از سیراف ایران تا کانتون چین داستان دریانوردی ایرانیان
در سرزمین ابریشم
حسین ایزدپناه . کارشناس فرهنگی
بسیاری از کاشفان سرزمینهای ناشناخته، از طریق دریا و با پیمودن اقیانوسها و تنگهها، پای در جزایر و مناطق بکر میگذاشتند و به همین سبب بود که جدا از دلایل جنگی که ساخت ناوها و کشتیها براساس شرایط نظامی و موقعیت دریایی هر دولت یا حکومتی شکل میگرفت، یکی از دلایل عمده دیگری که برای ساخت کشتیهاي قارهپیما میتوان برشمرد، استعمار قلمروهای جدید یا کشف سرزمینهای تازه بود که بهطور مشخص بسیاری از دولتهای اروپایی، سردمداران این ماجراجویی اقیانوسی بودند.
شاید اگر بخواهیم مشروعیت مشخصی برای تحرکات دریایی که عمدتا با لشکرکشی و بهدستآوردن غنایم و طلا نیز همراه بود، بیابیم، چیزی بالاتر از مقوله توسعه مذهب را شاید نتوان یافت که اصولا با فرمان پادشاهان و همراهی فتوای پاپ یا عالمان دینی زمانه به نبردی خونین و ویرانگر بدل میشد و نمونه بارز آن جنگهای صلیبی است. حتی در خاطرات کریستف کلمب در سال 1492 میلادی، از آرزویش - شاید رسالتش - برای دستیابی به طلای فراوان در کشف قاره جدید میگوید تا پادشاه اسپانیا بتواند فلسطین را تحت سلطه خودش بیاورد. مانند تفکر بسط مسیحیت، مسلمانان نیز در پی فتوحات بیشتر و توسیع سرزمینهای خود بودند و بههمیندلیل در زمان حکومت امویان و پادشاهی ولید بن عبدالملک فرماندهی جسور به نام «طارق بن زیاد» با سپاهی اندک از شمال آفریقا عازم جنوب اروپا شد و با گذر از تنگه جبلالطارق که بعدها به اسم همین فرمانده مسلمان نیز نامگذاری شد، موفق به فتح اندلس اسپانیا در سال 92 هجری قمری شد. با این مقدمه کلی و با فاصلهگیری از مشروعیتهای دینی در فتح ممالک همچنین دریانوردی اعراب مسلمان و مسیحیان به این منظور، ایرانیان شاید بیشتر بهواسطه تجربه کشتیسازی و داشتن ناوهای دریایی از زمان هخامنشیان و انتقال آن به دوران ساسانی و بعد اسلامی بهویژه قرون اولیه هجری، توانستند گامهای بزرگی در تعاملات تجاری و به موازات آن تعاملات فرهنگی و انسانی از طریق دریانوردی بردارند. آنان از بندر سیراف در کرانههای خلیج فارس به سمت اقیانوس هند، شرق آفریقا و چین دریانوردی میکردند. چین که موضوع این یادداشت نیز هست در آن زمان در نزد مسلمانان از اقصی نقاط عالم به شمار میرفت و البته با استناد به حدیث نبوی که: «به طلب علم بروید حتی در چین»، از اهمیت خاصی نیز بین آنان برخوردار بود. بندر سیراف تا نیمه دوم قرن چهارم هجری در اوج و شکوه خاص خود بود و از مهمترین لنگرگاههای خاورمیانه به حساب میآمد و از مبادی این سفر دریایی دور و دراز به خاور دور نیز به شمار میرفت. هرچند مسیر زمینی تجارت با چین پیشتر از طریق جاده ابریشم توسط تاجران ایرانی و غیرایرانی باتجربه پیموده میشد؛ اما بهواسطه ناامنی در مسیر زمینی و احتمالا کسب تجربههای جدید، سفر دریایی جایگزین شده بود. چین نهتنها برای ایرانیان و اعراب یک مقصد جذاب تجاری و فرهنگی به شمار میرفت، بلکه مردمان اروپا نیز چین را بهواسطه ابریشم خام و ادویه آن میشناختند. حتی