بزنگاه عملگرایی و اصولگرایی
شرق: اصولگرایان اگرچه در مقایسه با اصلاحطلبان در عالم سیاست بیشتر به رفتارهای ایدئولوژیک شناخته میشوند، اما رصد رفتاری بخش زیادی از چهرههای این جریان حاکی از این است که در بزنگاه به عملگرایی روی خواهند آورد، اگرچه همزمان هم حاضر نیستند از شعارهای ایدئولوژیک دست بکشند. همین مسئله باعث میشود این جریان سیاسی در عمل درگیر یک تناقض پنهان شود، تناقضی که میتواند به پوپولیسم و فرصتطلبی هم تعبیر شود
نمونههایی از این عملگرایی را میتوان در رفتار سیاسی رئیس جدید مجلس یا برخی چهرههای سخنورشان مانند علیاکبر رائفیپور دید؛ برای نمونه خدماتی که قالیباف در طول دوران ریاستش بر شهرداری به سرمایهداری کمپرادور (غیرمولد و رانتیر) کرد، هیچ شهردار غیراصولگرای دیگری نکرد. مالها (مراکز خرید عظیم تجاری) که نماد سرمایهداری متأخرند، در دوران قالیباف در تهران پا گرفتند؛ درحالیکه او در شعارهایش مدام علیه این چهاردرصدیها حرف میزد و خودش را مدافع باقی مردم یعنی 94 درصد دیگر معرفی میکرد. پای بسیاری از این سرمایهدارها در زمان ریاست قالیباف بر شهرداری به معاملات بزرگ و مختلف باز شد و مراودات مالی و کاری با چهرههایی مانند بابک زنجانی، علی انصاری و برادران ریختهگران با شهرداری تهران رخ داد. بابک زنجانی در نامهای به نمایندگان مجلس وقت مدعی شده بود که: «من، پل صدر را به مبلغ ۴۰ میلیون دلار سرمایهگذاری کردم و واردات قطعات مورد نیاز آن را انجام دادم و بعد از دو سال بهجای پولم، شهرداری تهران تراکم به من داد و مجبور به ساخت پروژه ایرانزمین در منطقه شهرک غرب تهران شدم».
یاوری مدتها رئیس سازمان سرمایهگذاری و مشارکتهای شهرداری تهران بود و ارتباط نزدیکی با ریختهگرانها داشت. برادران ریختهگران در اسفند سال ۸۶، برای خرید بانک سرمایه اقدام میکند. شهرداری تهران در آن زمان، مالک ۳۸ درصد از سهام بانک سرمایه بود. آنطورکه در رسانهها گفته میشود، او یک قرارداد با شهرداری تهران امضا میکند که در ازای تأمین ۸۰ هزار تن میلگرد برای ساخت تونل توحید، بلوک ۳۸ درصدی سهام بانک سرمایه به او واگذار شود. ریختهگران بدون پرداخت هیچ مبلغی و با ارائه یک حواله جعلی انبار آهن، مالک ۳۸ درصد سهام بانک سرمایه میشود و شهرداری تهران وقتی برای گرفتن میلگرد مراجعه میکند، فقط با یک انبار خالی در شورآباد تهران روبهرو میشود.محمدجواد شیرازی، رئیس وقت سازمان بازرسی شهرداری تهران، در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷، درباره تخلفات ایرانمال اعلام کرده بود که شامل دهها هزار متر است و حتی خبر داده بود که از پخش آن از رسانه ملی جلوگیری کردند و به پخش آگهی تبلیغاتی این مجموعه پرداختند.
اعتقاد به پراگماتیسم در رفتار سیاسی قالیباف بهویژه در انتخابات ۸۴ هم نمود زیادی دارد و او رسما خودش را رقیب هاشمی میدید نه لاریجانی یا احمدینژاد برای همین بهدنبال ارائه چهرهای از خود بود که حامیان هاشمی را به سمت خود بکشد. در ماجرای حمایت تتلو از اصولگرایان در انتخابات 96 هم میتوان به جنبه دیگری از این عملگرایی اشاره کرد. وقتی خبرگزاری فارس برای تتلو همایش تقدیر برگزار میکند و امثال حمید رسایی و علیاکبر رائفیپور در آن شرکت میکنند و حتی رائفیپور میگوید که به حال تتلو غبطه میخورد! تتلویی که نماینده سبک و سلیقهای در زندگی است که اصولگرایان آن را نماد ابتذال و بیبندوباری و فرهنگ غربی خواندهاند!
علیرضا علوی تبار بهتازگی در تحلیلی نوشته بود که در واقع ما با طیفی مواجهیم كه دو سر آن را میتوان عملگرا و اصولگرا نامید. «... اصولگرا كسی است كه اهداف و آرمانهای مشخصی را در سیاست دنبال میكند و حاضر نیست كه از این اهداف و آرمانها دست بكشد... تنها ابزارها و وسایلی را میپذیرند كه با آرمانهایشان سنخیت داشته باشد. در واقع با شعار منصوب به لنین (هدف وسیله را توجیه میكند) در تقابل قرار میگیرند... اگر اصولگرایی را اینگونه تعریف كنیم، عملگرایی در مقایسه با آن به این معناست كه به «امكانپذیری» آرمانها توجه بیشتر مبذول داریم و تنها به تحقق اهدافی متعهد شویم كه تحقق آنها امكانپذیر باشد...». اما به باور علویتبار جریانی از اصولگرایان که این سالهای اخیر قدرت گرفتهاند، به این معنا اصولگرا نیستند: «این اصولگرانبودن آنها را میتوان در انتخاب ابزارها و وسایل مشاهده كرد...
سؤال مهم و آخر اما این است که اصولگرایان که در بزنگاه میتوانند اینچنین به عملگرایی روی بیاورند، چرا در سیاست خارجی اینگونه عمل نمیکنند. شاید زمان آن هنوز نرسیده است!