|

فراز و فرودهای لباس همسان در صنعت 100ساله مُد ایران

ستاره جاويد

عمر لباس همسان یا «یونیفرم» (Uniform) در ایران به 92 سال می‌رسد. بنیاد ملی مد و لباس که از سال 1389 به‌صورت رسمی و قانون‌مند، برای مبارزه با فعالیت‌های زیرزمینی و ساماندهی مُد و پوشاک در کشور، پا به عرصه وجود نهاد، از آغاز پیدایش تا امروز که در آستانه 10 سالگی ایستاده است، موفق شده با هدایت و اجرای استراتژی‌ها و نقشه‌ راهی که در دستور کار قرار داده است، تا حدودی جریان منطقی و مناسبی را در خصوص هدایت پوشش اجتماع و مهار آسیب‌های اجتماعی، پوشش به‌ویژه پوشش بانوان و ساماندهی لباس اجتماع بانوان ایجاد کند. این تلاش‌ها از رصد صفحه‌های طراحان لباس زیرزمینی و مزون‌ها تا رصد رسمی طراحان همکار با کارگروه را شامل می‌شود. بنیاد ملی مد در فراخوانی از تمام علاقه‌مندان به امر تولید یا طراحی پوشاک، درخواست کرده است که دست کمک و همکاری این بنیاد را برای تعامل ملی بفشارند و زیر لوای این بنیاد قرار گیرند. یکی از دستورالعمل‌هایی که بنیاد ملی مد و لباس در کشور در اولویت پیگیری‌ها قرار داده است، موضوع لباس فرم دانش‌آموزان با نگرش حفظ و رعایت عدالت اجتماعی و ایجاد حس برابری در میان دانش‌آموزانی است که از طبقات مختلف اجتماعی در نهادی به نام مدرسه، دور هم جمع می‌شوند و تحصیل می‌کنند. اواسط دهه ۷۰ بود که تصمیم بر انتخاب لباس فرم برای دانش‌آموزان بر سر زبان‌ها افتاد اما پیشینه استفاده از لباس فرم در مدارس ایران، به قبل از انقلاب برمی‌گردد؛ زمانی که لباس‌های متحدالشکل، نرم‌نرمک جای خود را در پوشش دانش‌آموزان و دانشجویان باز کردند. لباس یکدستی که قرار بود فاصله طبقاتی میان دانش‌آموزان را پر کند، برای برابری و عدالت باشد و مانع از فخرفروشی یا چشم‌ و هم‌چشمی شود و به گواه حافظه تاریخ، نمادی برای اتحاد ملی باشد، اما با تفسیرهای به‌انحراف‌رفته سیاسی، با بازخوردهای ضدقومیتی مواجه شد و در هزارتوی تاریخ ایران، به دست مبارزه سپرده شد و سرانجام به دلیل مقاومت اقوام گوناگون ایرانی از باور مردم حذف شد. قانون استفاده از یونیفرم در سال‌های بعد از انقلاب، بار‌ها عوض شده؛ گاه اجباری بوده و گاه اختیاری؛ گاه فقط در مدارس دولتی وجود داشته و گاه فقط در مدارس غیرانتفاعی. در همین مسیر پر از فراز و فرودهای پیش‌رونده و پس‌رونده، در سال ۹۶، کارگروه ساماندهی مد و لباس به فقره لباس فرم مدارس وارد شد که با ارائه دستورالعمل کلی ‏سروسامانی به لباس فرم دانش‌آموزان بدهد. اگرچه این دستورالعمل براساس نظام واحدی تدوین نشد و ‏دست مدارس در انتخاب رنگ و طرح‌ و مدل‌ مطابق با استانداردی که کارگروه تدوین کرده بود، برای طراحی مانتو‌های ‏یکدست دانش‌آموزان دختر باز گذاشته شد، در نتیجه هر مدرسه برای فرم پوشش، ‏ساز خود را نواخت. با این حال، این روزها که کشور ما نیز مانند بسیاری از کشورهای دنیا درگیر اپیدمی کروناست و سال تحصیلی 98-99 یکی از عجیب‌ترین و پرتعطیلی‌ترین سال‌های تحصیلی سده اخیر بوده، همچنان تلاش‌های کارگروه ساماندهی مد و لباس برای جریان‌سازی در مسیر لباس فرم مدارس، در حالی ادامه دارد که خبرها حاکی از تداوم تعطیلی مدارس در مهرماه 99 است.

