هنر اقوام ایرانی به سعی پرویز تناولی
حسین گنجی
«هنر ایرانی یک پدیده تاریخی حائز اهمیت قدر اول است. به نظر میرسد که اساسیترین و شاخصترین مشغله اقوام ایرانی پرداختن به هنر بوده است. کاملترین سابقهای که از زندگی این مردم بازمانده است و ارزندهترین سهمی که در تمدن جهانی داشتهاند، همین هنر است و تاریخ هنر آنان بسیاری از مسائل تاریخ فرهنگ بشری را روشن میکند».
آرتور آپم پوپ با ذکر این گزاره ارزشمند در مدخل ابتدایی «سیری در هنر ایران» گواه درستی از اهمیت سیر تاریخی هنر ایران از یک سو و سهمی که مردمان این سرزمین در شکلگیری مفهومی به نام هنر در جهان داشتهاند، از سوی دیگر ارائه میدهد. هنری که تمام بار آن بر دوش هنرمندان شاخص این سرزمین نبوده است و توده مردمی و زیست عمومی مردمان ما در طول تاریخ آن را شکل داده و به آن قوام بخشیدهاند. تصویری که به قول پوپ ردپای آن در سراسر زندگی مردمان ایران قابل رهگیری و مشاهده است. ایرانیان از ظروف مصرفی خود تا رخت و لباس، تا زیرانداز و بسیاری از وسایل زیستی خود را هنرمندانه تولید کردهاند، به گونهای که گویی هنر در ذات و نهاد ایشان است. اگر برای این گزاره آرتور آپم پوپ بخواهیم امروز شاهد مثالی بیاوریم، به یقین مجموعههای جمعآوریشده از سوی پرویز تناولی گواه صادق آن است. تناولی دست به کار سترگی زده است و در همه سالهای فعالیت هنرمندانه خود به همه نقاط ایران سر زده و تا آنجا که امکان داشته است همه عناصر و وسایل دستساخته هنرمندانه بومی و محلی و گمنام را جمعآوری کرده است و این مجموعهها امروز آینه تمامنمای مشغله اقوام ایرانی است که هنر بخش اساسی و جداییناپذیر زیست آنها بوده است. تناولی در نشستی، درباره نمکدانهایی که جمعآوری کرده، گفته است: «ایران در زمینه هنرهای عامیانه غنیترین کشور دنیاست و مردم کشور ما به هرچه دست زدند و تولید کردند، از لوازم آشپزخانه گرفته تا ابزار شکار، جهانگردی، سلاح و... همه ردپایی از هنر دارد و صرفا یک شیء کاربردی نبودند، هنرمندان نیز از این آثار الهام میگرفتند». آرتور پوپ نیز به همین قریحه اشاره کرده است که نوشته: «این قریحه و استعداد آراستن و تزیین، در همه آفرینشهای هنری ایران تابان است. مردم ایران گویی بر حسب مفاهیم تزیینی میاندیشند؛ زیرا همین روشنی و دقت طرح و وزن در شعر و موسیقی آنان نیز دیده میشود». خبر اهدای مجموعه دستبافتههای عشایری و روستایی ایران از سوی تناولی به وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و از آن طریق به مردم ایران و در دسترس قرارگرفتن این آثار که بخشی از هنر ایرانیان است، از این مجرا میتواند درخورتوجه و بااهمیت باشد. این مجموعه که به اعتبار گفتهشده، شامل هزارو 408 قطعه است، دربرگیرنده انواع کامل بافتها از همه روستاها و عشایر اقصانقاط ایران است. این اهمیت زمانی دوچندان میشود که بدانیم متأسفانه عمده این آثار دیگر تولید نمیشوند و در نقش و در ساخت تکرارناپذیر و بسیاری از عشایر مناطقی که دست به ساخت چنین آثاری میزدند، امروزه بافندگى را رها كرده و شهرنشین شدهاند. براساساین جدای از آنچه گفته شد، ابعاد پراهمیت دیگری نیز این اقدام میتواند در بر داشته باشد و خوب است به آن اشاره کرد. بُعد ارزشمند چنین اقداماتی جنبه حس تشویقگری است که در ذات چنین حرکتهایی وجود دارد و میتواند محل مشقگرفتن و تأثیرگذاشتن قرار بگیرد. با برپایی موزههایی از این دست که حاصل مجموعهداری خصوصی و گردآوری پژوهشگرانه است، دیگر مجموعهداران آثار هنری نیز تشویق به این کار میشوند و آثار عمده دستساخت فرهنگ و هنر ایرانی از پستوهای شخصی به منظر عمومی کشیده شده و در پی این نمایش هنر ایران میتواند تصویر بهتری از شکل زیست هنرمندانه ایرانیان به مخاطبان داخلی و بینالمللی خود نشان دهد. بعد مهم و درخورتوجه دیگر پرکردن یک فقدان در موزههای ماست. مجموعه اهدایی پرویز تناولی بهنوعی جای خالی آثاری را در فضای نمایش هنر ایران پر کره است که همواره ما در ارائه آن ضعف داشتهایم. از بعد دیگر نیز اهدای چنین مجموعهای نشان از این دارد که هنرمند باور دارد این مجموعهها با تمام وسواس و تلاشی که برای گردآوری آن مصروف شده است، متعلق به فرهنگ و هنر ایران است و خوب است در معرض عمومی و از طریق موزهها در معرض بازدید همگان قرار بگیرد. آنطور که در گزارشها آمده و خود هنرمند اذعان کرده است، جمعآوری این مجموعه بیش از ۶۰ سال طول کشیده است. از قرار دستاندرکاران وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در نظر دارند تعداد ۹ تا ۱۲ عدد از هر گروه بافته را در موزه فرش تهران به نمایش دائمی گذاشته و بقیه آثار را به شیراز منتقل کنند. عمارت نصیرالملک در شیراز، واقع در باغ نصیرالملک و کنار مسجد زیبای نصیرالملک در حال بازسازی برای تشکیل موزه دستبافتههای روستایی و عشایری ایران - مجموعه پرویز تناولی- است. این مکان به طور دائمی مقر موزه خواهد بود و بهنوعی گنجینه هنر بومی و محلی ایرانیان را در بر خواهد گرفت. تعداد ۲۰۰ قطعه از مجموعه تا به امروز تحویل موزه فرش ایران واقع در خیابان فاطمی شده است. این تعداد برای افتتاحیه رسمی موزه دستبافتههای عشایری و روستایی ایران در اسفندماه در آن مکان تحویل داده شده است. آنطور که گفته شده است، پس از افتتاحیه، این قطعات به شیراز نقل مکان کرده و در محل موزه اصلی قرار میگیرند.