ضدیت با واکسیناسیون؛ از جن تا نانوچیپ
علی تأملی
واکسیناسیون مانند دیگر فنون پزشکی مدرن از جمله پیوند اعضا، تجویز دارو، قرنطینه و... همواره مورد هجوم و حمله عدهای بوده است؛ جزئی از یک تلاش جامع و مستمر برای کوبیدن علم و خوارکردن دستاوردهای علمی. روش علمی قدمتی کوتاه دارد اما به دلیل آنکه پا در کفش روشهای قبلی کرد و پول و قدرت و محبوبیت متولیان آنها را به خطر انداخت، از همان ابتدا مورد هجوم واقع شد. شیوه جنگیدن با علم توسط هر قماش علمستیز را میتوان در دو مقطع زمانی بررسی کرد؛ بدو ظهور علم و بعد از اثبات حقانیت علم. در بدو ظهور علم، میتوان دافعه طبیعی یک پدیده نوظهور را بهعنوان ابتداییترین علت علمگریزی افراد قابل درک دانست. اما آنچه را از ابتدا آتش ضدیت با علم را شعلهورتر کرد و بعد از اثبات حقانیت آن با کمی تغییر استراتژی ادامه پیدا کرد و همچنان موجب علمگریزی و ترسیدن از دستاوردهای بشردوستانه علم شده، باید روی سنها و پشت بلندگوها در بیانات اتوریتهها جستوجو کرد؛ کینهورزیای یکسویه بهخاطر پول، مقبولیت و قدرت از دست رفته است. دشمنی با علم و دستاوردهای علمی فقط به کشور ما اختصاص ندارد؛ مثلا انگلستان و آمریکا بیش از 200 سال است با چالش مخالفت عدهای با واکسیناسیون روبهرو هستند؛ یعنی تقریبا صد سال پیش از شروع آن در ایران. اتوریتههای ضد علم، در همهجا، ابتدا علم را علنا نفی میکردند تا از سرمایههای مالی، سیاسی و ایدئولوژیک خود مراقبت کنند. با محرزشدن کارآمدی روش علمی برای مردم و افزایش محبوبیت و جذب ثروت به سمت آن، دستاندرکاران درمانهای جایگزین، سیاسیون مغرض و... راه مقابله با علم را در ریاکاری یافتند. از آنجا که دیگر مفاهیم سنتی و القاب کهنهشان خریدار نداشت، با ظاهر علمی به تقابل با علم پرداختند؛ برای مثال دیگر افراد ضد علم خود را رمال و جادوگر معرفی نمیکنند بلکه خود را دکتر و استاد مینامند! آنها دیگر از واژههای آل و بختک استفاده نمیکنند، در عوض از اسم مفاهیم ارزشمند علمی مانند الکترومغناطیس و کوانتوم مایه میگذارند یا خودشان ترکیبهای موهوم مثل موجود غیرارگانیک یا سایمنتولوژی خلق میکنند. دیگر ادعا نمیکنند که کفار به وسیله تزریق واکسن قصد کنترل مردم توسط اجنه را دارند، آنها میگویند میخواهند به بهانه واکسن کرونا، نانوچیپ به بدنها تزریق کنند. آش همان آش است اما کاسه همان کاسه نیست. تئوریهای توطئه با کلماتی که قابل قبول برای مردمان امروز باشد و همچنان از جهت ناشناختهبودن هراسآور باشند، مطرح میشوند. آنها دیگر فقط به نوشتههای سنتی ارجاع نمیدهند بلکه به تکمقالههای رد و منسوخشده ارجاع میدهند یا مقالههای علمی را تحریف میکنند. آنها دیگر از موضع قدرت، علم را نفی و علمگرا را محکوم به مرگ نمیکنند بلکه ژست مظلومانه به خود میگیرند و فریاد ایهاالناس خیرخواهانه سر میدهند. اما چاشنی دروغپردازیهایشان همواره تحریک تعلقات مذهبی، ملی، تاریخی، فرهنگی و توسل به ترس بوده است. وقتی نادانی و ناآگاهی در موضوعی وجود دارد، کافی است فردی، خصوصا یک شخصیت محبوب یا مقبول، شعلهای از بدگمانی و تئوری توطئه در آن باب برافروزد. افراد با فرض آگاهشدن از یک دسیسه و دست پشتپرده احساس رضایت و زرنگی میکنند. درست است که تاریخ لبریز است از توطئه و دسیسه، اما تئوری توطئه بحث دیگری است. تئوری توطئه، نظریهپردازی بدون دلیل و مدرک معتبر و مبتنی بر همه دشمنپنداری است و طرح و قبولاندن آن با فنون سخنوری مانند توسل به احساسات و ترس و ناآگاهی مخاطب انجام میشود. مبنای غالب تئوری توطئه واکسنستیزان، تردید در نیت شرکتهای داروسازی است. آنها عموما کسب درآمد شرکتها از تولید دارو و واکسن