از قطعکردن یارانه تمام وکلا تا رایگانبودن وکالت و مشاوره معاضدتی
مجتبی رستمی . وکیل پایهیک دادگستری
قریب به چندسال است که ستاد یارانه سرپرست خانواده زیر نظر ریاستجمهوری، یارانه تمامی وکلا را قطع کرده است. این در حالی است که وضعیت معیشت بسیاری از وکلا، بهخصوص وضعیت معیشت وکلای جوان و تازهکار اسفناک است. عواملی نظیر برگزاری آزمونهای متعدد وکالت در سطح کشور توسط دو نهاد وکالت، ازدیاد وکلای کانون وکلا و مرکز وکلای قوه، افزایش تعداد فارغالتحصیلان رشته حقوق، اجبارینبودن وکالت و کاهش سطح درآمد مردم، هر یک تأثیر بسیار زیادی در کاهش درآمد وکلا و بیکاری عده زیادی از آنها گذاشته است. از طرفی لزوم ارائه قرارداد مالی به محاکم و اخذ سهم کانونها و مرکز وکلا و همچنین مالیات و افزایش هزینههای تمدید پروانه وکلا، فشار اقتصادی زیادی را بر آنها تحمیل کرده، بهطوریکه بسیاری از وکلای جوان درصدد خروج از حرفه وکالت یا به دنبال شغل آزاد دیگری هستند تا بتوانند مثل دیگر مردم عادی، زندگی خود را رتقوفتق کنند. حال چند سؤال مطرح میشود؛ آیا وکیل جوان که با پشتسرگذاشتن آزمونهای سخت و مشقتزا و اخذ پروانه وکالت، باید شغل وکالت را بهخاطر بیکاری و فشارهایی که از نهادهای دولتی (مالیات، حذف یارانه) و غیردولتی (افزایش تمدید پروانه و سهم کانونها و پنج درصد تمبر) به او وارد میآورند، شغل و حرفه خود را رها کند و به مشاغل عمومی روی بیاورد؟ از طرفی قضات بازنشسته و افرادی که حقوق بازنشستگی میگیرند و دغدغه مالی ندارند، با اخذ پروانه وکالت به سهولت وارد حرفه وکالت شوند! و سبب بیکاری وکلای جوان شوند. از طرفی چرا ارائه خدمات الکترونیک قضائی، تنظیم و ارسال اظهارنامه و... از طریق دفاتر خدمات قضائی دارای تعرفه و هزینههای مشخص و معین است، ولی وقت و انرژی و فکر وکیل و مشاوره وکیل رایگان باشد. آیا این تفکر صحیح است؟ چرا دولت بدون هیچ حسابوکتابی باید یارانه تمام وکلا را قطع کند! مگر وکیل معاضدتی، از پرداخت هزینه ایابوذهاب و خرید کالای مصرفی معاف است؟! همه این خدمات رایگان وکلا به نفع دولتها و نهادهای عمومی وکالتی تمام میشود و نفعی به وکیل نمیرسد. الزام وکلا به ارائه مفاصاحساب مالیاتی برای تمدید پروانه، تکلیفی اضافی برای وکیل است، چراکه نص قانونی در رابطه با ارائه مفاصاحساب مالیاتی برای تمدید پروانه وکالت وجود ندارد و اداره مالیات میتواند مانند سایر مشاغل از طریق اداره اجرائیات مالیاتی نسبت به مطالبات خود علیه وکیل اقدام کند. با این اوضاعواحوال، رفتهرفته وکیل جوان از شغل وکالت دلزده شده و از شغل وکالت یا خارج شده یا وکیل متخلف میشود. وکیلی که از نظر مالی تأمین نباشد، بیشتر در معرض تخلفات، رشوه و... قرار میگیرد. وکیل بیپول، پزشک بیپول و قاضی بیپول همانند هم هستند؛ هرکدام شغل حساسی را دارند، (شغل وکالت شغل حساسی است). وکیل کمدرآمد مانند قاضی کمدرآمد در معرض اخذ و پرداخت رشوه و تخلفات مالی قرار میگیرد. الحمدلله وضع مالی قضات درحالحاضر نسبت به گذشته بهتر شده، اما وضعیت معیشت وکلا هر سال سختتر از سال قبل شده است. باید کاری کرد، به عمل کار برآید به سخنرانی نیست، حال وکلا خوب نیست.