با توجه به گستردگی این امپراتوری کهن در اقلیمهای متعدد بسیاری از تاجران اروپایی به چین رفتوآمد یا در آن اقامت داشتند. «مارکوپولو» تاجر ونیزی در قرن 15 میلادی پس از یک دهه خدمت در دربار حاکمان چین، سفری به ایران داشت و از شهرهای مختلف آن اطلاعاتی را در سفرنامه خود به ثبت رساند؛ از جمله این شهرها هرمز در خلیج فارس بود که آن دوران لنگرگاه مهم خلیج فارس محسوب میشد و تردد دریایی به چین از طریق این بندر صورت میپذیرفت و کالاهایی مانند ابریشم خام با گذر از شهرهایی مانند اصفهان و آذربایجان به آناتولی و دریای سیاه میرسید و از آنجا راهی دولتشهرهای ونیز و جنوا در ایتالیا و سپس دیگر نقاط اروپا میشد. 400 سال قبل از مارکوپولو، «سلیمان سیرافی»، تاجر و سفرنامهنویس معروف اهل سیراف، گزارشهای خود را در کتابی که بعدها توسط «ابوزید سیرافی» جمعآوری و «اخبار الصین و الهند» نام گرفت، به رشته تحریر درآورد. بدون شک دانش جغرافیایی این کتاب بعدها در قرن 18 میلادی مورد استفاده بسیاری از عالمان و مترجمان اروپایی قرار گرفت و بسیار حائز اهمیت است. بندر سیراف بهواسطه موقعیت لنگرگاهیاش از قرن اول تا چهارم هجری، علاوه بر میزبانی از کشتیهای بزرگ تجاری، دارای انبارهای وسیعی نیز بود که برای ذخیرهکردن داروها و گیاهان واردشده از چین و هند مورد استفاده قرار میگرفتند. از طرف دیگر بهواسطه حضور سیاحان، تجار و دانشمندان از نقاط مختلف، این بندر نقش اساسی در انتقال علوم متعدد هند و چین به ایران و متقابلا ارسال دانش ایرانی به خاور دور داشته است. همچنین الگوی مناسبی در همزیستی مسالمتآمیز ادیان و مذاهب مختلف به شمار میرود. بنا بر سفرنامه سلیمان تاجر، برای رسیدن به چین، دریانوردان قدیم سیرافی باید دریای عمان را به مقصد اقیانوس هند ترک میکردند و با گذر از تنگه یالک در شمال جزیره سیلان و خلیج بنگال به ساحل غربی مالایا میرسیدند و از آنجا ضمن توقف در جزیره هانیان پس از چهار ماه به مقصد کانتون چین کشتیرانی میکردند و کالاهای مورد نیاز خود را میخریدند. حتی بنا بر برخی گفتهها عدهای از اهالی سیراف در جزیره «هانیان» سکنی گزیدند و این روابط دریایی برای قرنها ادامه یافت تا در نتیجه سفرهای پرخطر ملوانان سیرافی در قرن 2 هجری امروزه ما شاهد پیوندهای فرهنگی و تاریخی بین ایران و چین باشیم و میشد این علاقهمندی را در پژوهشگران چینی دید وقتی که در سال 1396 پرفسور یائوچی ده، سیرافشناس اهل چین، همراه چند نفر از کارشناسان تاریخی آن کشور به استان بوشهر و سیراف سفر و ضمن بازدید از آثار تاریخی این بندر اعلام کردند چینیها این بندر را به نام «شیراف» میشناسند و بدون شک از گذشته دارای روابط محکمی با چین بوده است. پیشنهاد احیای طرح جدید جاده ابریشم به زمامداری چین و با پیوستن ایتالیا به طرح مزبور در سالهای اخیر، جدا از تلاش برای همگرایی اقتصادی در سطح بینالملل بهنوعی رجوع به تعاملات فرهنگی گذشته است که بهعنوان یک میراث معنوی بازمانده از جاده ابریشم میتواند چراغ تعاملات انسانی بین شرق و غرب را روشن نگه دارد.