سهیلا فتحی، مادر یکی از دانش‌آموزان مقطع ابتدایی، به «شرق» می‌گوید: حسی که لباس فرم دانش‌آموزان دارد، رعایت حس هم‌دست‌بودن و برابری اجتماعی میان بچه‌هاست. من از این نظر از ایده لباس فرم مدارس استقبال می‌کنم که کمک می‌کند کودکم در کنار دیگر هم‌قطاران خود، حس برتری‌جویی نداشته باشد و کودکانی که از خانواده‌های کم‌درآمد می‌آیند هر روز با کودکانی مواجه نشوند که لباس‌های الوان و گران‌قیمت می‌پوشند و حس نداشته‌ها را در آنان تقویت می‌کنند. از این منظر، لباس فرم مدارس ایده انسانی و مناسبی است اما به شرط اینکه تبدیل به درگاه تجاری مدارس نشود و خانواده‌ها به صورت سردرگم از یک تولیدکننده به تولیدکننده دیگر پاس‌کاری نشوند. علی محمدی، والدین یکی ‌دیگر از دانش‌آموزان، می‌گوید: در دوران کرونا که بچه‌ها از منزل با معلمان خود در تماس هستند، لباس فرم مدارس معنای خود را از دست می‌دهد، چراکه کودکان بدون توجه به اینکه در منزل هستند، با همان پوششی که در خانواده حضور دارند، مقابل دوربین موبایل والدین می‌نشستند و فصول آموزشی را دنبال می‌کردند، بنابراین تا زمانی که کرونا باعث تعطیلی مدارس است، موضوع لباس فرم مدارس، عاری از معنای کاربردی مناسبی است و به نظر من، فقط هزینه‌تراشی برای خانواده‌هاست. رویکردی که مدارس دنبال می کنند، خانواده‌ها را در تقابل با تولیدکنندگان قرار می‌دهد در حالی که همه جای دنیا، خانواده‌ها درگیر نمی‌شوند و مدل‌ها هم در فشن‌شوها انتخاب می‌شود. بی‌توجهی به روان‌شناسی کودکان سبب طرد لباس همسان ازسوی خانواده‌ها مریم سعیدی، روان‌شناس می‌گوید: اقتصاد در شرایط اجتماعی کنونی، یکی از اهرم‌ها و بازوهای اصلی مدیریت خانواده‌هاست. اگر مدارس در معرفی تولیدکننده‌ای که طرف قرارداد با آنهاست، سیاست مناسب و حمایت‌گرانه‌ای را در پیش نگیرند، تنش میان تولیدکننده و خانواده‌ها، سبب عقیم‌ماندن طرح لباس فرم که با محوریت رعایت عدالت اجتماعی دنبال می‌شود، خواهد شد. ضمن اینکه لزوم استفاده از روان‌شناسی کودکان نسبت به مسئله لباس فرم دانش‌آموزان و توجه به شرایط جغرافیایی، اقلیمی و فرهنگی نواحی مختلف ایران، اقتضا می‌کند که مسئله لباس فرم دانش‌آموزان با تأثیرپذیری ‌بهنجار از الگوهای استاندارد، پیگیری شود در غیر این صورت همچنان پوششی منفعل محسوب شده و از سوی خانواده‌ها طرد می‌شود. مدارس باید به دنبال ایجاد راهکارهای جدید برای ورود جریانات استاندارد در زمینه طراحی و تولید لباس برای دانش‌آموزان باشند و این رویکرد برای گروه‌های سنی موردنظر، باید از مجرای علومی همچون روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، تاریخ هنر و خاستگاه‌های فرهنگی و اجتماعی عبور داده شود. بازگشت به گذشته، سرانجام لباس متحدالشکل از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۴ مقررات بسیاری برای اجرای برنامه «اتحاد لباس» وضع شد که جملگی به کارکنان دولت یا دانش‌آموزان مدارس مربوط می‌شدند. علت آن هم شفاف و روشن بود! دولت برای اجرای طرح اتحاد لباس ابزارهای کافی و کارآمد در اختیار نداشت و ناگزیر بود اجرای قانون را به زیرمجموعه‌های خود که کنترل مؤثری بر آنها داشت، محدود کند. خصوصا در شهرهای کوچک و روستاها و سکونتگاه‌های ایلات و عشایر پیشرفت چندانی در اجرای قانون به چشم نمی‌خورد. به گواه تاریخ، برنامه اتحاد لباس، نه موجب رواج لباس پهلوی شد و نه تنوع پوشش اقوام ایرانی را از