|

تأثير يك فروپاشي

محمود فاضلی

در 16 ماه می‌‌‌1916، در‌حالی‌‌که هنوز جنگ جهانی اول پایان نیافته بود، انگلیس و فرانسه بر اساس پیش‌بینی سقوط امپراتوری عثمانی و نشانه‌های جنبش‌های جدایی‌طلب ناسیونالیستی، به‌ویژه در میان ارامنه و اعراب، در پهنه امپراتوری عثمانی به‌طور محرمانه و با موافقت روسیه تزاری، بر سر تقسیم قلمرو این امپراتوری به کشورهای تحت نفوذ خود به توافق رسیدند. بر اساس موافقت‌نامه «سایکس- پیکو»، توافقی که بین 23 نوامبر 1915 تا ژانویه 1916 و پیش از شکست امپراتوری عثمانی انجام گرفت، نقشه سیاسی منطقه بر اساس تقسیم کشورهای اسلامی بین فاتحان جنگ و برای تجزیه و تقسیم سرزمین‌های عربی امپراتوری عثمانی منعقد شد که از آن زمان تاکنون، سرنوشت خونباری را برای خاورمیانه رقم زده است؛ سرنوشتی که آثار و پیامدهای آن همچنان بر‌جاست. از پیامدهای جنگ جهانی اول، ژئوپلیتیکی است که برای خاورمیانه رقم خورد. این موافقت‌نامه، سوریه و لبنان را تحت قیمومیت فرانسه قرار داد و عراق، اردن شرقی و فلسطین را حوزه نفوذ بریتانیا تعریف کرد. پس از شکست تزارها در روسیه، لنین و تروتسکی از این سازش پنهانی پرده برداشتند و متن کامل سایکس- پیکو در 23 نوامبر 1917 منتشر شد. بریتانیا و فرانسه سعی داشتند با تقسیم مناطق تحت لوای قرارداد سایکس-پیکو، مردم منطقه، زیر نظر امپراتوری‌های اروپایی به‌ظاهر زندگی بهتری داشته باشند؛ اما این تقسیم‌بندی باعث ایجاد بسیاری از اختلاف‌ها بین جوامع منطقه‌ای شد و نه‌تنها ثبات و آرامش را از مردم منطقه گرفت، بلکه منازعات و اختلاف‌های دینی و مذهبی ناشی از آن، نفوذ انگلیس در بین کشورهای منطقه را گسترش داد. طبق این قرارداد، کشورهای تحت سلطه عثمانی بین دو قدرت بریتانیا و فرانسه تقسیم شدند. کنترل مناطقی مانند جنوب اسرائیل، فلسطین، اردن، جنوب عراق به اضافه منطقه کوچکی شامل بندر حیفا و عکا برای ایجاد دسترسی به دریای مدیترانه به انگلیس واگذار شد. کنترل جنوب شرقی ترکیه امروزی تا شمال عراق (موصل و رواندوز) و سپس سوریه (حلب و دمشق) و لبنان که در حاشیه خاورمیانه‌ای دریای مدیترانه امتداد می‌یافت، در اختیار فرانسه قرار می‌گرفت. شرق ترکیه هم که شامل بخشی از سواحل دریای سیاه تا مرزهای ایران و جمهوری آذربایجان می‌شد، در حوزه نفوذ روسیه قرار گرفت. جنگ‌های بعدی در منطقه نشان از این داشت که پایه این توافق مبتنی بر بروز اختلاف و سوءاستفاده از اختلاف‌ها میان ملت‌ها در منطقه خاورمیانه است. ریشه بسیاری از منازعات جاری در منطقه، از قبیل سرنوشتی که برای کردها، ترک‌ها و عرب‌ها رقم خورد، با این قرارداد مرتبط است که بر اساس منافع دولت‌های پیروز آن ‌زمان تدوین شد. پس از آن، صدور اعلامیه بالفور در دوم نوامبر 1917 از سوی انگلستان سرمنشأ رسمیت‌دادن به اشغال سرزمین‌های فلسطین و پیدایش اسرائیل شد. با تأسیس اسرائیل در 14 ماه می ‌‌سال 1948 در سرزمین فلسطین، منازعه خونباری میان اعراب و اسرائیل آغاز شد که ریشه‌های آن به قرارداد فوق بازمی‌گردد. صدور بیانیه بالفور از سوی بریتانیا و تحمیل سیستم قیمومیت که دست اعراب را در تعیین سرنوشتشان بسته بود، باعث شد نه‌تنها جنبش جدایی‌طلبی اعراب از دولت عثمانی برای آنان استقلالی به ‌همراه نداشته باشد، بلکه حس تلخی را برای پان‌عربیست‌‌ها به همراه داشت که هنوز باقی است. جنبش صهیونیسم توانست وعده قطعی تشکیل دولت یهود در سرزمین موعود در فلسطین را از انگلیس به‌ دست آورد. اراده لندن برای حمایت از تشکیل دولت یهود، در بیانیه‌ای موسوم ‌به «بیانیه بالفور» شکل عملی به ‌خود گرفت. بیانیه بالفور دلیل کافی برای شوکه‌شدن اعراب از