای انباشته و زیانهای ساختاری بود. مدیریت خصوصی، برای نخستین بار «فروشپذیری» را به معیار اصلی تولید تبدیل کرد، نه دستور.
آزمون دوم: پایان صف، پایان یک نماد
تعهدات معوق در صنعت خودرو فقط یک عدد نبود؛ نماد بیاعتمادی عمومی بود.
صفهای طولانی ثبتنام و تحویل، حافظه تاریخی مصرفکننده ایرانی را شکل داده بودند. نزدیک شدن این عدد به صفر، بیش از آنکه یک دستاورد عملیاتی باشد، یک تحول نهادی است: انتقال شرکت از منطق «ثبتنام برای تأمین نقدینگی» به منطق «تولید برای تحویل».
این تغییر، اگر پایدار بماند، میتواند یکی از عمیقترین اصلاحات ساختاری در صنعت خودرو ایران تلقی شود.
آزمون سوم: کیفیت؛ میدان مین اصلاحات
بهبود کیفیت همیشه پرهزینهترین و پرریسکترین مسیر اصلاح است. رفع ایرادات مزمن محصولات، افزایش گارانتی، کاهش جرائم تأخیر و تعویض کامل خودروهای معیوب، همگی نشان میدهد مدیریت جدید حاضر شده هزینه اعتمادسازی را بپردازد.
اما این مسیر، شکننده است. کوچکترین بازگشت به منطق کاهش هزینه به هر قیمت، میتواند این دستاورد را به سرعت تخریب کند.
مسئله اصلی: این تغییر از کجا آمده؟
اگر بخواهیم صادق باشیم، این تحول بیش از آنکه حاصل «نبوغ مدیریتی» باشد، محصول رهایی از قید سیاست است. مدیران دولتی، در چهار دهه گذشته، نه مدیر بنگاه که مجری تصمیمات بیرونی بودند. تغییر دولت، تغییر وزیر، تغییر سیاست صنعتی؛ و هر بار بازنویسی کامل اولویتها.
خصوصیسازی، برای نخستین بار امکان برنامهریزی میانمدت را فراهم کرده است. مدیر میداند که فردا هم مسئول است، نه اینکه منتظر تغییر کابینه بماند. همین «افق پایدار تصمیمگیری» شاید مهمترین سرمایه جدید ایرانخودرو باشد.
آنچه امروز در ایرانخودرو دیده میشود، نشانههای یک تغییر واقعی دارد، نه یک شو تبلیغاتی.
اما این مسیر، در آغاز راه است. خصوصیسازی زمانی موفق تلقی میشود که سه آزمون را پشت سر بگذارد:
پایداری در رکود، شفافیت در سودآوری، و مقاومت در برابر وسوسه دنبالت دولتی ها و رانت بازی ها
ایرانخودرو اکنون از مرحله «اثبات توانایی» عبور کرده و برای حفظ دستاوردهایی که به آنها رسیده وارد یک مرحله جدید شده است.
آخرین اخبار اقتصادی را از طریق این لینک پیگیری کنید.