میان برد، اما پیامد آن تنش‌هایی بود که میان بخش‌هایی از جامعه و دولت رخ داد؛ تنش‌های ضدملی که خیلی پیش‌تر ازسوی برخی نمایندگان مجلس شورای ملی گوشزد شده بود. اوج این تنش‌ها واقعه قیام مسجد گوهرشاد بود که در تیر ۱۳۱۴ در اعتراض به تغییر لباس و در بیم از کشف حجاب به وقوع پیوست. (در این زمان کشف حجاب به شکل رسمی اعلام و اجرا نشده بود) و حدود صد کشته و زخمی بر جا گذاشت. با رفتن دولت پهلوی اول در شهریور ۲۰، اتحاد لباس در همان دایره کوچک کارمندان دولت نیز کنار گذاشته شد و مردم دوباره به گوناگونی لباس که در تاریخ دیرینه ایران ریشه داشت، روی آوردند. قانون جایگزینی پوشاک و نقش یونیفرم در مُد ایران ویکی‌پدیا می‌نویسد در سال ۱۳۰۷ خورشیدی (۱۹۲۸ میلادی) بر اساس قانون متحدالشکل‌کردن البسه اتباع ایران در داخل مملکت، کلیه مردان اهل ایران مجبور شدند عمامه و کلاه‌های سنتی خود را با کلاه‌ پهلوی جایگزین کنند. دو سال پس از آن در اسفند ۱۳۰۸ خورشیدی استفاده از لباس‌های سنتی (قبا، شال، عبا، پوستین، عمامه و نظیر آن) برای تمام پسران و مردان ممنوع شد و جای آن را کت و شلوار و کلاه پهلوی گرفت. شش سال بعد در خرداد ۱۳۱۴ خورشیدی مجلس قانون دیگری را به تصویب رسانید که کلاه شاپو را جایگزین کلاه پهلوی و کفش چرمی اروپایی را جایگزین انواع کفش‌های سنتی موجود کرد. تنها کسانی که از این قوانین معافیت داشتند گروهی بودند که آخوند یا روحانی خوانده می‌شدند. روحانیت شامل علما و مجتهدان، طلاب حوزه‌های علمیه، پیش‌نمازان مساجد و اندک گروهی دیگر می‌شدند. تمامی این افراد باید از سوی حکومت برای پوشیدن لباس «روحانیت» مجوز دریافت می‌کردند. قوانین متحدالشکل‌کردن لباس با برکناری رضاشاه در سال ۱۳۲۰ خورشیدی (۱۹۴۱ میلادی) و اشغال ایران توسط متفقین لغو شد. پوشش دانش‌آموزان با آناتومی کودکان هم‌خوانی ندارد یکی از داوران نخستین مسابقه سراسری طراحی پوشاک مدارس اعلام کرده آثار رسیده به این رویداد نشان داد آموزش فنون الگوسازی و دوخت برای لباس فرم دانش‌آموزان در سراسر کشور، نیاز مبرم و حیاتی به شمار می‌رود. او به هنرآنلاین گفته ازجمله اصول طراحی و دوخت هرگونه لباس به‌ویژه لباس فرم که قرار است ساعت‌ها بر تن کودک و نوجوان باشد، به موضوع الگوسازی بازمی‌گردد که به‌نوعی تمام عناصر موجود در روند شکل‌گیری یک لباس را در برمی‌گیرد و در حقیقت محصول نهایی بر اساس و پایه آن به منصه ظهور می‌رسد. معصومه زمانی گفته در بخش الگوسازی و دوخت، بعضا با آثاری مواجه شدم که مشخصا با آناتومی اندام کودکان و نوجوانان هم‌خوانی نداشت و همین مسئله ضرورت پرداخت هرچه بهتر به موضوع استانداردسازی الگو در این حوزه خاص را پررنگ‌تر می‌کند. به‌جرئت می‌توان گفت نیاز مبرم است تا برای هر بخش و منطقه به الگویی استاندارد در زمینه طراحی و دوخت لباس فرم دانش‌آموزان دست یابیم. البته که این نقیصه تنها از مسیر آموزش رفع می‌شود چراکه فنون دوخت برای نقاط مختلف لباس فرم نقش بسزایی در تعیین میزان کیفیت محصول نهایی دارد و تجربه ذهنی موجود از این بخش نشان می‌دهد که همواره بسیاری از دانش‌آموزان و والدین از کیفیت دوخت لباس فرم مدارس گله‌ می‌کنند. هرچند دوخت بسیاری از آثار راه‌یافته به مسابقه مثال‌زدنی بود اما این موضوع در بخش عمده آثار مشهود بود که بیش از هر زمان دیگری به تعیین سرفصل‌های آموزشی در زمینه دوخت لباس فرم برای دانش‌آموزان کشور با توجه