توافق‌های پشت صحنه بود. مطابق با اعلامیه بالفور، مقرر شد یهودیان صهیونیست به فلسطین مهاجرت داده شوند. از سوی دیگر، انگلیسی‌ها که در دسامبر 1915 در «عهدنامه دارین»، عبدالعزیز بن‌سعود را تحت‌الحمایه خود قرار داده بودند، با وجود اینکه به شریف‌حسین، امیر مکه، وعده دادند در صورت راه‌اندازی شورش قبایل عربی علیه امپراتوری عثمانی، از استقلال آنها پس از سقوط عثمانی حمایت کند، به وعده خود عمل نکردند. دولت انگلیس اگرچه پس از شکست عثمانی، فرزندان شریف‌حسین یعنی فیصل را به حکومت عراق و عبدالله را به حکومت ماورای اردن منصوب کرد، اما به شریف‌حسین پشت کرد و زمینه شکل‌گیری دوره سوم حکومت سعودی را فراهم کرد. همچنین مغرب عربی متشکل از تونس، الجزایر و مراکش در توافق‌هایی همچون معاهده باردو، کنفرانس الجزیراس، بحران اقادیر و معاهده فاس، تحت نفوذ و سلطه فرانسه قرار گرفتند و مصر در سال 1914 تحت‌الحمایه انگلیس شد. در یک دوره چند‌ساله، سرنوشت جغرافیای سیاسی جدید منطقه از حجاز تا مغرب به رهبری انگلیس رقم خورد که مسیر تحولات این منطقه را حداقل تا یک قرن تحت تأثیر قرار داد. عرب‌ها قول گرفته بودند در قبال همکاری با متفقین برای فروپاشی عثمانی، حکومت بر عربستان، اردن و عراق را به دست آورند؛ اما با پایان جنگ و شکست عثمانی، همه چیز طبق برنامه پنهان اروپایی‌ها پیش رفت؛ سوریه و لبنان به فرانسه داده شد، شریف‌حسین از مکه اخراج شد و آل‌سعود که هم‌پیمانان جدید انگلیس بودند، توانستند بر نجد و حجاز حکومت کنند. البته عبدالله و فیصل توانستند برای مدتی در اردن و عراق حکمرانی کنند. با پایان جنگ جهانی در نوامبر 1918 و فروپاشی عثمانی، نه‌تنها استقلال یک کشور یکپارچه عربی تحقق نیافت، بلکه بریتانیا و فرانسه به‌عنوان کشورهای متنفذ در جامعه ‌ملل، طرح تحقیرآمیزی موسوم به قیمومیت (Mandate System) را در ژانویه 1919 تصویب کردند که بر اساس آن، کشورهای عرب خاورمیانه به ‌دلیل «توحش، فرو‌دست‌بودن و عدم بلوغ کافی در اداره سرزمین‌های خود»، تحت سرپرستی بریتانیا و فرانسه باقی می‌ماندند. در 10 آگوست 1920، عثمانی‌ها در روستای سور در نزدیکی پاریس، قراردادی با متفقین امضا کردند که بر پایه آن، شام (لبنان و سوریه)، عراق، اردن و ازمیر از امپراتوری جدا و به آناتولی و بندر استانبول محدود می‌شد. در‌حال‌حاضر اکثر کشورهای منطقه از توافق سایکس-پیکو رنج می‌برند؛ به‌گونه‌ای که در سال‌های اخیر شاهد بروز اختلاف‌های مرزی بین کشورهای ترکیه و عراق بوده‌ایم و به نظر می‌رسد این اختلاف‌ها ادامه داشته باشد؛ زیرا این تقسیم‌بندی بدون در‌نظر‌گرفتن نقش مردم منطقه به کشورها تحمیل شد. در سال 2016 و پنج سال قبل از صدساله‌شدن «سایکس-پیکو»، خاورمیانه و شمال آفریقا شاهد رویدادهای بزرگی بودند؛ جنبش‌های مردمی جهان عرب که «بهار عربی» نام گرفتند از اواخر سال 2010 علیه حکام عرب از تونس آغاز و تا بحرین امتداد یافت. در پی بهار عربی، معمر قذافی در لیبی پس ‌از 42 سال زمامداری مستبدانه، زین‌العابدین بن‌علی در تونس با 24 سال، حسنی مبارک در مصر با 30 سال و علی‌عبدالله صالح در یمن با 33 سال از قدرت به ‌‌زیر کشیده شدند. در راستای احیای خلافت، جریان داعش اعلام موجودیت کرد. آنها راه‌حل فائق‌آمدن بر انحطاط امروز مسلمانان را در بازسازی نهاد خلافت می‌بینند. نه مرزهای سایکس-پیکو را به‌ رسمیت می‌شناسند و نه مرزهای موجود میان کشورهای اسلامی را و برای انتقام‌ از سرنوشتی که صد سال پیش بر منطقه تحمیل و منتهی ‌به فروپاشی خلافت عثمانی شد، حملات خود را حتی به اروپا کشاندند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.