معمای 2 زندانی
ساسان کریمی دانشآموخته دکترای فلسفه در دانشگاه تهران
امروز، روابط سیاسی میان ایران و ایالات متحده-لااقل پس از برجام- بیش از هر چیز تحت تأثیر و حتی قربانی تحولات سیاست داخلی آمریکاست؟ بنابراین از موضع تحلیلگر و نه سیاستمدار، میتوان به جمله مشهوری که «سیاست خارجی امتداد سیاست داخلی است» نظر کرد؛ در ایران دستاوردهای چشمگیر اقتصادی زیر سایه رفتوآمدهای متراکم و معنادار دیپلماتیک با بازگرداندن تحریمهای یکجانبه ایالات متحده تقریبا از میان رفته و بیاثر شدهاند. دولت روحانی در عمل به وعدههای اصلی، خود را در مخمصهای یافته که در آن ادارهکردن بدون درآمد قابلملاحظه نفتی و با مزاحمتهای بانکی، بیمهای و... آمریکا خود به سقف عملکرد تبدیل شده است (که انصافا کار سادهای هم نیست)، فعالیتهای عمرانی با بحران منابع و دولت با کسری بودجه مواجه شده است. این موضوع فارغ از علت بروزش نهتنها دولت روحانی، بلکه گرایش منسوب به او را در صحنه سیاست ایران تا این لحظه در فرودست قرار داده و طرفدارانش را تا حدی از نتیجه بهدستآمده دلسرد کرده است.
از طرف دیگر دولت ترامپ در سیاست داخلی ایالات متحده از مشکلات ناشی از بیماری همهگیر کرونا و عملکرد غیرقابلدفاع خود در آن باب سر برنیاورده بود که به چالشی بزرگ و پیشبینیناپذیر افتاد؛ موضوع قتل جورج فلوید و اعتراضات چشمگیر ضدنژادپرستی و مواضع دونالد ترامپ تا اینجا، کار را برای پویش انتخاباتی او دشوار کرده است. او که تا شش ماه پیش از همه بیشتر بهواسطه رقبای نهچندان همسنگ، خود را برنده انتخاباتی آسان در نوامبر سال جاری میدانست، اینک با گردش روزگار، راه دشوار و درازی برای گرفتن رأی از جامعه آمریکایی پیشروی خود میبیند. بنابراین به نظر میرسد با درنظرگرفتن موضع پاییندست هر دو دولت در سیاست داخلی، هر دو خود را با موضوعی مواجه میبینند که در مقایسه با چالشهای دیگرشان دشوارترین مسئله نیست. حال فارغ از آنکه دولت در ایران تا چه میزان از اختیارات ذاتی برای حل چنین چالشهایی برخوردار است، به نظر میرسد عقلانیترین رویکرد برای دولت، بازی دوگانه و تلاش برای بهکرسینشاندن موضع خود، استفاده از چالشهای گوناگون طرف مقابل و در ضمن مدیریت موضوع در ماههای منتهی به انتخابات نوامبر است. اگرچه ایران به موضوع بهقدرترسیدن دموکراتها بهعنوان سرمایهگذاری نمینگرد اما با نیمنگاهی به آن متوجه این موضوع نیز هست که کنش یا عدم کنش از طرف او میتواند نتیجه را در واشنگتن تحت تأثیر قرار دهد. ضمن آنکه قطعا پس از تحمل شرایط دشوار سالهای اخیر احتمالا به آنچه موضع رسمی و ابتدایی آمریکاست تن نخواهد داد که این البته موضعی است متناسب با هژمونی تولیدشده برای حاکمیت ایران چه در عرصه داخلی و چه در صحنه منطقه. در دیگر سوی موضوع نیز دولت ترامپ شاهد این است که ایران باوجود قرارگرفتن زیر فشار حداکثری، قبول فشارهای اقتصادی که در مواردی حتی موجب ناآرامیهای داخلی شده است، به آنچه او خواسته تن نداده و بنابراین در ماههای باقیمانده نیز این کار را نخواهد کرد. علاوهبر اینکه موضوعات پیشآمده برای ترامپ نیز ایران را در این طریق مصممتر و مطمئنبهنفستر خواهد کرد. ضمن آنکه دولت ترامپ نهتنها نتوانسته دستاوردی در سیاست خارجی ارائه کند بلکه حتی روابط آمریکا با کشورهای متحد سیاسی (مانند کشورهای اروپایی) و شرکای بزرگ اقتصادی (مانند چین) را نیز به دستاندازهای جدی انداخته است. خروج یکجانبه ترامپ از بسیاری از معاهدات بینالمللی و تهدیداتی از جنس برخوردش با ناتو در کنار اختلافات دوجانبه با کشورها، میل همراهان ایالات متحده را برای ادامه ریاستجمهوری او به حداقل رسانده و نشانههایی مانند آنچه آنگلا مرکل در ردکردن دعوت ترامپ بروز داد، این موضوع را عیان میکند که این متحدان نیز تا حد ممکن از اعتباردادن به رئیسجمهور کنونی آمریکا در آستانه انتخابات دور دومش خودداری میکنند. بنابراین منطقا هر روز که به انتخابات نزدیکتر میشویم، میل و اشتهای ترامپ برای توافقی با ایران که بتواند صحنه را به نفع او برگرداند، بیشتر میشود. از سوی دیگر ایران در دوگانهای است که هم باید موضوع را مدیریت کند و احیانا فرصتی جدی را از دست ندهد و هم اینکه بدون سرمایهگذاری بر باخت ترامپ، باعث برد او نیز نشود. از همین روست که میبینیم در روزها و هفتههای جاری اتفاقاتی مانند آزادشدن زندانیان - چه مبادله زندانی باشد و چه روی صفحات رسمی چیز دیگری ذکر شود- با تناوب بیشتری انجام میشود. نشانههایی که هرچند باید به حساب استفاده متقابل دو طرف از آنچه میتوانند به نفع موضع خود دانسته شود ولی ضمنا نمیتوان آن را بیش از آنچه هست، جدی گرفت. پرسشی که باید ضمن تمام این تحلیلها مطرح کرد، این است که به فرض که ترامپ دوباره رئیسجمهور شود، آیا کار ایران در گرفتن امتیاز در هرگونه مذاکرهای از دور نخست او سختتر نخواهد بود؟ اگر او ببازد چطور؟ آیا دموکراتها بلافاصله و پیش از انتخابات ایران در بهار سال آینده به برجام بازخواهند گشت و امید را در سیاست ایران وارد خواهند کرد یا با خطرکردن و پذیرش اینکه دوباره دولتی از جناح مخالف دولت کنونی ایران بر سر قدرت بیاید، کار خود را در بازگرداندن همگان به پایبندی عملیاتی به برجام و استفاده از امتیازات سیاسی آن بهعنوان دولتی دموکرات دشوار خواهند کرد؟
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.