|

بررسی ابعاد پنهان صورت‌مالی میان‌دوره‌ای ۹ماهه منتهی به پایان پاییز ۱۴۰۴ ایران‌خودرو

دستاورد 7 گانه ایران خودرو در پاییز 1404

ایران‌خودرو از زیان ناخالص ۱.۱ هزار میلیارد تومانی عبور کرده و به سود ناخالص حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان رسیده است. این یعنی بهای تمام‌شده رشد کرده، اما کمتر از درآمد.

دستاورد 7 گانه ایران خودرو در  پاییز 1404

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

این‌بار صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای ۹‌ماه منتهی به پایان پاییز ۱۴۰۴ ایران خودرو را نه برای پیدا کردن بهانه، بلکه برای پیدا کردن پاسخ باید بررسی کرد. پاسخ به یک پرسش ساده اما قابل تآمل: آیا این شرکت فقط کمی کمتر زیان‌ده شده، یا واقعاً مسیرش را عوض کرده است؟ صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای ۹‌ماه منتهی به پایان پاییز ۱۴۰۴، می‌گویند اتفاقی فراتر از یک نوسان فصلی رخ داده. نه معجزه‌ای در کار بوده، نه ابزار عجیب؛ فقط سه محور مشخصاز دل این داده‌ها بدست آمده که نشان می دهد ایران خودرو مسیرش را پیدا کرده است. «رشد واقعی فروش»،« مهار هزینه تولید» و «عقب‌نشینی تدریجی هزینه‌های مالی». این سه محور که نتیجه آنالیز  داده‌های مالی ایران خودرو بودند، 7 هدف مشخص که تا همین یک سال پیش، بیشتر شبیه شوخی بودند، دستاورد این شرکت بوده است. 

برای رسیدن به دستاورد هفت گانه ایران خودرو باید ابتدا به پرسشهای رایج در ادبیات رایج حسابداری پاسخ داد.

1-آیا ایران‌خودرو توانست فروش را «واقعی» کند؟

بله. با عدد مشخص.

درآمد عملیاتی شرکت در ۹ماهه منتهی به آذر ۱۴۰۴ به ۳۷۱ هزار میلیارد تومان رسید؛ رشدی حدود ۷۱ درصد نسبت به سال قبل. این رشد فقط حاصل افزایش قیمت نیست. افزایش تیراژ فروش، بهبود ترکیب محصولات و مهم‌تر از همه، کاهش فاصله قیمت کارخانه و بازار آزاد باعث شد پولی که قبلاً بیرون از شرکت توزیع می‌شد، به درآمد عملیاتی برگردد.

2-آیا تولید بالاخره از زیان فاصله گرفت؟

برای اولین‌بار، نشانه‌ها می‌گویند بله.

ایران‌خودرو از زیان ناخالص ۱.۱ هزار میلیارد تومانی عبور کرده و به سود ناخالص حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان رسیده است. این یعنی بهای تمام‌شده رشد کرده، اما کمتر از درآمد. کنترلی که سال‌ها فقط روی کاغذ بود، حالا در عددها دیده می‌شود: اصلاح زنجیره تأمین، کاهش اتلاف و پایان تولیدِ زیان‌سازِ مزمن.

3-آیا هزینه‌ها بالاخره از فروش عقب افتادند؟

نه کامل، اما در مسیر درست.

هزینه‌های اداری و مالی هنوز سنگین‌اند، اما نکته کلیدی نسبت آن‌ها به فروش است. وقتی فروش بزرگ‌تر می‌شود و هزینه‌ها با همان شتاب رشد نمی‌کنند، یعنی شرکت دارد نفس می‌کشد. این دقیقاً همان تغییری است که در گزارش ۹ماهه دیده می‌شود.

4-بزرگ‌ترین پاشنه آشیل چه شد؟

هزینه مالی؛ هنوز دردناک، اما کمرنگ‌تر.

هزینه‌های مالی همچنان میراث سال‌ها زیان انباشته و استقراض بانکی‌اند. اما در پاییز ۱۴۰۴، اثر آن‌ها بر سود نهایی کمتر شده. نه به‌خاطر حذف بدهی، بلکه به این دلیل ساده که سود عملیاتی آن‌قدر بالا رفته که هزینه مالی دیگر همه‌چیز را نمی‌بلعد.

5-چرا پاییز ۱۴۰۴ نقطه عطف است؟

برای فهم این موضوع کافی است که زیان خالص 13.5 هزار میلیارد تومان در شش ماهه اول سال 1404 را با سود خالص 8 هزار میلیارد تومان فقط در سه ماهه سوم سال 1404 یعنی پاییز مقایسه کرد.

این واگرایی شدید، اتفاقی نیست. به زبان ساده، سیاست‌های اصلاحی که از اواخر تابستان شروع شد، با وقفه طبیعی بنگاه‌های بزرگ صنعتی، در پاییز به بار نشست. شوک‌های هزینه‌ای مهار شدند و تصمیم‌ها بالاخره در صورت‌های مالی دیده شدند.

6-آیا این فقط یک بازی عددی فصلی است؟

اگر تکرار نشود، بله. اگر تداوم داشته باشد، نه.

کاهش ۶۸ درصدی زیان خالص ۹ماهه نشانه‌ای از تغییر مسیر است، نه تضمین آینده. پاییز ثابت کرد که سود ممکن است؛ زمستان و بهار باید ثابت کنند که این سود قابل تکرار است.

7-مهم‌ترین دستاورد چیست؛ سود یا قابلیت پیش‌بینی؟

دومی. قطعاً دومی.

ایران‌خودرو سال‌ها شرکتی بود که عدد می‌داد، اما توضیح نمی‌داد. حالا می‌شود بین تصمیم و نتیجه، رابطه دید. این یعنی ریسک غافلگیری برای بازار کمتر شده و تحلیل‌پذیری شرکت بالا رفته. در بازاری مثل بورس تهران، این خودش یک مزیت استراتژیک است.

در  ادبیات رایج مدیریت مالی، این صورت‌های مالی نه پایان بحران که پایان بی‌نظمی مطلق تصور می‌شود. چرا که هنوز بدهی هست، هنوز سیاستهی ناکارآمد در بدنه سیاستگذاری کلان اقتصادی کشور وجود دارد. اما برای اولین‌بار بعد از سال‌ها، می‌شود گفت ایران‌خودرو دارد با ارقامش حرف می‌زند، نه علیه آن‌ها. اگر پاییز تکرار شود، آن‌وقت می‌شود نوشت: این‌بار، تغییر واقعی بوده است.

آخرین اخبار اقتصادی را از طریق این لینک پیگیری کنید.