به ویژگی‌های آناتومی و حرکتی آنها نیاز است. این مدرس دانشگاه گفته عرصه طراحی، الگوسازی و دوخت لباس فرم دانش‌آموزان با تکیه بر تمام ظرفیت‌های هنری و صنعتی موجود در کشور قابل اجرا به بهترین شکل ممکن است، تنها به شرطی که آحاد جامعه مرتبط با این حوزه از دانش‌آموزان و والدین گرفته تا فرهنگیان، طراحان، خیاطان، صاحبان صنایعی همچون نساجی و تولیدکنندگان دریابند که پاسخ به نیاز مبرم و حیاتی دانش‌آموز امروز در ارتباط با لباسی که در مدرسه بر تن می‌کند تا چه‌اندازه به روند ساخت شخصیت و خلقیات او مرتبط است، هرچند بارها شاهد تحمیل یک لباس فرم با کیفیت نازل از سوی مدارس بوده‌ایم، اما زمان آن رسیده که در سایه تعامل میان تمام نهادهای مسئول و مرتبط، دغدغه این پوشش مهم و سرنوشت‌ساز را در سطح اولویت‌ها قرار داده تا به‌زودی این جریان به بهترین شکل ممکن در سراسر کشور ساماندهی شود. میزگردهای لباس فرم دانش‌آموزان از سوی کارگروه‌ مُد با توجه به تلاش‌های کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور درخصوص تمرکز بر لباس فرم دانش‌آموزان و بازتاب‌های خبری متعدد از برگزاری انواع رویدادهای مرتبط با این موضوع، گواه از اولویت‌شدن فقره لباس همسان مدارس در بدنه کلان سیاست‌گذار است که بازوی اجرائی آن، تحقق مسئله را پیگیری می‌کند. در همین راستا میزگردی از انجمن فرهنگی هنری طراحان و تولیدکنندگان پوشاک مدارس ایران که زیر نظر بنیاد مد فعالیت می‌کند، برگزار شده است. نخستین میزگرد کارگروه عفاف و حجاب انجمن فرهنگی هنری طراحان و تولیدکنندگان پوشاک مدارس ایران، با موضوع «نقش و تأثیر لباس فرم مدارس در ترویج فرهنگ پوشش میان دانش‌آموزان»، 20 خرداد با حضور عوامل مسئول برگزار شده است. به گفته هنرآنلاین این جلسه با رویکرد پاسخ به پرسش‌هایی متداول در زمینه چرایی لزوم توجه به فرهنگ پوشیدگی در میان کودکان و نوجوانان در مقاطع سنی مختلف دنبال شده و حضار کارشناس درصدد پاسخ به پرسش‌هایی همچون «انتخاب پوشش مناسب برای کودکان و نوجوانان به‌ویژه در محیط‌های اجتماعی همچون مدرسه، چه تأثیری بر انتخاب پوشش این افراد در رده‌های سنی بالاتر خواهد داشت» و همچنین «حجاب چه نقشی در ایجاد امنیت اجتماعی برای دانش‌آموزان و به‌تبع آن چه تأثیری بر آرامش روانی خانواده‌ها دارد» برآمده‌اند. انتقال مفهوم و معنای آزادی اجتماعی از بستر لباس فرم مبتنی بر مؤلفه‌های پوشیدگی و همچنین نقش و اهمیت لباس فرم مدارس در ایجاد حس مسئولیت‌پذیری از دیگر سرفصل‌های موضوعی در این جلسه بود و در خاتمه این جلسه تلاش شد به این پرسش پاسخ داده شود که لباس به‌عنوان یک خوراک فرهنگی و اجتماعی از چه سنی می‌تواند نقشی ذائقه‌ساز برای کودکان و نوجوانان ایفا کند؟ به گزارش «شرق»، حال باید دید تلاش‌ها برای ایجاد ذائقه اجتماعی یکسان از دوران نوجوانی و دانش‌آموزی در میان میلیون‌ها دانش‌آموز ایرانی که از سوی کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور در دستور کار قرار گرفته و تنها یک ضلع از سفره کوچک خانواده‌های ایرانی را می‌بیند ولی اقتصاد شکننده‌ دهک پرجمعیت جامعه را که توان خرید یک دستگاه تلفن همراه هوشمند یا تبلت برای کودکان خود را که ناچار هستند در دوران کرونازده، از خانه و به صورت آنلاین معلمان را دنبال کنند در نظر نمی‌گیرد، به چه نتیجه‌ و عاقبتی دست می‌یابد!

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.