و همچنین عوارض آنها را دستاویز قرار میدهند. تولید داروهای مدرن و واکسن، برای شرکتهای داروسازی هزینهبر است و قاعدتا باید سودآور هم باشد. در کل اینکه از چیزی کسب درآمد شود دلیل بر ناحقبودن آن نیست. اما بههرحال چنین اظهارنظرهای پوپولیستیای میتواند اقشاری را تحت تأثیر قرار دهد. درواقع بالاتربودن هزینه درمان علمی مدرن نسبت به روشهای ادعاشده دیگر، زمینهای را برای پذیرش این ادعای عوامپسندانه بهویژه توسط اقشار کمتربرخوردار فراهم کرده است. اینکه هر دارویی عوارض مشخص و مکتوب دارد هم باعث افتخار علم است! تمام مواد مصرفی ما عوارض دارد. حتی آب و نان و همینطور علفها و گیاهان اصطلاحا دارویی! اما هیچ ماده خوردنیای جز داروها با بروشوری که صادقانه انواع و اقسام عوارض محتمل در آن ذکر شده باشد، در بازار یافت نمیشود. از وقاحت تمام مروجان درمانهای جایگزین است که از این نوشتهها برای کوبیدن داروهای مدرن استفاده میکنند. ضمنا به داروهای مدرن نسبت شیمیایی میدهند تا ساختگیبودن، مصنوعیبودن و خطرناکبودن را در ذهن مخاطب ناآگاه تداعی کنند. باید بدانیم تمام مواد در جهان شیمیایی هستند! و اینکه طی فرایندهای پیچیده مبتنی بر علم شیمی و با کمک تکنولوژی، مقدار مشخصی از مواد مفید را از طبیعت بیرون میکشند و داروها را میسازند باید موجب تحسین علم شود، نه کوبیدن علم. با وجود اینکه تئوریهای توطئه اساسا طوری مطرح میشوند که توسط مخاطب عام قابل راستیآزمایی نباشند اما از آنجا که اختصاصا تئوریهای مطرحشده در مخالفت با واکسیناسیون در گذر زمان، ماهیتا تغییری نکردهاند، میتوانیم بدون داشتن تخصص در زمینه پزشکی هم درستی آنها را پس از گذشت بیش از 200 سال مورد قضاوت قرار دهیم. این ادعاها از قدیمالایام مطرح میشدند و هنوز هم میشوند:
1- واکسن نهتنها ضروری نیست بلکه بیماریزا هم هست: اینکه مبتلاشدن به خود بیماری، نسبت به دریافت واکسن آن، ایمنی بیشتری ایجاد میکند، سخنی گمراهکننده است؛ چراکه ابتلا به بیماری بهمعنای روبهروشدن با خطر شیوع و احتمال مرگ انسانهاست و مقاومشدن پس از ابتلا دستکم در گرو زندهماندن فرد است! درباره واکسن آنفلوانزا میگویند با اینکه افراد واکسن آن را تزریق میکنند اما بدن کاملا ایمن نمیشود. واکسن آنفلوانزا اساسا برای کمکردن احتمال ابتلا به آن برای افراد حساس به این بیماری است. خود پزشکان میدانند و به بیماران هم میگویند که واکسیناسیون آنفلوانزا آنها را بهطورکامل ایمن نمیکند؛ چراکه عوامل ابتلا به آنفلوانزا ممکن است مواردی باشند که در آن سال، پیشبینی نشده باشند. اساسا واکسیناسیون براساس مقایسه فایده در برابر ضرر اعتبار پیدا میکند؛ مثلا مراجع مربوطه، ایمنشدن 9هزارو 999 نفر در مقایسه با ایجاد حساسیت در یک نفر را برای انجام واکسیناسیون قانعکننده میدانند، اما مبارزهکنندگان با علم، به همان یک مورد استناد کرده و دست به بزرگنمایی میزنند! یکی از ادعاهای دستاندرکاران فریب عمومی، ارتباط بین احتمال ابتلای کودکانی که تحت واکسیناسیون سرخک قرار میگیرند به اتیسم است. این ادعا نیز از نتایج یک آزمایش پراشتباه در سال 1999 که بارها و بارها غلطبودن آن اثبات شده، نشئت میگیرد. تئوریسینهای توطئه در بحث واکسیناسیون برای محکمکاری در تحریک احساسات و هیجانات مخاطب، به دروغگویی و تحریف مقالات علمی میپردازند یا به تکادعاهای غلطی ارجاع میدهند که بارها رد شدهاند. برای آنها کافی است ادعایی یک بار در ضدیت با یک دستاورد علم به غلط مطرح شود، اگر میلیونها بار هم توسط مجامع علمی رد شود، آنها مجامع علمی را محکوم به لاپوشانی مغرضانه واقعیت و قلب حقیقت میکنند. میگویند ایمنیبخشی واکسنها بهطورکامل اثبات نشده؛ درست است، اساسا ادعاهای مطلق هیچگاه در علم جایی ندارند. مروجان ضدیت با واکسیناسیون میدانند دروغهایی که با قطعیت گفته میشوند، نزد اکثر مردم مقبولتر از راستهایی است که با احتیاط بیان میشوند. 2- گروههایی در پی کنترل افکار، حق حیات، عقیمسازی و انقراض نسل هستند: از قدیم ایجاد این نوع بدگمانیها در رابطه با واکسن با ادعای ورود ناشناختهها به بدن عنوان میشده است. زمانی با وهم ورود جن به بدن هراسافکنی میکردند و اکنون با ادعای ورود جیوه و نانوچیپ با واژه پرطمطراق و هراسآور بیوتروریسم! میتوانیم اینطور در نظر بگیریم که ادعای تزریق نانوچیپ همانقدر میتواند صحت داشته باشد که ما در طول تاریخ واکسیناسیون، تحت کنترل اجنه تزریقشده بودهایم! ادعای دیگری از همان دوران قدیم مطرح کردهاند و هنوز هم مدعی هستند که دشمنان قصد کمکردن جمعیت و انقراض نسل مسلمانان را دارند. با نگاهی به رشد جمعیت و زاد و ولد مسلمانان، بهراحتی میتوان این ادعای سنتی را صحتسنجی کرد! فریبکاران برای قبولاندن این ادعاها، وقیحانه از صداقت شرکتهای داروسازی سوءاستفاده میکنند. اعلام وجود دوز «ایمنی» از جیوه در برخی واکسنها مانند واکسن آنفلوانزا و واکسن سهگانه را تحریف کرده و آن را اعتراف به وجود مواد سمی و کشنده در واکسنها میدانند! یا میگویند اگر قصد انقراض نسل را ندارند، چرا واکسن کزاز را فقط به زوجهای در شرف ازدواج تزریق میکنند. این افراد از ناآگاهی مردم نسبت به لزوم استفاده دورهای کزاز برای تثبیت ایمنی در بلندمدت سوءاستفاده میکنند. واکسن کزاز توسط هر فرد باید در چندین نوبت بهصورت اختیاری دریافت شود تا بدن او کاملا ایمن شود. اجبار آن، در زمان ازدواج برای رعایت احتیاط است. ادعای دیگر تلاش برای کوچککردن آلت تناسلی مردان است تا در زاد و ولد ایرانیان خلل ایجاد کند. در مطالعهای که در سال 2003 انجام گرفته است، مشخص شد 45 درصد مردان از اندازه آلت تناسلی خود ناراضیاند (در صورتیکه فقط ششدهم درصد از مردان واقعا دچار مشکل میکروپنیس هستند). گستردگی این تصور غلط درباره اندازه آلت تناسلی در جامعه، زمینه پذیرش دروغی را که دشمنان علم درمورد واکسنها مطرح میکنند، فراهم میآورد و آن را علت مشکل خیالی خود مییابند. در راستیآزمایی تاریخی این ادعا گفتنی است که هرگاه تردیدها درباره ضرورت استفاده از واکسن افزایش یافته، باعث شده است که میزان مصونیت جمعی در برابر برخی بیماریها کاهش یابد. درحالحاضر، خوشبختانه تمامی ادعاهای مطرحشده آنقدر قابل راستیآزمایی هستند که جامعه پزشکی ما بتواند بهراحتی صدق آن را برملا کند، بهطوریکه نیازی به خیرخواهی یک یا چند نفر نباشد! بهخطرافتادن جایگاههای سیاسی و مالی افراد، برخی از آنها را بر آن میدارد تا با استفاده از احساسات و هیجانات و ناآگاهی مردم به تقابل با رقبا بروند. فریب و فریبکاری در هر زمینهای بسیار نکوهیده و ناپسند است؛ اما طرح تئوریهای توطئه و ایجاد بدگمانی در موضوع سلامت و بهداشت، عملا خطری بزرگ و تلاشی رذیلانه محسوب میشوند. از معضلاتی که علم با آن روبهروست، راستگویی خشک خودش و دروغگویی احساسی بقیه است؛ بنابراین مواجهه منطقی با دروغهایی آغشته به محرکات احساسی و تعلقات مذهبی، ملی و... دشوار است. بهتر است افراد جامعه همواره در پذیرش سخنانی که با تحریک احساسات آنها همراه است، پرسشگرتر عمل کنند. در زمینه واکسن و دارو، در تحلیل نهایی خوشبختانه هم میتوانیم به دقت نظر و انسانیت متخصصان حوزه علم اعتماد کنیم و هم شخصا آمارها و مستندات مشخصی برای صحتسنجی تک به تک ادعاهای متوهمان بررسی کنیم. کمااینکه در همین مقاله نیز سعی شد درباره تمامی مدعاها روشنگری شود.